eitaa logo
تبلیغات خرچنگ
8 دنبال‌کننده
3.7هزار عکس
567 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از گسترده امید
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
لقمه مدرسه آسون😍👨🏻‍🎓 دیگه خواهشا هله هوله و کیک های بازاری توی کیف بچه ات نزار❌ دستور این خوشمزه اینجاست 😍👏👇 https://eitaa.com/joinchat/909705397Cf409d9102a من این لقمه‌ها رو اماده و فریز کردم و هر روز صبح یکی دوتا گرم میکنم و برای بچه هام میزارم🤌👌
🏴إِنَّـا لِـلَّـهِ وَ إِنَّـا إِلَـیْـهِ رَاجِـعُـونَ🏴 🕯مـتـاسـفـانـه هـنـرمـنـد پـیـشـکـسـوت کـشـورمـان دار فـانـی را وداع گـفـت!!!😔 🥀شـرح کـامـل و عـلـت فـوت👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/1213726825C637fe317dc 🖤واکـنـش تـلـخِ...😔👆
پنجمین امید
من دلوانم؛ یه دختر از تبار کردستان. شبی که روزبه—همون مردی که ادعای عاشقی داشت—پاش لغزید، دنیا رو سر من و مریم خراب شد. هاشم‌خان برا اینکه این ننگ رو پاک کنه، مریم رو بی‌رحمانه کشت و جنازه‌شو انداخت جلو گرگ‌ها. روزبه فرار کرد و داییم هم برا پاک کردن این بدنامی، مجبورم کرد عروس یه خانِ زن‌مرده بشم. شب عروسی، دخترداییم که خودش رو مقصر این روزگار سیاهم می‌دونست، برا ادا کردن دینش، خودش رو زیر تورِ سرخ عروس جا زد تا من بتونم با کمک مادرم تو دل تاریکی شب بزنم به چاک. خبر فرارم که پیچید، کل ایل برا گرفتن جونم صف کشیدن. تو اوج آوارگی و ناامیدی، پناه بردم به عمارت مرموز «خان بختیاری»؛ اما زهی خیال باطل! نمی‌دونستم از چاله افتادم تو چاه. اونجا به یه راز هولناک رسیدم و فهمیدم مرگ مریم هزار بار شرف داشت به زنده موندن تو این جهنم... اونجا کسی رو دیدم که...😱😱😱 برای خواندن ادامه داستان روی لینک زیر بزنید👇 https://eitaa.com/joinchat/1630798236C39949ec03b
منتخب آخرین