🕊🌹🕊
گفتم ڪه از فراغت عمریست بے قرارم
گفت از فـــراق یاران من نیز بے قرارم
گفتم به جز شما من فریاد رس ندارم
گفتا به غیر شیعه من نیز ڪس ندارم
#اللﮩـم_عجـل_لولیـڪ_الفـرجــــ
✨شبت بخیر واژه ی نجات✨
#مولای_مهـــــربانم_سلام♥
دلمان تنگ است و جانمان بیقرار ...
دلخوشیم به اینکه شما
از حجم تنهایی ما آگاهید ...
روزگار فراق به درازا کشیده ...
به اندازه ی یک عمر ...
یک عمر چشم براهی ،
ای کاش می آمدید،
ای کاش خدا فرج شما را برساند ...
همهی ما کارتون زیبای پینوکیو رو دیدیم و از اون خاطرات خوبی داریم.
ولی من با خوندن این کتاب فهمیدم که من هیچچیز جز داستان سطحی از این اثر فوقالعاده رو نفهمیده بودم.
کارلو کلودی میگفت که هدف ازخلق شخصیت پدر ژپتو، نشان دادن شخصیت خداوند “آفریدگار و خالق” بوده که با چه عشق و علاقهای پینوکیو رو خلق کرده بوده و در هر شرایطی از پینوکیو حمایت میکرده. حتی وقتی که پینوکیو از پدر ژپتو دور میشده اما باز از حمایت و عشق خالقش بهرهمند بوده.
هدف نویسنده به تصویر کشیدن عشق همیشگی پروردگار نسبت به بندهاش توسط پدر ژپتو بوده است.
هدف از خلق جوجهاردک ”جینا” نشون دادن عقل، قلب و روح پاک پینوکیو بوده که در هر شرایطی پینوکیو رو از انجام کارهای اشتباه منع میکرده و این جوجهاردک پاک و معصوم رو خداوند در وجود همهی بندگانش به ودیعه گذاشته اما انسانها هم مثل پینوکیو هیچوقت به الهامات و حرفای این جوجهاردکشون گوش نمیکنن و کار خودشونو میکنن و همیشه دچار سردرگمی و عذاب میشن همونطور که پینوکیو هیچوقت به الهامات قلبش گوش نمیداد و همیشه دچار خسران میشد.
هدف از خلق شخصیت روباه و گربهنره به تصویر کشیدن نفس پینوکیو بوده که همیشه با وعدههای پوچ و توخالی پینوکیو رو به گمراهی میکشوندن و مایهی دوری پینوکیو از پدر ژپتو میشدن، همونطور که انسانها با پیروی از نفس درونشون از خداوند دور میشن.
اگه یادتون باشه توی یه قسمتی از داستان، پینوکیو دروغ که میگفت دماغش دراز میشد و توی عذاب شدیدی قرار میگرفت و پری مهربون اونو میبخشید و دوباره دماغش خوب میشد. نویسنده میگفت منظور من از خلق این سکانس این بوده که به بیننده بگم که دروغ توازن و تعادل روح پاک آدمی رو به هم میریزه و مجبور بودم اینو توی جسم پینوکیو نشون بدم و همهی انسانها همیشه یه پری مهربون در وجودشون دارن که به محض بازگشت از گناه اونا رو میبخشه و در آغوش میگیره.
اگه یادتون باشه توی یه قسمتی روباه و گربهنره با تعاریف آنچنانی از یک شهربازی پینوکیو رو گول میزنن و سوار بر یک کالسکهی بزکشده میشن و میرن به شهر آرزوهاشون. وقتی صبح بیدار میشن تبدیل به یه حیوان درازگوش میشن و اینجا پینوکیو میفهمه که اشتباه کرده.
کارلو کلودی میگه اغلب انسانها گول نفس خودشونو میخورن و در پی زرق و برق دنیا، سوار بر این کالسکهها میشن و وقتی به مقصد میرسن متوجه میشن که گوششون دراز شده و اشتباه کردن.
