_ این عکسش قدیمیتره، بچم اینجا مثل خودمه چهرهش ناراحته.
خیلی وقته که این جمله برام جا افتاده: هرکی بیشتر میخنده، معمولا غمش خیلی بزرگه.
همش این سوال تو ذهنمه که این مادر فیلم شهادت بچهش رو دیده یا نه؟
از طرفی حس میکنم کامل دیدهش چون این آخرین لحظههای عزیزکردهش توی این دنیا بوده و یه مادر محاله از این لحظات حتی اگر بدترین صحنه هم باشه، بگذره.
روایت شهید #قاسم_عزیزی ۱۹
اینم مزار آقا قاسم
که بعد از این دیدار، هربار که میرم گلزار حس میکنم اومدم سر مزار برادر کوچیکترم و جیگرم براش آتیش میگیره.
روایت شهید #قاسم_عزیزی ۲۲
نذر نمکهای مادر شهید #قاسم_عزیزی هم گویا خیلی جواب میده و اگه روزی حاجتی داشتید میتونید نیت کنید و به ایشون بگید تا نمک رو براتون پخش کنن.
انشاءالله که حاجت روا بشید.
روایت شهید #قاسم_عزیزی ۲۳
جمعهست، منت به سرم میذارید اگر اعمالی انجام میدید شهید #قاسم_عزیزی و خانوادهش رو هم شریک کنید. 🙏🌱
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تجمع امشب یه برنامه متفاوت داشت:
رژهی سوارکاران
صبح این خبر تو خونه خونده شد که یه مرغداری رو زدن و پشت بندش سوال دخترک:
یعنی الان مرغا هم شهید شدن؟
میخواستیم سوار ماشین بشیم تا بریم به سمت تجمع، دخترک با کلی اصرار پرچم بزرگم رو برداشته بود تا امشب برای اون باشه.
سریع دویید سمت ماشین و به مامانم میگفت: به حرمت پرچم🇮🇷، من باید جلو بشینم.
وقتی دید ترفندش جواب نمیده.
قاطی کرده بود و میگفت:
واقعا که، براتون متاسفم! کسی که حرمت پرچم و کشورش رو نگه نمیداره نباید بره تجمع.
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹 روز سی و ششم جنگ هم گذشت ولی میدان خالی نشد.
... الْحَمْدُ لِلَّـهِ الَّذِي هَدانا لِهذا... (اعراف، ۴۳)
میخواستم امروز دربارهی شهید #وحید_هاشمی بنویسم
اما روایت امیرمحمد تازه است و ترجیح میدهم تا جزئیات از خاطرم نرفتن، بنویسم.