نمیدانم این حالت کرخی از کی سر و کلهاش پیدا شد؟ حالتی که هیچ چیز برایت اهمیت ندارند.منظورم چیزهایی است که روزی در دایره اهمیت بودن، چیزهای ساده.. خیلی ساده. و حالا بود و نبودش ،تغییرش و یا حتی بهبودش هیچ فراز و فرودی در من ایجاد نمیکند. خیلی وقت است خیلی وقت، که در خلسهام..
سلام بر شهریور ...
و بولت ژورنال* نویسیِ اول هر ماه :)
.
.
#بولت_ژورنال : برنامه ریزیِ دستی
@tabtil
آن اوایل بولت ژورنالم رو با راپید مینوشتم چون هیچ خودکار مشکی اونی که میخواستم نبود ..( البته نمیخوام بگم خیلی اداییام 💅😬)
چندین مدل برند مختلف رو تست کردم و راضیام نکرد.
تا اینکه بلاخره ماه پیش خودکار مشکیِ محبوبام را یافتم 🥲
بسیار با کیفیت و روان و خیلی مشکی :)
و با افتخار محصول وطن 🇮🇷
#کالای_ایرانی
#بولت_ژورنال
بولت ژورنال اصلا چی هست ؟
✨#بولت_ژورنال یک دفتر برنامهریزیِ دستیه.
یعنی اینکه یه دفتر خام (میتونه هر دفتری باشه و نوع دفتر اصلا مهم نیست!) که داخلش شما به سلیقه و نیاز خودتون اونو پر میکنید :)
🌱این دفتر شامل بخشهای مختلفیه، مثل لیست کارهای روزانه، برنامههای هفتگی و ماهانه، اهداف، یادداشتها و حتی بخشهایی برای ثبت عادتها و ردیابی پیشرفت شخصی !
🍎فایدهاش چیه؟؟
نظم
آرامش ذهن و روان
کاهش استرس و ....
🌧من خودم ۵ ساله که بولت ژورنال دارم و اصلا نمیتونم بدون نوشتن زندگی کنم ..
حتی کوچکترین کارها رو مینویسم.. همین کارهای روزانه ساده .
🪐حتما امتحان کنید !
حالا در ادامه بیشتر از دفتر خودم واستون میذارم :)
@tabtil
این ردیاب روزانه است !
یعنی کارهای ثابتی که باید هر روز انجام بدم و علامتش رو بزنم !
مثل نماز صبحِ اول وقت ،
یا تلاوت قرآن ،
یا مثل شنیدنِ صدایِ مامانم ❤️
#بولت_ژورنال
@tabtil
خصوصیات بشری خانم از منظر همسرشون.
🔰 در مراسم بزرگداشت شهید سیده بشری حسینی خامنهای.
حدود الهی را رعایت می کرد.
اهل حلال و حرام بود.
هرگز دروغ نمی گفت.
اهل غیبت نبود.
بدگویی نمی کرد.
اگر درددلی می کرد اسم شخص رو نمی گفت.
در موازین شرعی حساسیت داشت.
به اسراف حساس بود.
ما دور ریز نداشتیم از غذا و خوراکی.
اهل عوض کردن تند تند وسایل نبود.
چند مدل غذا برای مهمان درست نمی کرد.
میوه های نوبرانه ی گران نمی خرید. صبر می کرد وقتی همه توانستند بخرند می خریدیم.
حق الناس رو مهم می دانست. تو ورقه صحیح کردن دوبار صحیح می کرد حق الناس به گردنش نباشه
از میوه درخت های داخل بیت که می آوردند نمی خورد تا وزن کنیم و پولش رو حساب کنیم.
اهل نماز شب و نمازهای مستحبی بود.
به دوستش گفته بود اگه می خوای خدا بهت نگاه کنه نماز شب بخوان.
خیلی در طول سال روزه مستحبی می گرفت.
فضای خانه را فضای مذهبی می کرد.
اعمال مناسبت ها رو بلد بود. از چند روز قبل از مناسبت ها تو خونه تذکر می داد که فلان عمل رو داره.
در شهادت ها و ولادت ها زیارت اون معصوم رو می خوند.
فضای خانه را هم تغییر می داد.
در محرم و صفر پرچم و سیاهی و کتیبه می زد به خونه.
به تربیت دینی فرزندانش بسیار حساس بود و توجه داشت.
