eitaa logo
تبلیغات خرچنگ
8 دنبال‌کننده
3.7هزار عکس
562 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این کچله رو دیدی☝️🏻😂👶🏻 بیا تو کانالش تا صبح بخند👇🏻🤣 https://eitaa.com/joinchat/244188288Cc3c32ff670 https://eitaa.com/joinchat/244188288Cc3c32ff670 ظرفیت محدود ☝️🏻❌🤪
بلایی که تخمه آفتابگردان سر بدنت میاره😱 کاش زودتر میدونستم😔😔 مشاهده فیلمش ➡️
منتخب سومین
هدایت شده از تبلیغات خرچنگ
❌توجه ❌❌❌ از اولین تا سومین توی همه چنلا ❌ از سومین ب بعد تا ۶تا تبلیغ توی ویدیو ،توییتار،ریلز فا و نق زدن
من ؛ دختری که داخل خانواده سرشناس خسروشاهی بدنیا اومدم ی خانواده پولدار و فوق‌العاده متعصب...رفتم دانشگاه و عاشق هم کلاسیم شدم جوری که جونمون به جون هم بند بود.... هرروز همدیگه رو میدیدم و کلی نقشه برای ایندمون میکشیدیم تا اینکه یک‌روز پدرم ما رو دید بطرفم حمله کرد و منو کشون کشون با خفت و خاری برد خونه انداختم داخل زیر زمین آدماشو فرستاد جلو خونه‌ی سپهر اونم گرفتن آوردن.... با دیدنش دنیا تو سرم آخر شد و شروع کردم به زجه زدن باورم نمیشد این سپهر من نبود. بین زجه هام پدرم چیزی گفت که با شنیدنش سرم گیج رفت و روی زمین افتادم باورم نمیشد پدرم همچنین تصمیمی درمورد دختر یکی یدونه‌ش گرفته باشه اون گفت باید همین الان..... 😱😱 برای خوندن ادامه‌ی داستان زیبامون روی لینک زیر بزنید👇 https://eitaa.com/joinchat/3667263541Cfbfd62268d
چهارمین منتخب
جوان ترین کارآفرین ایران که درامد روزانه بالای ۱۰۰ میلیون تومان داره🏆 📌محمد ابهری در سن ۱۸ سالگی با یک شغل اینترنتی به درآمد میلیاردی حلال رسیده💸 و تا الان به +۱۰ هزار نفر این مهارت رو آموزش داده و به درآمد رسونده ✅ به تازگی در ایتا کانال زده و داره آموزش درآمدزایی با موبایل میده👇 (فاصله تو با درامد میلیاردی فقط عضویت در این کانال هست) https://eitaa.com/joinchat/2627535619Cb282a56268
کاری رو آموزش میده که حتی زمان جنگ هم با یک گوشی میشه درآمد بالا و حلال داشت💰 https://eitaa.com/joinchat/2627535619Cb282a56268
منتخب پنجمین
من ؛ دختری که داخل خانواده سرشناس خسروشاهی بدنیا اومدم ی خانواده پولدار و فوق‌العاده متعصب...رفتم دانشگاه و عاشق هم کلاسیم شدم جوری که جونمون به جون هم بند بود.... هرروز همدیگه رو میدیدم و کلی نقشه برای ایندمون میکشیدیم تا اینکه یک‌روز پدرم ما رو دید بطرفم حمله کرد و منو کشون کشون با خفت و خاری برد خونه انداختم داخل زیر زمین آدماشو فرستاد جلو خونه‌ی سپهر اونم گرفتن آوردن.... با دیدنش دنیا تو سرم آخر شد و شروع کردم به زجه زدن باورم نمیشد این سپهر من نبود. بین زجه هام پدرم چیزی گفت که با شنیدنش سرم گیج رفت و روی زمین افتادم باورم نمیشد پدرم همچنین تصمیمی درمورد دختر یکی یدونه‌ش گرفته باشه اون گفت باید همین الان..... 😱😱 برای خوندن ادامه‌ی داستان زیبامون روی لینک زیر بزنید👇 https://eitaa.com/joinchat/3667263541Cfbfd62268d
منتخب آخرین