eitaa logo
داستان های آموزنده ،بهلول عاقل ضرب المثل
13.2هزار دنبال‌کننده
22.9هزار عکس
16.1هزار ویدیو
111 فایل
داستان های آموزنده مدیریت ؛ https://eitaa.com/joinchat/1541734514C7ce64f264e تعرفه تبلیغات☝
مشاهده در ایتا
دانلود
🌸🍃🌸🍃 برخی از ما پیش‌بینی می‌کنیم در کاری سود خواهیم کرد، جلو می‌رویم و زیر زبان می‌گوییم: «خدایا توکل بر تو کردم.» و منتظر هستیم که آن‌چه پیش‌بینی و برنامه‌ریزیِ ماست به‌طور کامل محقق شود. در این‌صورت اگر پیش‌بینی ما محقق شود تأثیری در خداشناسی ما ندارد چون خودمان مطمئن بودیم سود خواهیم کرد؛ اما اگر برعکس شود خیلی زود نتیجه‌گیری غلط کرده و می‌گوییم من توکل کردم چرا چنین شد؟؟ این کار توکل به خود است، توکل به خدا نیست. توکل به خدا آن است که انسان حتی اگر بداند سود کردن در یک کار قطعی است باز سود و ضررش را به خدا بسپارد؛ و از خدا بخواهد اگر در این تجارت برای او ضرر دنیوی و اخروی است، در این تجارت او را شکست دهد. چون در توکل شکست ظاهری است و در باطن پیروزی است. دوستی نقل می‌کرد: در منطقه‌ای از شهر شایع شد که شهرداری طرحی دارد و ما طلا فروختیم قطعه‌ی زمینی آن‌جا بخریم. اما وقتی‌که خواستیم زمین را بخریم، فروشنده مبلغ جزیی بیعانه ما را بالا کشید و ما نتوانستیم آن‌جا، قطعه زمینی بخریم. بعد از مدتی زمین آن‌جا دو برابر شد و ما ته دل گفتیم: خدایا ما که بر تو توکل کردیم چرا برای ما سودی نخواستی؟؟ بعد از 4 سال متوجه شدیم همه قول‌نامه‌ها تقلبی بود و شهرداری طرحی هم در آن‌جا نداشت. آن‌هایی که خریده بودند به یک هزار تومن هم کسی از آن‌ها نمی‌خرید. آن‌جا بود که متوجه شدیم توکل واقعی چیست و اگر کسی توکل واقعی به خدا کند آخرش به یقین سود است. 🔰 🔰 ‌‌╔═. ♡♡♡.══════╗ ❣ @tafakornab ❣ ╚══════. ♡♡♡.═╝ ‎
🌸🍃🌸🍃 سه درس مهم زندگی: اگر می خواهید دروغی نشنوید، اصراری برای شنیدن حقیقت نداشته باشید. به خاطر داشته باشید هرگاه به قله رسیدید همزمان در کنار دره ای عمیق ایستاده اید. هرگز با یک آدم نادان مجادله نکنید، تماشاگران ممکن است نتوانند تفاوت بین شما را تشخیص دهند. 🔰 🔰 ‌‌╔═. ♡♡♡.══════╗ ❣ @tafakornab ❣ ╚══════. ♡♡♡.═╝
◍⃟♥️🕊❀✾••┈┈ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌سـ🌸ـلام روزتون پر از شادی و برکت🌷 🗓 امروز پنج‌شنبه ☀️ ۱۰ خرداد ١۴٠۳ شمسی 🌙 ۲۱ ذی القعده ١۴۴۵ قمری 🌲۳۰ مای ٢٠٢۴ ميلادی ♦️ذڪر روز : 《لا اِلهَ اِلَّا اللّهُ المَلِکُ الحَقُ المُبین» ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 🔰 🔰 ‌‌╔═. ♡♡♡.══════╗ ❣ @tafakornab ❣ ╚══════. ♡♡♡.═╝
