⭕️نیویورک تایمز | توافق ترامپ با ایران؛ آغاز پرهرجومرج و سردرگمی دیپلماتیک
🔹توافق ترامپ با ایران که تنها چند روز از عمر آن میگذرد، در لایههای عمیقی از سردرگمی و بیثباتی گرفتار شده است
🔸دیپلماسی در این پرونده به جای ایجاد آرامش، فضایی از ابهام و سوءتفاهمهای جدی پدید آورده است
🔹لغو ناگهانی مذاکرات در سوئیس و عدم حضور معاون ترامپ در این نشست، نشانگر گسست عملیاتی عمیقی است که ریشه در تنشهای میدانی لبنان دارد
🔸مسئله اصلی اینجاست که روایتهای متناقض طرفین از متن توافق، به همراه باقی ماندن پرسشهای بیپاسخ درباره برنامه هستهای و وضعیت امنیت در تنگه هرمز، عملاً کارآمدی این توافق را از همان ابتدا زیر سوال برده است
🔹درگیریهای جاری میان اسرائیل و حزبالله نیز به عنوان متغیری پیشبینینشده، شریانهای حیاتی این توافق را مسدود کرده و شکاف میان واشنگتن و تلآویو را عمیقتر از هر زمان دیگری نشان میدهد
🔸در نهایت، این تحلیل روایتگر سناریویی است که در آن نه تنها صلح محقق نشده، بلکه بیاعتمادی میان طرفین و شرکای منطقهای، آینده این توافق را در هالهای از تردیدهای راهبردی فرو برده است.
💬رسانه اسرائیلی یدیعوت آحارونوت:
🔹اسرائیل از انتقادهای تند جیدی ونس از وزرای کابینه و هشدار ضمنی او مبنی بر اینکه حمایتهای نظامی ایالات متحده لزوماً بیقیدوشرط نخواهد بود، شوکه شده است.
🔸رهبران اسرائیل برای جلوگیری از تنش بیشتر با ترامپ، تا حد زیادی از پاسخگویی علنی به این اظهارات خودداری کردهاند.
🔹مقامات اسرائیلی معتقدند سخنان ونس بازتابدهنده جریان روبهرشدی در حزب جمهوریخواه است که دیگر بهطور خودکار و همیشگی از اسرائیل حمایت نمیکند؛ موضوعی که نگرانیها را درباره احتمال تضعیف حمایتهای همهجانبه آمریکا افزایش داده است.
💬فارن افرز | وقتی آتشبس در واقع یک بنبست است: «تعادل با ایران» بهترین گزینه برای آمریکاست
🔹توافق هفده ژوئن میان تهران و واشنگتن بیش از آنکه یک توافق صلح پایدار باشد، اعتراف دیرهنگام به شکست راهبرد فشار حداکثری است.
🔸شکست ترامپ در تحقق وعده نابودی توان نظامی ایران و استفاده تهران از کارت استراتژیک تنگه هرمز، عملا واشنگتن را ناچار به پذیرش بنبست کرد.
🔹آمریکا در وضعیتی پارادوکسیکال گرفتار شده که از یکسو میداند راهبرد «تغییر رژیم» عملا شکستخورده است و از سوی دیگر، برای حفظ موازنه فعلی، مجبور است با اعمال فشار بر اسرائیل، جلوی حملات خودسرانه تلآویو به لبنان را بگیرد تا این توافق شکننده با تهران پیش از تثبیت، از دست نرود.
🔸اصرار نخبگان سیاست خارجی آمریکا بر رویاپردازی درباره شکست کامل ایران در حالی ادامه دارد که واقعیت میدانی نشاندهنده قدرت ژئوپلیتیک تهران برای به چالش کشیدن هژمونی واشنگتن است و خروج از این بنبست مستلزم آن است که آمریکا شعارهای تبلیغاتی را کنار بگذارد و تن به واقعیتِ همزیستی مدیریتشده اما خصمانه با ایران بدهد.
⭕️اختلافات این روزهای آمریکا و اسرائیل واقعی است؟
🔹در ایران، یکی از بحث های همیشگی این بوده که آیا ممکن است آمریکا و اسرائیل در مقابل هم قرار بگیرند؟ آیا ممکن است روزی برسد که آمریکا در مقابل رژیم صهیونیستی بایستد و با آن به اختلاف برسد؟ درباره این پرسش ها همواره تردید وجود داشته است؛ و رابطه بین دو رژیم به حدی قوی بوده که حتی حالا هم که ترامپ و معاونش ونس مستقیم و غیر مستقیم علیه نتانیاهو و اسرائیل موضع میگیرند، واقعا نمیشود گفت که آیا این تضادها بنیادی هستند یا سطحی!
