eitaa logo
تَمامِ مَن
91 دنبال‌کننده
651 عکس
126 ویدیو
1 فایل
تمامِ مَن در این وَطَن معنا می‌شود...🇮🇷 آیدی جهت ارتباط👇: @saeedi_59
مشاهده در ایتا
دانلود
اینم نمای پایان کار کفش‌ها. حقیقتا فکر نمیکردم یه روز با دیدن بسته بودن بند کتونیم هم خوشحال بشم.
به طرز جذاب و جالبی کارا جلو میرفتن. وقتی بلیط‌ها رو دیدم متوجه شدم شماره‌هامون پشت سر هم نیستن و هی به این فکر میکردیم که چجوری همسفران عزیز رو راضی کنیم تا جابجا بشن و ما کنار هم باشیم که با ورود به قطار دیدم این‌ کارم خدا قربونش برم، جلو جلو حل کرده و یه خانواده اومدن جای ما نشستن و از ما میخواستن که اگه مشکلی نداریم بریم جای اونا. دقیقا دو تا شماره‌ی کنار هم بهمون افتاد.
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قطار مشهدم راه افتاد و دیگه واقعا باورم شد که جدی جدی طلبیده شدیم و ساعاتی دیگه پیش امام رضاییم...
موقع راه افتادن سعی کردم خیلی دقیق وسیله‌های باقی‌مونده رو جمع کنم ولی چند تا چیز کوچولو رو جا گذاشتم، خیلی خیلی کوچولو و ناچیز: 🙄 + اون بطری آب رو آوردی؟ _ نه. + قند برداشتی؟ _ نه. + صبحانه که درست کرده بودیم رو چی؟ _ نه‌.
خداروشکر این کلوچه‌های مورد علاقم که از سفر قبلی مشهد خریده بودم رو برداشتم؛ جای صبحونه و قند رو برامون پر کرد. (کار خدا بود که یادم بره اینو خریدم وگرنه همون روزای اول برگشتم از سفر دخلشون اومده بود و الان نمیبودن تا کارمون رو راه بندازن)
تَمامِ مَن
پ.ن: چنین بنده‌ی با ایمانی هستم، حکمت خداوند متعال رو به هر چیزی حتی فراموشکاری‌های جزئیمم ربط میدم. 😅
نمیدونم کدوم خدابیامرزهای معتاد به سیگاری بودن که هر چند ساعت یکبار ما رو با بوی دود مستفیض میکردن که من از همون زمان حساسیت شدید به بوها پیدا کردم. اینجوری که تا بوی سیگار بهم میخوره، از کنار گل که رد میشم و با بوی عطر هر فردی‌ کلی عطسه میکنم. احتمالا عکس سقاخونه رو دیدید که یا چه گلای خوشگلی تزئین شده بود تا یکم رفتم اون سمتی انقدرررر عطسه کردم که اشکم در اومد، حتی نمیتونستم برم آب بخورم. آخرم هانیه رفت برام آب آورد. خدایی خیلی حساسیت رو مخ و غم‌انگیزیه، آخه چکار به گل و عطر داره.
تَمامِ مَن
نمیدونم کدوم خدابیامرزهای معتاد به سیگاری بودن که هر چند ساعت یکبار ما رو با بوی دود مستفیض میکردن ک
البته اینم بگما که بعدا دیدم این بندگان خدا هم مثلا نمیخواستن کسی اذیت بشه و میرفتن توی قسمت اتصال واگن‌ها بهم و در رو میبستن ولی خوب کار مذبوحانه‌ای بود چون تا در باز میشد بو سریع توی فضای میپیچید. خلاصه که اگرم سیگاری هستید، لطفی به حال خودتون و اجداتون کنید و توی همچین فضاهایی بیخیال بشید تا بقیه اینجوری اسیر شما نشن. باتشکر💐
خداروشکر که اسنپ و تپسی داریم وگرنه که اصلا شوخی‌ راننده تاکسی‌های مشهدی درباره‌ی قیمت جالب نیستن!
شیر گرم و اولین پذیرایی که امام رضا ازمون کردن. (رفت جزو تاریخچه خاطرات، بخش اولین‌ها)