سودان از اون کشوراست که اگه بخوایم بفهمیم چرا انقدر بدبخت شد باید اول یه زنجیره طولانی از کودتا و جنگ داخلی و حکومت نظامی و فقر و دعوای ژنرال ها رو بذاریم کنارهم
سودان سال ۱۹۵۶ از استعمار بریتانیا و مصر مستقل شد ولی از همون اول ثبات سیاسی درست و حسابی نداشت یعنی ارتش هر وقت سیاستمدارا دعواشون میشد یا اوضاع میریخت بهم میگفت بکش کنار خودم جمعش میکنم و میزد حکومت رو میگرفت. نتیجهش شد چندتا کودتا و دوتا جنگ داخلی بزرگ یعنی کشور هنوز درست متولد نشده بود ارتش و سیاستمداراشون داشتن سر اینکه کی صاحب مملکته گلاویز میشدن
حالا یکی از ریشهای اصلی بدبختی هم اختلاف شمال و جنوب بود شمال عمدتا عرب زبون و مسلمان بود درحالی که جنوب ترکیب قومی و زبانی و دینی متفاوت و جدا داشتش. دولت مرکزی مرتب سعی میکرد قدرت و هویت سیاسی خودش رو به کل کشور تحمیل کنه. سال ۱۹۸۳ جعفر نمیری همه چیرو توی سراسر کشور اجباری کرد و خودمختاری جنوب رو هم محدود کرد همین قضیه بنزین ریخت روی آتیش و شورش جنوب دوباره شعله ور شد ارتش آزادیبخش خلق سودان یا SPLA به رهبری جان گارانگ شکل گرفت و جنگ تمام عیار شد. بعد نمیری سال ۱۹۸۵ با یه قیام مردمی کنار رفت. یه دورهی کوتاه حکومت غیرنظامی شکل گرفت و توی انتخابات سال ۱۹۸۶ صادق المهدی نخستوزیر شد ولی اوضاع بازم افتضاح بود جنگ جنوب ادامه داشت اقتصاد داغون بود چمیدونم احزاب با هم درگیر بودن و دولت نمیتونست کشور رو جمع کنه اینجاست که عمرالبشیر وارد میشه
حالا البشیر کیه؟ البشیر اون زمان یه سرتیپ یا ژنرال ارتش بود و با جریان جبهه اسلامی ملی به رهبری حسن ترابی ارتباط داشت این دوتا یه شراکت سیاسی درست کردن اونم این بود که ارتش قدرت سخت رو داشت ایتا هم شبکه ی سیاسی و ایدئولوژیک. بعد ژوئن ۱۹۸۹ البشیر زد به سیم آخر و با کودتای تقریبا بدون خون و خونریزی دولت صادق المهدی رو انداخت پارلمان و احزاب منحل شدن قانون اساسی تعلیق شد کلی مقام سیاسی بازداشت شدن و حکومت نظامی روی کار اومد
البته اولش البشیر خودش رو با عنوان رئیس شورای فرماندهی انقلاب برای نجات ملی معرفی کرد یعنی ظاهرا قضیه یه حکومت موقت نظامی برای نجات کشور بود. و بله، موقت بود البته از اون موقتایی که سی سال طول میکشن و به دهن رهبرِ جریان مزه میکنه طعم قدرت
چند سال بعد خودش تمام قدرت اجرایی و قانون گذاری رو جمع کرد و سال ۱۹۹۳ رسما رئیسجمهور شد
اوایل دهه ۹۰ حکومتش حسابی اقتدارگرا شد و احزاب سیاسی ممنوع شدن و مطبوعات محدود شدن، مخالفاشون و روزنامه نگارا بازداشت شدن و حکومت با ترکیب ارتش و دستگاه امنیتی و جریان خودشون کشور رو میچرخوند در واقع انتخابات هم برگزار شد ولی خب چه فایده وقتی رقیب جدی اجازه ی رقابت واقعی نداشته باشه انتخابات بیشتر شبیه دکور مغازه بود
انتخابات ۱۹۹۶ هم البشیر تنها نامزد قانونی ریاستجمهوری بود یعنی همینقدر خنده دار
اینجا حسن ترابی هم خیلی مهمه. ترابی مغز سیاسی حکومت بود و یه مدتی نفوذ بسیار زیادی روی نظام داشت سودان دهه ۹۰ تبدیل شد به یکی از جاهایی که گروهکا به لطف همین حسن و بقیه میتونستن رفت و آمد کنن حتی اسامه بنلادن یه مدتی سودان زندگی کرد و القاعده اونجا فعالیت اقتصادی و سازمانی داشت بعدا فشار روشون زیاد شد و بنلادن سال ۱۹۹۶ سودان رو ترک کرد و ر۴ت
