⭕️نشانههای آماده سازی رژیم صهیونیستی برای تقابل نظامی با ایران
🔹️رصدهای میدانی از سرزمینهای اشغالی، حکایت از تحرکاتی بی سابقه دارد که فراتر از اقدام امنیتی_روانی ارزیابی میشود. بازگشایی گسترده پناهگاهها در شهرهای شمالی تا جنوبی فلسطین اشغالی، همزمان با شایعات درباره زمان حمله، زنگ هشدار را به صدا درآورده است. تجربه نشان داده چنین رفتاری پیش درآمد تشدید نظامیست، چنانکه در جنگ ۱۲ روزه و نیز رمضان، دقیقاً ۲۴ ساعت پیش از جنگ، همین الگو تکرار شد. ادعای اقدام احتیاطی با واقعیت میدانی همخوانی ندارد و تلاشی برای پنهان سازی سطح جدیدی از تنش است.
🔸ارزیابیهای نهادهای امنیتی رژیم نیز بر تصاعد درگیری از پنجشنبه تا یکشنبه ( بسته بودن بازارهای جهانی) صحه میگذارد. تغییر گفتمان از واکنش محدود به ضربه قاطع و غافلگیر کننده، نشان از تصمیمی دارد که از مرحله مشورت عبور کرده است. لذا آمادگی کامل نیروهای مسلح ایران را میطلبد.
💬همزمانی بازگشایی پناهگاهها، تغییر دستورالعملهای دفاع مدنی و چرخش گفتمان نظامی، الگویی آشنا از گذشته را تکرار میکند که هر بار به جنگ انجامیده است. این بار اما گستره آمادهسازی و صراحت در اعلام پنجره فرصت، نشان از عزم عملیاتی دارد، نه صرفاً مانور روانی. واکنش ایران میبایست بر اساس این واقعیت شکل بگیرد که رژیم به نقطه تصمیم رسیده و هرگونه تأخیر در اقدام برابر دکترین آفندی وپدافندی، میدان را برای ابتکار عمل دشمن باز خواهد گذاشت. آنچه در میان است، نه یک تهدید احتمالی، که آمادهسازی برای یک اقدام قطعیست لذا پاسخ به آن نیز باید فراتر از تصور رژیم و، مبتنی بر بازدارندگی فعال و پیش دستانه باشد.
🖊 #حسین_نجفی
✅ پایگاه خبری تبیین با هدف ارتقای آگاهی، اطلاعرسانی دقیق و پاسخگویی مستند، این امکان را فراهم کرده است تا پرسشهای خود را بهصورت مستقیم برای ما ارسال کنید.
✅ کارشناسان ما پس از بررسی، پاسخ را در کوتاهترین زمان ممکن از طریق شبکههای اجتماعی منتشر خواهند کرد.
📌 همین حالا سؤال خود را ثبت کنید:
https://tabbyeen.ir/fa/message
⭕️ پرسش شما، آغاز یک گفتوگوی آگاهانه است.
⭕️گورتان را گم کنید
🔹 شرایط فعلی ترامپ شبیه لیندون جانسون در دهه ۶۰ میلادی است. لیندون جانسون به علت بلندپروازی که داشت نیروهای آمریکایی در جنگ ویتنام را از ۱۶٬۰۰۰ نیرو در ۱۹۶۳ به ۵۵۰٬۰۰۰ در ۱۹۶۸ رساند. بخاطر این اقدام، تلفات آمریکا افزایش یافت و روند صلح متوقف شد. داستان قدیمی یک ژنرال آمریکایی به او مشهور است که به لیندون جانسون گفت: «آقای رئیسجمهور فکر میکنم ما فقط باید اعلام کنیم که در جنگ پیروز شدهایم و از ویتنام گورمان را گم کنیم!»
🔸جانسون بر اثر فشارهای سیاسی داخلی و خارجی بهویژه جنگ ویتنام و رکود اقتصادی آن قدر تضعیف شد که از انتخابات مجدد انصراف داد. این شرایط در سیاست آمریکا نماد گیر افتادن در باتلاقی که راه فرار ندارد است.
