eitaa logo
شیخ طناز و استاد شکمپرور
310 دنبال‌کننده
105 عکس
37 ویدیو
1 فایل
حکیم طنّاز و استادشکم پرور دو شخصیت خیالی اند که بازبانی طنز،جدی، نکات،نصایح و حکمت هایی الهی و شیطانی را به مخاطب پیشنهاد می کنند. نویسنده قصد جسارت وتوهین به شخصی را نداشته و با استفاده ازابزارهنر، رسالت انسانی والهی خودرا انجام می دهد ادمین @tannazee
مشاهده در ایتا
دانلود
🔸توصیه استاد شکمپرور جهت پیروزی جبهه مقاومت: ✍مومنین هر وقت خبر شلیک راکت و موشک حماس را شنیدید با لحنی آهنگین عبارت زیر را تکرار کنند: « ماشالله ماشالله بهش بگین ماشالله صد قل هو الله بهش بگین ماشالله» 🤔فتامل... https://eitaa.com/joinchat/827720228C9c05fe965e
🔸(سمت راست) استاد طناز: به نام خدا خدمت مومنین و جویندگان راه حق. در حد وسع، وقت و سواد ناچیزی که آن هم از لطف خداوند متعال است در خدمت پاسخگویی به سوالات و شبهات دوستان هستم 🔸(سمت چپ) استاد شکمپرور: من شیخ شکم پرور، فرزند استاد بزرگ، تن پرور، از نوادگان استاد دردپرور که از مریدان و مجلسیان ابوموسی اشعری و حسن بصری بود، هستم. همه و همه علی الخصوص اگر جوانان عزیز سوالی در وادی سیر و سلوک، استفتاء، راه حل، درمان، مشورت، سوال، خواسته، و .... دارند؛ بنده در خدمت شما هستم. ✍پ.ن: حکیم طنّاز و استادشکم پرور دو شخصیت خیالی اند که بازبانی طنز، نکات، نصایح و حکمت هایی الهی و شیطانی را به مخاطب پیشنهاد می کنند. نویسنده قصد جسارت وتوهین به هیچ شخصی را نداشته و با استفاده از ابزار هنر، رسالت انسانی و الهی خودرا انجام می دهد. و به حضرت عباس قسم می خورد که ملتزم، معتقد، چاکر و مخلص انقلاب اسلامی و آرمان های آن، امامین انقلاب، علمای ربانی و عرفای بالله، شهدا و عموم مومنین و حزب الهی ها می باشد. آی دی ارسال سوالات : @TANNAZEE کانال اطلاعرسانی: https://eitaa.com/joinchat/827720228C9c05fe965e
😮‍💨 خروپف 😮‍💨 ✍چندی پیش حضرت استاد شکم پرور در چرت بین الکلاسین خود شاهد ماجرایی زننده و دردآور بودند: عده ای معلوم الحال در جایی معلوم المکان نسبت به شخصی که خروپف می کرد جسارت کرده و از خواب بیدارش نمودند لذا همین سبب تعطیلی درس استاد و پرداختن به ابعاد فقهی موضوع گردید و ایشان به همه طلاب و مریدان صاحب اندیشه فراخوان یاری دادند و وعده کردند اگر جامع و کامل باشد از محل جوجوهات ۵۰هزار تومان هدیه تقدیم نمایند. برخی وجوه مسأله: ۱. آیا اجازه داریم کسی را که خروپف می کند بیدار کنیم؟ ۲. آیا اجازه داریم یواشکی بالشتش یا وضعیت خوابش را تغییر دهیم ؟ ۳. آیا خروپف موجب اضرار به دیگران بوده و اقداماتی مانند اخراج از مکان جایز است؟ ۴. نقش اراده و قصد در این رفتار چیست؟ در حال خواب اراده ندارد ولی ممکن است در بیداری پرخوری کرده و این سبب خروپف باشد ۵. اگر علت خروپف غیر ارادی باشد مثلا پلیپ بینی یا مشکل زبان حلق دارد و یا علت خروپف ارادی باشد مثلا پرخوری و کم تحرکی؟ تکلیف چیست؟ ۶. آیا کسی ک خروپف می کند مرتکب معصیت شده؟ ۷. خروپف مجاز و غیر مجاز چیست؟ و.... چه فروعات فقهی و اصولی دیگری را می توان مطرح و به آن پاسخ داد؟ https://eitaa.com/joinchat/827720228C9c05fe965e
🎼🎷خوشگلا باید برقصند... 🎻صبحی زمستانی که استاد دکتر شکمپرور خواب مانده و درسش دیر شده بود همزمان اسنپ، ماکسیم، تپسی و پپسی را فعال تا بلکه در آن هوای سرد کسی پیدا شود و لخ لخ کنان سمت خیابان اصلی میرفت تا کرایه کمتر شود... از قضا استاد طناز اسنپش روشن و قبول سفر نمود. شیخ با دیدن این صحنه صیحه ای زد و گریبان نیمه چاک کرد که از درس و بحث زده و مشغول دنیا شده ای؟ استاد طناز که لبخندی ملیح بر لب داشت فرمود: صرفا در مسیر رفت و برگشت به مدرسه آن را روشن تا هم کمک خرجی باشد و هم خدمتی به مومنین... در همین اثنی جوانکانی سوار بر پراید هاشبک خز و خیلی، از کنار اساتید رد شده و صدای ضبطشان به قدری بالا بود که آهنگش مشخص : «خوشگلا باید برقصن» شیخ شکم پرور، سری تکان داد و چند فحش ناب نثارشان کرد و استغفاری گفت که چرا این جمله را شنیده؟ استادطناز که از اول سفر خنده ملیح بر لب داشت که یحتمل پروتز لبخند کرده باشد فرمود یا شیخ منظور از خوشگل کیست؟ نظر واضع چیست ؟ تبادر ذهن چگونه و مصداق امروزی و تکلیف مامور چیست؟ خوش + گل منظور واضع افراد خوش طینت و خوش ذات و سیرت است. حالا چه باید کرد باید معنی و منظور واضع, آمر، مامور و یا عرف را بگیریم؟ هر چه باید یحتمل شما را صدق می کند... لفظ «باید» دلالت بر وجوب دارد یا استحباب؟ آیا اینجا علو است یا استعلا؟ آیا در امتثال این امر یکبار انجام دادن فعل منحوس رقص کفایت است یا نه تکرار می خواهد؟ آیا عینی است یا کفایی؟ آیا بالفور است یا تراخی؟؟ منظور از رقص چیست؟ آیا رقص عارفان و صوفیان ملاک است یا رقص بندری و شیش و هشتی یا باباکرمی؟ آیا مامور در انتخاب نوع رقص تخییر دارد؟ یا بر اساس دلالت حالیه از ضرب آهنگ بایستی نوع رقص را بفهمیم؟ اگر مامور در مکان غصبی باشد آیا می تواند برقصد و امر و نهی را جمع نماید یا باید مندوحه ای یافته و در خارج آن مکان برقصد؟ آیا می توان در امتثال این امر وکیل و نایب گرفت یا خیر؟ آیا قصد قربت مامور شرط است یا خیر؟ استاد طناز که در حال بررسی وجوهات فقهی و اصولی امر مذکور بود نگاهی به شیخ نمود که از تعجب چشمانش گشاد و قلبش یکی در میان می زد. از برای سلامت و حفظ جان شیخ شکمپرور بحث را خاتمه داد و دکمه پایان سفر را زد... و اینگونه بود که استاد طناز در یک سفر اسنپی نیمی از الموجز را مرور کرد... https://eitaa.com/joinchat/827720228C9c05fe965e
😳سرش دست من است... ✍آورده اند روزی شیخ طناز (دامت نانازاته) برای جمعی از مریدان تریبون آزاد گذاشته و پرسش ها پاسخ می داد. جوانکی سیوطی خوان تریبون به دست می پرسد: یا شیخ چه کنیم که طعام لذیذ است و استنکاف سخت است؟؟؟ از قضا شیخ شکمپرور از آنها عبور و طعنه ای نثار شیخ طناز می کند. جمله مریدان غضبناک گشته و علت این دشمنی را جویا می شوند؟ شیخ طناز سر در گریبان کرد و بعد از دقایقی درآورد( معلوم نیست آن داخل چه خبر است که هر که سر در آن کرد حکیم بیرون آورد) و فرمود: « این عداوت به قرن ها پیش بر می گردد. شیخ تنپرور جد این شکم پرور، از روی عداوت، همیشه به سمت قبله بول می کرد و جد ما از این موضوع به خشم آمده و یکبار که تنپرور در حال این فعل شنیع بود فریاد برآورد که یا ایهنا الناس بیایید و تن پرور را تادیب و تنبیه نمایید... جمله خلائق همیشه در صحنه با مشت های گره کرده، از راه رسیده و او را خوب تادیب نمودند.... از آنجا بود که تن پرور کینه جد ما را به دل گرفت. آورده اند که روزی جد ما که جی پی اس و قبله نما اش، کار نمی کرد و جهت نمی دانست مع الاسف رو به قبله در حال بول بود که شیخ تنپرور از راه رسید و فریاد برآورد که یا ایهاالناس بیایید که عابد شهر از سر نفاق رو به خانه ی خدا بول می کند... در این لحظه جد ما با زیرکی خاصی همزمان که مشغول بول بود، سر آلت قتاله را با ظرافت خاصی به سمت چپ چرخاند و از قبله منحرف گشت و با تکان دادن آن به کنایه به تنپرور فرمود : ای شیخ جاهل، هر چه می خواهی فریاد کن، مهم این است که سرش دست من است.» استاد طناز این ماجرا بگفت و آتش بر دل مریدان زد. کم کم دوزاری ها که افتاد، عده ای کف کردند و برخی کف زدند و الباقی کف بر شدند. آنگاه شیخ که عمرش دراز باد رو به جوانک سیوطی خان کرد و فرمود: «ایرادی ندارد از طعام حلال و طیب بهره ببری ولی مهم این است که سرش دست تو باشد و هر وقت خواستی بچرخانی اش... سر نفس اماره را گویم...» بعد این نصیحت، جملگی مریدان از فرط خنده و قهقهه، ترس زوال پروستات گرفته و هرکس چیز خود را بدست گرفته ( شکم، نفس اماره) و متفرق گشتند.... https://eitaa.com/joinchat/827720228C9c05fe965e
