هدایت شده از تبلیغات گسترده منتخب
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این کچله رو دیدی☝️🏻😂👶🏻
بیا تو کانالش تا صبح بخند👇🏻🤣
https://eitaa.com/joinchat/244188288Cc3c32ff670
https://eitaa.com/joinchat/244188288Cc3c32ff670
ظرفیت محدود ☝️🏻❌🤪
هدایت شده از تبلیغات خرچنگ
❌توجه ❌❌❌
از اولین تا سومین
توی همه چنلا ❌
از
سومین ب بعد تا ۶تا تبلیغ
توی ویدیو ،توییتار،ریلز فا و نق زدن
من #لیلا؛ دختری که داخل خانواده سرشناس خسروشاهی بدنیا اومدم ی خانواده پولدار و فوقالعاده متعصب...رفتم دانشگاه و عاشق هم کلاسیم شدم جوری که جونمون به جون هم بند بود.... هرروز همدیگه رو میدیدم و کلی نقشه برای ایندمون میکشیدیم تا اینکه یکروز پدرم ما رو دید بطرفم حمله کرد و منو کشون کشون با خفت و خاری برد خونه انداختم داخل زیر زمین آدماشو فرستاد جلو خونهی سپهر اونم گرفتن آوردن.... با دیدنش دنیا تو سرم آخر شد و شروع کردم به زجه زدن باورم نمیشد این سپهر من نبود. بین زجه هام پدرم چیزی گفت که با شنیدنش سرم گیج رفت و روی زمین افتادم باورم نمیشد پدرم همچنین تصمیمی درمورد دختر یکی یدونهش گرفته باشه اون گفت باید همین الان..... 😱😱
برای خوندن ادامهی داستان زیبامون روی لینک زیر بزنید👇
https://eitaa.com/joinchat/3667263541Cfbfd62268d
هدایت شده از تبلیغات گسترده منتخب
جوان ترین کارآفرین ایران که درامد روزانه بالای ۱۰۰ میلیون تومان داره🏆
📌محمد ابهری در سن ۱۸ سالگی با یک شغل اینترنتی به درآمد میلیاردی حلال رسیده💸
و تا الان به +۱۰ هزار نفر این مهارت رو آموزش داده و به درآمد رسونده ✅
به تازگی در ایتا کانال زده و داره آموزش درآمدزایی با موبایل میده👇
(فاصله تو با درامد میلیاردی فقط عضویت در این کانال هست)
https://eitaa.com/joinchat/2627535619Cb282a56268
کاری رو آموزش میده که حتی زمان جنگ هم با یک گوشی میشه درآمد بالا و حلال داشت💰
https://eitaa.com/joinchat/2627535619Cb282a56268
من #لیلا؛ دختری که داخل خانواده سرشناس خسروشاهی بدنیا اومدم ی خانواده پولدار و فوقالعاده متعصب...رفتم دانشگاه و عاشق هم کلاسیم شدم جوری که جونمون به جون هم بند بود.... هرروز همدیگه رو میدیدم و کلی نقشه برای ایندمون میکشیدیم تا اینکه یکروز پدرم ما رو دید بطرفم حمله کرد و منو کشون کشون با خفت و خاری برد خونه انداختم داخل زیر زمین آدماشو فرستاد جلو خونهی سپهر اونم گرفتن آوردن.... با دیدنش دنیا تو سرم آخر شد و شروع کردم به زجه زدن باورم نمیشد این سپهر من نبود. بین زجه هام پدرم چیزی گفت که با شنیدنش سرم گیج رفت و روی زمین افتادم باورم نمیشد پدرم همچنین تصمیمی درمورد دختر یکی یدونهش گرفته باشه اون گفت باید همین الان..... 😱😱
برای خوندن ادامهی داستان زیبامون روی لینک زیر بزنید👇
https://eitaa.com/joinchat/3667263541Cfbfd62268d