آه و صد حیف که رفتی و ندیدم قد و بالای تو را
در کشاش و نبردم به خدا با دگران عمر گذشت
و نفهمیدم و از دست بدادم نفس گرم تو را
وهمین دو روزعمرم به پی روی تو بودنم گذشت
چه خوشا مشکینِ مویم که بگردد به تمنا
سرد و بی رنگ خوشا عمر که غرق تو گذشت
_عماد_
دیگران چون بروند از نظر از دل بروند
تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی
_جناب سعدی_
آشفتگی این دل در محضر روی تو
از موی پریشان بود در اوج و نوک نیزه
لرزیدن خط من هنگام سرودن ها
از پیچش سنگی بود دور و بر این نیزه
_عماد_
حالا پیویت که گفتم بذار اینجا هم اعلام کنم که امروز تولد یک نازدونه از پرنسس های خداس 🎀✨
چشمم از اشك پر و مشك من از آب، تهي است
جگرم غرقه به خون و تنم از تاب، تهي است
_..._
+حتی خدا بخاطر دست بریده ات
واجب نکرده بین نمازش قنوت را
_ کاش اسم شاعرم میگفتی (((=
خیلی قشنگه