📚استفتائات 🔸با سلام محضر استاد شکم پرور ما جمعی از مریدان و مقلدین شما وقتی دور هم هستیم به ناچار نیمی از حرفهایمان شبهه غیبت دارد برای خلاصی از این شبهه چه کنیم؟ ✅پاسخ حضرت استاد : قبل از هر غیبتی عبارات زیر را بگویید انشالله شبهه بر طرف خواهد شد: «غیبتش نباشد اما...» «غیبتش نیست صفتش هست...» «جلوی رویش هم می گویم...» «از خدا پنهان نیست از شما چه پنهان...» منبع: رساله توجیه المسائل استاد شکمپرور https://eitaa.com/joinchat/827720228C9c05fe965e
🎅مناظره شیخ و شیطان🐍 ✍ظهر یک روز پر کار استاد شکمپرور بعد از نیم ساعت کلاس، جهت انجام مستحب موکد ظهرانه اش (قیلوله) راهی رختخواب شد. به صورت دراز کش لنگ روی لنگ انداخت و همزمان که از روی خشتک، درون را می خاراند با خود گفت باید برای غزه کفن بپوشم و حکم جهاد صادر کنم. قلم برداشته خواست شروع بکنده که... لحظه ای نگذشته بود که ابلیس در هیبت حوری قد کشیده و کمرباریکی حاضر گشت در جلد شیخ فرو رفت: ابلیس: یا شیخ حیا نمی کنی میخاهی از دشمنان امیرالمومنین، از ناصبی ها حمایت کنی؟ شیخ صیحه ای زد، قلم بر زمین کوبید و مجدد دست سمت خشتک برد و زیر لب چیزهایی می گفت. کمی که خود را خاراند و آرام شد، یادش آمد در فلسطین مساجدی به نام اهل بیت است چگونه اینها ناصبی اند؟ مجدد قلم برداشت و با خود گفت جا دارد در حمایت از فلسطین بیانیه ای از خود در دهم... خواست شروع کند که... ابلیس: یا شیخ شما را چه به امور دنیایی و سیاست؟ بهتر نیست به درس و بحث پرداخته، منبر و محراب را بچسبید؟ باز شیخ قلم بیانداخت و دست به سمت خشتک برد، آرام که شد گفت: ای حوری دلفریب؛ ما برای مهسا و نوید برای زن زندگی آزادی بیانیه و خطابه رفتیم چطور اینجا سکوت کنیم؟ ابلیس: یا شیخ این چه حرفیست آن زمان جنبش بود و جمله معترضین شما را جزء رهبران و مرشدین راه دانستندی و در مقام سلبریتیون بودی لکن الان جبهه انقلاب برایتان تره ای هم خورد نکردندی.. باز شیخ قلم بر زمین کوبید که قلم هم چند تیکه گشت. اینبار دست داخل خشتک برده و در فکر فرو فت. شیخ: ما که دنبال اسم و رسم نیستیم برای خدا می نویسیم ابلیس: پس در حمایت از کودکان مظلوم اسرائیل هم بنویس آنها هم انسانند آنها هم آواره شدند و ... شیخ از فرط حیرت دست از خشتک در آورده در دندان گرفت... شیخ: کدام کودک؟ آنها غاصب اند ظالم اند متجاوزند من باید کاری بکنم اینطور نمی شود. ابلیس: یا شیخ خجالت نمی کشی ساعتیست که از درس و بحث، ذکر و ورد،فقه و اصول و ... غافل شده و غرق در دنیا گشته ای، شرم نمی کنی؟ شیخ که جوابی نداشت صیحه ای زد و دست را در جایی ننهاد و از جا برخواسته استغفاری کرد و برای درس نوبت عصر آماده گشت... ابلیس: یا شیخ همگان را دعا بفرما و در این نزاع داخل مشو که قاتل و مقتول هر دو در آتشند ابلیس این را بگفت و از جلد شیخ بیرون زد و رفت... و شیخ ماند با جلدی که پاره گشته بود همچون جدش حسن بصری... https://eitaa.com/joinchat/827720228C9c05fe965e
📣بیانات ناب حضرت استاد طناز (زید نازه) در جمع مریدان: ✅می دانم دلهایتان گرفته است، حالتان خوش نیست، صحنه های دردآوری را می بینید... ( در این لحظه جمعی از مریدان صیحه زنان، گریبان چاک داده و برخی جامه دریدند) عزیزان من همه حرف من یک جمله است: آیا می خواهید برای علی (ع) مالک باشید، مالکی که تا یک قدمی خیمه معاویه رفت ولی به امر علی ( علیه السلام) بازگشت یا می خواهید مانند آنهایی باشید که امام حسن (علیه‌السلام) نعوذ بالله، یا مذل المومنین گفتند؟ هرکدام از ما در ماجرای غزه تکلیف و اختیاری دارد، و در رأس امر ، مقام معظم رهبری می باشد... سکاندار ایشان است، فرمانده ایشان، آمر ایشان است، زید و عمر کاره ای نیستند و ایشان هم‌ خیلی خوب صحنه را رصد می کنند. رفتار احساسی و هیجانی ندارند، مهره ها را درست حرکت می دهند. الحمد لله اما عزیزان من مراقب باشید مصداق این عبارت جامعه کبیره نباشید که می فرماید: اَلْمُتَقَدّمُ لَهُمْ مارِقٌ وَ الْمُتَأَخِّرُ عَنْهُمْ زاهِقٌ وَ اللاّزِمُ لَهُمْ لاحِقٌ)؛‌ «ما شهادت مي ‌دهيم به اين كه هر كس از شما خاندان عصمت و طهارت جلو بيفتد يا عقب بماند، از حقّ جدا شده و رو به هلاك دائم مي‌ رود.تنها كسي كه ملازم و همراه با شما باشد،در مسير حقّ افتاده و رو به سعادت ابدي مي ‌رود». امروز دولت انقلابی گوش بحرفی سر کار است، فرماندهان و مدیران خوبی در رأس کارند و همه گوش به فرمان مدیر مدبر انقلاب اند لذا جلوتر از ولی نروید، نوک دماغ ناقص خود را نبینید. اگر ما وضع وخیم غزه را می بینیم، دلگیر می شویم، خونمان به جوش می آید، ایشان امر ظهور را می بینند، مصالح و مفاسد را می بیند، امت اسلامی و مهدویت را می بیند. لذا از همه، اولم از ممه ( ممه همان محمد است که در زبان قمی مخفف شده و به این وضع افتاده. منظور استاد، محمد پسرشان هست که بسیار دو آتیشه دنبال جهاد و جنگ ایران علیه اسرائیل است) می خواهم، چشم و گوششتان به رهبر معظم انقلاب باشد. و الکی جو نگیردتان. _ استاد طناز این را فرمود و مریدان کف و خون قاطی کرده هر کس به در و دیواری خود را کوبانده و جامه دراند... https://eitaa.com/joinchat/827720228C9c05fe965e
📚استفتائات 🔸سلام بنده مرید استاد شکمپرور و همسرم مرید استاد طناز هستند لطفا از هر دو استاد بپرسید برای اینکه خمس ندیم چه کنیم؟ یعنی چه راهکار شرعی وجود دارد که بتوان حداقل خمس را داد؟ ✅پاسخات: ⛄️استاد شکمپرور: درآمدتان و سرمایه تان را قبل سال خمسی به دیگران هدیه دهید مثلا به همسر، فرزند و ... . زمین بخرید باغ بخرید ماشین بخرید. برای همسرتان طلا بخرید. در نهایت اگر نشد خمس را حساب و دستگردان کنید و در اقساط بسیار بلند مدت بدهید ☘شیخ طناز: پدری ثروتمند به پسرش صد هزار تومان میدهد و می گوید ۸۰ برای خودت و ۲۰ را برگردان. ‌پسر چه باید بکند؟ دنبال راه فرار برای ندادن باشد؟ پسر اگر زرنگ باشد ۲۰ تومان که هیچ به بهانه های دیگر بیشتر هم می دهد تا به چشم پدر خوش بیاید. مهلت خمس یک سال است اما اگر می توانید زودتر بدهید. یک دسته اسکناس ولو رقم های پایین در خانه داشته باشید روزانه به نیت خمس مبلغی ولو ناچیز کنار بگذارید، روزانه ولو ناچیز صدقه کنار بگذارید، روزانه ولو ناچیز ردمظالم کنار بگذارید و در سر هفته، دهه یا ماه پرداخت کنید... نتیجه را خواهید دید.... بگذارید هر روز در نامه اعمالتان این چیزها نوشته شود .... خوشا به حال پسری که به چشم پدر پولدارش بیاید... https://eitaa.com/joinchat/827720228C9c05fe965e
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
📣 خبرفوری 📣 💪مطالبه حضرت استاد شکمپرور نتیجه داد. ✍در پی اعتراض برخی از مریدان حضرت استاد نسبت به کمفروشی و گرانفروشی کله پاچه، حضرت استاد شکمپرور، مطالبه گری جدی خود از مسولین را در رأس برنامه ها قرار داده و مسولین صنف نیز در این زمینه نشست خبری برگزار نمودند. 🍜قابل ذکر است کله پاچه یکی از دستورات سلوکی مهم استاد به سالکین بوده که بر اساس درجه و پیشرفتشان از پاچه تا بناگوش را میل می فرمایند. 🍲خاطرنشان می شود حضرت استاد برای عموم مومنین آب مغز را به عنوان توصیه عمومی بیان نمودند. https://eitaa.com/joinchat/827720228C9c05fe965e
