eitaa logo
داستان های آموزنده ،بهلول عاقل ضرب المثل
13.2هزار دنبال‌کننده
22.9هزار عکس
16.1هزار ویدیو
111 فایل
داستان های آموزنده مدیریت ؛ https://eitaa.com/joinchat/1541734514C7ce64f264e تعرفه تبلیغات☝
مشاهده در ایتا
دانلود
✨﷽✨💙🍃🦋 🍃🍁 🦋 🔴جوان کفن دزد یک روز معاذ بن جبل در حالی که گریه می‏ کرد به رسول اکرم (ص) وارد شد و سلام کرد، حضرت بعد از جواب سلام علت گریه‏ اش را جویا شد. معاذ عرض کرد: یا رسول اللَّه جوانی رعنا و خوش اندام بیرون خانه ایستاد و مانند زن بچه مرده گریه می‏ کند و در انتظار است که شما به او اجازه ورود دهید وحضرت اجازه ورود دادند جوان وارد شد. حضرت فرمودند: ای جوان چرا گریه می‏ کنی؟ جوان گفت: ای رسول خدا گناهی مرتکب شده ‏ام که اگر خدا بخواهد به بعضی از آنها مرا مجازات کند، بایستی مرا به آتش قهر دوزخم برد و گمان نمی‏ کنم که هرگز مورد بخشش و آمرزش قرار بگیرم. حضرت فرمود: آیا شرک به خدا آورده‏ ای؟ گفت نه. حضرت فرمود: قتل نفس کرده ‏ای؟ گفت نه. حضرت فرمود: بنابراین توبه کن که خدا ترا خواهد بخشید و لو بزرگی گناهانت به اندازه کوهها عظیم باشد. گفت: گناهانم از آن کوههای عظیم بزرگتر است. حضرت فرمود: پروردگار متعال گناهانت را می آمرزد و لو به بزرگی زمین و آنچه در آن است، بوده باشد. جوان گفت: گناهان من بزرگتر است. حضرت با حالت غضب به او خطاب فرمود: وای بر تو ای جوان گناهانت بزرگتر است یا خدای متعال؟ جوان تا این سخن را از پیغمبر شنید خودش را به خاک انداخت و گفت منزه است پروردگار من، هیچ چیز بزرگتر از او نیست. در این موقع حضرت فرمود: مگر گناه بزرگ را جز خدای بزرگ کسی دیگر هست که ببخشد؟ جوان گفت: نه یا رسول اللَّه. جوان گفت: یا رسول اللَّه، هفت سال است که به عمل زشتی دست زده ‏ام؛ به گورستان می‏ روم و قبر مردگان را نبش کرده و کفن آنها را می‏دزدم. این اواخر شنیدم دختری از انصار از دنیا رفته. من هم طبق معمول به منظور سرقت کفن او به جستجوی قبرش رفتم. تا اینکه قبرش را پیدا کردم رویش یک علامت گذاشتم تا شب بتوانم به مقصودم برسم و کفن را بربایم. سیاهی شب همه جا را فرا گرفته بود آمدم سر قبر دختر و گورش را شکافتم. جنازه دختر را از قبر بیرون آورده و کفنش را از تنش بیرون آوردم، بدنش را برهنه دیدم آتش شهوت در وجودم شعله ‏ور شد نگذاشت تنها به دزدی کفن اکتفا کنم، از طرفی وسوسه‏ های فریبنده نفس و شیطان، نتوانستم نفس خود را مهار کرده و خود را راضی به ترک آن کنم. خلاصه آنقدر ابلیس، این گناه را در نظر زیبا جلوه داد که ناچار با جسد بی‏جان آن دختر به زنا مشغول شدم بعد جنازه ‏اش را به گودال قبر افکندم و بسوی منزل برگشتم. هنوز چند قدمی از محل حادثه نرفته بودم که صدائی به این مضمون بگوشم رسید: ای وای بر تو از مالک روز جزا چه خواهی کرد؟! آن وقتی که من و تو را به دادگاه عدل الهی نگه دارند؟! وای بر تو از عذاب قیامت که مرا در میان مردگان برهنه و جُنب قرار دادی؟! بله یا رسول‏ اللَّه شنیدن این کلمات وجدان خفته مرا بیدار کرد تا اینکه به حکم وظیفه وجدان برای بخشش گناهانم از خدای بزرگ خدمت شما آمده ‏ام تا به برکت وجود شما خداوند از سر تقصیرات من درگذرد. اما به نظرم به قدری گناهانم بزرگ است که حتی از بوی بهشت هم محروم خواهم ماند. یا رسول اللَّه آیا شما در این مورد نظر