ـ قراره امروز و شاید فرداها داستان و اتفاقات هفته پیش رو، بیام اینجا بگم براتون، تابمونه به یادگار و این حس ها رو تا همیشه نگه دارم .͜.
🤍تلاطم؛
ء .
اولین پلاتویی که کلمه رفتن رو برام معنا کرد ، این صحنه ها بود؛
جایی که باید تصور میکردم،دوستای چندین و چندسالم دارن میرن، میدونید چیزی که باهاش مواجه میشید و بدترین جای ماجرا همینجا میتونه باشه،جدا شدن سرنوشت آدما(:
___ _
•●۲۷مهر به روایت کلمه ها..🌱𖧧
+یاسمین دیگه میره تهران مارو یادش میره!
- ۲۰ ۱۹ ۱۸ ۱۷ ۱۶ ...۳ ۲ ۱
+تولدتتتتت مبارکککک زینببببب!
ـ رقص چاقوی تورو هیچکی تو دنیا ندیده ،چاقویی که منتظرش بودی به دستات رسیده ...
-بیاید یک عکس سه تایی بگیریم بچه ها📷
+ اینجا پارک کنم یک دقیقه برم قفل چمدونم و بگیرم...
- بچه ها این قفله مال مامان حاجیم بوده ها!
+زینب گریههه نکننن...
ـ خداخافظ بچه ها؛ انشالله موفق باشید🫂🤍
ــــــــ 🍒ــ ـ
همیشه دلم میخواست که اسکچ با مداد رنگی رو امتحان کنم و هیچوقت سراغش نمیرفتم؛منطقمم این بود که خب تا وقتی میشه با کنته و مداد و اتود اسکچ زد چرا مداد رنگی ؟˘˘
-اما حالا که امتحانش کردم،انقدر از نتیجه راضیم که؛قطعا بیشتربامداد رنگی اسکچ میزنم◠◠ᨳ🫀
_ _ _ ִֶָ
-تلاطم𓏲 ִֶָ ࣪
•
ـ پلان دوم🤍
دومین پلاتویی که باهاش مواجه شدم این بود که:
آخر این ماه دعوت شدم به جشن عقد دوستم👰🏻♀؛ و این دعوت حجم زیادی از حس هارو در من ایجاد کرد💆🏻♀𓏲 ּ ֶָ
ـ میدونید خیلی حس عجیبیه که خب با خودت میگی که من تازه ۱۹ سالمه و کوچیکم و.. بعد دوستت جشنه عقدش باشه، انگار پذیرش واقعیت اینکه داری بزرگ میشی خیلی سخته ˖࣪ 𖥨🩹
(اما خب این مواجه با واقعیت بزرگ شدن، تنها یک روز طول کشید و بعد دغدغه ام به حالا چی بپوشم تغییر کرد)😂
ـ اولین نتیجه این پلان اینه که من بازم کوچولوعم و تازه ۱۹ سالمه،شمام تایید کنید˘˘ !
ـ دومین نتیجه اینه که سریع با چالش های زندگیتون کنار بیاید و دغدغه تون رو عوض کنید چون غول افسردگی سریع میاد بالا سرتون و میگه عههه رفتی تو خودت منو صدا کردی؟
ـ منم تو اون یک روز در این حالت بودم که تا دیدم غول افسردگی داره بالا سرم میپلکه گفتم [چخههه]😌
و بعدش دغدغه همیشگی ما دخترارو مطرح کردم که حالا چی بپوشممم ؟💆🏻♀