eitaa logo
Why am I me?
607 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
426 ویدیو
21 فایل
گوشه‌ای از اتاق های ذهنم با پخش زنده رادیو. سیاست و باقی مزخرفات زندگی و ضد دجالیسم @Radioactiv_SN من؟ @Radioactiv_SNn چنل اصلیم ~ حرفای تلخین https://eitaa.com/joinchat/2921924299Cde952c272f
مشاهده در ایتا
دانلود
آدم معمولی یه ایستگاه رادیویی از جنس آدمای معمولی که بین غر زدن به کنکور و درس یهو بحث رو میکشونه سمت علم و فهم دین. گویندش نه ادعای عجیب‌ بودن داره، نه میتونه از یاد گرفتن دست بکشه انگار باور داره آدم هرچقدر هم عمرش رو پای دانستن بذاره باز چیزی برای فهمیدن باقی میمونه. و خب، البته مسیر آسونی نیست گاهی کم میاره. مخاطباش آدمایی هستن که بعد از یه ظهر کاملا خسته کننده و شاید گرم نشستن پای رادیو که بشنون دقیقا فقط خودشونن که دچار سردرگمی میشن، یا حتی یه گوینده هم دچارش میشه؟
روحا یه ایستگاه آروم توی سکوت شبای پنجشنبه. یه جایی بین نوای مداحیای پراکنده آهنگای رندوم و شعرایی که انگار برای خلوت شب ساخته شده‌ گویندش کم‌ حرف و کم‌ پیداست اما حضورش یه نظم داره. معمولا مخاطب ها، آدمایی هستن که شب خوابشون نمیبره و صرفا نیاز دارن به یه چیز تسکین دهنده
مرهق یه ایستگاه رادیویی شلوغ با برنامهای یهویی بحثای سیاسی و مذهبی شوخیای چندتا گوینده و گاهی محتوای مفیدی که لابه‌لای خستگیا پخش میشه. اما پشت این همه هیاهو انگار دلتنگی عجیبی برای روزهای از دست‌ رفته جریان داره برای آدما و خندها و نسخهایی از خودمون که دیگه دستمون بهشون نمیرسه. فرکانس برای کسایی که هنوز یه گوشه نشستن و دارن به دیوار نگاه میکنن و پیش دیروزهاشون جا موندن
هلدینگ ثبت نشده یه ایستگاه رادیویی که گویندش از بحث وجود و عدم و نقد اعتماد به قدرتای خارجی میرسه به شعر و فلسفه بعد وسط این همه تناقض با کشف یه کتاب قدیمی ذوق میکنه و برای مخاطب میخونه‌ کتاب رو. برنامه‌‌ای بیت شوخیای فلسفی و تحلیلای سیاسی و خوشحالیای کوچیکی که شاید برای بقیه بی‌اهمیت باشن اما روز آدم رو میسازن مخاطباش هم ذهنای کنجکاوی‌ان که از هیچ موضوعی به موضوع دیگه میرپن. و معمولا وسط یه کار مهم دارن این ایستگاه رو گوش میدن. اتفاقا فرکانسش هم خوب میگیره
سبزه های پر امید یه ایستگاه قصه‌گو با صدایی گرم که شبا برای مخاطب‌هاش کتاب میخونه. بین پاییزهای دوست‌نداشتنی و خیابونای بارون‌ زده‌. گویندش انگار باور داره که گاهی یه آدم یه قصه یا حتی یه خرید کوچیک به عشق کسی میتونه تمام سرمای یه فصل رو قابل‌ تحمل کنه. این موج فقط پاییز ها پخش میشه. یه فرکانسی برای کسایی که وسط پاییز کلی مشکل روی سرشون ریخته اما تصمیم گرفتن رادیو رو روشن کنن تا بشنون