اما مشکل اصلی البشیر هنوز سر جاش بود یعنی جنگ جنوب
ارتش سودان برای اینکه شورشیای جنوب رو جمع کنه دست به عملیات زد و جنگ تا سال ۲۰۰۵ ادامه پیدا کرد ولی بالاخره توافق صلح جامع همون امضا شد قرار شد جنوب یه مدتی خودمختاری داشته باشه و بعد مردمش درباره استقلال رأی بدن مردم جنوب توی همهدپرسی ۲۰۱۱ با اکثریت خیلی سنگینی استقلال رو انتخاب کردن و ژوئیه ۲۰۱۱ کشور جدید سودان جنوبی درست شد. یعنی حکومت البشیر تهش شاهد نصف شدن کشور تحت حکومت خودش بود
ولی اگر فکر میکنین بعدش اوضاع درست شد، نه
رسیدیم به دارفور (دافور یه منطقهتوی سودانه) از ۲۰۰۳ شورشای مسلحانه توی دارفور شروع شد. دولت برای تموم کردن این شورشا به شبه نظامیای عرب که بهشون جنجاوید میگن اتکا کرد. این گروها خوب نیستن حمله به روستاها و کشتن غیرنظامی و تجاوز و آوارگی شدید جزو کاراشونه. بعدا البشیر یه ساختار نیروهای واکنش سریع یا RSF رو از همین شبکهای شبه نظامی ساخت همون نیرویی که یه مدت طولانی بعد خودش تبدیل شد به یکی از دوتا طرف اصلی جنگ فعلی سودان
یعنی این قسمت واقعا مهمه اینکه یکی از مشکلات سودان امروز تا یه حدی محصول همون چیزیه که البشیر برای حفظ قدرت خودش ساخت اون یه نیروی مسلح موازی با ارتش درست کردن و تقویتش کرد تا فقط به ارتش وابسته نباشه
این نیرو بعدا زیر فرمان محمد حمدان دقلو یا معروف به حمیدتی به یه قدرت نظامی و اقتصادی مستقل تبدیل شد
جنگ دارفور هم فاجعه ی انسانی بدی شد و البشیر تهش دادگاه کیفری بینالمللی به اتهام جنایت علیه بشریت جنایات جنگی و نسل کشی توی دارفور تحت تعقیب قرار گرفت. حدود ۳۰۰ هزار نفر کشته شدن توی دافور
بعدم حکومتش وارد یه مرحله ی عجیبی شد از یه طرف تحریما و فشارای خارجی از طرفی دیگه اقتصاد ضعیف و فساد و بیکاری و مشکلات معیشتی. سودان نفت هم داشت اما وقتی سودان جنوبی مستقل شد و بخش عمده ی ذخایر نفتی از دست سودان شمالی خارج شد و اقتصاد ضربه ی سنگینی خورد و اینجا مردم دوباره شروع کردن به ریختن توی خیابون
سال ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹ اعتراضات علیهگرونی و شرایط اقتصادی شروع شد و خیلی سریع تبدیل شد به اعتراض گسترده علیه خود البشیر. ارتش که دید دیگه قضیه جمعکردنی نیست آوریل ۲۰۱۹ خودش البشیر رو کنار زد و بازداشت کرد سه دهه حکومتش تموم شد
اما قسمت مسخره و تلخ ماجرا اینجاست که مردم فکر میکردن خب، دیکتاتور رفت و حالا دموکراسی
ارتش و RSF گفتن که آره، دموکراسی ولی اول ما تصمیم میگیریم
در واقع همون نیروهایی که توی ساختار حکومت البشیر رشد کرده بودن بعد از سقوط اونم قدرت نظامی و اقتصادیشون رو حفظ کردن. توی دولت انتقالی عبدالفتاح البرهان فرمانده ارتش و حمیدتی فرمانده RSF توی رأس قدرت قرار گرفتن یه مدتی قرار بود کشور به سمت حکومت غیرنظامی بره اما سال ۲۰۲۱ خود ارتش و RSF ضد ساختار انتقالی کودتا کردن