دیگری دارید که من انجام دهم؟! پیغمبر اکرم (ص) فرمود: ای فاسق از من دور شو. زیرا ترس از آن دارم که آتشی بر تو نازل شود و عذاب تو مرا متأثر کند. جوان گنهکار از پیش روی پیغمبر رفت و پس از تهیه مختصر غذائی سر به بیابان گذاشت و در محلی دور از چشم مردم به گریه وزاری و توبه پرداخت، لباسی خشن بر تن و غل و زنجیری هم به گردن انداخته آنگاه با تضرع و زاری روی به آسمان کرد و مناجات کنان پروردگار خود را می‏خواند، بارالها هر وقت از من راضی شدی به رسولت وحی نازل کن تا مرا مژده عفوت دهد و اگر نه آتشی بفرست تا در این دنیا به کیفر اعمالم معذب شوم. زیرا من طاقت عذاب آخرت تو را ندارم. دیری نپائید که در اثر نیایش صادقانه‏ اش، خداوند رحیم او را عفو فرمود و بر پیامبرش این آیه را فرستاد: «و الّذین اذا فعلوا فاحشة او ظلموا انفسهم ذکرواللَّه فاستغفروا لذنوبهم و من یغفر الذنوب الاّ اللَّه...»(1) رسول خدا از نزول این آیه شریفه در جستجوی جوان مذبور بر آمد و معاذبن جبل تنها کسی بود که اقامتگاه آن جوان را بلد بود و نشان پیغمبر(ص) داد. حضرت با گروهی از یارانش به محل آن جوان آمدند. وقتی که رسیدند دیدند که جوان از ترس عقوبت الهی دست نیایش بسوی حقتعالی دراز کرده و همچون ابر بهاران از دیدگانش اشک می‏ بارد جلو آمده غل و زنجیر را از گردنش برداشتند و بوی مژده آمرزش و عفو الهی را رساندند. سپس رو به اصحاب کرده فرمودند: جبران کنید گناهان خود را همانطور که بهلول نبّاش جبران کرد. 📚(1) آل عمران،134. 📚منبع: قصص التوابین؛داستان توبه کنندگان 🦋  ➢ @tafakornab داستان وضرب المثل وسخن بزرگان 🍃🍁 💙🍃🦋
6.41M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 اتفاق تکان دهنده برای مردی که در حمام زنانه کار می کرد 🔻شیخ مهدی دانشمند و توبه ای تکان دهنده @tafakornab داستان وضرب المثل وسخن بزرگان
روزي بهلول از طرف قبرستان می آمد. از او پرسیدند: از کجا می آیی؟ گفت: از پیش این قافله که در این سرزمین نزول نموده اند. گفتند: آیا از آنها سوالاتی هم کردي؟ گفت: آري. از آنها پرسیدم کی از اینجا حرکت و کوچ می نمایید؟ جواب دادند: که ما انتظار شما را داریم هر وقت همگی به ما ملحق شدید حرکت می کنیم. کانال را به دوستان معرفی کنید: http://eitaa.com/joinchat/3144482825C235a600727 👆
مردی سگی داشت که در حال مردن بود. او در میان راه نشسته بود و برای سگش گریه می‌کرد. گدایی از آنجا می‌گذشت؛ از مرد پرسید: چرا گریه می‌کنی؟ مرد گفت: این سگ وفادار من، پیش چشمم جان می‌دهد. این سگ روزها برایم شکار می‌کرد و شب‌ها نگهبان من بود و دزدان را فراری می‌داد. گدا پرسید: بیماری سگ چیست؟ آیا زخم دارد؟ مرد گفت: نه از گرسنگی می‌میرد. گدا گفت: صبر کن، خداوند به صابران پاداش می‌دهد. گدا یک کیسه ای در دست مرد دید. پرسید در این کیسه چه داری؟ مرد گفت: نان و غذا. گدا گفت: چرا به سگ نمی‌دهی تا از مرگ نجات پیدا کند؟ مرد گفت: نان‌ها را از سگم بیشتر دوست دارم. برای نان و غذا باید پول بدهم، ولی اشک مفت و مجانی است. برای سگم هر چه بخواهد گریه می‌کنم. گدا گفت : اشک خون دل است و به قیمت غم به آب زلال تبدیل شده، ارزش اشک از نان بیشتر است. نان از خاک است ولی اشک از خون دل... کانال را به دوستان معرفی کنید: http://eitaa.com/joinchat/3144482825C235a600727 👆