📚 استفتاء ✍سلام علیکم لطفا از اساتید محترم بپرسید برای تعجیل در فرج آقا امام زمان چه عملی انجام دهیم؟ ✅استاد شکمپرور: دعای عهد را با دقت بخوانید،آخر دعا، سه مرتبه ضربه روی پای راست به نحوی باشد که پایتان سرخ و کبود شود. اگر افاقه نکرد پای چپ را هم محکمتر بزنید و جوری گریبان بچاکانید که دلها کباب شود. وجود سیستم صوتی قوی و فریاد و صبحه در فرازهایی از دعا نیز اثر خاص دارد. تا می توانید در گروه هایی که هستید از مردم بخواهید برای تعجیل فرج‌ دعا بکنند. حتی پشت شیشه ماشین، مغازه ، دفتر و .. هم کاغذ بزنید که برای فرج دعا کنند و فلان ذکر و دعا و سوره را بخوانند.... انشالله حضرت میاد... ✅پاسخ استاد طناز: آیینه شو جمال پری طلعتان طلب جاروب کن تو خانه سپس میهمان طلب دعا، ذکر، صلوات، عهد، یاسین، ندبه و ... خوب است اما کافی نیست. مراقب باشید با این اعمال ظاهری از خودسازی، تهذیب نفس و ترک گناه غافل نشوید. بعضیها هزار غلط را می کنند، بعد به تعجیل فرج که می رسد، می خواهند با چند صلوات و دعا کار را حل کنند. تو آدم بشو کار درست می شود. https://eitaa.com/joinchat/827720228C9c05fe965e
📣 الله اکبر 📣 🚩استاد شکمپرور به سیم آخر زد ✍عصر امروز حضرت استاد همزمان با تناول سیراب شیردان عصرانه مشغول استماع سخنرانی سید حسن نصرالله بودند که بعد از سخنرانی ایشان با عصبانیت کاسه را به دیوار پرت نمودند. جمله مریدان که حاج و واج از رفتار استاد بودند علت را جویا شدند. استاد فرمودند: این چه حرفهایی بود؟ ما منتظر اعلام جهاد و جنگ بودیم. ما منتظر شروع حملات موشکی بودیم. ما دوست داشتیم سید دست روی دکمه ببرد و همزمان حزب الله آتش افروزی کند. ما دوست داشتیم حداقل یک ناو را بزنند. ما دوست داشتیم .... در این حین فرزند کوچک یکی از مریدان که همراه پدر به ضیافت استاد آمده بود با طنازی خاصی گفت: سید به انتظار و دوست داشتن شما کاری ندارد، او از کف میدان می داند چه بگوید شما هم سیرابت را بخور. این جمله همان و بهم ریختن مجلس همان، جملگی مشغول نجات کودک از دست حلقه اول مریدان بودیم که چون سربازان اسرائیلی به جان کودک فلسطینی افتاده باشند. مریدی از گوشه اتاق فریاد زد الولد سر ابیه، پسر حرف پدر را می زند پس پدرش را هم بزنید. آن یکی خطاب به پدرش فریاد برآورد که این اثر لقمه حرامیست که به این بچه داده ای و دیگری به خاطر این تربیت بد، پدر را سرزنش کرد تا جایی که خود پدر کمربند از تمبان مبارک درآورد و پیش از همه به جان پسر افتاد، خدا را شکر شلوار گشاد بود و از کمر افتاد و شورت ماماندوز پدر، نمایان گشت و جملگی جمع را خنده فراگرفت و لاجرم لحظاتی آتش بس ایجاد گشت. آنگاه استاد شکمپرور همه را فراخواند و امر کرد به مریدان برسانید قصد ایجاد حزب الله جدیدی در خور شأنمان در لبنان هستیم. به مریدان بگویید اگر توان کار دارند کاندیدا شوند تا کسی را در لبنان بگماریم و آنچه باب میل ماست در آنجا اجرا نماید. از باب مسائل مالی هم مشکلی نیست فعلا از محل جوجوهات پرداخت می کنیم. https://eitaa.com/joinchat/827720228C9c05fe965e
📚استفتائات ✍سلام شبتان بخیر بنده جوانی ۲۹ ساله هستم که تا الان مبتلا به خیلی از گناهان و مفاسد بوده و الان ازدواج و توبه کرده به کار و زندگی چسبیده ام. آیا خدا مرا بخشیده؟ ✅پاسخ استاد شکم پرور: خوشابه حالت خوشا به سعادتت آفرین بر تو . احسنت بر تو حتما خدا بخشیده است . خدا تواب است خدا رحمان است..... در فلان روز، فلان دعا و نماز را بخوانید تمام است.... حتما به جلسات سیر و سلوک ما بیا و حواست باشد اگر احسان علیخانی برنامه ماه عسل راه انداخت اسم بنویس و برو تا الگوی همگان باشی. در آنجا هم جای خالکوبی و زخم و زیل هایت را نشان بده تا جوانان بگرخند و کفبر شوند‌. ✅پاسخ شیخ طناز: سلام علیکم خداوند تواب است و برای توبه هم شرایطی گذاشته از جمله ترک گناه، پشیمانی از گذشته، جبران در آینده و ریاضت دادن نفس به عبادات و ریاضات شرعی تا لذت آن گناهان از تن برود و بدن از حرام پاک شود. عزیز دل ببینید علت توبه چیست؟ چه بسا انسان، دیگر حال گناه ندارد، سن و سالش از خیلی از گناهان گذشته یا موقعیت گناه را دیگر ندارد، حرف از توبه می زند اما سراغ هواپرستی های جدید می رود. اگر واقعا از گذشته خود توبه نمودید الان در چه حالید؟ توبه از شهوت بعد از ازدواج هنر نیست مهم این است که بازی نفس و شیطان را نخورید. الان حالتان چطور است؟ اسیر دنیا، تفاخر، تکاثر، مال اندوزی و شهرت طلبی شده اید یا واقعا می خواهید الهی شوید؟ اگر مصمم بر الهی شدن هستید، پاشنه ها را بکشید و با نفس و شیطان مبارزه کنید. اگر دیروز سبب گمراهی کسی بودید، امروز اسباب هدایت شوید. اگر دیروز آبرویی ریختید امروز آبرویی بخرید، اگر دلی شکستید دلی بدست آورید، اگر .... به صرف چند استغفار و خدا تواب است و فلان و بهمان توبه حاصل نمی شود... پاشنه ها را بکشید.... https://eitaa.com/joinchat/827720228C9c05fe965e
📣 خبر فوری 📣 ✍در پی سخنرانی دور از انتظار و دوست نداشتنی استاد شکمپرور، توسط سید حسن نصرالله(نکته ادبی: دقت کنید، فاعل متاخر از مفعول به، آمده است)، حضرت استاد در حکمی آقای میرزای شکمدوست را به عنوان فرمانده حزب الله جدید( نکته ادبی: دقت کنید، «جدید» صفت برای «حزب الله» است نه مضاف الیه برای فرمانده) منصوب فرمودند. 🥼🫔قابل ذکر است استاد شکمدوست بعد از این انتصاب، جهت آشنایی با فرهنگ لبنانی و ایجاد محبوبیت، از روبروی پاساژ قدس یکدست کت شلوار لبنانی راه راه طوسی( نکته بلاغی: بابت تتابع اضافات پیش آمده پوزش می طلبیم) خریده و برای وعده های غذایی، شاورما و بعلبکی انتخاب کرده و در رستورانهای لبنانی ( لیالی لبنان، مطعم بیروتی) به صرف غذا مشغول می باشند. 🔸در خبرهای بعدی، فعالیت های استاد شکمدوست اطلاعرسانی خواهد شد. https://eitaa.com/joinchat/827720228C9c05fe965e
🌼اظهار لطف و دعای خیر استاد طنّاز نسبت به حجت الاسلام شیخ علی خمینی نوه برومند حضرت امام خمینی (ره): ✍️حضرت استاد پس از استماع سخنرانی حکیمانه ایشان که در شامگاه یکشنبه 14 آبان از شبکه 1 سیما پخش شد ،با خرسندی خطاب به حضّار فرمودند: ازصدا و سیما ممنونیم که صدا و تصویر این یادگار حکیم امام خمینی ( ره) را هم پخش نمودند. مردم باید با ایشان بیشتر آشنا شوند این یکی از راه های مهم ایجابی در رسوا و شفاف سازی آنهاییست که نام امام و بیت امام را یدک می کشند و جز دردسر هم چیزی برای امام و انقلاب ندارند. معظم له در پایان به همگان توصیه نمودند سخنرانی ایشان را مجدد استماع نموده و ایشان را در لیست 40 نفره مومنین در قنوت نماز شب قرار دهید. 🔸قابل ذکر است معظم له در طول استماع دائما زیر لب خطاب به ایشان می فرمودند: «جیگرتو بخورم» https://eitaa.com/joinchat/827720228C9c05fe965e
🤲اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا🤲 🕌مجلس ترحیم بی سر و صدا رفت و یک گوشه مجلس نشست اما هر چه کرد نتواست از چشمان زاغی شیخ شکم پرور پنهان شود؛ نگاهی تحقیر آمیز که از صدتا فحش هم بدتر بود. مجلس ترحیم حاج رضا یکی از مومنین اهل محل بود. از قضا شیخ طنّاز هم دقایقی بعد وارد مجلس شده؛ همان پائین ترها کنار علی آقا نشست و خیلی هم علی را گرم گرفت... همچنان شیخ شکمپرور زاغ سیاه آنها را چوپ می زد و هر از گاهی که با یکی از مریدان چشم در چشم می گشت، به پائین مجلس اشاره تحقیرآمیز می کرد. بعد ختم الرحمن، شیخ راه خروج پیش گرفت و در گذر از کنار علی آقا به کنایه به مریدان گفت : عجب هوا گرم است ما هم از این پس جین آستین کوتاه بپوشیم. علی عرق خجالتی ریخت و سر به زیر انداخت. شیخ طناز که شاهد ماجرا بود با علی گرم تر گرفت. 🛣در مسیر خانه شیخ طنّاز همراه علی و دو سه تا از مریدان که از همراهی علی حرصشان گرفته بود راهی منزل شدند. علی چند وقتیست که از حلقه مریدان شیخ شکمپرور بیرون زده و در حلقه مریدان استاد طنّاز در آمده. مریدان به خاطر تیپ و قیافه علی و بوی سیگاری که همیشه همراهش بود از او فاصله می گرفتند و با نگاهشان جانمازها را در دل خون علی آب می کشیدند. 