حظ بصر😍
فکرشو بکن!
بهار در بهار باشه و عید در عید
عید اولیای الهی در بهار طبیعت!
بهار قرآن در عید نوروز!
شما هم در همچین جاهایی باشی
قرآن بخونی
دعا بخونی
یه گوشه سجاده پهن کنی و با عطر ابوحمزه مست بشی
کتابهایی رو که هنوز نخوندی بخونی
فکر کنی... بنویسی... برای دل خودت روضه بخونی
و کُلّاً صفا کنی😊
آنم آرزوست!
@tanhaelaj
این است دعای سحر!
📚 اقبال الاعمال
پی نوشت:
این مطلب را در هر گروهی نگذارید!
@tanhaelaj
تنها علاج
🎙فایل صوتی نشست اول از سلسله نشستهای کرسی آزاد اندیشی 🔹سی شب؛ سی آیه🔹 👤 با حضور: حجت الاسلام و ا
.
ماه رمضان بهترین فرصت انس با قرآن و تدبر در آیه های نورانی آن است.
کتاب "طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن" از پیشنهادهای خوبی است که به خواننده اش فرصت انس و تدبر در قرآن را میدهد.
#طرح_کلی_اندیشه_اسلامی_در_قرآن
#پیشنهاد
#تدبر #قرآن
#ویراستی
https://virasty.com/tanhaelaj/1710761301625335558
@tanhaelaj
#معرفی_کتاب📚
📚 آسمان چهارم: پارو بزن! (حکایت پارو زدن تا کربلا)
خاطرات سفر کربلای راویان کربلای دفتر اعزام مبلغ دانشگاه امام صادق علیهالسلام، زمستان و بهار (1386-1387)
🔰 بخوان خاطراتی که هر اسفندماه در جان برخی از رفقای ما جان میگیرد و آتش میکشد...
✍️ نویسنده: سید علی اصغر علوی
این نوشته مدتها بود در جزیره فراموشیها رها شده بود و اگر در این مجال برای نخستین بار منتشر میشود به خاطر اهمیت آن سفر است؛ از آن جهت که اولین طعم زیارت، آن هم با طعم تبلیغ و نفَسزدن برای حضرت ارباب را به کام جمعی از مشتاقان چشاند و نیز نقطه عطفی شد که امتداد آن به اتفاقات پربرکتی مثل پایهگذاری طرح «روایت مصور عاشورا» در خیمهگاه حسینی و مانند آن رسید...
درود بر بنیانگذاران این حرکت مبارک، حجج الاسلام و المسلمین جناب آقایان دکتر زندیه و دکتر ملاکاظمی زیدعزهما. توفیق قرین ایامشان!
#شما_پارو_بزن
#کربلا_سلام
#سفر_نیمه_شعبان_۱۴۰۲
📚 دلبری برگزیده ام که مپرس
🍃💎✿●•۰▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬
💠 انجمن دانشگاهی فرهنگی "کربلا سلام"
@karbalaasalam
@tanhaelaj
تنها علاج
#معرفی_کتاب📚 📚 آسمان چهارم: پارو بزن! (حکایت پارو زدن تا کربلا) خاطرات سفر کربلای راویان کربلای دف
#برش_کتاب📚
📚 آسمان چهارم: پارو بزن! (حکایت پارو زدن تا کربلا)
#قسمت_اول
*
«پارو بزن!» حکایت پارو زدن تا کربلاست...
معجونی از اشک و لبخند!
بشنو حکایت نَفَسنَفَسزدنهای تا کنار ششگوشه را که «وَفِي ذَلِكَ فَلْيتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ»
*****
اسمش روی خودشه، «کرب» است و «بلا»
سفرش هم!
«تا شدم حلقه به گوش در ميخانه عشق
هر دم آيد غمی از نو به مبارکبادم»
پس بشنويم آنچه قبل از سفر گذشت
داستان از اونجا شروع شد که ....
*
268 صفحه را توی دو روز خوندن...
البته میشد ولی بايد خودتو وقف اون کتاب کنی
خصوصاً اگه تحليلی هم باشه
خصوصاً اگه توی تعطيلات يک هفتهای بين دو ترم توی اردوی جهادی باشی!
