گر بگویم که مرا با تو سرو کاری نیست ؛
در و دیوار گواهی بدهد کاری هست :)
تو به تحریکِ فلک، فتنه ی دورانِ منی
من به تصدیقِ نظر، محوِ تماشای توام : )
شاه ِبیتم را نوشتم از تو و زیباییات ؛
تاج ِشاهنشاهی ِاشعار ِمن ، چشمان ِتوست ..
آمدی در خواب من دیشب ، چه کاری داشتی ؟
ای عجب ! از این طرف ها هم گذاری داشتی .