هدایت شده از اخبار مقاومت اسلامی
9.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴لحظه نصب پوستر "قومو لله" [باید برخاست] تو میدون السرایا، در مرکز شهر غزه.
🔹این بنر با جزئیات باشکوه خود، اندوه جدایی و عظمت وفاداری رو به تصویر میکشه؛ از تابوت سید القائد و عمامه آقای شهید ایران، گرفته تا پرچم ایران و جمعیتی که گرد او حلقه زدهاند، و تصویر مسجد الاقصی شریف که همچنان نمادی جامع و مقدس برای امته.
🌐 پایگاه خبری مقاومت اسلامی
#اخبار_مقاومت_اسلامی
@akh_moq_is
Masoumeh is speaking
لیستکتاب های ۱۴۰۵: ۱ - بیوتن ۲ - نبرد من ۳ - ابوالمشاغل ۴ - سانتا ماریا ۵ - یادداشت های زیرزمینی ۶
سی و سومی، گرگ ها با چشم باز میخوابند
وقتی انگلیسیها هلندیهارو شکست دادن، تونستن نئوآمستردام(یا همون آمستردام)رو ازشون بگیرن و اسم اون شهر و نیویورک گذاشتن
علت نامگذاریش هم بخاطر این بوده که پادشاه انگلستان این شهرو در اختیار برادرش دوک یورک گذاشته بوده و اسم این رو منطقه یورک جدید یا نیویورک گذاشتن
کاش اینقدر نسبت به خواهرم حس مادرانه نداشته باشم.
چرا اینقدر سرت تو گوشیه؟
غذاتو تا تهش بخور
فلان جا نرو
الان وقت بازی نیست
دهنم سرویس شد بابت نگرانیهایی که دست خودم نیست
من خیلی به مرگ فکر میکنم، تقریبا هروز یا یک ساعت درمیون.
بهنظرم اگر آدم یه مریضیای بگیره، اگر درمان کرد و بهتر نشد بهتره برای خودش خوش بگذرونه. نمیتونم اسم اینو بذارم ناامیدی، شاید اینجوری راحتتر بتونه با مرگ خودش کنار بیاد
البته یکمی سخته، شاید حتی نتونی انجامش بدی
تازه دلیل موجهی هم داری برای کارایی که انجام میدی، چون داری میمیری
چون حق داری لااقل یکمی زندگی کنی، حداقل این بار رو حق داری هرکی ناراحتت کرد و نادیده بگیری و رد بشی، حداقل حق داری خوش بگذرونی برای خودت.
البته من بچه که بودم یه بار یکی بهم گفت می دونی عزرائیل روزی سهبار تو چشمات زل میزنه؟ پس هروز و هرثانیه در معرض مرگیم. پس ربطی به بیماری نداره.
البته شاید بخشیش بخاطر اینکه من کم کسایی رو دیدم اطرافم که به مرگ طبیعی جونشونو از دست داده باشند، اکثرا بیمار بودند.
من دوست ندارم تو بیمارستان بمیرم، من دوست دارم اگر کارم به بیمارستان کشیده شد خوشبگذرونم. با تخت کناریم دوست بشم، تو خود بیمارستان سیگار بکشم و صدتا چیز دیگه.
من دوست ندارم توی پیری بمیرم، چون دلم نمیخواد مریض بشم، دلم نمیخواد پوستم چروک بشه، کاش اگر هم پیر شدم بتونم کاراهامو خودم انجام بدم و بچههام نخوان کاری بکنند برام.
من دوست دارم توی جوونی بمیرم.
مشکلی با مرگ ندارم، عمدتا مشکلم با بعد از مرگ و نحوه ی مردنمه.
من بدم میاد از آدمایی که یه جوری راجع به مرگ صحبت میکنند که انگار چهچیزی قراره بشه. البته حق دارند
واکنش طبیعی هر انسانی به مسئلهای اونم وقتی مردن باشه ترسه، ناخودآگاه
شایدم تقصیر جامعهاس، آدماش، اطرافیان، خانواده و صدتا چیز دیگه
نمیدونم.
من خیلی بیش از حد بهش فکر میکنم، فکر میکنم هیچوقت آدم قرار نیست آمادهش باشه هرچقدر هم که بهش فکر کنه وقتی عزرائیل رو دید نمیتونه آمادهش باشه
نمیدونم، من تاحالا نمردم.