eitaa logo
طالب جاهل | ٱلمُسْتَکِین
8 دنبال‌کننده
0 عکس
0 ویدیو
0 فایل
نوشته های مُستَکین، طالب جاهل یا تجربه‌ای است دارای درس یا نکته‌ای است نیازمند ثبت یا تفکری است نیازمند نقد و این نقد درخواست من است از شما : @mostakin_77 https://takl.ink/mostakin/
مشاهده در ایتا
دانلود
خاک بر سر این ایمان ! امان از این درد بی تکلیفی که هرچه می‌کِشیم از این نفاق نهفته است. یا مومن باشیم یا کافر؛ ادعای مومن بودن داریم اما این چه ایمانی است که در ما حرکت بوجود نمی‌آورد ؟! اصلا ایمان های درجه بالا، ایمان از روی حبّ و عشق به کنار . مگر حداقل درجه ایمان ، قبول بهشت و جهنّم و دستگاه جزاء و پاداش الهی نیست؟ پس چگونه وقتی به ما می‌گویند در ازای نیم ساعت اضافه کار فلان تومن پول بهت می‌دهم چشم هایمان گرد می‌شود و هرچه خستگی داریم را فراموش می‌کنیم اما اگر همین را خدا بگوید، هزار برابر آن مقداری دیگری به ما گفت را هم به ما وعده بدهد باز هم هیچ تغییری در ما ایجاد نمی‌شود. چرا ؟! جدّاً که خودمان را مسخره کرده‌ایم ! تکلیفمان را با خودمان روشن کنیم. اگر قرار است این وضع ایمانمان باشد، پس چه بهتر که اصلا نباشد! آن ایمانی درست است که آدم را به شوق وا دارد ، به حرکت بیندازد ، در آدم حس طمع بیاورد ؛ اصلا مگر طمع برای چیز غیر از این خلق شده است ؟! آن ایمانی که نشود در آن به خدا توکل کرد ، آن ایمانی که حَصر از ترس و حزن را همراه نداشته باشد که ایمان نیست؛ توهّم ایمان است . یا ایمانمان را درست کنیم یا خودمان را راحت کنیم و با جدّیت برویم دنبال ارضای شهوت های دنیوی‌مان! لااقل دلمان خوش است که خسر الدنیا و الآخره نشدیم و توی دنیا یک کیفوری کرده‌ایم !! متاسفانه مشکل از عدم رشد است. خداوند (جلّ جلاله) لطف کرده‌اند به ما یک فطرتی داده‌ است و گفته برو با این خودت را پیدا کن؛ برو ایمانت را رشد بده و به یقین برس تا بتوانی آیات ما را درک کنی و تا اعلی علّیین بالا بیایی . اما ما همین فطرت را، همین باند پرواز را چسبیده ایم و با آن به اهل دنیا فخر می‌فروشیم! حق هم دارند که اُسکل خطابمان کنند و حق هم داریم که حسرت داشته های آنها را بخوریم! إن شاء الله خداوند ما را از این بلاتکلیفی خارج نماید و ما را از موقنین قرار بدهد. و صلّ الله علی سیّدنا و نبیّنا محمّد و علی آله الأطهرین لا سیّما الحجّه بقیه الله فی الأرضین روحی و أروحنا لتراب مقدمه الفداء ✒️ طالب جاهل | الْمُسْتَكِين
«قدرُ الرجلِ علی قدرِ همّتِه»؛ چرا از خدایمان کم می‌خواهیم ؟! نکند -زبانم لال- فکر می‌کنیم خدا نمی‌تواند حاجاتمان را برآورده کند یا حاجات زیاد ما خدا را به زحمت می‌اندازد ؟! به آنچه که هستیم کاری ندارم، اما برای خدایی که فرموده « ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ » ، چه فرقی میکند که من "سرباز ساده" بودن را درخواست کنم یا "سردار" و بالاتر از آن را ؟ هیچ فرقی. ولی برای ما خیلی فرق می‌کند ! شما را نمی‌دانم اما من خجالت می‌کشم از غربت امام عصر - عجل الله فرجه الشریف - آگاه باشم ولی از خدا بخواهم من‌ را " فقط کمی " رشد دهد . زشت نیست ؟ آقای ما سردار بخواهد و ما دنبال سرباز ساده بودن هستیم ؟! درست است که برای رسیدن به مقاصد، آنچه که مهم است اعمال‌ماست، اما تا وقتی چیزی را نخواهیم و از سوی خدا رزق آن عطا نشود، هیچ کاری از پیش نمی‌رود . پس گام اول برای بزرگ شدن ، خواستن بزرگی‌ است. از خدا تا می‌توانیم زیاد بخواهیم و تا می‌توانیم در راه رسیدن به آن تلاش کنیم ، لااقل اگر نرسیدیم حرفی برای گفتن داریم ! «اللّهُمَّ اجْعَلْنا مُحْیِیاً لِدِینِکَ، وَ مُجَدِّداً لِآدابِکَ». ✒️ غباری که می‌خواهد دست راست مولایش شود | الْمُسْتَكِين
