ظهر عاشوراست یه روضه چند خطی بگم؛
میگن زینب کبری داشت سمت گودال میدوید؛
یهو ابی عبدالله با چشم
اشاره کرد که زینب برگرد؛
آره زینب جان برگرد ..
قتلگاه که جای زن نیست ..
اینا مست ان زینب برگرد ..
اینا ناموس سرشون نمیشه برگرد ..
_
دستمال اشک ؟!
مشتی اون اشک اینقدر تطهیره که ؛
نباید پاکش کنی ؛
دستتو بکش رو اشکت ؛
و پخشش کن رو کل صورتت ؛
خیلی اون اشک ارزش داره..
_
تمام شد ؛
حسین میان قتلگاه دست و پا زد ..
قاسم را کشتن ؛
علی اکبر اربا اربا شد ؛
علی اصغر حنجرش بریده شد ؛
عباس دستانش قطع شد ؛
عبدالله ضبح شد ؛
خیمه ها آتش گرفت ؛
و اما تازه شروع شد داستانِ اسارت زینب ..
_
"امام صادق"
آنکه خدا خیرش را بخواهد ؛
عشقِ حسین را در قلبِ او میاندازد : )
#حسینِمن
_
هدایت شده از محبین
روز عاشورا خیلی به امام حسین میگفتن بُغضاً لأبيك؛ ینی از بغض و نفرت بابات علی میزنیمت.. امروز زیاد به امام حسین بگیم: «حُبّاً لِأبیک»، از محبت پدرت علی، امروز اومدیم برات
@ir_mohebin
هدایت شده از - مُختَلِفَة -
در روضهٔ تو حالتیست که آن را حیرت گویند..
نه اشک راهِ خویش داند ،
نه دل قرارِ خویش .
گریهکنِ تو، مانَد که چه کند !
بر سینه زند ؟
فریاد برآورد ؟
یا مبهوت بنشیند ؟
که چون نظر به غمت افتد ،
حیران شود...
_
روضه ابی عبدالله یه جوریه که ؛
اوج مقتل ؛
دیگه نمیدونی باید چیکار کنی ؛
اینقدر بازه .
توان آدم رو میگیره ..
هیچ جوره آروم نمیشی ؛
زجه بزنی آروم نمیشی ؛
گریه کنی و داد بزنی اروم نمیشی ؛
خودتو بزنی هم آروم نمیشی ؛
سر و صورتت رو خونی کنی هم آروم نمیشی ؛
جیغ بکشی هم آروم نمیشی ؛
هق هق هم کنی آروم نمیشی ؛
اونجاست که دیگه فقط باید جون داد ..
_
تائب (taeb)🇮🇷
_ روضه ابی عبدالله یه جوریه که ؛ اوج مقتل ؛ دیگه نمیدونی باید چیکار کنی ؛ اینقدر بازه . توان آدم رو
ما فقط میشنویم و اینجوری ایم ؛
قربونت برم چی کشیدی تو گودال ..