سرتونو درد نیارم نویسنده میگه بعد از اینکه پینوکیو تمام دنیا رو گشت و تمام اشتباهاتشو کرد آخرش تصمیم میگیره که پیش پدر ژپتو برگرده و وقتی میرسه از ژپتوی پیر میخواد که اونو تبدیل به یه انسان واقعی کنه چون دیگه از چوبیبودن خسته شده بوده و صبح بیدار میشه میبینه که آرزوش برآورده شده و تبدیل به یه انسان واقعی شده.
کارلو کلودی میگه هدفم از خلق این سکانس این بوده که به مخاطب بگم که اگه به سوی خالق خودت برگردی یک انسان واقعی میشی وگرنه پینوکیوی چوبیای بیش نیستیم...
•┈••✾•✨🖤✨•✾••┈•
@tafrihgaah
•┈••✾•✨🖤✨•✾••┈•
👌جملاتی که با طلا باید نوشت؛
🔘کسانی که دوست داشتنشان سخت تر است، بیشتر از همه به عشق نیاز دارند.
🔘خوشبختی داشتن نداشته ها نیست ، خوشبختی دوست داشتن داشته هاست
🔘یادت باشه همیشه خودتو بنداز تا بگیرنت
اگه خودتو بگیری میندازنت ...
🔘گاهی لب های خندان بیشتر از
چشم های گریان”درد”می کشند...
🔘“پایِ “معرفت که میاد وسط
“دستِ “خیلیا کوتاه میشه...
🔘مرد ترین آدمهایی که تو زندگیم دیدم
اونایی بودن که بعد اشتباهشون گفتند :
معذرت میخوام ..
🔘مزرعه را موریانه خورد،
ولی ما برای گنجشک ها مترسک ساختیم
🔘آنهایی که در زندگیت نقشی داشته اند را دوست بدار
نه آنهایی که برایت نقش بازی کرده اند ..
🔘“زمان” وفاداری آدما رو ثابت میکنه نه “زبان” ..
•┈••✾•✨🖤✨•✾••┈•
@tafrihgaah
•┈••✾•✨🖤✨•✾••┈•
با عشق بخوونید❤️
قشنگه👌👌👌
روز تعطیل بود و مشغول تمیز کردن خونه بودم.
تصمیم گرفتم سر و سامونی به کمد لباسام بدم. در کمد رو که باز کردم چشمم افتاد به لباسهای مهمونیم.
یه دفعه یادم افتاد که کم مونده یه سال بشه که هیچکدومشون رو نپوشیدم.
کفشها و کیفهایی که از بیشترشون مدتهاست هیچ استفاده ای نکردم.
کابینتها رو که خواستم تمیز کنم؛
چشمم به ظرف و ظروفی افتاد که یک ساله هیچ غذایی دلشون رو گرم نکرده.
مبل هایی که یه ساله رومبلیشون کنار نرفته تا پذیرای حضور گرم عزیزی بشن.
باورم نمیشه که مدتهاست مثل خیلی ها هیچ مهمونی نداشتیم و هیچ جایی برای مهمونی نرفتیم.
یه ترسی دلمو چنگ زد؛
نکنه عادت کنیم؟؟؟
عادت کنیم به خلوت خونه هامون، به تنهاییمون، به سکونمون و به سکوت.
از عادت میترسم، همون که *اوریانا فالاچی* میگه بی رحمترین سَمّیه که میتونه اسیرت کنه، که به هر شرایطی سر خم کنی.
نکنه عادت کنیم به بی خبری از هم، به بی عشق ماندن، به بی دوست ماندن..
با خودم فکر میکنم شاید مرگ بدترین پیامد پاندمی کرونا نباشه، شاید اگر کرونا کمی بیشتر طول بکشه تو دنیای پساکرونا بیماری تنهایی و مردم گریزی چنان تو سلولهامون رخنه کنه که با هیچ واکسنی ایمنی پیدا نکنیم.
