⭕️ چرا تمرکز استراتژی نظامی بر «جنوب ایران» است؟
🔹اگر در یک سناریوی فرضی، یک قدرت خارجی بخواهد عملیاتی را علیه ایران طراحی کند، تمرکز بر جنوب ایران (استانهای خوزستان، بوشهر، هرمزگان و مناطق ساحلی خلیج فارس) به دلایل زیر است:
1⃣اهمیت حیاتی ژئوپلیتیک و اقتصادی (تنگه هرمز و نفت)
جنوب ایران قلب تپنده اقتصاد انرژی جهان است.
▫️تنگه هرمز: حدود ۲۰ درصد از نفت جهان از این آبراه عبور میکند. کنترل یا مسدود کردن این نقطه برای هر قدرتی حیاتی است.
▪️ زیرساختهای انرژی: بخش عمدهای از پالایشگاهها، پایانههای صادرات نفت (مانند خارگ) و تأسیسات گازی (مانند پارس جنوبی) در این منطقه متمرکز است. از دیدگاه نظامیِ یک مهاجم، هدف قرار دادن این نقاط به معنای ضربه زدن به «شریان حیاتی» اقتصاد کشور است.
2⃣ماهیت بازدارندگی (دفاع ساحلی و دریایی)
ایران در دهههای اخیر توان دفاعی خود را بر استراتژی «دفاع نامتقارن» در دریا متمرکز کرده است.
▫️ حضور گسترده قایقهای تندرو، سامانههای موشکی ساحلبهدریا و مینهای دریایی در خلیج فارس باعث شده که نیروی دریایی ایالات متحده برای مدیریت تهدیدات، تمرکز عملیاتی خود را بر خنثیسازی این قابلیتها در سواحل جنوبی معطوف کند.
3⃣ آسیبپذیری جغرافیایی (زمینهای هموار)
از دیدگاه نظامی، مناطق ساحلی جنوب ایران (بهویژه دشتهای خوزستان) نسبت به مناطق کوهستانی مرکز و غرب ایران، برای عملیاتهای هوایی و زرهی مهاجم فضای بازتری فراهم میکنند. کوههای زاگرس به عنوان یک سد طبیعی دفاعی عمل میکنند؛ بنابراین برای یک نیروی مهاجم، دشوارترین بخش نفوذ، عبور از زاگرس به سمت مرکز است و سادهترین بخش (از نظر لجستیکی) سواحل جنوبی است.
🔸تحلیل استراتژیک از دیدگاه مهاجم (ایالات متحده)
ایالات متحده در هرگونه برنامهریزی نظامی، استراتژی «دسترسی و منع دسترسی» (A2/AD) را دنبال میکند. تمرکز بر جنوب به دلایل زیر برای آنها اولویت دارد:
▫️کاهش ریسک دسترسی: هدف اصلی ایالات متحده در مراحل ابتدایی هر درگیری احتمالی، «فلج کردن» قدرت پاسخگویی ایران است. با هدف قرار دادن سامانههای راداری، سایتهای موشکی ساحلی و پایگاههای دریایی در جنوب، تلاش میکنند تا «پوشش هوایی و دریایی» خود را در خلیج فارس تثبیت کنند.
▪️ نمایش قدرت و مهار: تمرکز حملات در جنوب، پیام مستقیمی به بازارهای انرژی جهانی است که ایالات متحده همچنان کنترل آبراههای حیاتی را در اختیار دارد.
👁🗨 چرا تمام حمله به جنوب نیست؟
واقعیت این است که یک جنگ تمامعیار تنها به جنوب محدود نخواهد شد. ایران دارای «عمق استراتژیک» است.
🔹پراکندگی تأسیسات: صنایع نظامی، موشکی و هستهای ایران در نقاط مختلف کشور (از جمله شهرهای مرکزی و کوهستانی) پراکنده شدهاند. بنابراین، یک مهاجم در صورت اقدام نظامی، ناچار است به نقاط عمقی نیز ضربه بزند تا توان واکنش ایران را از بین ببرد.
🔸 جنگ سایبری و الکترونیک: در دنیای امروز، جنگ لزوماً فیزیکی نیست. حملات به زیرساختهای حیاتی (شبکه برق، سیستمهای بانکی، اینترنت) در کل کشور پخش میشود و محدود به مرزهای جنوبی نخواهد بود.
💬جمعبندی
تمرکز بر جنوب ایران در تحلیلهای نظامی به این دلیل است که جنوب «نقطه تماس» است. اولین برخوردها، تنشهای دریایی و بیشترین آسیبپذیری زیرساختی در این منطقه است. اما هرگونه تنش گستردهای به سرعت از مرزهای جغرافیایی جنوب خارج شده و به یک درگیری سراسری در حوزههای سایبری، اقتصادی و موشکی تبدیل خواهد شد که نه تنها ایران و آمریکا، بلکه کل امنیت منطقه خاورمیانه را در بر خواهد گرفت.
