eitaa logo
داستان های آموزنده ،بهلول عاقل ضرب المثل
13.2هزار دنبال‌کننده
22.9هزار عکس
16.1هزار ویدیو
111 فایل
داستان های آموزنده مدیریت ؛ https://eitaa.com/joinchat/1541734514C7ce64f264e تعرفه تبلیغات☝
مشاهده در ایتا
دانلود
پدرم آدم بی منطقی نبود... فقط اینکه خبر نداشت دخترش شیدا شده و خواستگاری کرده..... منو پیشش نشاند و دستمو گرفت.... یک بوسه به پیشانیم زد و گفت: دخترم من هیچ وقت شما رو برای کاری مجبور نکردم... همیشه سعی کردم هر تصمیمی تو زندگی تون میگیرید آگاهانه و با رضایت قلبی خودتون باشه .... الان هم باید بزرگترین تصمیم زندگیتو بگیری.... اجازه دادم یک بار بتونید ملاقات داشته باشید ... من هم تمام توانم رو میزارم برای تحقیق ... انشاا... بتونم کمکت کنم بهترین تصمیم رو بگیری... راستش امروز وقتی چادر پوشیدنت رو دیدم در نظرم مثل یک فرشته شده بودی... اما یه خورده نگران شدم که به خاطر خواستگارها چادر سر کردی... من خیلی فوری گفتم: آقا جون بخدا چادر پوشیدن تصمیم خودم بود.... پدرم با تبسم گفت: معلومه دلت گیره☺️💝 امیدوارم احساست کار دستت نده!! هرچند احساسات برای خانمها امتیازه ولی سعی کن تو ازدواج منطق رو هم لحاظ کنی... دست آقا جونمو بوسیدم و بهش گفتم: چشم آقاجون.... حتما!! خدا سایتونو کم نکنه.... خدا خدا میکردم یک وقت لو نره که من از سینا خواستگاری کردم.... مادر سینا زنگ زد و آدرس یک رستوران را داد تا من برای ملاقات به آنجا بروم... وقتی حاضر میشدم برای رفتن سر از پا نمی شناختم... از خونه که زدم بیرون تازه متوجه شدم چادر ندارم😕 دیگه دیر شده بود.... فرصتی برای تهیه چادر نبود... با خودم گفتم برگردم چادر نمازمو بپوشم....بعدش گفتم ولش کن اینجوری که بدتره...بیشتر توی چشم میشم... ولی نگرانی بی چادر بودن حالمو خراب کرد... میترسیدم همان روز اول بزنه تو ذوقم بگوید: الکی می‌گفتی چادری میشی ... وگرنه فرصت دوخت چادر رو داشتی.... اما از ترس اینکه دیر برسم ٬ همه چیز را فراموش کردم و به موقع سر قرار حاضر شدم... باورم نمی شد... وقتی رسیدم با هم چنین صحنه ای مواجه بشم.... ادامه دارد.... @tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh
▬📝 ﷽▬ چهار نكته در رابطه با كودك‏ 👦 1⃣👈 تنبيه بى دليل جايز نيست. 2⃣👈در مواردى كه شرع اجازه تنبيه داده، همچون جلوگيرى از فساد مشروط بر اين است كه تنبيه موجب ديه 💰 نشود. 3⃣👈اگر كودك موجب شود واجب است را به او بدهند مگر اين كه گذشت كند. 4⃣👈ا گر غير از 🧔 طفل، كودك را بزند و موجب ديه شود، ولىّ طفل نمى ‏تواند را به او ببخشد. 📗 : ۱. احکام روابط زن وشوهر ص ۱۶۹ ۲. توضیح المسائل تبریزی م ۲۸۱۹ و لطفا حداقل به یک نفر بفرستین👇 @tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh
🔅 (ص) : 🔸 من قضى لأخيهِ المؤمنِ حاجَةً كانَ كمَنْ عَبدَ اللّهَ دَهرَهُ؛ 🔹 کسی که حاجت برادر مؤمن خود را برآورده سازد، مانند کسی است که عمر خود را به عبادت گذرانده باشد. 📚 حكمت نامه پيامبر (ص)، ج۹، ص۲۹۴ @tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh
قُلْ لِعِبَادِيَ الَّذِينَ آمَنُوا يُقِيمُوا الصَّلَاةَ ✨وَيُنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلَانِيَةً ✨مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لَا بَيْعٌ فِيهِ وَلَا خِلَالٌ ﴿۳۱﴾ ✨به آن بندگانم كه ايمان آورده‏ اند ✨بگو نماز را بر پا دارند و از آنچه به ✨ايشان روزى داده‏ ايم پنهان و آشكارا ✨انفاق كنند پيش از آنكه روزى فرا رسد كه ✨در آن نه داد و ستدى باشد و نه دوستيى (۳۱) 📚سوره مبارکه ابراهیم ✍آیه ۳۱ @tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh
