eitaa logo
Why am I me?
556 دنبال‌کننده
1هزار عکس
322 ویدیو
18 فایل
گوشه‌ای از اتاق های ذهنم با پخش زنده رادیو. سیاست و باقی مزخرفات زندگی و ضد دجالیسم @Radioactiv_SN من؟ @Radioactiv_SNn چنل اصلیم ~ حرفای تلخین https://eitaa.com/joinchat/2921924299Cde952c272f
مشاهده در ایتا
دانلود
محمد بن عبدالوهاب اساسا با خیلی از رسوم مذهبی رایج زمان خودش مشکل داشت. از نظرش مردم یه چیزهایی رو به دین اضافه کرده بودن که قرآن و سنت، اوتطور که خودش میفهمید تأییدش نمیکردن. بنابراین تاکیدش افتاد روی توحید یعنی اینکه عبادت فقط برای خدا باشه و در مقابلش شرک یعنی شریک قرار دادن برای خدا یا نسبت دادن چیزی از ویژگیای الهی به غیر خدا
اینجا یک اصطلاح مهم دیگه هم داریم یعنی بدعت. منظور از بدعت یه چیزی بود که به عنوان عمل دینی وارد دین شده ولی از نظر اونا توی قرآن و سنت و روش سلف اصلا پایه‌ براش وجود نداشته و حالا گره اصلی داستان میرسه به توسل و شفاعت. وهابیا نسبت به خیلی از شکل‌ های توسل و طلب شفاعت از پیامبر و اولیاء و مخصوصا مُردها موضع سختی داشتن و دارن. زیارت قبر نذر برای اولیاء ساخت بنا و گنبد روی قبر و بعضی چیزای دیگه هم از چیزایی بود که ممکن بود از طرفشون به عنوان بدعت یا حتی شرک محکوم بشه
اینجا اختلاف با شیعه خیلی جدی میشه شیعه میگه وقتی کسی به پیامبر یا امام متوسل میشه قرار نیست پیامبر یا امام رو خدا بدونه یا برای اونها قدرت مستقل در برابر خدا قائل باشه منطقش اینه که خدا مبدا و صاحب اصلی قدرت و اجابته و پیامبر یا امام وسیله تقرب به خداست. پس از نگاه ما توسل لزوما مساوی با عبادت غیرخدا یا شرک نیست ولی قرائت وهابی مسئله رو خیلی سخت‌ گیرانه تر میدید. خصوصا وقتی پای درخواست از مردها یا اولیاء وسط می‌ اومد. این کار میتونست وارد محدوده شرک بشه از نظرشون و همینجا اختلاف دیگه صرفا یه اختلاف فقهی کوچیک نبود. دعوا سر این بود که اصلا عبادت و شرک رو چطور تعریف کنیم
اما تا اینجا هنوز داریم درباره یه عالم و یه جریان مذهبی حرف میزنیم. اتفاقی که قضیه رو چند برابر بزرگتر کرد پیوند محمد بن عبدالوهاب با خاندان آل‌ سعود بود
میونه قرن هجدهم یعنی حدود ۱۷۴۴ محمد بن عبدالوهاب به درعیه رفت و با محمد بن سعود یعنی حاکم اونجا متحد شد یعنی این اتحاد نقطه عطف ماجرا بود. یه طرف ایدئولوژی و مشروعیت مذهبی داشت یه طرف دیگه قدرت سیاسی و قبیله‌ای و نظامی. یعنی خیلی ساده بخوایم بگیم یکی میگفت جامعه باید طبق این قرائت دینی اداره بشه اون یکی هم قدرت داشت که این نظم رو در قلمرو خودش گسترش بده از همینجا بود که جنبش دیگه فقط یه بحث حوزوی و اعتقادی باقی نموند. دعوت مذهبی و گسترش سیاسی و نظامی عملا کنار هم حرکت کردن. این اتحاد یکی از پایهای تشکیل دولت سعودی اول شد. بعد آل‌سعود شروع کرد به گسترش قلمروش توی نجد و مناطق اطراف. هرجا میرفتن قرائت مذهبی جدیدم همراهشون میرفت