🖊 هادی سنجری
⭕️قوه قضائیه: هیچ زندانی آمریکایی از زندانهای ایران آزاد یا تبادل نشده است
🔹بامداد امروز دونالد ترامپ در مطلبی از آزادی یک زندانی آمریکایی که به گفته او در زمان دولت بایدن و در سال ۲۰۲۴ بازداشت شده بود خبر داد.
🔸ترامپ در حالی این ادعا را مطرح کرده است که با توجه به بررسیهای صورت گرفته هیچ زندانی محکوم و یا جاسوس آمریکایی با مشخصاتی که ترامپ اعلام کرده و یا با هر مشخصات دیگری از زندانهای ایران آزاد و یا تبادل نشده است.
🔹البته سابقه توهمات ترامپ در اعلام اینگونه اخبار فقط به این مورد برنمیگردد، او پیشتر هم در مواردی از جمله اعلام خبر اعدام قریبالوقوع ۸ زن زندانی در پی کودتای دی ۱۴۰۴، اعدام یک پسر جوان در کرج و … دروغ گفته بود.
👤سردار شکارچی: آمریکا و دولت جعلی صهیونیستی حق ندارند در منطقه باشند
💬سخنگوی ارشد نیروهای مسلح در برنامه گفتگوی ویژه خبری:
🔹 تنها راه عبور در منطقه تنگه هرمز است.
🔸 سالهاست آنها کشورهای منطقه را غارت میکنند و عامل ناامنی هستند.
🔹حاکمیت جمهوری اسلامی بر تنگه هرمز عامل امنیت بر کل منطقه است نه ناامنی.
سخنگوی ارشد نیروهای مسلح: ما بر خروج آمریکا از منطقه تاکید داریم و تا ابد از تنگه هرمز کوتاه نمیآییم
👤سردار شکارچی: اگر به زیرساختهای ما آسیبی برسد همهی زیرساختهای منطقه هدف ما است
🔹این خواستهی خودخواهانهی ما نیست، بلکه با آمریکا مشکل داریم که از آن سوی زمین آمده اند.
🔸اگر آمریکا نباشد کسی در منطقه با دیگران بد صحبت نمیکند.
🔹به دشمن پاسخ دندان شکن دادیم و در ادامه هم میدهیم، آنها ضربات محکمی خوردند.
💬سناریو و طرحی که آمریکاییها در روزهای اخیر دنبال می کنند، اعمال دورهای متعدد درگیری چند روزه و حداکثر چند هفتهای (با تناوب و شدت و ضعف) و سپس اعلام آتش بس است. از نظر دشمن، تجمیع هدف قرار دادن اهداف تاکتیکی از یکسو، و فرسایش درونی و عدم ترمیم جمهوری اسلامی ایران از سوی دیگر به همراه فشار حداکثری بر محور مقاومت میتواند منجر به اثرگذاری راهبردی شود. معادله هزینهها، تفاوت فناوری، اشراف اطلاعاتی، وضعیت اقتصادی و اجتماعی(تاب آوری)، نقش کشورهای عربی، حفظ و توسعه اهرمهای راهبردی و پیشبرد برنامههای آتی، کارزارهای دیپلماتیک و سیاسی و جنگ رسانهای، از متغیرهای کلیدی و تعیین کننده این قسمت جنگ هستند.محلل
1⃣ معادله هزینه ها: همانطور که بارها در همین کانال بحث شده، مهم ترین متغیر در زمانی که جنگ از حیث زمانی به فرسایش کشیده شده، تفاوت هزینه هایی است که بر هر طرف تحمیل می شود. این هزینه ها البته فقط مادی و مالی نیستند و شامل هزینه های غیرمادی نیز می شوند. در دورهای فوق نیز دشمن تلاش می کند تا خسارت های مادی زیادی به کشور ما خصوصا در حوزه زیرساختی به صورت انباشتی وارد کند. طبعا وقتی چنین شود، نفع اقتصادی و مالی ما از هر توافقی نیز خنثی می شود زیرا عملا هزینه ها و درآمدهای احتمالی سر به سر می شود. از سوی دیگر گذشت زمان و عدم تحقق اهداف راهبردی آمریکا و اسرائیل در مقابله با ایران، هزینه های اعتباری و غیرمادی دشمن را افزایش داده و غالبا به همین علت آنها سعی می کنند با زدن ضربات تخریبی، فرسایش را به ضرر ما سازند.محلل
2⃣ اهمیت فناوری های دقیق: در شرایط فعلی که ظاهراً وارد یک نبرد تمام عیار نشده ایم، به طور استاندارد تلاش ها بر کنترل تلفات غیرنظامیان و وارد کردن ضربات دقیق و خرد کننده بر گره های طرف مقابل استوار است. بنابراین در اینجا نقش و اهمیت فناوری اهمیت دو چندانی پیدا می کند. در این زمینه، به طور سنتی برتری با طرف مقابل است که آن را در حملات اخیر مشاهده کردیم که حملات شهپادی روز گذشته نیز نمونه ای از آن بود. با این حال، علی رغم فشارهای فراوان، ما شاهد این بوده ایم که در حملات اخیر موشکی - پهپادی کشورمان، دقت هدف گیری های موشکی نیز خصوصا در اردن افزایش چشمگیری پیدا کرده است. این امر دست نیروهای مسلح را در انتخاب و هدف گیری ها باز می کند.محلل