🔹حالا داستان ترامپ در جنگ با ایران مثل قضیه لیندون جانسون است. ترامپ از امشب ممکن است وارد تصعید تنش شود و برای کسب پیروزی به کوه کلنگ یا جاهای دیگری حمله کند ولی آنچه مشخص است آخرش به حرف آن ژنرال می رسد که گفت «آقای رئیسجمهور فکر میکنم ما فقط باید اعلام کنیم که در جنگ پیروز شدهایم و از ویتنام {ایران} گورمان را گم کنیم!»
🔸 ما از ۹ اسفند گفتیم که گورتان را گم خواهید کرد، دیر یا زود دارد ولی سوخت و سوز ندارد.
🖊یعقوب ربیعی
⭕️ترامپ در دوراهی ویتنام یا پذیرش واقعیت
🔹 ترامپ با همان توهم تاجرانهاش فکر میکرد با اهرم تحریم و تهدید نظامی میتواند تهران را به زانو درآورد اما زمینبازی واقعی، یعنی تنگه هرمز و دریای سرخ، قواعد متفاوتی دارد. امروز انسداد شریانهای انرژی مثل شلاق بر پیکر اقتصاد جهانی فرود میآید و هزینههای ماجراجویی واشنگتن را به صورت تصاعدی بالا میبرد. اعزام شتابزده نیرو و هواپیما به منطقه، ترامپ را دقیقاً در همان مسیر لیندون جانسون در ویتنام قرار داده است؛ یک باتلاق نظامی پرهزینه که هرچه بیشتر در آن دستوپا بزند، عمیقتر غرق میشود.
🔸جالب اینجاست که در اوج این تنشها، دیپلماسی هم بیکار ننشسته؛ نشست اضطراری لاوروف و روبیو در مانیل نشان داد که واشنگتن برای خروج از این بنبست خودساخته، به التماس افتاده و به دنبال کانالهای واسطه میگردد تا موازنه جدید را مدیریت کند. حقیقت روشن است: محور مقاومت با یک بودجه نظامی ناچیز در برابر بودجه تریلیون دلاری غرب، شریان اقتصادی دنیا را در دست گرفته است. آتش گرفتن نفتکشهای متخلف در تنگه هرمز پیامی آشکار به کاخ سفید بود: هرگونه حماقت نظامی، به قیمت نابودی نظم اقتصادی آمریکا تمام خواهد شد. ترامپ دو راه بیشتر ندارد؛ یا مثل سلف شکستخوردهاش غرق در تله ویتنام شود، یا واقعیت قدرت نوظهور جمهوری اسلامی را بپذیرد و گورش را گم کند.
🖊سعید سپاهی
⭕️نگاه تحلیلی به سفر الزیدی به تهران، آیا این دیدار معادلات جدیدی رقم میزند؟
🔹️نخست وزیر عراق، علی الزیدی، امروز در راس هیئتی عالیرتبه شامل وزرای کلیدی وارد تهران شد. این سفر که چند روز پس از دیدار او با ترامپ، انجام میشود، با توجه به محورهای گفتگو، از اهمیت راهبردی برای عراق در حوزه های سیاسی، اقتصادی و تحولات منطقه برخوردار است. وابستگی شدید عراق به گاز ایران و اختلال در تنگه هرمز، این سفر را به تلاشی برای تضمین منافع بغداد در سایه جنگ اخیر آمریکا علیه ایران تبدیل کرده است.
🔸زمانبندی این سفر پس از سفر به آمریکا، این گمان را تقویت میکند که الزیدی حامل پیامی از واشنگتن برای تهران باشد. این احتمال با خروج پاکستان از نقش میانجیگر و اعلام آمادگی رسمی وزیر خارجه عراق برای ایفای این نقش، قوت بیشتری یافته است. برخی منابع از درخواست شخصی ترامپ از الزیدی برای میانجیگری حکایت دارند. هدف اصلی الزیدی، ایفای نقش پل ارتباطی و حفظ توازن میان دو قدرت همسایه است تا از تبدیل خاک عراق به صحنه درگیری نیابتی جلوگیری کند. روابط عمیق تهران و بغداد، که در تشییع پیکر رهبر شهید انقلاب در عراق نمایان شد، بستر این میانجیگری را فراهم آورده است.