🌸🍃🌸🍃 سه درس مهم زندگی: اگر می خواهید دروغی نشنوید، اصراری برای شنیدن حقیقت نداشته باشید. به خاطر داشته باشید هرگاه به قله رسیدید همزمان در کنار دره ای عمیق ایستاده اید. هرگز با یک آدم نادان مجادله نکنید، تماشاگران ممکن است نتوانند تفاوت بین شما را تشخیص دهند. 🔰 🔰 ‌‌╔═. ♡♡♡.══════╗ ❣ @tafakornab ❣ ╚══════. ♡♡♡.═╝
🌸🍃🌸🍃 سلطان محمود قبل از مرگش زیارتگاهی بر سر مزار خود ساخت. تمام علما را جمع کرد و گفت: «بر روی سنگ قبرم آیه‌ای بگویید تا بنویسم.» هر چه که گفتند٬ سلطان را خوش نیامد. عالمی گفت: «بنویس ۞هَٰذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ۞ این جهنمی است که به شما وعده داده بودیم.» همگان را از این سخن عالم خنده آمد و شاه رنگ رخسارش سرخ شد. آن عالم را گرفت و در مجلس با تازیانه زد. عالمی برخواست و گفت: ‌«ای پادشاه چرا ناراحت می‌شوی؟؟ مگر او دروغ گفت؟ با این تکبری که تو داری و به‌خاطر جمله‌ای او را چنین کتک زدی، قطعا بهشت جای بی‌صبران و متکبران نیست. دوم اینکه تو از ما خواستی آیه‌ای بگوییم و اگر یقین داشتی که بهشتی هستی می‌گفتی آیه‌ای از بهشت بگویید!! پس چرا نگفتی؟؟» مجلس را سکوت فرا گرفت و شاه شرمگین شد و از دربار به سرعت دور شد. 🔰 🔰 ‌‌╔═. ♡♡♡.══════╗ ❣ @tafakornab ❣ ╚══════. ♡♡♡.═╝
🧂نمکدان را که پُر میکنی توجهی به ریختن نمکها نداری ... اما زعفران را که میسابی به دانه دانه اش توجه میکنی حال آنکه بدونِ نمک هیچ غذایی خوشمزه نیست، ولی بدون زعفران ماهها و سالها میتوان آشپزی کرد و غذا خورد. مراقب نمک های زندگیتان باشید... ساده و بی ریا و همیشه دم دستتان هستند. ولی روزی اگر نباشند وای بر سفره زندگی...! ✍ 🔰 🔰 ‌‌╔═. ♡♡♡.══════╗ ❣ @tafakornab ❣ ╚══════. ♡♡♡.═╝
‌✍‌زندگی، مجموعه‌ای از کنش‌ها، واکنش‌ها، انعکاس‌ها و بازتاب‌هاست. ظاهر آرام آدم‌ها را با ناآرامی درونی خودت مقایسه نکن! که بعضی ظاهراً آرام‌اند و بی‌خیال، اما از درون در حال فروپاشی‌اند و ناآرام. و بعضی حقیقتا آرام‌اند و بهای سنگینی برای آن پرداخته‌اند، که از مقایسه و کشمکش و حساب و کتاب در زندگی و روابطشان دست برداشته‌اند، که کوتاه آمده‌اند، و رها کرده‌اند خیلی چیزهایی که تو هنوز رها نکرده‌ای! رهانکرده‌ای که ناآرامی، رها نکرده‌ای که حالت خوب نیست، رها نکرده‌ای که متر برداشته و افتاده‌ای به جان دلخوشی و آرامش و کیفیت روابط آدم‌ها و باخودت مقایسه‌شان می‌کنی. آنان که از بند کمیت و مقایسه رها شدند، به کیفیت رسیدند و تویی که کمیت را چسبیده‌ و بی‌هیچ تلاشی به دنبال ایده‌آل‌‌گرایی و مقایسه‌ای، عجیب نیست که اندرخم یک کوچه مانده‌ای. برای داشتن آرامش و رابطه‌ای سالم، باید چشم روی خیلی چیزها بست و خیلی ایده‌آل‌ها را نادیده گرفت. هیچ آرامشی ساده به دست نمی‌آید؛ گذشت می‌خواهد و قدری درک، درک موقعیت، درک حقیقت، درک آدم‌ها... که نمی‌توانی درک نکرده، توقع درک شدن داشته‌باشی و کوتاه نیامده توقع کوتاه آمدن... چرا که زندگی، مجموعه‌ای از کنش‌ها، واکنش‌ها، انعکاس‌ها و بازتاب‌هاست. ✍نرگس صرافیان طوفان‌ 🔰 🔰 ‌‌╔═. ♡♡♡.