سلام و صبح بخیر امروز رو زیر بارون از مسجد مقدس جمکران براتون ارسال کردم، گوشهای از دعای ندبه رو هم گذاشتم، میدونم که دل همه اینجاست خصوصا در ماه شعبان، دعاگو هستم و از آقا میخوام ان شاءالله همگی مخاطبین عزیزمون در روشنای تبیین هفتهی آینده، اینجا نایبالزیاره ما باشند 🤲
دعا میکنم لیاقت سربازی و خدمتگزاری اهل بیت علیهمالسلام و اطاعت از ولایتفقیه رو تفضلا بهمون عنایت کنن👌
الهی همگی مدافع حرم جمهوری اسلامی ایران باشیم و عاقبتمون ختم به شهادت باشه...
#مولاجـان...
✨فرمودهايد:
"كارهایتان را به ماواگذار كنيد، برماست كه آنها را به سرانجام رسانيم"
✨دلسوزترينم
اين شما و اين رشتهی در هم تنيدهی زندگیِمان...
درمانده گشتهايم اين روزها..
چاره سازِ ما...عَجِّلْ يٰا مَوْلٰانٰا...
#اللّهمعجِّللوليِّكالفرج
🌹روشنای تبیین | عضو شوید.👇
🆔 @tabyien
روشنای تبیین
💢 سفر به سرزمین عشق 💢
اتوبوس در دل جادهای برفی پیش میرفت، جادهای که انگار ردای سپید بر تن کرده بود تا زائران شهدا را در آغوشی از نور و پاکی بپذیرد. هوای سرد بیرون، گرمای عجیبی در دلها ایجاد کرده بود. دلهایی که برای رسیدن به سرزمینی که روزی شاهد رشادت مردانی از جنس ایمان بود، بیتابی میکردند.
مداح شروع به خواندن کرد؛ زیارت عاشورا در فضای اتوبوس طنینانداز شد. نام حسین (ع) که آمد، دلها شکست. زمزمههای "یا حسین" در میان بغضهای نشکسته پیچید. یکی آرام اشک میریخت، دیگری سرش را پایین انداخته بود و با هر جمله، قلبش تندتر میزد. جاده زیبا بود، اما این سفر چیزی فراتر از زیبایی طبیعت داشت؛ سفری به عمق تاریخ، سفری به دل حماسهها.
مداح حالا اشعار راهیان نور را میخواند. صدایش که میلرزید، دلهای ما هم میلرزید. از شهدا میگفت، از آن روزها که پسران این سرزمین با دلهایی محکمتر از کوه، اما لطیفتر از باران، قدم در این راه گذاشتند. از آن لحظههایی که گلولهها از کنارشان رد میشد، اما ذکر "یا زهرا" از لبهایشان نمیافتاد. از خاکی که آغشته به خونشان شد، اما هنوز بوی عطر ایمان میداد.
چشمانمان را که بستیم، انگار در همان معرکه بودیم. انگار آنها، همانهایی که رفتند و پشت سرشان دنیا را به خدا سپردند، کنارمان نشسته بودند. شاید در همین اتوبوس، درست روی همین صندلیهای خالی، لبخند میزدند و میگفتند: "ما رفتیم تا شما بمانید، شما بروید و ببینید که چگونه از جان گذشتیم."
اتوبوس پیش میرفت، اما دلهایمان پیشتر رفته بود؛ جایی میان میدان مین، جایی میان خاکریزهای پر از رد پای عشق، جایی که هنوز صدای "هل من ناصر ینصرنی" در گوش زمان باقی مانده بود...
روشنای تبیین
یکی از همکاران پرتلاش شورای مرکزی روشنای تبیین در سفر معنوی راهیان نور هستن که در طول سفر از برخی روایتهای دیدنی و تماشایی این سفر از سرزمین نور و از شش گوشهی خوزستان قهرمان و شهیدپرور به مرور بهرهمند خواهیم شد...