🔹️محور حیاتی دیگر، وضعیت حشدالشعبی و فشارها برای خلع سلاح این نیروهاست. دولت الزیدی با ضرب الاجل ۳۰ سپتامبر برای تحویل سلاح گروه های مسلح، در مسیری قرار گرفته که واشنگتن از آن حمایت میکند، اما تاکید بغداد بر عدم بحث درباره این پرونده در پایتختهای دیگر، نشان از آگاهی از حساسیتهای تهران و تلاش برای مدیریت آن از طریق گفتگوی مستقیم با ایران دارد.
🔸همچنین این سفر بخشی از تور دیپلماتیک منطقه ای شامل ترکیه، قطر، عربستان و سوریه است که نشان از راهبرد بغداد برای اتخاذ سیاست موازنه سازی و بیطرفی فعال دارد. الزیدی در تلاش است عراق را از میدان رقابت به عرصه گفتگو و همکاری تبدیل کند.
💬این دیدار راهبردی می تواند نقطه عطفی در تعریف جایگاه عراق به عنوان بازیگری مستقل باشد. ایران نیز با درک این فرصت، میتواند ضمن گفتگو درباره خلع سلاح حشدالشعبی، منافع امنیتی و اقتصادی خود را تضمین کرده و از تشدید تنش در مرزهای غربی جلوگیری کند. پاسخ به تغییر معادلات، در روزهای آینده و در پرتو تحولات میدانی و روندهای دیپلماتیک روشن خواهد شد.
⭕️میدلایستآی: رویای اسرائیل برای تبدیل شدن به مرکز تجاری خاورمیانه در حال فروپاشی است
🔹کریدور اقتصادی هند–خاورمیانه–اروپا (IMEC) عملاً در بخش مرتبط با اسرائیل از بین رفته است و کشورهای خلیج فارس به همراه متحدانشان با شتاب در حال ایجاد مسیرهای رقیب هستند.
🔸در ماه ژوئن، عربستان و ترکیه یادداشتهای تفاهمی را برای احیای راهآهن حجاز امضا کردند تا این مسیر به کریدوری تبدیل شود که دو کشور را از طریق اردن و سوریه به هم متصل میکند؛ مسیری که عمداً اسرائیل را دور میزند. همچنین امارات مذاکراتی را درباره ایجاد یک مسیر تجاری از سواحل سوریه، از طریق عراق، به بنادر خود در خلیج فارس آغاز کرده است.
🔹در ماه ژوئیه نیز شرکت DP World قرارداد امتیاز ۵۰ سالهای با مقامهای فجیره امضا کرد تا دو پایانه در سواحل دریای عمانِ امارات، احداث کند؛ اقدامی که بهطور مشخص با هدف تخلیه و انتقال کالا بدون نیاز به عبور از تنگه هرمز انجام میشود.
🔸هر دو ابتکار، کریدور IMEC را دور میزنند؛ طرحی که تنها چهار هفته پیش از آغاز جنگ غزه، معرفی شد و بر این فرض استوار بود که بندر حیفا به دروازه ورود کالا به اروپا تبدیل شود.
🔹اما آنچه اکنون در حال شکلگیری است، تصویری از نظم منطقهای جدید را ترسیم میکند که در آن مسیرهای تجاری از همه عبور میکنند، جز اسرائیل.
⭕️دلایل درماندگی آمریکا در برابر ایران
1⃣ نادیده گرفتن نقش متغیرهای نهفته ای چون ارزشهای والای اسلامی ایران، فرهنگ مقاومت، همبستگی ملی ایرانیان و... .
2⃣ نادیده گرفتن تحول در تکنولوژی دفاعی که بهواسطه آن ایران توانسته است به لحاظ کیفی فاصله خود با قدرتهای بزرگ را جبران کند و با تجهیزات فناوری پایه خود پایگاههای آمریکا در منطقه را در هم بکوبد.