‍ ‍ () : در هنگام وقوع بدبختی همه سهیم هستند در مواردی به کار میره که افراد بیگناه هم چوب کار مقصرین رو میخورند ریشه : قبل از مغولها چون گماشتگان سلطان سنجر سلجوقی بر طوایف غز فشار زیادی وارد آوردند، کار به جایی رسید که غزها شورش کردند و به خراسان و اطراف کرمان حمله کردند تا سلطان سنجر، اسیر و امام محمد یحیی شهید گردید و وارثان غز در کرمان جور و ستم را از حد گذرانیدند. «در چنین موقعیتی مجدالدین کوهبنانی دفع مضرت غز را چاره این ندید جز این که از امیر آنان که در آن وقت سرگردان ولایات بود، یعنی ملک دینار غز دعوت کند تا او به کرمان بیاید و از خرابی باز دارد. بیست و دوم رمضان 581 هجری بود که سپاهیان ملک دینار از طریق دیه اریز به کوبنان رسید. ملک دینار هم که از گرد بیابان سوزان کوبنان تشنه و خسته درآمد و مادر بچه ها را در نیشابور نهاده بود به مجرد ورود به کاخ سلجوقی او را به خطبه فرمود و در حکم خود در آورد. ملک دینار پس از چند سال که جای پای خود را مستحکم کرد، اول کارش آن بود که اولاد مجاهد کوبنانی را – هرچند که خودشان ایشان شویکرده بودند – از میان برداشت. آنگاه به نواحی گرمسیر پرداخت. سپس قصد قلعه منوجان کرد، قلعه آن را به رسوایی تمام بگشاد و فتحی مشتمل و احراق و شکنجه و اهراق دم ادعای روی نمود. در همین لشکر کشی قلعه «گوَر» که امروز «حوَر» خوانده میشود به آتش کشید و چون مردم کرمان این بیچارگی ها را در نتیجه دعوت مجاهدالدین کوبنانی از ملک دینار میدانستند همه نفرینها را متوجه کوبنان و خاندان مجاهد میکردند. و اتفاقا شاعر خوش ذوق هم در همین احوال و هنگام سوختن قلعه و آبادی «گوَر» گفته است: از آتش کوبنان «گوَر میسوزد ..... آتش که گرفته خشک و تر میسوزد... @tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
✨﷽✨ ✨ بجای تماشای پنجره زندگی دیگران از کتاب عمرت لذت ببر. داشته‌‌هایت را جلوی چشمانت قاب بگیر و برای نداشته‌‌هایت تلاش کن. حسرت باغچه دیگران را نخور. در عوض باغبان دنیای خودت باش
جالبه بدونید ماهی قرمز از سنتهای معاصر سفره هفت سین نیست و دهه هاست از چین به ایران آمده، ماهی قرمز نماد سال نوی چینی‌هاست ! ✍ماهی های قرمز به باکتری مایکو باکتریوم «سل» آلوده هستند که به محیط زیست کشور بسیار آسیب میرسانند. 👌کودکان را از تنگ‌ماهی دور نگه دارید ☜@tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌸خوشا آنان که جانان می شناسند 🥀طریق عشق و ایمان می شناسند 🌸خوشا آنان که با عزت ز گیتی 🥀بساط خویش برچیدند و رفتند 🌸ز کالاهای این آشفته بازار 🥀شهادت را پسندیدند و رفتند درود میفرستم به روان پاک شهدا که بدون ریا و خودنمایی برای این سرزمین جنگیدن.نه معرفت اینا قیمت داره نه بی معرفتی یک عده تمومی........ ۲۲ اسفند روز بزرگداشت شهدا گرامی🌹 @tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh
متروی تهران ایستگاهی دارد به نام جوانمرد قصاب 🔹این جوانمرد، همیشه با و‌ضو بود.می‌گفتند: عبدالحسین، چه خبر از وضع کسب و کار؟ می گفت: الحمدلله، ما از خدا راضی هستیم، او از ما راضی باشه! 🔹هیچکس دو کفه ترازوی عبدالحسین را مساوی ندیده بود، سمت گوشت مشتری همیشه سنگین تر بود. اگر مشتری مبلغ کمی گوشت میخواست، عبدالحسین دریغ نمی کرد. می‌گفت: «برای هر مقدار پول، سنگ ترازو هست.» 🔹وقتی که میشناخت که مشتری فقیر است، نمی گذاشت بجز سلام و احوالپرسی چیزی بگوید. مقداری گوشت می پیچید توی کاغذ و می داد دستش.‌ کسی که وضع مالی خوبی نداشت یا حدس میزد که نیازمند باشد یا عائله زیادی داشت را دو برابرِ پول مشتری، گوشت می داد. 🔹گاهی برای این که بقیه مشتری ها متوجه نشوند، وانمود می کرد که پول گرفته است.گاهی هم پول را میگرفت و دستش را می برد سمت دخل و دوباره همان پول را می داد دست مشتری و می گفت: «بفرما مابقی پولت.» 🔹عزت نفس مشتریِ نیازمند را نمی شکست! این جوانمرد در ۴۳ سالگی و در یکی از عملیات های دفاع مقدس با ۱۲ گلوله به شهادت رسید. "شهید عبدالحسین کیانی" همان ''جوانمرد قصاب'' است! روحش شاد🙏🌸 @tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh ─┅─═इई 🌸🌺🌸ईइ═─┅─
💗 عزیزدلم! دلگیر نباش... آدم‌ها مختلف‌اند. هرکدام سبک خودشان را برای زندگی دارند و هرکدام به روش خاص خودشان با دیگران ارتباط می‌گیرند. 💗 تو مقصر نیستی اگر آدمی انتخاب کرده نسبت به همه چیز جهان مشکوک باشد، که لبخندهایت را به خصومت برداشت کند، که مهربانی‌ات را حماقت بداند و خشمگین شود که چرا تو شبیه به خودش نیستی و به سبک خودش زندگی نمی‌کنی. 💗 آدم‌ها مختلف‌اند عزیزدلم. نه اینکه بد باشند، نه اینکه گونه‌ی خاصی از آدم‌ها فقط خوبند، نه! آدم‌ها هرکدام ویژگی‌های خاص خودشان را دارند و ممکن است بعضی از این ویژگی‌ها با خصلت‌های برجسته‌ی تو در تضاد باشد. 💗 آرامشت را خراب نکن نازنینم، سخت نگیر و با در نظر گرفتن اینکه تفاوت‌ها، شاید گاهی رنج‌آور، ولی لازمه‌ی ادامه‌ی حیات و ارتباط میان آدم‌هاست؛ تحمل کن، نفس عمیقی بکش و هیچ‌کس را برای اندوه و کدورت‌های پیش‌آمده مقصر ندان! 💗 آدم‌ها برای تفاوت‌ها و تضادها مقصر نیستند. گاهی این تضادها شبیه دو قطب همسان آهن‌ربا، روان و آرامش تو را با فشاری تخریب‌کننده دفع می‌کنند و تو آسیب می‌بینی. آهن‌ربا مقصر نیست! تو مقصر نیستی، آدم‌ها مقصر نیستند! 💗 کم‌اند آدم‌هایی که قدرت سازگاری و انطباق دارند و قادرند زندگی را کمتر از چیزی که وانمود می‌کند جدی بگیرند و با خصلت‌هایی که شاید برای دیگران آزاردهنده باشد، آرامش و امنیت آدم‌ها را نشانه نگیرند. 💗 کم‌اند آدم‌هایی که در نهایت تلاطم روزگار، آرام می‌مانند و آرامش را به دیگران هدیه می‌کنند. 💗 اما تو سعی کن یکی از همان آدم‌ها باشی... کسی که دیگران، با حضور و کلامش نمی‌رنجند، که آرامش می‌گیرند! سخت است، ولی تو یکی از همان آدم‌ها باش... 👤 @tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh ─┅─═इई 🌸🌺🌸ईइ═─┅─
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌸 خدایا کمک کن 🤲 در آخرین روزها و شب‌هایِ سال دل‌هایمان مهربان‌تر از همیشه و دست‌هایمان بخشاینده‌تر از هر زمانِ دیگری دست‌گیرِ افتاده‌ای باشد  نگاهایمان یاری‌رسانِ بغضی نیمه جان و آغوشمان شانه‌ای برای دردهایِ بی‌کسی باشد 🌸 خدایا کمک کن 🤲 در آخرین روزها و شب‌هایِ سال آن‌چنان یک‌رنگ و یک‌دل باشیم که آغازِ سال‌ِمان آمیخته با عشق، محبت و مهربانی باشد... 🌸 خدایا کمک کن🤲 در آخرین روزها و شب‌هایِ سال روزنه‌ی اُمیدی در این دل راه بیفتد آن‌قدر که بتابد و مهتابی کند  تمام آن تاریکی‌هایِ بی‌سبب را 🌸 🌸 @tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh