* آنگاه که غرور کسی را له میکنی؛
آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران میکنی؛
آنگاه که شمع امید کسی را خاموش میکنی؛
آنگاه که بندهای را نادیده میانگاری؛
آنگاه که حتی گوشت را میبندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی؛
آنگاه که خدا را میبینی و بندهی خدا را نادیده میگیری،
میخواهم بدانم دستانت را به سوی کدام آسمان دراز میکنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟
هیچاتفاقیتصادفینیست| نور؛
- نور ؛
. * برادر شهیدم ((: دعا بخوان برای عاقبت به خیری من ؛ تویی که ختم به خیر شد عاقبتت . . .
* مرده ام، تو مرا دوباره حیات ببخش..
خوابم، تو بیدارم کن
خدایا! به حرمت پای خستهی رقیه'س،
به حرمت نگاه خستهی زینب'س،
به حرمت چشمان نگران حضرت ولی عصر'عج؛ به ما حرکت بده. (:
- شهید عباس دانشگر .
آخر من کجا و شهدا کجا؛
خجالت میکشم بخواهم مثل شهدا وصیت کنم . .
من ریزه خوار سفره آنان هم نیستم 💔((:
* شهید شهادت را به چنگ می آورد، راه درازی را طی می کند تا به آن مقام می رسد اما من چه!
سیاهیِ گناه چهرهام را پوشانده و تنم را لخت و کسل کرده.
حرکت جوهره ی اصلی انسان است و گناه زنجیر آن. (:
- وصیتنامهشهیدعباسدانشگر .