3⃣ الگوی نبرد نامتقارن ایران که با وجود ضربات آمریکا، ضریب تابآوری و ماندگاری ایران را ارتقا داده و تضمین کرده است. قابل ذکر است که آمریکا با الگوی نبرد کلاسیک خود در برابر ایران، اساسا گمان نمیکرد که ایران با نبرد نامتقارن اینگونه در برابر آن بروز و ظهور قدرتمندانه داشته باشد.
4⃣ تعمیمگرایی ناقص آمریکایی؛ بدین ترتیب که آمریکا تصور میکرد که اگر الگویی که در مقابل ونزوئلا به کار بسته است، آن را در قبال ایران هم تکرار کند، به نتیجه مشابه میرسد.
5⃣ گرفتار شدن آمریکا در دام جنگ شناختی خود علیه ایران؛ بدین ترتیب که آمریکا با بنبست نمایی دروغین از اوضاع ایران در سطح رسانهای، خود نیز در این دام افتاد که گویا ایران ضعیف، ناتوان و شکننده است و با حمله خارجی بهراحتی دچار اضمحلال میشود.
6⃣ مزیت های جغرافیایی و ژئوپلیتیکی ایران که فراتر از برتریهای تکنولوژیکی و تجهیزاتی طرف مقابل ظاهر شده است. بهعنوان مثال میتوان به عمق استراتژیک ایران اشاره کرد که هوس سیطره بر ایران را برای دشمن تصورناپذیر کرده یا به تسلط ایران بر تنگه هرمز اشاره کرد که چگونه سبب عجز دشمن در مقابل ایران شده است.
12.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎙#پژواک
نبرد پنهان (قسمت9)
🏷سلاح استراتژیک قرن بیست و یکم
👤کارشناس : دکتر حسن حسنخانی
War report67 mohammadi 15405.mp3
زمان:
حجم:
8.3M
گزارش بهروزرسانی وضعیت جنگ - شماره 67 - بخش اول (وضعیت میدان - روایت کلان وضعیت)
مهدی محمدی
War report67 mohammadi 15405 part2.mp3
زمان:
حجم:
15.3M
گزارش بهروزرسانی وضعیت جنگ - شماره 67 - بخش دوم (آخرین وضعیت نظامی و راهبردی)
مهدی محمدی
📱کارشناس آمریکایی:نباید جنگ با ایران را ادامه داد چراکه آنها توانایی زدن ضربهای ویرانگر به اقتصاد جهانی را دارند
👤برت اریکسون، کارشناس آمریکایی جرایم مالی و ژئوپلیتیک:
🔹هیچ منطق و استدلالی نمیتواند ادامه دادن جنگ با ایران توسط ترامپ را توجیه کند.
🔸اصول و واقعیتهای اساسی این جنگ از زمان امضای تفاهمنامه هیچ تغییری نکرده حتی برعکس، ایران اکنون نسبت به آن زمان در موقعیت قویتری قرار دارد.
🔹هر کسی که با عقل سلیم به موضوع نگاه کند، به این نتیجه میرسد که نباید جنگ با حریفی را ادامه داد که در صورت تبدیل شدن درگیری به یک جنگ فراگیر، توانایی بسیار گسترده و غیرقابل مهاری برای وارد کردن ضربهای ویرانگر به اقتصاد جهانی دارد.
🔸اما با این حال، اکنون شاهد بمبارانهای گسترده، تشدید شدید درگیریها و خطرات بسیار جدی هستیم. چرا؟!
⭕️جنگی که ترامپ را میبلعد
💭اکونومیست:
🔹دونالد ترامپ اگر از دکترین ساده اما هوشمندانه باراک اوباما پیروی کرده بود که میگفت کارهای احمقانه انجام نده، امروز در وضعیت بسیار بهتری قرار داشت. اوباما که از اشتباهات فاجعهبار بوش در عراق و افغانستان درس گرفته بود، معتقد بود آمریکا باید نبردهای خود را عاقلانه انتخاب کند و تنها در برابر جدیترین تهدیدات وارد عمل شود. اما ترامپ با شروع جنگی بیبرنامه علیه ایران، بدون طرح پیروزی و با لافهای توخالی از تغییر حکومت، دقیقا مرتکب همان کار احمقانهای شد که اوباما نسبت به آن هشدار داده بود. اکنون این جنگ در حال بلعیدن ریاست جمهوری اوست.
