هدایت شده از بینهایت
دِعبِل میخواند:«ای فاطمه! ای دختر خوبیها! برخیز و گریه کن برای ستارگان آسمان که در خاک پنهان شدهاند؛ در کربلا... در کوفه... در مدینه... در فخ... در جوزجان... در باخمری...»
دعبل میخواند و امام میگریست:
«و قبری در بغداد است؛ قبر انسانی پاک که خدای مهربان او را در قصرهای بهشتی جای داده است...»
وقتی دعبل به اینجا رسید، امام رضا علیهالسلام فرمودند:«ای دِعبل! آیا دو بیت به شعر تو اضافه کنم؟» گفت:«آری؛ ای فرزند رسولالله»
امام فرمودند:«و قبری در توس است که عظمت مصیبتش تا روز قیامت جانها را آتش میزند تا آنکه خدا، قائم آل محمد علیهمالسلام را برانگیزد و غم و اندوه بیکران ما را بزداید!»
حالا نوبت دعبل بود که برای آقا گریه کند...
📓 #برگ: یک قمقمه دریا!
♾ @binahayat_ir
این چنله تمیم تو تلگرام هرسری پست میذاره حس میکنم برگشتیم به سه سال پیش
هدایت شده از او میخواست زنده بماند؛)
داشتم به این فکر میکردم که من توی هیچ کاری خیلی خوب نیستم ، نه توی کتاب خوندن ، نه توی نقاشی کشیدن ، نه توی نوشتن ، توی همشون متوسطم ، شاید متوسط رو به پایین.
حتی توی محبوب بودن بین اطرافیان یا آدمای نزدیکم هم همینطور.
و این توهم ماریای کمالگرا نیست ، حقیقت ماریاست.