« ورداً واحداً » در دعای کمیل حضرت امیرالمومنین - علیه السلام - پس از ده ها بند مناجات عاشقانه با خداوند و رسیدن به بالاترین حالات معنوی ، در دعا ، به چند بند اکتفا می‌نمایند و همه چیز را در همین اندک خلاصه می‌نمایند. یکی از این دعاها ، این دعا می‌باشد : یا ربّ ! یا ربّ ! یا ربّ ! أَسْأَلُكَ بِحَقِّكَ وَ قُدْسِكَ وَ أَعْظَمِ صِفَاتِكَ وَ أَسْمَائِكَ أَنْ تَجْعَلَ أَوْقَاتِي مِنَ اللَّيْلِ وَ النَّهَارِ بِذِكْرِكَ مَعْمُورَةً وَ بِخِدْمَتِكَ مَوْصُولَةً وَ أَعْمَالِي عِنْدَكَ مَقْبُولَةً حَتَّى تَكُونَ أَعْمَالِي وَ أَوْرَادِي كُلُّهَا وِرْداً وَاحِداً وَ حَالِي فِي خِدْمَتِكَ سَرْمَداً این دعا یعنی ما باید خود را به این مقام برسانیم. مقامی که تمام اعمالمان ورد واحدی باشد. اما این ورد واحد چیست که باید مقصد ما شود ؟! باید گفت مقصد ، همان مبدا ماست. لله شدن " انّا لله و انّا الیه راجعون " و باید قبل از آنکه به سوی آن بُرده شویم خودمان به سویش به حرکت درآییم " موتوا قبل أن تموتوا " و این راه را نه آهسته ، که با شتاب باید رفت " وَ السّابقونَ السّابقونَ اولائک المُقَرَّبون " و پیمودنی نیست مگر با دو بال عزم و خشیه الهی " وَ اشْدُدْ عَلَى الْعَزِيمَةِ جَوَانِحی ، وَ هَبْ لِيَ الْجِدَّ فِي خَشْيَتِكَ " عزم برای پیمایش پستی و بلندی های مسیر و خشیه الهی بعلت آگاهی از فقر و عجز خویش ✒️ طالب جاهل | الْمُسْتَكِين
به سوی کویَش می‌برد لیلا مرا حسین جان ! اینک مُستَکین را به آغوشت می‌کِشی، من با دلی ظلمات و با اندکی نور، آن لا‌به‌لا ها که آن را هم از غبار حریم نورانی فرزند پنجم‌تان دارم؛ خیره مانده ام به مسیر و از این همه محبت در تعجب که چگونه می‌توان انقدر مهربان بود؟! اصلا مگر این همه مهربانی یکجا از غیر خدا ممکن است؟ نه! ممکن نیست. شما خدایید. اما نه خود خدا بلکه آیینه ای تمام نما و بی مثال حسین جان! من همچون کودکی خردسال که یک خوراکی خیلی بر دهانش مزه کرده است اما پولی ندارد برایت مشتی نور آورده‌ام و با زبان کودکانه‌ام می‌گویم: «یک عالمه از این‌ها می‌خوام» و اگر در جوابم با لبخند بگویی: «چقدر؟» دست‌هایم را تا جایی که می‌توانم باز می‌کنم و می‌گویم : «انقدر!» حسین جان! شما که دست کودک بی دست و پا را رد نمی‌کنی؟ می‌کنی؟ نه؟! پس خداراشکر، خیالم راحت شد آخر اگر شما من را رد کنی دیگر کجا را دارم که بروم؟! حسین جان! می‌شود بسوزانی مرا؟ از آتش عشقت میخواهم آنقدر بسوزم که شراره‌های این آتش از درونم بیرون بزند و همهٔ عالم را پر کند. حسین جان! اینک که به سوی تو روانه‌ام قلبم گرفته چشمانم خیس قدم‌هایم محکم و مشت‌هایم گره کرده است. امسال با سال های قبل فرق می‌کند امسال می‌آییم تا جهان را پر کنیم از شعار «یا لثارات» که خون شما از آن روز می‌جوشد و هرگز از جریان نمی‌افتد تا روزی که با ظهور فرزند شما و سرور ما -عجل الله تعالی فرجه الشریف- ریشه تمام ظالمین عالم را بسوزاند و آن روز نزدیک است. ان شاء الله ✒️ طالب جاهل | الْمُسْتَكِين @taleb_jahel
می‌گفت :« مطمئن باش اگه چار تا شبهه بندازی جلوشون ، نصفشون نمیتونن جواب بدن. » وقتی این را می‌گفت ، غرور داشت و گمان می‌کرد علم او سبب برتری‌اش از دیگران است . اما اگر علم سبب برتری است ، چگونه می‌شود که «هم یعلمون» ها به ضلالت کشیده می‌شوند و «یظنّون أنّهم ملاقوا ربّهم» ها به خشوع می‌رسند ؟! اصلا مگر علت گناه کردن هایمان ضعف در منطق و ندانستن است که علت طاعت ما قوّت آن باشد ؟! به این موکب دار عراقی نگاه کن! همه زندگی‌اش را آورده است در خدمت زائرین ابا عبدالله و به همین وسیله نیز به سعادت می‌رسد؛ اما آیا او عالم است ؟! خیر؛ او عاشق است . آری ، آنچه که ما را با حرکت می‌اندازد ، نه علم است و نه یقین که این راه را باید با عشق رفت . پس آیا باید بدنبال عاشق شدن باشیم ؟ خیر . باید بدنبال انسان شدن باشیم. زیرا خداوند متعال عشق خودش را در درون فطرت ما قرار داده است و نیازی به اکتساب آن نیست . در این میان، وظیفه عقل نشان دادن مسیرِ انسان شدن و به تبع آن عاشق شدن است‌؛ تا بوسیله آن عشق، به حرکت درآییم . و اگر آدم شدیم ، آن وقت وظیفه ما تقوا است. چرا که تقوا ، نگه داری است از ضد انسانیت ها . و اگر انسان شدیم و در مسیر اصلی و طبیعی خود قرار گرفتیم ، عقل نیز آرام آرام به لطف الهی به یقین خواهد رسید ✒️ طالب جاهل | الْمُسْتَكِين @taleb_jahel