🔸اما نگاه تحلیلی به ماجرا، اینگونه به ما میگوید که بر اساس داده های موجود و پس از جنگ آمریکا و اسراییل علیه ایران، عدم تحقق اهدافشان، و در پی آن انسداد تنگه هرمز توسط جمهوری اسلامی، وضعیت برای نتانیاهو به یک شکل، و برای ترامپ به شکل دیگری رو به وخامت گذاشته است. نگارنده در اینجا قصد ندارد به منافع مشترک و اختلاف های بین این دو رژیم تروریستی بپردازد، اما بسیار مایل است به مخاطب یادآور شود که ادامه وضع موجود که نه جنگ است و نه صلح، هم برای شخص نتانیاهو خطرناک است، و هم برای شخص ترامپ؛ یعنی میخواهیم بگوییم اگر اختلافی هم امروز وجود دارد، بخاطر این است که منافع شخصی نتانیاهو و ترامپ در مقابل هم قرار گرفته است!
🔹ترامپ وضع موجود که در آن تنگه هرمز بسته است، تورم در آمریکا رو به افزایش، و اقتصاد جهانی در معرض خطر است را برای خود و حزب متبوعش بسیار خطرناک و مفتضحانه میبیند، و راه برون رفت از آن را نه در جنگ، که در فرار از این مخمصه یافته است! در مقابل برای نتانیاهو هیچ چیز جز ادامه جنگ اصالت ندارد؛ او برای اینکه در قدرت بماند و محاکمه نشود، به شدت به دنبال گسترش و تشدید جنگ با ایران است، اما نه او و نه حکومتش هیچ جنگی را بدون حمایت آمریکا نمیتوانند به پیش ببرند.
🔸اکنون در حالی که ادامه جنگ ترامپ را مفتضح میسازد، و تفاهم به مثابه آخرین میخ بر تابوت نتانیاهو است، اختلافات به شدت نمایان شده است. اینکه ابعاد آن چقدر گسترده خواهد شد را نمیدانم، اما اطمینان وجود دارد که این بار بخش اعظمی از این اختلافات واقعی است.
🔹اینکه ترامپ در مقابل رسانه ها به نتانیاهو توهین میکند، یا جی دی ونس اسرائیل را متهم به دخالت در سیاست های آمریکا مینماید و حتی غیر مستقیم میگوید چارلی کرک فعال سیاسی آمریکایی توسط رژیم صهیونیستی ترور شده، بی سابقه است، که اگر این اختلافات علاوه بر جنبه های شخصی به روابط بین دو رژیم نیز تسری یابد، احتمالا بحث جدی تر دنبال خواهد شد.
🔸وقتی بعضیها میپرسند ایران با آمریکا و اسرائیل چه کرد، میشود به قدرت جمهوری اسلامی در جنگ اخیر، بستن تنگه هرمز و شرایط این روزهای آمریکا و اسرائیل اشاره کرد که تبعات آن تا چه اندازه این دو رژیم اپستینی را با تمام ادعاهایشان در تنگنا قرار داده است.
🖊#عبدالرحیم_انصاری
⭕️توافق به تنهایی اقتصاد را نجات نمیدهد
👤وحید شقاقی شهری، کارشناس اقتصادی:
🔹در اقتصادهایی که با عدماطمینان سیاسی و محدودیتهای خارجی مواجهاند، اخبار مرتبط با کاهش تنشهای بینالمللی میتواند حتی پیش از وقوع تغییرات واقعی در متغیرهای بنیادین بهعنوان یک شوک انتظاری عمل کند.
🔸تبدیل این شوک انتظاری به یک شوک واقعی اقتصادی مستلزم تحقق اصلاحات نهادی و عملی در اقتصاد است.
🔹در ساختار اقتصاد ایران نرخ ارز معمولاً نخستین متغیری است که به سیگنالهای سیاسی و ژئوپلیتیک واکنش نشان میدهد.
🔸در یک ترتیب زمانی، ابتدا بازار ارز، سپس انتظارات تورمی و در ادامه بازار سرمایه واکنش نشان میدهند.
🔹یک توافق خارجی میتواند بهطور موقت این رابطه را تضعیف کند، اما جابهجایی پایدار لنگر انتظارات تورمی نیازمند اصلاحات عمیقتر در سیاست پولی و مالی است.
🔸گشایش خارجی میتواند از دو کانال اصلی بر اقتصاد ایران اثر بگذارد: افزایش درآمدهای نفتی و بهبود دسترسی به نظام مالی بینالمللی.
🔹اگر توافق خارجی بدون اصلاحات ساختاری در داخل اقتصاد تحقق یابد، اثر آن بر رشد اقتصادی و مهار تورم احتمالاً محدود و موقتی خواهد بود.
🔸توافق خارجی میتواند یک «فرصت» برای اقتصاد ایران ایجاد کند، اما تبدیل این فرصت به رشد پایدار مستلزم اصلاحات عمیق در سیاستهای سیاسی و اقتصادی، بهبود حکمرانی اقتصادی و تقویت نهادهای بازار است.
⭕️آیا پیام رهبرانقلاب در باره تفاهم نامه به معنی بی اعتمادی به مسئولان کشور در باره مذاکره با امریکاست؟
🗞روزنامه فرهیختگان :
🔹پیام آیتالله سیدمجتبی خامنهای درباره تفاهمنامه، شاید مهمتر از امضای آن متن و حتی مهمتر از آغاز و لحظه آتشبس جنگ باشد.
🔸پیام رهبری در قدم اول روشنکننده و شاخصی مهم در فهم نظر نفر اول حاکمیت بود و نشان داد مجوز امضای تفاهمنامه بهصورت «مشروط» داده شده است.
🔹پیام اخیر تسلط ایشان بر اوضاع را نشان داد و میزان صراحت و صداقت بالای پیام، وابسته به «اعتمادبهنفس» رهبریِ مسلط به امور است.
🔸نمیتوان پیام رهبر انقلاب درباره تفاوت نظر را دست گرفت و از آن برای وحدتشکنی استفاده کرد.
🔹بیاعتمادی اگر هست که هست، به طرف دوم این تفاهمنامه یعنی آمریکاست.
🔸رهبری «مسئولین امر» را دارای «حسن نظر» معرفی میکنند تا نسبت رهبری انقلاب با مسئولان را روشن کنند.
🔹پیام رهبری مردود کردن علنی دوگانهای خطرناک بود که یک طرف آن متن تفاهم را «عین نظر رهبری» و طرف دیگر آن را «تحمیل به رهبری» معرفی میکرد.
🔸از موضع عقل انقلابی، آیتالله خامنهای ابزار فشار به مذاکرهکننده ایرانی را از دشمن آمریکایی گرفت.
⭕️پدرخوانده کیست؟
🔹در سیاست خارجی آمریکا کمتر پیش میآید که یک جمله کوتاه بتواند شکافی عمیق در پشت صحنه قدرت را آشکار کند. اما اظهارات اخیر «مایک هاکابی» سفیر آمریکا در سرزمینهای اشغالی دقیقاً چنین کارکردی داشت. او در حالی مدعی شد که «بدون اسرائیل، آمریکا وجود نداشت» که تنها چند روز قبل، دونالد ترامپ جملهای کاملاً معکوس را بر زبان آورده بود:«اگر آمریکا و من نبودیم، اسرائیل وجود نداشت.»
🔸این دو گزاره در واقع بازتاب دو نگاه متفاوت به جایگاه رژیم صهیونی در راهبرد کلان واشنگتن است. یک نگاه، رژیم صهیونی را متحدی میداند که بقای آن وابسته به حمایتهای مالی، نظامی و سیاسی آمریکا است و بنابراین باید در چارچوب منافع آمریکا حرکت کند. نگاه دیگر اما همچنان معتقد است که واشنگتن باید خود را متعهد به امنیت و خواستههای تلآویو بداند؛ حتی اگر این تعهد هزینههای سنگینی برای آمریکا ایجاد کند.
🔹تحولات یک سال اخیر منطقه، این شکاف را بیش از گذشته نمایان کرده است. رژیم صهیونی امیدوار بود با کشاندن آمریکا به یک رویارویی گسترده و فرسایشی با جمهوری اسلامی ایران، معادلات امنیتی غرب آسیا را به سود خود تغییر دهد. اما آنچه در عمل رخ داد، متفاوت بود. تداوم قدرت بازدارندگی ایران، آسیبپذیری بازار انرژی، نگرانی از وضعیت تنگه هرمز و افزایش هزینههای نظامی و سیاسی، واشنگتن را به سمت مدیریت بحران و در نهایت پذیرش مسیر تفاهم سوق داد.
🔸در چنین شرایطی، ترامپ بیش از آنکه مانند گذشته از موضع حمایت بیقید و شرط سخن بگوید، با منطق هزینه و فایده به مسئله رژیم صهیونی نگاه میکند. او به خوبی میداند که هرگونه جنگ گسترده در منطقه، مستقیماً بر اقتصاد آمریکا، قیمت انرژی، انتخابات داخلی و جایگاه جهانی این کشور تأثیر میگذارد. به همین دلیل تلاش دارد ابتکار عمل را از دست تلآویو خارج کرده و آن را در چارچوب منافع واشنگتن مدیریت کند.
🔹اظهارات هاکابی را باید واکنشی به همین روند دانست. او نماینده جریانی است که نگران تبدیل شدن رژیم صهیونی از یک «دارایی راهبردی» به یک «هزینه راهبردی» در ذهن سیاستمداران آمریکاست. جریانی که معتقد است هرگونه فاصلهگذاری با تلآویو، جایگاه سنتی این رژیم در سیاست آمریکا را تضعیف خواهد کرد.
🔸البته نباید در تحلیل این اختلاف دچار اغراق شد. اتحاد آمریکا و رژیم صهیونی همچنان یک اتحاد ساختاری و عمیق است و اختلافات کنونی به معنای فروپاشی این رابطه نیست. اما واقعیت آن است که پس از تحولات اخیر، واشنگتن دیگر نمیتواند بدون محاسبه هزینهها، پشت همه ماجراجوییهای تلآویو قرار گیرد.تقابل لفظی ترامپ و هاکابی نیز بیش از هر چیز، نشانه همین واقعیت جدید در معادلات منطقهای است؛ واقعیتی که نشان میدهد حتی نزدیکترین متحدان نیز هنگامی که هزینهها افزایش یابد، ناچار به بازنگری در اولویتهای خود خواهند شد.
🖊عبدالحسین آزاد
#رصدخبر
🔸الجزیره
🔹«خفه شو، تو و گزارش شرمآورت!» سفیر اسرائیل به دو مقام سازمان ملل حمله کرد
راهروهای سازمان ملل متحد شاهد درگیری لفظی شدیدی بین نماینده اسرائیل در این سازمان بینالمللی، دنی دانون، و دو مقام سازمان ملل، در جریان یک جلسه عمومی به مناسبت روز جهانی محو خشونت جنسی در منازعات بود که در آن گزارشی ارائه شد که اسرائیل را به ارتکاب خشونت علیه کودکان در جریان منازعات مسلحانه متهم میکرد.
در طول جلسه، دانون خواستار استعفای پرامیلا پتن، نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل در امور خشونت جنسی در منازعات، شد و او را به جانبداری متهم کرد، چرا که او گزارشی تهیه کرده بود که در آن برای اولین بار نام اسرائیل در فهرست سیاه مربوط به این تخلفات قرار گرفته بود.
#اتاق_رصد_تبیین
⭕️آتلانتیک: ایران ترامپ را تحقیر کرد
🔹 مقامات تهران موفق شدند آمریکا را وادار به امضای سندی کنند که حتی مقامات آمریکایی آن را تحقیرآمیز، شرمآور و یک تسلیم کامل توصیف کردهاند. توافق ایران، برخلاف ادعای کاخ سفید، دستاوردی برای آمریکا به همراه ندارد؛ چراکه واشنگتن چیزی به دست نمیآورد که پیش از جنگ نداشته باشد، در حالی که ایران تضمینهای امنیتی، آزادی عمل در مسلح شدن به موشکهای بالستیک و پهپادها، و صدها میلیارد دلار غرامت دریافت میکند. این توافق، ایران را به عنوان دولتی دینسالار با توانایی تنظیم ترافیک دریایی پس از ۶۰ روز عبور آزاد از تنگه هرمز باقی میگذارد.
🔸 ترامپ در نشست گروه ۷ با اظهاراتی متناقض، تحقیر آمریکا را تکمیل کرد. او گفت که اگر کشورهای دیگر موشک بالستیک دارند، برای ایران ناعادلانه است که نداشته باشد، در حالی که حذف همین موشکها یکی از اهداف اصلی جنگ بود و هزاران ایرانی و دهها آمریکایی برای آن جان باختند. همچنین او ادعا کرد که آمریکا میتوانست بمباران را سه هفته، دو هفته، چهار هفته، دو سال دیگر ادامه دهد، اما در این صورت هرگز تنگه هرمز باز نمیشد، اعترافی صریح به ناتوانی نیروی دریایی آمریکا در انجام وظیفه اصلی خود.
🔹 تحقیر اما با شکست تفاوت دارد. تنها آمریکا تحقیر شده، در حالی که هر دو کشور فقدانی فاجعهبار را تجربه کردهاند. شکست آمریکا آشکار است: از دست دادن جایگاه و تایید این که یک کشور ثروتمند نمیتواند اراده خود را بر کشوری فقیر اما مصمم تحمیل کند.
🔸 ایران جنگ را برده است، یا دستکم آن را نباخته است. صلح در دسترس است و آینده نشان خواهد داد که آیا تهران از این پیروزی استفاده میکند یا خیر. آنچه مسلم است، تحقیر تاریخی آمریکا در برابر حکومتی است که تا پیش از این هرگز نتوانسته بود چنین دستاوردی را به نام خود ثبت کند.