ماه رجب و شعبان و رمضان عبادتش مضاعف می شد.
موقع تمام شدن ماه رمضان از رفتنش ناراحت می شد.
نسبت به قرآن انس خیلی زیادی داشت.
به طوری که آقا به فرزندان ما می گفتند مثل مادرتون قران بخونید.
در ماه رمضان سه دور قران رو ختم می کرد.
روز شهادتش نزدیک ختم اولش بود.
کمتر آیه ای بود که ادامه شو نتونه بده.
بعضی سوره ها رو حفظ بود.
وقتی بحث قرانی در خونه ما شکل می گرفت مخاطب آقا بشری خانم می شد.
وقت دعا و قران با حضور قلب بود.
معانی قران رو متوجه می شد.
کتابهایی که بهشون هدیه می دادند بیشتر کتابهای تفسیر بود. دوستاش علاقه به قرآنش رو می دونستند.
به صلوات خیلی علاقمند بود.
به یکی از دوستاش گفته بود من اگه نبودم روزی یه تسبیح از طرف من صلوات بفرست.
اهمیت و اولویتش خانواده بود.
بسیار باهوش و بااستعداد بود.
بهترین موقعیت رو می تونست داشته باشه ولی اکتفا کرده بود به یک تدریس مختصر در مدرسه که با وجود بچه ها کمتر شد و به خاطر زهرا قطع شده بود.
یکی از بهترین رتبه های کنکور سراسری رو آورده بود ولی به خاطر زندگی ما که توی قم بود انتخاب اولش رو نزد و دانشگاه قم رو اولویت داد.
و هیچ وقت هم غرش رو نزد.
هیچ وقت از نظر مالی روی درآمد بنده حساسیتی نداشت.
سازگار و اهل مدارا بود.
عقلانیت زیادی داشت و زوج های جوان رو به زندگی کردن و ساختن دعوت می کرد.
در خانه اهل کار و زحمت بود.
۱۱ سال آخر در منزل آقا زندگی می کردیم. از خودگذشتگی ش خیلی زیاد بود. در ۱۱ سال اخیر به خاطر آقا همه چیز رو کنار گذاشت. به ادبیات مسلط بود. تدریس رو فوق العاده دوست داشت ولی به معنای واقعی کلمه خودش رو وقف پدر و مادرش کرد.
آقا همیشه تحسینش می کرد و دلسوزی شو می کرد و می گفت چقدر تو زحمت می کشی. می گفت نه من کاری نمی کنم.
بی ادعا بود.
امکان نداشت جایی خودشو معرفی کنه.
در حرم امام رضا خادم کفشداری بود.
با اخلاص بود.
نداشتن موبایل رو آسون پذیرفت.
اینکه دیگه نمی تونست دیدار های دوستانه شو داشته باشه ناراحتش نکرد.
آقا رو تنها نمی گذاشت.
رسیدگی مادرانه داشت نسبت به اقا.
به معنای واقعی کلمه ام ابیها بود.
جز به خاطر ضرورت از خانه خارج نمی شد مگر اینکه هماهنگ می کرد خواهرشون بیاد پیش آقا که اقا تنها نباشه.
این سبک زندگی پاداشی جز شهادت نداشت
حتی زهرا هم پاداش خدمات خالصانه و بی توقعش بود.
از طرف اقا هم یک علاقه ی فوق العاده ای نسبت به بشری خانم وجود داشت.
سر سفره تا بشری نمی اومد غذا رو شروع نمی کرد.
دوست داشت بشری غذا رو براش بکشه.
البته واقعا همه ی فرزندان اقا خوب بودند.
آقا به دعای ۲۵ صحیفه سجادیه برای خوب شدن فرزندانشون التزام داشتند.
خدا هم دعاشون رو مستجاب کرده بود.
...
[✍🏻دیمزن](https://ble.ir/dimzan)
ادامه #بولت_ژورنال رو بریم ؟؟
این صفحه یک نگاهِ کلیه به اون ماه!
یعنی رویدادهای مهمی رو که نباید اصلا یادتون بره رو یادداشت میکنید 🗓
مثل تاریخ وقتِ دکتر، مهلت تحویل کتابِ کتابخونه، تولد و ...
👈این با نوشتن لیست کارهای روزانه فرق دارهها !!
کارهایی که روز بعد باید انجام بدید ریز به ریزش رو جدا مینویسید.
این شکلی 👇🏻
@tabtil