3⃣ اشراف اطلاعاتی: این یک عرصه گسترده است اما در سطح عملیاتی، اینکه ما بدانیم کدام دشمن از کدام مبداء و مسیر حملاتی ترتیب داده و تاثیر حملات ما چقدر است، از اهمیت برخوردار است. به دلیل آسیب های وارده به مواضع راداری و هوایی و ...، طبعاً اشراف ما کاهش خواهد یافت و ما گاهی مانند رخدادهای پنجشنبه شب این را می بینیم اما از سوی دیگر و با وجود این ضربات و حملاتی که دشمن تلاش می کند جهت کاهش اشراف ما در تنگه هرمز انجام دهد(مانند حملات مداوم به دکل های سیریک و ...) رصد مداوم عبورهای از کریدور جنوبی تنگه که با مجاهدت های خاصی صورت می گیرد، باعث شده که دشمن همچنان نتواند دید و کنترل ما را در این نقطه کور کند. یکی دیگر از شاهکارهای روزهای اخیر نیز حمله به سامانه های موشکی هایمارس در کویت بود که خود نیازمند اطلاعات لحظه ای از هدف بود. در صورتی که ما بتوانیم، سطح اشراف خود را افزایش داده و چرخه بازخورد خود از حملاتی که به پایگاه های آمریکایی می شود را تکمیل و عمومی کنیم، این تاثیر زیادی در این نبرد خواهد داشت. به جز موضوعات اطلاعات نظامی و عملیاتی، شناسایی و تشخیص نیات دقیق دشمن در این مرحله توسط دستگاه های اطلاعاتی نیز باعث بازیگری هوشمند از سوی کشور خواهد شد.محلل
4⃣ وضعیت اقتصادی - اجتماعی (تاب آوری): حقیقت این است که یکی از اصلی ترین متغیرهایی که دشمن بر روی آن شرط بندی کرده، همین موضوع فرسایش اقتصادی و اجتماعی جمهوری اسلامی ایران در اثر فشارهای وارده است که کمپین «خشم اقتصادی» که محاصره دریایی یکی از تاکتیک های آن است، در همین زمینه صورت می گیرد. هر چند در مدت کوتاه اخیر کشور توانست 70 میلیون بشکه نفت را از خط محاصره عبور داده (به این معنا که همه آن به خریدار نهایی فروخته نشده و بخشی از آن برای آینده ذخیره شده)، 30 میلیون بشکه ظرفیت ذخیره سازی وارد کرده و بیش از 30 کشتی کالای اساسی نیز وارد کند، اما دشمن با بازاعمال محاصره دریایی و فشارهای اقتصادی مکمل دیگر و البته وارد کردن هزینه های مادی در این حملات اخیر، سعی می کند این را خنثی سازد. همانطور که قبل تر هم اشاره شد، یکی از برآوردهای اصلی موساد این است که تداوم و تشدید این فشار در ماه های سپتامبر و اکتبر می تواند منجر به بروز شورش هایی در درون کشور شود. از سوی دیگر، وضعیت ذخایر نفتی آمریکا تعریفی ندارد و مدام رو به کاهش است. همچنین تداوم انسداد تنگه هرمز نیز باعث کاهش تولید نفتی کشورهای عربی خواهد شد. این وضعیت باعث می شود که در بازه مرداد تا آبان ذخایر استراتژیک به کف 250 میلیون بشکه رسیده و به مرور کمبود فیزیکی نفت در بازار رخ نشان دهد. در صورت افزایش تقاضا و افزایش قیمت کاغذی نفت در بازه انتخابات میان دوره ای، تاب آوری دشمن نیز تحت تاثیر قرار خواهد گرفت. از این رو آنها به دنبال فشار برای نتیجه زودهنگام در باز کردن کامل تنگه هرمز هستند. در همین بازه، نقش اهرم های پیشین یعنی تنگه هرمز، باب المندب و خطوط لوله و ایستگاه های پمپاژ سعودی افزایش خواهد یافت.محلل
5⃣ نقش کشورهای عربی: در این زمینه، محاسبه کشورهای عربی این است که با دو ابزار میانجی گری و یا پرداخت پول به ایران، می توانند خود را از حملات ما در امان نگه داشته و در زمین آمریکا نیز بازی کنند. سه کشور اردن و کویت و بحرین که در این زمینه معاف هستند اما با حملات اخیر به پایگاه العدید قطر و بندر دقم عمان، این پیام صریحا صادر شد که میانجی گری نیز نمی تواند پوشش امنی برای آنها فراهم کند. از سوی دیگر با خطای محاسباتی عربستان سعودی در یمن، دست محور مقاومت برای زیر ضربه بردن این کشور نیز باز شده است.محلل