══════╗ ❣ @tafakornab ❣ ╚══════. ♡♡♡.═╝
دﻭﺗﺎ ﺩﺳﺘﺎﺷﻮ ﻣﺸﺖ ﮐﺮﺩ ﺟﻠﻮﻡ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﺍﮔﻪ ﺑﮕﯽ گل ﮐﺪﻭﻣﻪ ﻣﯿﻤﻮﻧﻢ . ﭼﻪ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺳﺨﺘﯽ ﺑﻮﺩ . ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻧﺶ ﺗﻤﺎﻡ ﻭﺟﻮﺩﻣﻮ ﻓﺮﺍ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻧﺪﺍﺩﻧﺶ ﻣﺤﮑﻢ ﺯﺩﻡ ﭘﺸﺖ ﺩﺳﺖ ﭼﭙﺶ ﻭ ﮔﻔﺘﻢ ﺍﯾﻦ ﮔﻠﻪ . ﺩﺳﺘﺸﻮ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩ گل بود، ﺍﺷﮑﺎﻡ ﺟﺎﺭﯼ ﺷﺪ ﺭﻭﯼ ﮔﻮﻧﻪ ﻫﺎﻡ . ﺣﻮﺍﺳﺶ ﻧﺒﻮﺩ،ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺎ ﺩﺳﺖ ﺭﺍﺳﺘﺶ ﺍﺷﮑﺎﻣﻮ ﭘﺎﮎ ﮐﺮﺩ . ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ تو ﺩﺳﺖ ﺭﺍﺳﺘﺶ ﻫﻢ گل بود آنکه تو را میخواهد به هر بهانه ای ميماند حسین پناهی 🔰 🔰 ‌‌╔═. ♡♡♡.══════╗ ❣ @tafakornab ❣ ╚══════. ♡♡♡.═╝
🌸🍃🌸🍃 آورده اند که اسبی در چشمه ای آب می خورد. خوکی در آن مقام غلطید و آب را مکدر کرد. لاجرم میان اینها خصومتی پیدا شد. اسب از آدمی مدد خواست تا از خوک انتقام کشد و بر شرایط او راضی شد. آدمی فی الحال مسلح شده، بر پشت اسب نشسته، بر سر خنزیر (خوک) رسید و او را کشت. اسب، هلاکت دشمن را به چشم خود دیده و خیلی خوش وقت گردید. سپس مراتب شکر و سپاس آدمی به جا آورده، خواست که از وی رخصت گرفته و روان شود. آدمی گفت که من با تو کار دارم. پس حکم کرد که اسب را در اصطبل ببندند. اسب معلوم کرد که اکنون، نقد آزادی چنان از دست رفته و باز حاصل شدنش امکان ندارد و مزد انتقامی که از خوک کشیدم، خیلی سنگین بوده است. (خلاصه): اکثری از بنی آدم از محنت اندک گریخته و دیوانه وار خود را در بلای عظیم می افکنند و بعضی چنان باشند که از بهرِ تسکینِ دلِ کینه جوی خود، مرتکب کاری شوند که ثمره آن جز ندامت دائمی، چیزی دیگر نباشد. 🔰 🔰 ‌‌╔═. ♡♡♡.══════╗ ❣ @tafakornab ❣ ╚══════. ♡♡♡.═╝
🌸🍃🌸🍃 زنده بودن حرکتی است افقی؛ از گهواره تا گور ...... اما زندگی کردن حرکتی است عمودی از فرش تا عرش...... زندگی یک تداوم بی نهایت اکنون هاست. ماموریت ما در زندگی "بی مشکل زیستن " نیست "با انگیزه زیستن است "سلطان دلها"باش, اما دل نشکن. بگذار همه عاشقت باشن اما تو عاشق یک نفر باش..... پله بساز اما از کسی بالا نرو, دورت راشلوغ کن اما در شلوغی ها خودت را گم نکن..... "طلا" باش اما خاکی... 🔰 🔰 ‌‌╔═. ♡♡♡.══════╗ ❣ @tafakornab ❣ ╚══════. ♡♡♡.═╝