🏡منزل شیخ طنّاز استاد سراغ آلبوم عکس هایش رفت، روی آلبوم نوشته بود: «آلبوم عبرت» با ذوق همراه با حسرت؛ عکس هایش با حاج رضا در جبهه را به مریدان نشان می داد. مریدان از دیگر افراد داخل عکس هم می پرسیدند؛ استاد تنها با ذکر نام کوچک افراد؛ خاطراتی را بیان فرمود: از سمت راست: حمید خیلی خوش صدا بود مداحی می کرد. حاج رضا خدا بیامرز استاد خدمت های یواشکی به رزمنده ها بود. محمد حسن عشق مستحبات بود زیر توپ و خمپاره هم نافله هایش ترک نمی شد. رضا استاد اخلاق عملی جمع بود کسی در حضور او جرات غیبت و شوخی چیز دار نداشت. حیدر، عشق شهادت بود و خدارو شکر به آرزویش رسید. نماز شب های غلامعلی معروف بود، در قنوتش ابوحمزه می خواند و اشک می ریخت... این هم رسوای عالم ( خودشان را می گفتند) روسیاه دنیا و آخرت. استاد آلبوم را کنار گذاشته، سکوت کرد. یکی از مریدان پرسید: استاد الان از اینها خبری دارید؟ استاد خیلی ضایع حرف را عوض کرد و با آهی دعا فرمود: خدا عاقبت همه ما را به خیر بکند، از جا بلند شد و سمت حیاط رفت. محمدرضا پسر کوچیکِهِ استاد که ید طولایی در فضولی داشت آلبوم را جلو کشید و افراد داخل عکس را شروع به معرفی کرد: از سمت چپ: پدر عزیزم. بعدی: غلامعلی یا آقا ناصر امروز، مشغول آپارتمان سازی در ترکیه هستن هر از گاهی هم اسپانسر کنسرت های فلان و فلان میشن. حیدر جانباز بود؛ پدرم خیلی باهاش انس داشت چند سال پیش شهید شد. رضا پناهنده کانادا شده میگن توی شرکت نفت جاسوسی می کرده. محمدحسن رو همه میشناسید دست راست فلانی توی فتنه 88 بود اگه گفتین؟ ( صدای وای وای و آخ آخ جمع مریدان بالا رفت) حاج رضا که امروز مراسم ترحیمشان بودیم، اول معلم شد، بعدش چند ماه نماینده مجلس بود، حمید هم استودیو داره آهنگسازی و خوانندگی می کنه؛ رضا قبل رفتن کانادا، واسه آخر شب عروسی پسرش، حمید برده بود. کیلیپ هاش بیرون اومد خیلی هم سر و صدا کرد... ( استاد وارد اتاق می شود) : از خدا عاقبت بخیری بخواهید، گیر آستین کوتاه و پیراهن تو یا روی شلوار کسی نباشید. خیلی ها یه زمانی به جا پیراهن، مانتو می پوشیدن ولی الان... . خدا عاقبت همه ما را ختم به خیر بکند..... https://eitaa.com/joinchat/827720228C9c05fe965e
📣 خبر فوری 📣 🚐استاد شکمدوست راهی بیمارستان شد... طبق گفته شاهدان عینی، استاد شکمدوست، نماینده شیخ شکمپرور و فرمانده حزب الله جدید، بعد صرف مقادیر زیادی شاورما و بعلبکی، دچار شکمروش شده و به جای اعزام به لبنان، به بیمارستان فرقانی عزیمت نمود. ✈️پیش از این، قرار بود،پس از بیعت مطاعم لبنانی در ایران با استاد شکمدوست، جمعی از معترضین به سکوت نظام ایران در برابر وحشی گری صهیونیستها، همراه استاد، کت لبنانی پوشیده، جهت جهاد کردن، راهی جنوب لبنان شوند. 🔸اخبار تکمیلی متعاقبا اعلام خواهد شد.... https://eitaa.com/joinchat/827720228C9c05fe965e
📚 استفتاء 📚 🔸سلام علیکم لطفا از اساتید حکم اپیلاسیون برای آقایان را بپرسید. ✅پاسخ استاد شکمپرور: حرام است آقا حرام. ما انقلاب کردیم که از شر این فرهنگ غلط غربی و طاغوتی رها شویم. امام از قبل از انقلاب مخالف این کار بود فتاوا و سخنرانی های ایشان هست. این کار مایه بدبختی و ذلت مردم ماست. این کار و این فکر از هرکسی می خواهد باشد چه مرد و چه زن حرام ابدیست. کاپیتولاسیون را امریکایی ها به خورد شاه ملعون دادند. هیچ‌کس حق کاپیتولاسیون ندارد. ✅پاسخ استاد طناز: بر اساس نظر آیت الله العظمی مکارم شیرازی: اپیلاسیون موهای زائد اشکال ندارد ولی در مورد عورتین تنها توسط خود شخص یا همسرش مجاز است و اگر دیگری انجام دهد مرتکب کار حرامی شده است و درآمد حاصل از آن نیز حرام است. منبع و مطالعه بیشتر https://eitaa.com/joinchat/827720228C9c05fe965e