✅پنج نکته مثبت: 1⃣- هرچه روح تو عظیم تر باشد اشتباهات دیگران را کوچک تر میبینی 2⃣- هرچه بزرگوارتر باشی کمتر به دیگران نیازمندی 3⃣- هرچه کمتر نیازمند باشی کمتر از آنان دلگیر میشوی 4⃣- هرچه کمتر دلگیر شوی کمتر آسیب میبینی 5⃣- هرچه کمتر آسیب بینی راحت تر میبخشی. ظرفیت روحتان افزون باد.... @shamimrezvan @tafakornab
این پرسش همیشه برای من وجود دارد، که چگونه انسان‌ها می‌توانند با تحقیر دیگران احساس بزرگی کنند؟!!!! @shamimrezvan @tafakornab
🌱حکایت فقیری از کنار دکان کبابی میگذشت دید کبابی گوشت ها را در سیخ کرده و به روی آتش نهاده باد میزد و بوی کباب در بازار پیچیده بود. فقیری گرسنه بود و سکه ای نداشت پس تکه نانی از توبره اش در آورد و در مسیر دود کباب گرفته به دهان گذاشت. به همین ترتیب چند تکه نان خورد و براه افتاد . کباب فروش که او را دیده بود به سرعت از دکان خارج شده دست او را گرفت و گفت : کجا؟ پول دود کبابی را که خورده ای بده ! بهلول آنجا حاضر بود و دید که فقیر التماس میکند دلش سوخت و جلو رفته به کبابی گفت : این مرد را رها کن من پول دود کبابی را که او خورده میدهم. کباب فروش قبول کرد . بهلول کیسه پولش را در آورد و زیر گوش کبابی شروع به تکان دادن کرد و صدای جرینک جرینگ سکه ها به گوش کبابی خورد و بعد به او گفت : بیا این هم صدای پول دودی که آن مرد خورده بشمار و تحویل بگیر. کباب فروش گفت : این چه پول دادن است؟ بهلول گفت : کسی که دود کباب را بفروشد باید صدای سکه را تحویل بگیرد! 🖋☕️ @shamimrezvan @tafakornab داستان وضرب المثل وسخن بزرگان
تجربیات ۴۰ ساله خود با ساعت‌های متمادی تدریس و سخنرانی برای میلیونها نفر را در یک جمله به دنیا تقدیم می‌کنم: هرگز ظاهر زندگی دیگران را با باطن زندگی خود مقایسه نکنید. 👤جان مکسول 🖋☕️ @tafakornab
🌱داستان کوتاه خانمی وارد دفتر یک وکیل دادگستری شد و پرسید: آقای وکیل جریمه بچه ای که با سنگ، شیشه پنجاه تومانی را شکسته چقدر است؟ وکیل لحظه ای فکر کرد و گفت: پنجاه تومان از پدرش مطالبه کنید. خانم گفت: بسیار خوب پس خواهش می کنم پنجاه تومان مرحمت کنید زیرا این هنر پسر شما است که شیشه ما را شکسته است. وکیل بلافاصله گفت: خانم ببخشید، شما باید پنجاه تومان لطف کنید زیرا حق مشاوره قضایی من در هر نوبت صد تومان است. 📌مجموعه حکایات؛سخن بزرگان👇 🖋☕️ @shamimrezvan @tafakornab داستان وضرب المثل وسخن بزرگان
مردی نابینا زیر درختی نشسته بود! پادشاهی نزد او آمد، ادای احترام کرد و گفت: قربان، از چه راهی میتوان به پایتخت رفت؟ پس از او نخست وزیر همین پادشاه نزد مرد نابینا آمد و بدون ادای احترام گفت: آقا، راهی که به پایتخت می رود کدام است؟ ‌ سپس مردی عادی نزد نابینا آمد، ضربه ای به سر او زد و پرسید:‌‌ احمق،‌راهی که به پایتخت می رود کدامست؟ هنگامی که همه آنها مرد نابینا را ترک کردند، او شروع به خندیدن کرد. مرد دیگری که کنار نابینا نشسته بود، از او پرسید: به چه می خندی؟ نابینا پاسخ داد: اولین مردی که از من سوال کرد، پادشاه بود. مرد دوم نخست وزیر او بود و مرد سوم فقط یک نگهبان ساده بود. مرد با تعجب از نابینا پرسید: چگونه متوجه شدی؟ مگر تو نابینا نیستی؟ نابینا پاسخ داد: فرق است میان آنها … پادشاه از بزرگی خود اطمینان داشت و به همین دلیل ادای احترام کرد… ولی نگهبان به قدری از حقارت خود رنج می برد که حتی مرا کتک زد. طرز رفتار هر کس نشانه شخصیت اوست! @tafakornab داستان وضرب المثل وسخن بزرگان