علاوه بر تفکرات مثبت، تفکری مسموم
داریم که خب بین اکثر آدم ها و نسبتا ًدر اقشار مختلف پیدا میشه ؛ این تفکر
میتونه بین طلاب ِما هم باشه ..
و نمیشه بگیم چون طرف طلبهست
وجوب میکنه حرفی که میزنه به قطع
درست باشه، نه ..
ولی طبیعتش اینطوره که شخص ِمبلغ
حرفی بزنه که در چارچوب اسلام باشه .
نه افراط نه تفریط که به قولی همون
آیه ۱۴۳ سوره بقره [ وكذلک َجعلْناكم
أُمّة ًوَسَطا ً. . . ] .
پ.ن دیدیم برخی از دوستان پرت در
حاشیهها شدن، لازم شد این مسئله رو
متذکر بشیم .
همسرم، امام جماعتِ مسجدی
در قلب بازار است...
هر روز با دغدغهی فراوان برای اقامهی نماز به آن مسجد دنج و نقلی میرود. شاهد بودم که گاهی از عمق جان غصهی کاسب کارانی را میخورد که حاضر نیستند برای چند دقیقهی کوتاه، دنیا را رها کنند و نمازشان را اول وقت بخوانند. یا حتی صرفا نماز بخوانند! که این روزها بینمازی یکی از چالشهای عجیب و عمیق روزگارمان است.
یکی از این آقایانِ مغازهدارِ بازاری را امروز ندیدم. او از آن مردهای خوش مشرب و خوش قلبیست که تا به امروز هربار دیدمش لبخندی ملیح روی صورتش داشت. و با ارادت خاصی برای همسرم که روحانی بود بلند میشد. احوال پرسی میکرد و طور دیگری برای لباس روحانیت ارزش قائل بود.
چندباری که برای نماز به همان مسجد کوچک که در میان دکانهای تو در تو پنهان به نظر میرسید رفته بودم؛ با چشمان خودم شاهد صورت مهربان همسرم و دعوتش از آن آقای محترم برای خواندن نماز اول وقت بودم. هربار با طمانینه، آرامش و لحتی مملو از عطوفت، بحث را به نماز و مسجد و رزق و این چیزها میکشاند. و من هربار در دلم میگفتم :(مگر این همه دعوت و نصیحت فایده ای هم دارد.؟) نه یک بار، نه دوبار، نه سه بار و نه حتی ده بار. که قریب به دو ماه همسرم هر روز با این مردِ سن و سال دارِ دنیا دیده همصحبت شده بود.
بگذریم! امروز که به مسجد رفتم مغازهی پیرمرد را دیدم که کرکرههایش پایین است. دیگر نه اثری از پیرمرد بود که روی چهارپایه، گوشه ای بنشیند و نه دیگر شاهد استقبال گرمی از امام جماعت بودم ...
بعد از نماز، دیدمش! همان مردِ کاسبِ مهربانِ خوش رو را. از مسجد بیرون آمد. رفته بود نماز بخواند. رفته بود نماز اول وقت را به جماعت در مسجدی بخواند که در وسط بازار است. دنیا را رها کرده بود و ده دقیقه ای چسبیده بود به آخرت. انگار اثر کرده بود نصیحتهای روحانی مسجد. و انگار همسرم با اراده و توکل به خدا و با احساس وظیفه شناسی، توانسته بود دل بندهی خدا را به خدای رحمان وصل کند. و این اثر معجزه آسای امر به معروف و نهی از منکر است اگر با ادب و احترام و رفتار نیکو انجام شود.
🔸
✍🏻 طلبهیجوانِحزباللهی