من همین قدر که با حال و هوایت گهگاه
برگی از باغچه ی شعر بچینم کافی ست
_جناب بهمنی_
اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است
دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است
_جناب بهمنی_
توی دنیا هم نشد برزخ که پیدا کردمت
می نشینم تا قیامت با تو صحبت می کنم
_جناب بهمنی_
اشکِ روان گشته دوست سود ندارد، ولی
خلقت اشک آب است خلقت دل ز آتش
قلم به جوهر نشست روح به کاغذم نه
عشق تو در دل نشست سوخت ولی به آتش
بودی و من ندیدم حضور گرمت ای دوست
زدند و بد شکستند قلب مرا به آتش
شب شد و خواب آمد به چشم اهل کشور
اذان صبح گفتند خیره شدم به آتش
قسم که رفت جانم همان زمان که رفتی
همان زمان که گفتند تویی میان آتش
_عماد_
+یه سوال ازت دارم
شده کسی رو از دست بدی
ولی الان آرزو کنی که کاش نمیدادی؟
_(((:
بذار من یه سوال در جواب سوالت بپرسم
کسی هست که این درد رو نکشیده باشه؟
فکر میکنم نه .
ولی اگر کسی رفت بدون اینکه شما کار بدی کرده باشین
قول میدم که اون لطف خدا بوده
خدا حرفایی از اون آدم شنیده که شما نشیدین و رفتارهایی دیده که شما ندیدین
و قلبی رو خونده که شما نخوندین(:
+من یه رفاقتی رو از دست دادم که وقتی بر میگردم گذشته دلم تنگ میشه براش ولی وقتی به الان نگاه میکنم متنفرم ازش!
_خوشحالم که الان دلتنگش نیستی
+دوست دارم بگم همینقدر راحت ازش گذشتم ولی نه ...نمیتونم(:
_ازش نگذر... دلتنگش شو ...
اگر گریه ات گرفت گریه کن ...
ولی گیر نکن توش (:
اصلا میدونید چیه ؟
اگر ولش نکنیم میخوایم چیکار کنیم؟
دنیا که میگذره منتظر نمیمونه
پا نشیم بدوییم از رومون رد میشه خب😂
+ولی به نظرم چه بلند شیم چه نه دنیا از رومون رد میشه ...
در نهایت هر کسی یاد گرفت احساسات رو بذاره کنار راحت تر مسیر رو میره
_ این حرفت من رو یاد یه دوست قدیمی می اندازه اونم همین نظر رو داشت
اما بهم بگو اگر همه احساسات رو کنار بذارن چه بلایی سر دنیا میاد؟؟
اون وقت آدمای بیشتر هر روز وهر روز درون خودشون میمیرن ...
نمیدونم ولی بحث انتخابه (؛
+خب ببین کسی که احساسش رو میزاره کنار و سر تا پا میشه یک شخص منطقی زندگی رو نمیتونه راحت تر هضم کنه؟
به درست یا اشتباهش فکر نکردم
_خب مشکل دقیقا همینه
بزرگ ترین و مهم ترین آپشن انسان اینه که باید خوب و بد رو تشخیص بده و بر اساس اون عمل کنه
+از دید منطقی ی خوب و بد داریم از دید احساس ی خوب و بد دیگه
_باید از دید انسانی نگاهش کرد