eitaa logo
تبتیل🌧
50 دنبال‌کننده
238 عکس
6 ویدیو
0 فایل
[ تَبتِيل ] 🌧🌱 وَاذكُرِاسمَ رَبِّكَ وَ تَبَتَّل إِلَيهِ تَبتِيلا. "مزمل/٨" ✨️ من یک مامانم که در هیاهوی روزمرگی، پناهم کلماتِ کتاب‌اند، آرامشم آیه‌های قرآن و دلم دلتنگ آقاست🌧 ❌ کپی مطالب ممنوع؛ با احترام.
مشاهده در ایتا
دانلود
آخرین لحظات سفر است و حال جسمی‌ من رو به تحلیل رفته است .. با این حال؛ کوله‌ها را مرتب کرده‌ام . حمام رفته‌ام. چادر خودم و دخترها را شسته‌ام. نماز صبح را به وقت اراک و مسجد موسی‌بن جعفر خوانده‌ام. چای اول صبح را نوشیده‌ام .. و اما؛ این همه آمادگی در روز آخر سفر از برای دیدار باشماست بی‌بی جان ، عمه‌ی سادات! می‌دانید از آخرین دیدارمان چند سال گذشته است ؟ می‌دانید چقدر چشم انتظار دیدارتان بوده‌ام؟ وَه که چه انتظار شیرینی است !
پدرم عاشق شهر قم بوده و هست ما نیز بالطبع این چنین بار آمدیم. رسم هر ساله پدرم بود که سالی یک مرتبه هر جور شده ما را به شهر قم برساند. با وانت با پیکانِ آبیِ آسمانی‌اش،با پژو آردیِ یشمی رنگش .. بابا می‌گفت ما مشهدی‌ها اگر سفر می‌رویم باید یک سر سفرمان به قم گره بخورد. هر بار برایمان اتاق می‌گرفت تا گرمای قم اذیتمان نکند. من و برادرم قم را از مشهد بهتر می‌شناختیم. هر وقت می‌رسیدیم به همه‌ی کتابفروشی‌های اطراف حرم سر می‌زدیم، بستنی می‌خوردیم ، پاساژ قدس می‌رفتیم ، برچسب عکس آقا می‌خریدیم 💔 به دخترهایم می‌گویم؛ قم برای من یعنی کتاب! جمکران را که نگو .. چقدر حیات مسجد را دوست داشتم، لبِ آن حوضِ بزرگِ زیبایش می‌نشستم و به گنبد فیروزه‌ای زل می‌زدم. دلم برای خوابیدن در پیاده‌روهای کنار مسجد که بابا چادر مسافرتی را برپا می‌کرد تنگ شده .. برای دست فروش‌های بیرون مسجد برای خریدن تسبیح فیروزه‌ای .. . . من هم این سنت پدرم را ادامه خواهم داد.. آخر می‌دانید؛ما همه مدیون خانواده یِ موسی ابن جعفریم..
جنگ، افق نگاه انسان را وسیع می‌کند عمق می‌دهد. مثلا من در سفر هر جا پل می‌دیدم بلند می‌گفتم : برای سلامتی پل‌های ایرانِ عزیزم صلوات :)) و همینطور برای تونل‌ها و نیروگاه‌ها و کارخانه‌ها و ...
یا فاطمه اشفعی لی فی الجنه
بریم حرم گردی و قم گردی :)
داخل صحن رواق امام خمینی یک نمایشگاه عفاف و حجاب داره که به طور ثابت برقراره👌🏻 فضا و محصولاتشون رو دوست داشتم. قیمت‌هاشونم مناسب بود :)
داخل همون صحن یک کتابفروشیه که شبیه به‌نشر خودمونه:) دوتا کتاب هم خریدیم.
بعد از اون دخترا رو بردیم به نوستالژی‌ترین مکان قم :)) پاساژ قدس 🥲 یاد باد آن روزگاران یاد باد ...