و حالا که تازه خسته از راه سفر به وطن اومدی، بايد اين تعداد صفحه را بخونی!
*
کار به نتيجهاش ندارم، يعنی.... بگذريم... ولی خودم داشتم شاخ درمیآوردم
بعد از اين همه خوندن... پايينترين نمرهها واسه من بود!
نمیخوام بگم افتادم ولی...!
به هر حال توی امتحان راويان قبول نشدم!
«افتادگی آموز اگر طالب فيضی
هرگز نخورد آب زمينی که بلند است»!
*
«عدم شرکت اعضای طرح در اين جلسه به منزله انصراف است.»
عبارتی که چند هفتهای هست توی تابلو اعلانات میبينيم
اطلاعيه طرح راويان خودمونو میگم
ديگه عادی شده، اصلاً شده دستمايه خنده
یه جايی کار بيخ پيدا کرده که شده ضربالمثل: «عدم انجام فلان کار به منزله انصراف است.»
و اگر کارمان به وادی «انصراف» نکشد، امید است که «کربلایی» شویم!
آری این است جایزه استقامتکنندگان!
*
عکس شش در چهار
و صد البته که باید به فکر برات بود!
گفتم: «نمیشه عکس سه در چهار بديم روی يک مقوای شش در چهار؟!»
«چرا اخم میکنی؟ ببخشيد! خب! لابد نمیشه ديگه!»
پس بايد دنبال يک عکس جديد باشيم برای گذرنامه.
کربلا رفتن برات میخواد، برات هم عکس میخواد!
*
سعی کنید اگر جایی مسئول شدید دیگه شورش را در نیارید! یا لااقل به جای «انصراف» یه خلاقیتی به خرج بدید...
روی تابلو نوشته بودند:
«ندادن مدارک زير تا پس فردا به منزله انصراف است.
طرح راويان»
نه مثل اينکه بازم قضيه جدی شد!
مدارک:
.
.
.
و 48هزار تومان (ناقابل!)
پس! بايد دنبال پولی بود!
*
خوبی نزديکی عيد اينه که پول توی بانک... عابر بانکها و ساير بانکها فراوونه!
برگشتيم دست از پا درازتر...
بالاخره با هر بدبختی جور شد
الحمدلله!
چند روز بعد هم 150 هزار تومان پياده شديم
فدای سر بچههای امام حسین!
حالا اين قسمت شيرين داستانه....
شما پاروتو بزن!
#شما_پارو_بزن
#این_داستان_ادامه_دارد
#کربلا_سلام
#رمضان_الکریم
🍃💎✿●•۰▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬
💠 انجمن دانشگاهی فرهنگی "کربلا سلام"
@karbalaasalam
@tanhaelaj
تنها علاج
🔰 یک مخالفت خوب با ارباب!
دعای ابوحمزه ثمالی به نفَس جناب جَون!
📚خادم ارباب کیست؟
پ.ن:
از ایرانصدا بشنوید:
📚کتاب گویای "خادم ارباب کیست؟"
B2n.ir/u13212
دربارهی کتاب :
کارگاه عملی با استادی جناب جَوْن و درسهایی از کلاس ایشان!
@tanhaelaj
گل در بر و می در کف و معشوق فلان است
اما چه توان کرد که ماه رمضان است
مهمان خداییم اگر چه همه، اما
الحق و الانصاف که ارزاق گران است
با شوق رسیدن به شب اول شوال
از اول ماه رمضان دل نگران است
«آن یار کز او خانهی ما جای پری بود»
کردهست فرار از رمضان، در همدان است!
از بین عبادات در این ماه پر از فیض
محبوب ترینش بهیقین خواب گران است!
هنگام سحر زورچپان است به حلقوم
افطار که شد بار دگر زورچپان است
یک دیس پر از زولبیا در وسط ظهر
قطعا که عذاب شکم و روح و روان است
بیتاب بوَد این شکم خیر ندیده
از صبح فقط منتظر وقت اذان است
در باقی ایام بود جادهی باریک
در ماه خدا جادهی بخشش اتوبان است
درهای جهنم همگی بسته و رحمت
از جانب ایزد همه جا در فوران است
چون «پورشه» بتازد همهی سال، ولیکن
شیطان لعین در رمضان مثل «ژیان» است
در ماه خداوند شیاطین همه OFF اند
این نفس پدرسوختهی ماست که ON است
دیدم که یکی توی خیابان رهایی
مشغول به لمباندن از راه دهان است
گفتم علنی؟ روزهخوری؟ این که حرام است
گفتا که خداوند خودش در جریان است!