🔸 موفقیتهای محدود ترامپ نمیتوانند فاجعه جنگ تمامعیاری را که او بدون پشتوانه راهبردی آغاز کرده، توجیه کنند. حتی خواستههای عجیب او مانند تصاحب گرینلند، اگرچه نابخردانه است، در برابر حمله به ایران که یک کار احمقانه تمامعیار محسوب میشود، رنگ میبازد.
🔹 ترامپ اگرچه از اوباما متنفر است، اما بسیاری از غرایز او را به اشتراک میگذارد: او هم به ملتسازی در سرزمینهای دور بدبین است و از متحدانی که سوار بر قدرت آمریکا میشوند، آزرده است. با این حال، تفاوت اساسی در رویکرد آنهاست. اوباما با تکبر آمریکایی مقابله میکرد و سعی داشت سیاست خارجی را با ارزشهای لیبرالی متعادل کند، اما ترامپ با خودبزرگبینی، بیتوجهی به جزئیات و سنگدلی، سیاست خارجی را به ابزاری برای قلدری و منافع شخصی تبدیل کرده است. این تفاوت، جنگ ایران را به نماد انحطاط سیاست خارجی ترامپ تبدیل کرده است.
🔸 هر دو رئیسجمهور به دنبال کاهش نقش آمریکا در خاورمیانه بودند. اوباما میخواست منابع را به سمت آسیا منتقل کند و ترامپ هم وعده جایگزینی هرجومرج با تجارت را داد. اما ترامپ با آغاز جنگ، نه تنها این وعده را نقض کرد، بلکه مدلهای اقتصادی کشورهای خلیج فارس را هم بر هم زد.سرمایهگذاریهای کلان در مراکز داده و فناوری، در سایهی موشکهای ایرانی، به کابوسی برای متحدان عرب تبدیل شده است. این جنگ، چرخشِ وعده داده شده را به بنبستی راهبردی مبدل کرده که اعتماد منطقه به آمریکا را به شدت خدشهدار کرده است.
🔹 کشورهای خلیج فارس که روزگاری آمریکا را ضامن امنیت خود میدانستند، اکنون به دنبال متحدان جایگزین هستند. عربستان سعودی به عنوان غول منطقه، به سمت تنوعبخشی به شرکای دفاعی و اقتصادی خود حرکت کرده و روابط با ترکیه و چین را عمیقتر میکند. ترامپ هم با کماهمیت جلوه دادن حملات ایران و تمسخر محمد بن سلمان، این بیاعتمادی را تشدید کرده است. اکنون برخی از حاکمان خلیج فارس ترجیح میدهند با ایران به توافقات پنهانی دست یابند تا از هزینههای جنگ در امان بمانند؛ واقعیتی که نشان دهنده افول نفوذ آمریکا در منطقه است.
🔸 نتیجه تلخ این است که ترامپ با نادیده گرفتن حکمت ساده اوباما، خود و کشورش را در باتلاقی فرو برده که پایانی برای آن متصور نیست. حماقت ریاست جمهوری، همانطور که اوباما هشدار داده بود، به فاجعهای تبدیل شده که نه تنها جایگاه آمریکا را در خاورمیانه تضعیف کرده، بلکه ریاست جمهوری ترامپ را هم به کام خود میکشد. اگر ترامپ کمتر لاف میزد و بیشتر به توصیههای عاقلانه گوش میداد، شاید امروز با این همه آتشسوزی سیاسی و نظامی روبرو نبود. اما جنگ، بیاعتنا به لفاظیها، ادامه دارد و هر روز، هزینه سنگینتری بر دوش کاخ سفید و متحدانش میگذارد.