eitaa logo
داستان های آموزنده ،بهلول عاقل ضرب المثل
13.2هزار دنبال‌کننده
22.9هزار عکس
16.1هزار ویدیو
111 فایل
داستان های آموزنده مدیریت ؛ https://eitaa.com/joinchat/1541734514C7ce64f264e تعرفه تبلیغات☝
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
به نام خــداوند دلـهای پاک که نامش بود در دلت تابناک به نام کســـی که تو را آفرید سر آغاز عشق ست و نور امید 💜بسم الله الرحمن الرحیم💜 💖الهی به امیدتو💖 سلام💐 صبحتون پراز لطف خداوند❣
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
هیچ ذکری گهربارترازصلوات نیست گرتوخواهی درهای رحمت بسویت بازشود سرتاپای وجودت بانام زیبایش نورباران بشودمعطربنماکام خویش باذکر زیبای صلوات 🌾اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعجل فرجهم
👆 جزء6 اَللّهُمَّ نَوِّر قُلُوبَنا بِالْقُرآن اَللّهُمَّ زَیِّن اَخْلاقَنا بِزینَة القُرآن @tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh 👇صوت صفحه119
#حدیث_روز 👆 🌍اوقات شرعی به افق تهران🌍 ☀️امروز #پنجشنبه 1 آذر ماه 1397 🌞اذان صبح: 05:19 ☀️طلوع آفتاب: 06:47 🌝اذان ظهر: 11:50 🌑غروب آفتاب: 16:54 🌖اذان مغرب: 17:13 🌓نیمه شب شرعی: 23:06 @tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌺آرامش هنر نپرداختن ♥️به انبوه مشکلاتی است که 🌺حل کردنش سهم خداوند است ♥️به خدا و تصمیماتش برایمان 🌺ایمان داشته باشیم 🌹تقدیم به شما عزیـزان🌹 🌹به آذرماه خوش آمدید🌹
پنج شنبه🌺به اولین روز آذر ماه خوش آمدین خدایا توشه ماه جدید رابرای تک تک دوستانم پرکن از 30روزشادی 30روزآرامش 30روزموفقیت 30روزسلامتی و🌴🌸 30روز پرازخیروبرکت @tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh
#ذکرروز👆 🌸ذكر روز پنجشنبه🌸 لٰا اِلٰهَ اِلَّا اللهُ المَلِكُ الحَقُّ المُبين 💥معبودي جز خدا نيست💥 💥پادشاه برحق آشكار💥 ➖➖➖➖➖➖ #سوره_درمانے 💎روز۵شنبه۲رڪعت نمازبـہ نیت ڪسب مال وثروت بخواندوسپس《سوره یاسین》بخواندواین عمل راتا۳روزانجام دهدبهتراست  📚گوهر شب چراغ۱۵۷/ ۲ @tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
پنج شنبه آمد و غم دوری آنهایی که کنارمان نیستند بانثار دسته گلی از فاتحه و صلوات✨ یادی کنیم از آنها و موجب شادی و آرامش شان باشیم روحشان شادو یادشان گرامی✨ @tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
💚متولدین عزیز و 💛دوست داشتنی ❤️تـولدتـون مبـارک 💙یک دل شاد 💜یک تن سالم 💗یک دنیا آرامش 💚یک عشق جاودان ❤️آرزوی ما برای شما عزیزان @tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh
☘🍁☘🍁☘🍁☘🍁☘ 🍒 داستان واقعی و آموزنده با نام 👈 🍒 👈 دردش را هم به کسی نمی توانست بگوید، چه می باید می گفت؟ اینکه سالها مار در آستین پرورش داده! از مسجد که بیرون آمدم کیا را دیدم. از روی نشانی هایی که مونس داده بود خیلی زود او را شناختم. لباس مشکی به تن داشت و جلوی در مسجد ایستاده بود و با چهره ایی غمگین به میهمانها خوشامدگویی می کرد و آنها را در غم خود شریک می دانست. جسته گریخته حرف هایش را می شنیدم که به مردی که کنارش ایستاده بود می گفت: «زن بیچاره خیلی در حق من زحمت کشید. وقتی دخترش از خونه فرار کرد قبل از هر کی شکش رفته بود به من. واسه همین هم از من شکایت کرد اما مگه با یه دستخط می شه کسی رو متهم کرد؟ دخترش معلوم نبود کجا بند رو به آب داده بود و اون وقت گناهش رو می خواست بندازه تقصیر من! آخه کدوم حیوونی به خواهرای خودش تجاوز می کنه که من این کار رو بکنم؟!» کیا هنگام ادای این جملات قیافه حق به جانبی به خود گرفته بود. مردی که مخاطبش بود هم می گفت: «باز خدا خیرت بده. خیلی جوون مردی. من اگه جای تو بودم هیچ وقت این زن رو نمی بخشیدم. اما تو اونقدر بزرگواری که حتی خونه ت رو هم به اسمش کردی!» با شنیدن این حرفها خونم به جوش آمد. دلم می خواست کیا را با دستان خودم خفه کنم؛کسی که حتی شرافت گرگ هم از او بیشتر بود! کمی جلوتر رفتم. اعلامیه مونس روی دیوار مسجد بود. خاطرات شیرین دوستی با او دوباره برایم تداعی شد و جلوی چشمانم جان گرفت. می دانستم با وجود اینکه خودش تباه شده اما تباهی خواهرش را تاب نخواهد آورد. مونس مهربان بود. او تنها همدم و مونس من در این روزهای سخت زندگی ام بود... اشک بی محابا می ریخت روی صورتم. آخر چطور می توانستم مونس را فراموش کنم؟ سرم به دوران افتاده بود. همه تصاویر را گنگ و مبهم می دیدم. کیا را می دیدم که دست بر سینه جلوی در مسجد ایستاده. چقدر راحت این حیوان دوپاتوانسته بود زندگی دو دختر معصوم و بی گناه را برباد دهد! وای مونس... مونسکم، مادری بود با چشمانی به رنگ تیله! ای کاش او را از دست نمی دادم، ای کاش می توانستم برایش کاری بکنم. چهره مهربان مونس با آن لبخند معصومش جلوی چشمانم بود. ناگهان سرم گیج رفت و با شدت تمام روی زمین افتادم. صدای یکی از زنانی که از مسجد بیرون می آمد را شنیدم که گفت: «ای وای، این دختره مگه دوست مونس نبود؟ بیچاره از حال رفت!» و دیگر چیزی نفهمیدم. 👈 پایان 👉 🏃🏃🏃🏃🏃🏃🏃🏃 💥برای دیدن بهترین پستها وداستانها به ما 👇 @tafakornab @shamimrezvan 🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹 http://eitaa.com/joinchat/2767126539Cf9cc9852b1 حجاب فاطمی مخصوص بانوان👆آقا❌❌❌