🌸🍃🌸🍃 برخی از ما پیش‌بینی می‌کنیم در کاری سود خواهیم کرد، جلو می‌رویم و زیر زبان می‌گوییم: «خدایا توکل بر تو کردم.» و منتظر هستیم که آن‌چه پیش‌بینی و برنامه‌ریزیِ ماست به‌طور کامل محقق شود. در این‌صورت اگر پیش‌بینی ما محقق شود تأثیری در خداشناسی ما ندارد چون خودمان مطمئن بودیم سود خواهیم کرد؛ اما اگر برعکس شود خیلی زود نتیجه‌گیری غلط کرده و می‌گوییم من توکل کردم چرا چنین شد؟؟ این کار توکل به خود است، توکل به خدا نیست. توکل به خدا آن است که انسان حتی اگر بداند سود کردن در یک کار قطعی است باز سود و ضررش را به خدا بسپارد؛ و از خدا بخواهد اگر در این تجارت برای او ضرر دنیوی و اخروی است، در این تجارت او را شکست دهد. چون در توکل شکست ظاهری است و در باطن پیروزی است. دوستی نقل می‌کرد: در منطقه‌ای از شهر شایع شد که شهرداری طرحی دارد و ما طلا فروختیم قطعه‌ی زمینی آن‌جا بخریم. اما وقتی‌که خواستیم زمین را بخریم، فروشنده مبلغ جزیی بیعانه ما را بالا کشید و ما نتوانستیم آن‌جا، قطعه زمینی بخریم. بعد از مدتی زمین آن‌جا دو برابر شد و ما ته دل گفتیم: خدایا ما که بر تو توکل کردیم چرا برای ما سودی نخواستی؟؟ بعد از 4 سال متوجه شدیم همه قول‌نامه‌ها تقلبی بود و شهرداری طرحی هم در آن‌جا نداشت. آن‌هایی که خریده بودند به یک هزار تومن هم کسی از آن‌ها نمی‌خرید. آن‌جا بود که متوجه شدیم توکل واقعی چیست و اگر کسی توکل واقعی به خدا کند آخرش به یقین سود است. 🔰 🔰 ‌‌╔═. ♡♡♡.══════╗ ❣ @tafakornab ❣ ╚══════. ♡♡♡.═╝ ‎
🌸🍃🌸🍃 در روستایی در ماه رمضان سیلی آمد و گندم‌زار پیرمرد کشاورزی را برد. پیرمرد ناراحت شده و یک کوزه آب برداشت و با یک کلنگ به پشت‌بام مسجدِ روستا رفت. آب را از کوزه خورد و با کلنگ بخشی از سقف مسجد را ویران کرد و گفت: «خدایا برای تو روزه بودم، روزه‌ات را خوردم و خانه‌ی تو را خراب کردم تا تو خانه‌ی مرا دیگر خراب نکنی و بدانی خانه‌‌خرابی چه اندازه سخت است.» یک سال سقف مسجد سوراخ بود. سال بعد٬ گندم‌زار آن مرد دو برابر محصول داد. پسر پیرمرد گفت: «پدرم یاد دارم سال گذشته سیل گندم‌هایمان را برد، رفتی و سریع سقف مسجد را سوراخ کردی، حالا که محصول را همان خدا دو برابر داده و جبران سال گذشته شده است، چرا یادت نمی‌افتد که بروی از خدا تشکر کنی و سقفی را که پارسال سوراخ کردی، مرمت و درست کنی؟؟؟ ای پدر! الحق که انسان٬ خیلی در برابر نعمت‌های خدا ناسپاس است.» 🔰 🔰 ‌‌╔═. ♡♡♡.══════╗ ❣ @tafakornab ❣ ╚══════. ♡♡♡.═╝