ستاد مبارزه با بیکار ها یه ایستگاه رادیویی با برنامهایی که از سینما تا دین، طنز و حق‌طلبی رو در بر میگیره. گویندش گاهی از فیلمی میگه که یه زمانی نجاتش داده گاهی از رویاهای فراموش‌ شده‌ی آدما و گاهی هم بدون مقدمه ستاد مبارزه با بیکاری راه می‌ اندازه. گوینده تصمیم گرفته که کنار یه کتابخونه شروع به فعالیت کنه. چندباری بخاطر پوشش خبری‌ای که میداده سوال‌پیچ شده، اما بازم ادامه داد. مخاطبین معمولا از هر قشر جامعه هستن با هر مشکلاتی. هر زمان و هر وقتی رادیو رو روشن میکنن و میرن سراغ این موج تا ببینن این بار بحث با کارشناس و فکت ها به کجا میرسه
دفترچه خاطرات یک گربه خسته یه ایستگاه که هر دفعه ورفه‌ای از یه دفترچه خاطرات رو میخونه. گویندش از جبر جغرافیایی و آدمای دور از دسترس میخونه، بعد میرسه به روایت‌ های تلخ شهادت و ارادت به شهدا. معمولا آدم غم عجیبی فرا میگیرتش. یه جایی بین دلتنگیای شخصی و تاریخ و ایمان. مخاطب ها، آدمایی هستن که اصلا قرار نبود این ایستگاه رو با رادیو پیدا کنن، اما یکم بعد از اینکه گوش دادن شدن پای ثابتش
هاله هنر یه ایستگاه بهاری و آروم به اسم هاله‌ هنر که گویندش پشت صدا پنهونه و کسی اون رو به چهره نمیشناسه بلکه به هنرایی که معرفی میکنه و حرفایی که از زیبایی میزنه میشناسنش. هر برنامه یع پنجره‌‌ای رو به دنیای تازه‌ باز میکنه که حداقل یکم از هیاهو و سیاست دور بشن. مخاطب ها معمولا کل روز درگیر زندگی بودن، اما از خستگی تصمیم گرفتن یه چیز آروم گوش کنن
نرگس بی نشان یه ایستگاه رادیویی به اسم نرگس بی نشان. یه جایی که گویندش برخلاف اسمش از خودش زیاد میگه بیدون تظاهر. نه خبری از زندگی باحال و خاصه نه تجملات و اداهای روشنفکری فقط یه کسی که کلی ساید و کلی حرف نگفته‌ست که وسط جدی‌ ترین برنامه ها هم نمیتونه جدی بمونه. مخاطباش هم آدمایین که خسته شدن از نقش بازی کردن و احتمالا روز چندان جالبی نداشتن، ولی خب رادیو یه ایستگاه خوب رو گرفت
؛𝑃ℎ𝑜𝑡𝑜𝑝ℎ𝑖𝑙𝑖𝑎 یه ایستگاه ساده در مرز شب و صبح موسیقی جای حرفای ناگفته ی گوینده رو میگیره و شعر مرهم رنجای کوچیک و بزرگش میشن. گویندش صبحا شروع به فعالیت میکنه. هر صبح سر وقت. برای آدمایی که از هیاهوی دنیا خسته شدن و سر صبح دنبال یه چیز آروم ان
غمگین شرقی یه ایستگاه رادیویی شرقی دورافتاده یه جایی بین صدای امواج دریا که مشخص میکنه گوینده کجاست. موسیقی‌های قدیمی و یسری خاطرات. گویندش انگار سال‌هاست یه گوشه از جهان جا مونده از هر چیزی و فقط با آهنگایی که پخش میکنه میتونه از چیزی بگه که هیچوقت به زبون نیاورده. معمولا مخاطبین این ایستگاه کنار ساحل زندگی میکنن اما هیچ وقت نفهمیدن وقتی گوینده و ایستگاه توی ساحل نیست، پس کجاست؟ وسط دریا؟
L'un deav یه ایستگاه رادیویی بین غم‌ های عمیق و دلبستگی به فرهنگ و ادبیات فارسی گویندش گاهی از اندوهی میگه که مثل آب از صخره پایین رفته و دیگه راه برگشتی نداره گاهی هم برنامه های متعددی راجب فرهنگ داره. ماجرا از اونجایی شروع شد که هرچی‌کمتر میگفت بیشتر هجوم فرهنگی آزار دهنده میشد، پس تصمیم گرفت بگه حتی اگه یه روز پاشه و ببینه که پارازیت انداخت روی امواج. ایستگاهش برای آدماییه که هم سنگینی احساسات رو میفهمن هم معتقدن هنوز یه چیزایی در این جهان هست که ارزش پاس‌ داشتن دارن