eitaa logo
Masoumeh is speaking
141 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
418 ویدیو
4 فایل
حمل و نقل وقایع و فجایع با کیفیت HD. کما فی السابق، مدافع حقوق تمامی دایناسوران فسیل شده، سوخته شده، خورده شده، کشته شده و الباقی وابستگان آن عزیزان دل. امن باشید و امن بمانید. https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_ijanv87&btn=معصومه.و.دوستان
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از اشتباه.
قصد دارم یه تقدیمی تقدیم‌تون کنم😟 این پیامو توی چنلتون فور بزنید تا یه تیکه از لیریک یه آهنگ + دوتا عکس از محتوای سررسیدهام (نقاشی یا متن) بهتون تقدیم کنم 🗽 تگ هاتون رو به ظرفیت تموم مشتی ارسال کنید، اگه چنل ندارید آیدی خودتون رو برام بفرستید ظرفیت و لیمیت و این مسخره بازیا نداریم ان‌شاء‌الله هرچی خدا بخواد و تا جایی که در توانم قرار بده🙌
خدایا مطمئنی تابستون رو از ته قلبت خلق کردی؟
عقیل برادر امیرالمومنین است، سیدرضی در نهج البلاغه مطلبی را درباره‌ی عقل نقل می‌کند که دارای اشکال است. او می‌نویسد: وقتی عقیل نزد امیرالمومنین آمد تا سهم بیشتری‌بخواهد، صورت فرزندانش از گرسنگی سیاه بود و خود از گرسنگی می‌لرزیدند. ممکن است اشکال شود که چرا امیرالمومنین به برادر خود که فرزندانش از گرسنگی درحال مرگ بودند، کمکی نکرد؟ گویا در نقل این بخش دقت کافی نبوده و با بررسی اخبار معلوم می‌شود که ماجرا این‌گونه بوده‌است: عقیل به امیرالمومنین گفت: من از بنی‌هاشم و برادر تو هستم. حاکمان پیش از تو تا می‌توانستند به خویشان خود عطا می‌کردند و اگر شما صد هزار درهم به من بدهی‌، مشکلات خود را حل می‌کنم. بعضی از عطایا به برخی افراد دوره‌ی پیش از امیرالمومنین ارقامی نجومی داشت. آنان به دلیل خویشاوندی، عطاهای فراوانی به اشخاص می‌کردند، مثلا پسردایی یا پسرخاله‌ی حاکم دریافت ویژه از بیت‌المال داشت یا به حکومت سرزمینی گماشته می‌شد. پیش‌تر به مواردی از این دست اشاره شد. عقیل نیز از حضرت صد هزار درهم تقاضا کرد که معادل حقوق سالیانه‌ی دویست نفر نظامی در آن زمان بود. در نقلی آمده است که امیرالمومنین در پاسخ به عقیل فرمود: شخصی در بازار هست که اوضاع مالی خوبی دارد، می‌خواهی شبانه به بازار برویم و از مغازه‌ی او دزدی کنیم؟ عقیل از این سخن بسیار تعجب کرد. حضرت فرمود: می‌خواهی دست مرا به دزدی از بیت المال همه‌ی مسلمان آلوده کنی. از این رو می‌گویم از آن بازار دزدی کنیم زیرا دزدی از یک نفر بهتر است. درخواست عقیله تقاضای ویژه بود، زیرا او توقع داشت که چون از بنی هاشم است و برادرش حاکم شده، سهمی هم برای او در نظر بگیرد. این موضوع از معظلات اصلی حکومت امیرالمومنین بود. - قبله‌ی کعبه‌زاد، جلد اول.
هدایت شده از ته‌خیار
هیچ‌وقت نفهمیدم چه چیزی ما آدم‌هارو اینقدر ازهم دور کرده،‌ چه چیزی اینقدر مارو نسبت به همدیگه بدبین کرده که وقتی یه کلمه‌ی عادی می‌خوایم باهم صحبت کنیم اینقدر برای خودمون شرایط‌رو و مسئله‌رو پیچیده می‌کنیم چی‌شد که دیگه نتونستیم از بزرگترین نعمت، یعنی حرف زدن با همدیگه فاصله بگیریم و قد یه قرن خودخوری کنیم
هدایت شده از خوابگرد
اینکه الان میبینم بین خانواده های مذهبی و سنتی دخترانِ بالغ و کاملی رشد می‌کنن که آزادی کارهای زیادی رو دارن خیلی برای من خوش‌آینده. وقتی میبینم خانواده ای تمام فکر و ذکر خودش رو، روی دختر خانواده گذاشته و میدونه اگر رشد و تربیت دختر عاقلانه و صحیح باشه یک‌‌نسل عاقل و صحیح به بار میاد. وقتی میبینم به یک‌دختر توی خانواده بیشتر از پسر توجه میشه، یک دختر میتونه شغل‌و کسب و کار خودش رو راه بندازه، در عرصه های مختلف علمی و ورزشی پیشرفت داشته باشه واقعا زیباست. نمیدونم از کجا و کِی این نور به افکار تاریک تابید و باعث شد خط محوریت عقیدتی پدر مادر ها راجب دخترشون و سبک‌زندگیشون تغییر کنه از کجا شکل گرفت. اما هرچه که هست تا جایی که خود دختر بی‌پروا نباشه و گستاخ به دنبال فساد و سوء‌استفاده نباشه، جای تشویق و احسنت به این چنین والدینی رو داره.
هدایت شده از خوابگرد
راستش من واقعا ناراحت میشم وقتی میبینم دختری توی خانواده‌ای بهش بی‌احترامی یا بی توجهی میشه. نه اینکه بخوام جلوه فمینیستی‌ درست کنم و چنین عقیده‌ای رو فریاد بزنم، اما آدمای زیادی رو دیدم اطرافم که آسیب دیدن و روزها درگیر این هستن که چرا چنین شد؟ چرا والدین‌شون نمی‌خوان دست از این افکار بردارن و چرا نمیتونن رهایی پیدا بکنن. بعد از اینهمه تجربه و خوندن و شنیدن یکی از مهم‌ترین وظایفی که پرودگار به پدر مادری می‌سپاره تربیت فرزند‌شونه، و من واقعا جا میخورم که چرا از چنین مسئولیتی سلب‌ِ وظیفه می‌کنند و گاهی فقط یک جنبه رو به عهده میگیرن؟ اینجاست که بخاطر وجود پدر مادرم به خودم می‌بالم. مادری که تمام توجهش رو خرجِ فرزندانش میکنه، پدری که روزهاش برای رفاه ما میگذره و هیچ‌تفریح و روزی برای خودش نداره چون اولویت‌ش ما هستیم. پدر مادری که میدونن بچهاشون چی میخوان و تا جایی که بتونن براشون کم نمی‌ذارن. وقتی خالم ازم پرسید خب با مامانت چه صحبتی داری که با من حرف نمیزنی و ساکتی؟ گفتم خاله من تمام زندگیم رو برای مامانم میگم. از اینکه فلان دوستم فلان کار رو کرد تا اینکه امروز توی اکسپلور اینستا فلان چیز رو دیدم. من واقعا با مامانم رفیقم. گفت خب پس، خواهرم در تربیت فرزندش کم‌کاری نکرده و بهترین بوده. و بله، الحمدلله. الحمدلله بابت داشتن مامان بابام.
شما یه پسر عاقل نشون من بدید خودم تغییر جنسیت میدم
حافظی هم که به‌جای قرآن دیوان‌شو می‌خوندید مسلمون نبود؟