البته که روزه فقط امساک شکم نیست
برتر ز صیام شکم امساک لسان است
چون مرد رسد با دهن روزه به خانه
ارزندهترین زینت زن حفظ زبان است
یک روزه گرفتیم و طلبکار خداییم
گوییم که پس جنت ما را که ضمان است؟!
شک نیست که الطاف خداوند وسیع است
«آن را که عیان است چه حاجت به بیان است؟»
#شیخ_غیرمفید
@sheikh_ghm
@tanhaelaj
تنها علاج
#برش_کتاب📚 📚 آسمان چهارم: پارو بزن! (حکایت پارو زدن تا کربلا) #قسمت_اول * «پارو بزن!» حکایت پارو ز
#برش_کتاب📚
📚 آسمان چهارم: پارو بزن! (حکایت پارو زدن تا کربلا)
#قسمت_دوم
انگار همه زندگی ما تو جلسات راويان بايد رقم بخوره.
مواظب باش (اصل «منزله انصراف» که يادت نرفته!) با اينکه بعضی کلاسای درسی اساتيدش سختگيرند ولی حق غيبت کردن رو تا یه حدی داری.
ولی اينجا اصلی خطرناک به نام «منزله انصراف» حکمفرماست.
تلاوت قرآن مجيد
بعد اون توضيح کتاب و مقرری طرح
بعد پرسش و پاسخ
و....
و در نهايت میرسيم سر اصل قضيه! پر کردن فرم اردوی کربلا البته تا رسيدن به اين مورد آخری يک ساعت و نيم طی میشه و انگار ما هم هيچ کاری نداريم جز....
*
بدشانسی! و مثلث دوندگی!
فرم را پر کرديم و زودتر رفتيم کلاس بعدی
انگار اثر انگشت هم میخواست!
حالا امشب پيدا کنيد اين سه قلم را: استامپ، فرم، مسئول تحويل.
يک ساعت طول میکشه تا اين سه قلم را پيدا کنيم و مثلث تکميل بشه هر کدومشون يه گوشه دانشگاه بودند.
وقتی به اتاق اومدم همه خواب بودند!
*
یه نکته همین وسط خدمتتون عرض کنم:
اگر به هر علت حوصله نداری حکایت قبل سفر را بشنوی، خب بزن چند صفحه جلوتر!
ولی بدون که ممکنه عین همین بلاها سر شما هم بیاد
لذا بد نیست حداقل یه بار هم شده شنیده باشی!
«طریق عشق جانا بی بلا نیست
زمانی بی بلا بودن روا نیست»
*
میگفت: هر بار که زنگ میزنم اداره گذرنامه، میگه: فلانی! باز هم تويی؟! خب چی میخوای؟
و اين مقدمهای است برای...
شب زنگ زد:
فردا صبح ساعت شش و نیم صبح وعده!
وعده چی؟ حرکت به سوی اداره گذرنامه
يا صاحب گذرنامه مددی!
حالا شش و نیم صبحه ولی کسی نيست! بچهها کمکم خرامان خرامان میآيند!
*
«رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَينَا صَبْرًا»: خدايا صبر را بر ما ريزان کن
اين دعای منه در راه رفتن به اداره گذرنامه.
خب به هر حال هفتنفری سوار پژو 206 بشيم اينا رو هم داره، بالاخص!
بالاخص که زير زير هم باشی!
ببخشيد بيشتر نمیتونم حرف بزنم چون نفس کشيدن کمی سخته.
«وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا»...
آخ! پام خرد شد!
#شما_پارو_بزن
#این_داستان_ادامه_دارد
#کربلا_سلام
#رمضان_الکریم
🍃💎✿●•۰▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬
💠 انجمن دانشگاهی فرهنگی "کربلا سلام"
@karbalaasalam
@tanhaelaj