- قاب هایِ ثبت شده از پیادهروی ِ جاماندگان اربعین.
[ یکشنبه ، چهارم شهریور چهارصدو سه ]
اگر شبی زیر این آسمان درآغوشم به خواب بروی، به کنایه از شب خواهم پرسید که ماهِ آغوشِ او زیباست یا ماهِ آغوشِ من؟
بزرگسالی واقعاً سخته ژولیو!
مخصوصا اونجاش که رنج دیگه هیچچیز رو متوقف نمیکنه.
وقتی بزرگ میشی باید ادامه بدی؛ وقتی زخمی و خونآلودی، وقتی بخشی از قلبت رو از دست دادی، وقتی دلتنگی مثل یه بار سنگین چسبیده به مچ پات و قدمهات رو سنگینتر کرده. بازم باید ادامه بدی، باید کارهاتو تیک بزنی، باید لنگلنگون راهت رو ادامه بدی و ته تهش میتونی به رنجت قول بدی که یه روز میری سراغش. یه روزی که دونهی برف رنجت شده بهمن و دیگه از پس حملش برنمیای و هر ثانیه ممکنه چپ کنی.
سپیده بیگدلی
عمیقابهاوناییکهالانتویطریققدم
برمیدارن ، اوناییکهتویموکبهازیرباد
کولردرازکشیدنتاخستگیدرکنن ، اونایی کهتازهبهمرزرسیدنوتویشوروحالرد
شدنازمرزن.
اوناییکهالانتویمسیرنجفبهکربلا
عمود۷۸۰باصدایآقایپویانفردم
میگیرن.
اوناییکهازپادردیهگوشهنشستنتانفس
بگیرن.
اوناییکهنجفن.
اوناییکهازدورگنبدومیبینن.
اوناییکهرسیدنگوشهیبینالحرمین
کزکردنیهگوشهوزلزدنبهگنبد.
اوناییکهزیرقبهان.
خلاصهبهتمومکساییکهالانتوراهنیا
رسیدنبهکربلاحسودیکهنه ، غبطهمیخورم.
- قاب هایِ ثبت شده از پیادهروی ِ جاماندگان اربعین.
[ یکشنبه ، چهارم شهریور چهارصدو سه ]