Ⓜ️ انگیزهبخشی «شکلاتی»!
🍥 وقتی همه را یکسان تشویق می کنید، مثلا افزایش حقوق یکسان، تشویق همگانی و یا حتی گذاشتن وقتِ یکسان برای همه، این کار به اصطلاح "انگیزه بخشی شکلاتی" نامیده میشود. انگیزه بخشی شکلاتی، هرچند که ممکن است در نگاهِ اول منصفانه به نظر برسد، ولی اصلا منصفانه نیست. هیچ چیز غیرمنصفانهتر از برخورد یکسان با کارمندانِ نابرابر نیست.
🍥 مدیر کارخانهای بزرگ در شهری تصمیم گرفت لطفی به کارکنانش در شب عید کند و یک بوقلمون به همه کارکنانش هدیه داد. تا اینجا کار خوبی به نظر میرسد. مشکل اینجا بود که بعضی کارمندها متوجه شدند بوقلمون آنها از بوقلمون همکارانشان کوچکتر است. کار اعتراض به مدیریت کشید. این کارمندها فکر کردند مدیر خواسته تا با دادن بوقلمون کوچکتر، آنها را تنبیه کند.
🍥 سال بعد به فروشنده بوقلمون دستور دادند که همه بوقلمون ها باید هموزن باشند. متاسفانه فروشنده اعلام کرد که خداوند تمام بوقلمون ها را هم وزن و هم قیافه خلق نمیکند. مدیر که با معضلی روبرو شده بود، به همراه هر بوقلمون نامهای به کارمندها داد که «وزن بوقلمون ربطی به کارایی شما ندارد!»
🍥 اعتراض ادامه یافت و وضع بدتر شد. بعضی کارمندان گفتند که باید بین گوشت بوقلمون و چیز دیگر حق انتخاب داشته باشند؛ برخی سبد میوه، برخی پتو و الی آخر. با گذشت زمان مدیر ناچار شد یک متخصص امور بوقلمون استخدام کند! و سرانجام برنامه اهدای بوقلمون را متوقف کند، چرا که پی بردند برخی از کارکنان بوقلمونها را از جعبه بیرون میآورند و دور می اندازند و جعبه را پر از وسایل متعلق به شرکت میکنند و یواشکی به خانه می برند!
🍥 آیا شرکت به هدف پاداش مساوی برای همه رسید؟ البته نه. برنامه اهدای بوقلمون هزینه هنگفتی داشت، اما نه تنها کارایی و اخلاق حرفهای کارمندها را تقویت نکرد، بلکه مشکلات زیادی هم برای مدیریت به وجود آورد.
🍥 پس قبل از تدوین نظامی برای پاداش دادن به کارمندها، اول مطمئن شوید که می خواهید به چه رفتارهایی پاداش بدهید و پاداشها را مطابق با آن رفتارها تعیین کنید. بعد از تدوین نظام پاداشدهی، هر چند وقت یکبار بررسی کنید و ببینید آیا نتایج موردنظر شما را میدهد؟ اگر نه، نظام را تغییر دهید.
#خلاقیت
#مدیریت
انسانی
🌹🍃مژده که ایام ظفر می رسد
🌹🍃بوی گل نرگس تر می رسد
🌹🍃این شب آشفته به سر می رسد
🌹🍃جلوه لبخند سحر می رسد
🌹🍃پیشاپیش ولادت باسعادت آخرین مرد نجات، منبع خیر و برکات، مهدی موعود مبارک باد🌹🍃
معلمی با خواهر فراش مدرسه ازدواج کرد گاهی اوقات معلم غیبت می کرد از فراش که برادر زنش بود می خواست بجایش به کلاس برود اینقدر این کار تکرار شد که فراش تقریبا شده بود آقا معلم.
بعد از مدتی آقا معلم شد رئیس آموزش و پرورش و برادر خانمش را به مدیریت مدرسه منصوب کرد، بعد از مدتی معلم داستان ما شد مدیر کل استان و برادر خانمش را به ریاست آموزش و پرورش منصوب کرد، چندی گذشت و از مقام مدیر کلی شد وزیر آموزش و پرورش و برادر خانمش را به مدیر کلی منصوب کرد.
چندی گذشت و وزیر آموزش و پرورش دستور تحقیق و تفحص در باره مدارک تحصیلی کارکنان و مدیران را صادر کرد و فراش که مدرک ابتدائی بیشتر نداشت آشفته شد و به شوهر خواهرش زنگ زد و گفت: چکار می کنی؟ تو که می دانی من چند کلاس ابندائی بیشتر ندارم و اگر این دستور را اجرا کنی بدبخت می شوم.
شوهر خواهر گفت: احمق نگران نباش، من شما را به ریاست هیئت تحقیق و تفحص منصوب کرده ام.
این است حکایت بعضی از مسئولین ما...