ماجرا از همون انقلاب ۱۹۱۷ روسیه شروع میشه روسیه تزاری قبلش با ایران بد تا کرده بود و قراردادای گلستان و ترکمانچای و نفوذ روسیه داخل شمال ایران هنوز توی حافظه سیاسی کشور مونده بود
حالا بلشویکها که اومدن گفتن سیاست امپراتوری تزاری رو کنار میذاریم و بعضی امتیازات و قراردادای استعماری قبلی رو لغو میکنیم برای همین اولش یه عده تو ایران به حکومت جدید روسیه با نگاه متفاوتی نگاه میکردن
اما خیلی زود معلوم شد کمونیست شدن روسیه به معنی بیخیال شدن روسیه از ایران نیست و شوروی همچنان منافع خودشو داشت فقط مدل بازی عوض شده بود سال ۱۹۲۱ ایران و شوروی قرارداد جدید بستن. شوروی بخشایی از امتیازات دوره تزاریو کنار گذاشت ولی مقابلش یه بند مهم داشت اگه قدرتای خارجی از خاک ایران برای حمله به شوروی استفاده کنن و دولت ایران نتونه جلوش رو بگیره شوروی حق مداخله پیدا میکنه
بعدش کمکم کمونیسم وارد سیاست ایران شد و خدازدگی شروع شد
حزب کمونیست ایران شکل گرفت و بعدها سال ۱۹۴۱ حزب توده تاسیس شد شوروی هم روی جریان چپ ایران تأثیر و گاهی حمایت و ارتباط سیاسی داشت این قضیه باعث شد سیاست ایران تبدیل بشه به یه میدون کشتی بین چند جریان سلطنتطلبا و ملیگراها مذهبیا چپها و طرفدارای شوروی و غرب
اما قسمت مهم میرسه به جنگ جهانی دوم که ایران اعلام بیطرفی کرده بود ولی متفقین به بی طرفیش حتی محل سگ نذاشتن
۲۵ اوت ۱۹۴۱ شوروی از شمال و بریتانیا از جنوب وارد ایران شدن حدود ۴۰ هزار نیروی شوروی وارد مناطق شمالی شدن و بریتانیا هم جنوب مخصوصا منطقه نفتی خوزستانو گرفت (بعد مبگن وای سلطنت پهلوی مشکلش چی بود) دلیل اصلیم نگرانی از نفوذ آلمان و استفاده از ایران به عنوان مسیر رسوندن تجهیزات به شوروی بود و این حمله برای رضاشاه هم پایان کار بود ارتش ایران ازهم پاشید و رضاشاه مجبور شد شهریور ۱۳۲۰ کنار بره و پسرش محمدرضا شاه جاش نشست
ایران عملا تکهتکه بین نیروعای خارجی افتاده بود شوروی شمال، بریتانیا جنوب و مرکز هم تحت فشار متفقین
ایران هم هرچی گفت خب ارتشتو جمع کن انگار نه انگار.
شوروی هم میگفت بزار اول درباره نفت صحبت کنیم
بعد یه اتفاق تاریخی عجیب افتاد اونم کنفرانس تهران ۱۹۴۳ بود که استالین چرچیل و روزولت یعنی رهبران شوروی بریتانیا و آمریکا، اومدن تهران و درباره ادامه جنگ جهانی دوم تصمیم گرفتن تصور کن پایتخت ایران تبدیل شده بود به محل جلسه سه تا از قدرتمندترین آدمای دنیا اما شاهکار اصلی شوروی در ایران بعد از پایان جنگ اتفاق افتاد
طبق توافقا نیروهای خارجی باید بعد از جنگ ایران رو ترک میکردن بریتانیا و آمریکا شروع به خروج کردن ولی شوروی عقب نکشید نیروهای شوروی تو شمال ایران موندن و قضیه خیلی سریع تبدیل شد به بحران. بعد داخل آذربایجان ایران حکومت خودمختار به رهبری جعفر پیشه وری شکل گرفت و کردستانم جمهوری مهاباد تشکیل شد شوروی از جنبشای محلی حمایت میکرد و حضور ارتش سرخ باعث میشد حکومت مرکزی ایران نتونه به راحتی وارد منطقه بشه
قوام، نخستوزیر ایران رفت مسکو مذاکره کرد و حتی بحث امتیاز نفت شمال هم مطرح شد و نهایتا شوروی مه ۱۹۴۶ نیروهاشو خارج کرد ولی قضیه خودمختاری آذربایجان و مهاباد ادامه پیدا نکرد اواخر ۱۹۴۶ ارتش ایران وارد آذربایجان و کردستان شدو حکومتای خودمختار سقوط کردن مجلس ایران هم بعدا توافق نفتی با شوروی رو رد کرد
این بحران خیلی مهم بود چون یکی از اولین دعوا های جدی جنگ سرد محسوب میشه ایران عملا یکی از اولین جاهایی بود که آمریکا و شوروی داشتن سر نفوذ سیاسی با هم شاخ میشدن (د آخه)