امیدوارم قبل از یخ زدن دلامون، از این ویروس نجات پیدا کنیم که زندگی بی دوست داشتن، بی رفت و آمد، بی دید و بازدید، بی حضور انسانها، بی امید دیدار به هیچ نمی ارزه
به قول شاملو "سالیان بسیار نمیبایست
دریافتن را
که هر ویرانه، نشان از غیاب انسانی ست،
که حضورِ انسان
آبادانیست".
•┈••✾•✨🖤✨•✾••┈•
@tafrihgaah
•┈••✾•✨🖤✨•✾••┈•
🔰روانشناسها دوران زندگی آدم را 4 دوره میدونند:
1 ) دوران ژست: تا 24سالگی ست و در این دوران آدم هر جا میره ژست میگیره و میگه من از همه بهترم😎
2) دوران قسط: دورانی ست که تا 40سالگی ست و با قسط ازدواج شروع و همینطور فقط باید قسط و قسط و قسط بده🤔😔😕
3) دوران تست: تو این دوران که از 40 تا 60 سالگی ست با هجوم بیماریها مواجه میشیم و هی باید بریم دکتر و تست بدیم و تست بدیم و تسسسست بدیم😩
4) دوران فس: که از 60سال به بالاست و آدم به فس فس و... میفته🤕
🔸پس منتظر روزگار خوش نباشید!
از الان خود لذت ببرید... 🌺🙏
•┈••✾•✨🖤✨•✾••┈•
@tafrihgaah
•┈••✾•✨🖤✨•✾••┈•
🌸🍃🌸🍃
حاج آقا قرائتی تعریف میکردند که:
فردی گناهکار بود و به او تذکر دادم
او هم جواب داد و گفت:
ای بابا حاج آقا فکر کنم تو خدا را نمیشناسی
خدا خیلی خیلی بخشنده و کریمه!!!
استاد قرائتی هم که الحق و والانصاف استاد مثال هستند پاسخ داد:
بانکم خیلی خیلی پول داره
ولی تو بری بگی بده میده؟ نه نمیده...!
چون حساب و کتاب داره..!!
•┈••✾•✨🖤✨•✾••┈•
@tafrihgaah
•┈••✾•✨🖤✨•✾••┈•
🌸🍃🌸🍃
چهار جمله از چهار کودک که در
تاریخ بشر به خط سیاه حک شده است
یک: دختر سوری بود که در وقت جان کندن یعنی آخرین مرحله زندگیش گفت : همه چیز را به خداوند خواهم گفت
دوم: دختر معصومی که از وحشت جنگ سوریه از صحنه جنگ فرار میکرد خطاب به خبرنگاری که میخواست ازش فیلم بگیرد در حالت گریه وزاری گفت : عموبه خاطر خدا عکسم را نگیر چون بی حجاب ام
سوم: دختری کوچکی بود که از گرسنگی چنین گفت: ای الله چیزی نمانده از گرسنگی بمیرم نان خوردن نداریم مرا به جنت خود ببر که در آنجا نان بخورم
چهارم: دختر افغانی بود که در انفجار دستش زخمی شده بود دکتر درحال آمادگی برای عمل جراحی بود تا دستش را قطع کند دخترک گفت: آقا دکتر آستینم را پاره نکن جز این لباس دیگر ندارم
این نتیجه تمام جنگهاست
چه ببری چه ببازی ...
•┈••✾•✨🖤✨•✾••┈•
@tafrihgaah
•┈••✾•✨🖤✨•✾••┈•
میگن جاهایۍ کـه رئیسی میره بازدید ،
روحانی تازه داره از رو نقشه پیدا میڪنه
و تازه متوجه حضور این شهر ها میشه -!
•┈••✾•✨🖤✨•✾••┈•
@tafrihgaah
•┈••✾•✨🖤✨•✾••┈•