هدایت شده از ━╋ ⸼࣪📼𓂅˖
_۪۪_ׅ_۪۪_ุׅᨘ_ᨘ_ׅׅ_ุᨘ۪۪__ׅᨘ_
ྀ۫۫۫ به اولین تقدیمیِ گربهی سرمه ای (حقیقتا هنوز لقبی ندارم) خوش اومدین.
خب حقیقتا شما اوسیـتون رو برای من میفرستین و بهم میگین که سیاه سفید میخواید یا رنگی و من میکشم و در آخر توی کانالم میذارم. >.< 𝄄𝓁𝅥ꨭִּּެ১
به همراه یکی از قطعه های و کاور های آلین استیج و یک متن کوتاه نوشته یا خودم~
ظرفیت نداره، هرچی پیش آید خوش آید؛
حتما توی کانالم عضو باشید و این پیام هم فور بزنید، گربه نون تستی (و سرمه ای) عاشق ماشقتونهههه
. 𝓁𝅥🌀
برای خاله هاتسومههه
_۪۪_ׅ_۪۪_ุׅᨘ_ᨘ_ׅׅ_ุᨘ۪۪__ׅᨘ_
#Digital #ForU ྀ۫۫۫۫۫𝇁𝄄ؘؘ 𝓁𝅥🌀
𝄄𝓁𝅥ꨭִּּެ১ ℋ𝖺𝗍𝗌𝗎𝗆︎𝖾
࿚ׄ࿙ִ ْ .ִ ࿚ִ𝆬࿙࿚ׄ࿙ִ ْ .ִ ࿚ִ𝆬࿙
ALIEN STAGE / HyunaDRUNK AND PARTY.mp3
زمان:
حجم:
6.7M
۬۫۬ ۬۫۬۫۬۫۬۫۬ ۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬ ۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬ ۬۫۬۫۬۫۬۫۬ ۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬ ۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬ ۬۫۬ ۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬ ۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬ ۬۫۬۫۬۫۬۫۬ ۬۫۬ ۬۫
در سکوت یک عصر خسته، ذهن گفت: «تو به اندازه کافی خوب نیستی. نگاه کن… همیشه کم میآوری.»
احساسات، آرام و بیصدا، لحظهای مکث کردند و سپس پاسخ دادند: «اما مگر هر قدمی که برداشتی، با همین ترسها نبود؟ مگر همین تو نبود که بارها سقوط کردی و باز بلند شدی؟»
ذهن لجوجانه زمزمه کرد: «بلند شدن که دلیل توانمند بودن نیست.»
احساسات لبخند زدند، همانطور که موجی روی قلب مینشست: «اتفاقاً هست. توانمندی، از دلِ همین لرزشها میآید. از همین جاهایی که فکر میکنی کم آوردهای، اما باز ادامه میدهی. تو هر بار که خودت را جمع میکنی و یک قدم دیگر برمیداری، ثابت میکنی شجاعی، حتی اگر خودت نبینی.»
ذهن آهی کشید و لب زد: «میترسم…»
و احساسات مهربانتر از پیش گفتند : «بگذار بترسی. فقط رهایم نکن. من کنار تو میمانم تا روزی که بفهمی اعتماد به نفس یعنی همین؛ یعنی با ترس، با تردید، با زخمها… باز هم باور کنی که ارزشمند هستی.»
ذهن برای اولین بار، سکوتی آرامبخش کرد.
و در آن سکوت، چیزی شبیه نور، آرام در دلش روشن شد.
برای شویاااا (لباستو نمیتونستم در بیارم ببخش–
_۪۪_ׅ_۪۪_ุׅᨘ_ᨘ_ׅׅ_ุᨘ۪۪__ׅᨘ_
#Digital #ForU ྀ۫۫۫۫۫𝇁𝄄ؘؘ 𝓁𝅥🌀
𝄄𝓁𝅥ꨭִּּެ১ 𝒮𝗁︎𝗈𝗒𝖺
࿚ׄ࿙ִ ْ .ִ ࿚ִ𝆬࿙࿚ׄ࿙ִ ْ .ִ ࿚ִ𝆬࿙
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
۬۫۬ ۬۫۬۫۬۫۬۫۬ ۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬ ۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬ ۬۫۬۫۬۫۬۫۬ ۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬ ۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬ ۬۫۬ ۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬ ۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬۬۫۬۫۬۫۬۫۬ ۬۫۬۫۬۫۬۫۬ ۬۫۬ ۬۫
هوس...
یه کشش مبهمه، یه نیاز بیدلیل که از درونت میاد. دنبال یه چیزی میگردی که آرومت کنه، یه چیزی که خلاء رو پر کنه، ولی هرچی بیشتر میگردی، بیشتر گم میشی.
وسوسهست، اما از اونایی نیست که بشه کنترلش کرد. انگار یه تاریکی شیرینه که صدات میکنه. هر قدمی که برمیداری، فقط دورتر میشی.
گاهی فکر میکنی یه نفره، گاهی یه حس، ولی نیست. فقط خودِ نیازِ بیپایانه. یه تشنگی که معنا میخواد.
مدام میچرخی و برمیگردی به نقطه اول، با همون اضطراب و همون سوال بیجواب. این هوس، اسم نداره، شکل نداره. فقط یه سایهست که سنگینتر میشه. و تو خستهای از گشتن، فقط میخوای بدونی چی این صدا رو ساکت میکنه. شاید اون چیزی که دنبالش میگردی، هیچوقت وجود نداشته.
برای آکیرااا (( ببخشید شیدش خیلی بد ش–
_۪۪_ׅ_۪۪_ุׅᨘ_ᨘ_ׅׅ_ุᨘ۪۪__ׅᨘ_
#Digital #ForU ྀ۫۫۫۫۫𝇁𝄄ؘؘ 𝓁𝅥🌀
𝄄𝓁𝅥ꨭִּּެ১ 𝒜𝗄︎𝗂𝗋𝖺
࿚ׄ࿙ִ ْ .ִ ࿚ִ𝆬࿙࿚ׄ࿙ִ ْ .ִ ࿚ִ𝆬࿙