eitaa logo
داستان های آموزنده ،بهلول عاقل ضرب المثل
13.2هزار دنبال‌کننده
22.9هزار عکس
16.1هزار ویدیو
111 فایل
داستان های آموزنده مدیریت ؛ https://eitaa.com/joinchat/1541734514C7ce64f264e تعرفه تبلیغات☝
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
☝️ 🌺امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: 📄كُلُّ یَوْمٍ لَا یُعْصَى اللَّهُ فِیهِ فَهُوَ عِیدٌ؛ 📜هر روزی که در آن گناه نشود، آن روز عید است. 📚(نهج البلاغه حکمت ۴۲۸) 📖حدیث گرافیک @tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
💫 تذکر دادن به افراد بزرگتر از خود در صورتی که احتمال دلخوری می‌رود، چگونه است؟ 🔈 : حجت الاسلام فلاح زاده 📱تلفن پاسخگویی به سؤالات شرعی و اعتقادی حرم مطهر رضوی 👈 ۰۵۱۳۲۰۲۰ 🤔 🆔@tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌟چند چیز را با چند چیز از خود دور کنید🌟 غضب خدا را با سوره 🌺 " حمد " بی حوصلگی ، خشم و عصبانیت را با سوره 🌺" یس " هراس قیامت را با سوره 🌺" دخان " فقر و نداری را با سوره 🌺" واقعه " عذاب قبر را با سوره 🌺" تبارک " در امان بودن از کفر در زمان مردن را با سوره 🌺" کافرون " چشم بد ، وسواس و آشوب را با سوره 🌺" ناس" @tafakornab @shamimrezvan @zendegiasheghaneh
ملانصرالدین و کشمش میگن‌‌‌ ملانصرالدین، برای اینکه بفهمه چقدر از رمضون گذشته و چقدر مونده، از روز اول ۳۰ تا کشمش میذاره تو جیب عباش و هر بار وقت افطار یه دونه کشمش میخورده، زن ملا یه روز اتفاقی دستش به جیب عبای ملا میره و کشمش‌هارو میبینه، میگه : بمیرم برات نمیدونستم اینقد کشمش دوست داری ! پس میره دو مشت حسابی کشمش میریزه تو جیبش ! بعد از چند روز تو مسجد مردم از ملانصرالدین میپرسن ملا، چقدر مونده به عید فطر؟ اونم دست میکنه تو جیبش و بعد از کمی مکث و تعجب میگه : والا اگه حساب با حساب کشمش‌ها باشه امسال عیدی در کار نیست ! حالا وضعیت ما ملت ایران هم همینه، معلوم نیست ! کی کرونا از بین میره کی اختلاس تموم میشه کی قیمت خودرو پایین میاد کی قیمت ارز و دلار پایین میاد کی قیمت سکه پایین میاد کی میتونیم نفت بفروشیم کی برجام به سرانجام میرسه کی حضرات دست از دزدی برمیدارن میگن وضع کشمشیه همینه!!! @tafakornab داستان وضرب المثل وسخن بزرگان
بهلول وارد قصر هارون شد. مسند مخصوص او را خالی دید و روی آن نشست. پاسبانان قصر وقتی بهلول را در محل مخصوص هارون دیدند با تازیانه او را از آن مکان بیرون کردند. هارون از اندرون خارج شد، بهلول را دید در گوشه ای نشسته و گریه می‌کند. علت گریه او را از خدمتکاران پرسید. گفتند: چون در مسند شما نشسته بود. هارون آنها را توبیخ کرد و بهلول را تسلی داد. بهلول گفت: من به حال تو گریه می‌کنم نه برای خودم؛ زیرا با همین چند دقیقه که در جایگاه تو نشستم این طور مرا آزردند، بر تو چه خواهد گذشت که سال‌ها بر این مسند ظلم نشسته ای و بر این دستگاه ستم تکیه کرده ای، آیا از عواقب هولناک آن نمی ترسی؟! 📙پند تاریخ ۳/ ۱۵۸ - ۱۵۹. @tafakornab داستان وضرب المثل وسخن بزرگان