و اینجا برخوردها شدید شد زیارتگاه‌ها قبور اولیاء بناهای روی قبرها و بعضی رسوم مذهبی محلی از دیدشون مظاهر شرک یا بدعت محسوب میشدن و توی یسری ازین مناطقی که تحت کنترلشون بود تخریب بعضی ازین بناها اتفاق افتاد و یکی از معروفترین و جنجالی‌ ترین اتفاقات حمله به کربلاست توی اوایل قرن نوزدهم نیروهای دولت سعودیِ اول به کربلا حمله کردن. تاریخ رایج این حمله ۱۸۰۲ میلادیه هرچند توی بعضی منابع تاریخ ۱۸۰۱ هم ثبت شده بنابراین بهتره نگیم قطعا در فلان روز و پرونده رو ببندیم. کربلا برای ما مرکز فوق‌ العاده مهمی بود چون حرم امام حسین اونجا قرار داشت. نیروهای مهاجم شهر رو غارت کردن به حرم امام آسیب زدن و یه تعداد زیادی از ساکنان کشته شدن یعنی حدود پنج هزار کشته
بعدش نوبت حجاز شد نیروهای سعودی اوایل قرن نوزدهم وارد حجاز شدن و مکه و مدینه رو هم تحت کنترل خودشون درآوردن. مدینه برای این جریان اهمیت خاصی داشت چون یکی از چیزایی که وهابیا باهاش مشکل داشتن ساخت‌ و ساز و تقدس‌ یه بخشی به قبور بود. توی قبرستان بقیع هم بناها و گنبدای روی قبرا تخریب شد. این موضوع برای ما یه اهمیت خیلی زیادی داره چون قبر امام ها اونجاست
حالا این وسط یه قدرت بزرگ هم نشسته بود و داشت نگاه میکرد یعنی امپراتوری عثمانی. عثمانیا حجاز رو یه بخشی از حوزه نفوذ خودشون میدونستن و گسترش دولت سعودی برایشون تهدید جدی بود. تهش سلطان عثمانی از محمدعلی پاشا یعنی حاکم مصر خواست علیه سعودیا اقدام کنه. بعدش لشکر مصر به فرماندهی ابراهیم پاشا وارد نجد شد و بعد از چند سال جنگ توی سال ۱۸۱۸ درعیه یعنی پایتخت دولت سعودی اول سقوط کرد. با سقوط درعیه دولت سعودی اول کامل از بین رفت و عبدالله بن سعود حاکم وقت به استانبول فرستاده و اعدام شد. ولی خب، آل‌سعود قرار نبود با یه شکست برای همیشه ناپدید بشه
چند سال بعد دوباره قدرت گرفتن و سال ۱۸۲۴ دولت سعودی دوم شکل گرفت. این حکومتم چند دهه دوام آورد ولی تهش توی اواخر قرن نوزدهم با درگیریای داخلی و شکست از رقیباش سقوط کرد. بعد یع دوره کشمکش یه نفر وارد صحنه شد که قرار بود داستان رو از نو بچینه یعنی عبدالعزیز بن عبدالرحمن آل سعود معروف به ابن سعود ابن سعود از اوایل قرن بیستم دوباره شروع کرد به جمع کردن مناطق مختلف تحت قدرت آل‌سعود. ریاض رو گرفت بعدش کم کم یه مناطق بیشتری از نجد و حجاز و بقیه بخشای شبه‌ جزیره رو تحت کنترل خودش درآورد تهش سال ۱۹۳۲ کشور پادشاهی عربستان سعودی رسما تشکیل شد
پس عربستان امروزی رو نباید اینطوری تصور کنیم که همون دولت ۱۷۴۴ بدون هیچ وقفه‌ای تا امروز ادامه پیدا کرده. نه. یه چندتا مرحله مختلف وجود داشته اتحاد محمد بن عبدالوهاب و محمد بن سعود، دولت سعودی اول، سقوط سال ۱۸۱۸، دولت سعودی دوم، سقوط اون، بعد ظهور ابن سعود و نهایتا تأسیس عربستان سعودی در ۱۹۳۲
حالا اگر بخوایم کل اعتقادات وهابی رو بدون پیچوندن جمع کنیم قضیه تقریبا اینه برگردیم به اسلام سلف
یعنی قرآن و سنت و فهم نسل‌ های اولیه مسلمونا باید معیار اصلی باشه و چیزایی که بعدا وارد مراسم و اعتقادات مذهبی شدن باید بررسی بشن و اگه با منطق اینا مخللف بود حذف بشن برای همین تاکید خیلی شدیدی روی توحید دارن. با شرک برخورد خیلی سختی دارن، با یه جمع کثیری از شکل‌ های توسل و طلب شفاعت مخالفن، تقدس مذهبی قبر ها و ساخت گنبد و بنا روی اونارو رد میکنن. با خیلی از جشنا و مراسم مذهبی متاخر رو بدعت میدونن خود وهابیت در طول زمان تغییر کرده و امروزم رابطه وهابیت سلفی‌گری و نهاد دینی سعودی پیچیدتر از اینه که بگیم هر سه تاشون دقیقا یه چیزن