📣 استاد شکمپرور کاندیدای مجلس شد📣 ✍شرح ماوقع: بعد صرف ناهار جمله مریدان گرد استاد حلقه زده و استاد شکمپرور که سنگین و با وقار در میان مریدان نشسته بود و جملگی اخبار ساعت ۱۴ می دیدند که میگفت: تا پایان مهلت ثبتنام انتخابات مجلس تنها ۲ساعت باقیست. شیخ ناگهان تکانی خورد و گفت: _ وقت آن است که برخیزم. مریدی گفت: چه کاریه حالا نشستیم دورهم. شیخ : زین پس نشستن جایز نیست مرید: خب میخابیم مثل سابق شیخ: باید برخیزم برای نمایندگی خلق مریدی به قبایش آویخت: مگه درخواستی از خلایق آمده شیخ: این تکلیف است که مرا بلند میکند. مرید: مگر انسان چندبار به تکلیف می رسه؟ شیخ: منظور دستگیری از خلق است مرید: برای خلق دستگیره ای نمانده از بس دستگیری شده. مگر جای دیگری از خلایق را دستگیره کنید. شیخ نگاه عاقل اندر سفیهی انداخت و راه افتاد.. و اینگونه بود که جمله مریدان پاشنه ها کشیده سمت مجلس لخ لخ کنان راه افتادند. جوانکی تازه مرید شده برای افزایش حرارت جمع فریاد برآورد: _شیخ به مجلس می رود همچون مدرس می رود. و جملگی مریدان تکرار می فرمودند. _ حی علی خیر العمل شکمپرور مرد عمل _توکلت علی الله شکمپرور بسم الله و آن شد که خواهد شد.... https://eitaa.com/joinchat/827720228C9c05fe965e
🏣 تشکیل ستاد انتخاباتی 🏣 ✍شرح ما وقع.... 🔸بعد اعلام حضور استاد شکمپرور در عرصه خطیر و مقدس نمایندگی خلق الله، جمعی از مریدان ایشان، آب از دهان آویزان گرد استاد حلقه زده هر کدام دل را صابون گلنار مالیده که عضو ستاد خواهندشد و جان فشانی ها کنند. لکن استاد با فراست تر از این حرفهاست که جمعی گری گوری را عهده دار امری به این مهمی قرار دهد. زین سبب دست در گریبان چاکانده، فهرستی از مریدان خود از سراسر کشور را به درآورد: در این لیست بسی افراد گمنام و بی دست و پا دیده شده که صیحه مریدان را شامل شد: شهرام از جزایر، بابک از زنجان، محمود از پایانه خاوران، مهدی از رفسنجان، حسین از فریدونکنار، اکبر از طبرستان، غلام از کرباس سرای سفلی و... . هر چه مریدان دست و پا زدند تا استاد را منصرف از قبول حمایت و همراهی لیستش کنند، گوشش بدهکار نبود و شکوه و گلایه مریدان را به قسمتی از بخش چپش حواله می کرد. زین سبب بود که مریدان به حواله استاد خشنود گشتند همچون خریداران خودرو به حواله های پراید سایپا در سامانه یکپارچه... و آن شد که خواهد شد... https://eitaa.com/joinchat/827720228C9c05fe965e
📣 خبرفوری 📣 🚕استاد شکمدوست فرمانده حزب الله جدید عازم جنوب لبنان گشت.. 🔭 تشریح خبر: ✍استاد شکمدوست که به حکم مستقیم استاد شکمپرور به فرماندهی حزب الله جدید لبنان منصوب گردیده، همراه با جمعی از مریدان از میدان ۷۲تن قم با تعدادی سواری ماکسیم راهی مرز لبنان گشتند. این جمع مجاهد که از سکوت نظام ایران در قبال جنایات صهیونیست به تنگ آمده بودند، اقدام به جهاد نموده و به انواع سلاح های سرد و گرم( تیزی، لانچیکوف، تفنگ بادی کالیبر ۴.۵، تسبیح ۱۰۰ تایی دانه درشت) مجهز گشتند. مجاهدین فوق پس از استقرار در مرز غزه به علت کمبود آب و غذا در شرایط وخیمی به سر می برند به نحوی که مردم غزه از مجامع جهانی درخواست داشتند تا مرز باز شده و آنها بتوانند از غزه کمی مواد غذایی به مجاهدین برسانند. اخبار واصله متعاقبا اطلاعرسانی خواهد شد... https://eitaa.com/joinchat/827720228C9c05fe965e
🎩 نصب منصب صدارت توسط استاد شکمپرور 🎩 🔸شرح ما وقع: ✍بعد از عزل و نصب های فراوان، استاد شکمپرور، که طولش دراز باد، دریافت جمله مریدان از او رنجیده و ترک حلقه نمودند. زین باب، فراخوانی اس ام اس نمود که یاران جمع شوید قصد نصب منصب صدارت دارم. مریدان رنجور با اکراه حلقه ای تشکیل و استاد را چون نگین در بر گرفتند، استاد: امروز برای امور انتخابات از بین شما نوگلان باید قرعه ای زد، تا کسی بار امانت بر دوش نهد. اول امر آیا کسی هست که قبول امانت ما نماید؟ همگی سر در گریبان برده و خاموش شدند جز جوانکی ۴۰.۵۰ ساله که با لحنی ملوسانه عرضید: ای شیخ من خواهم توانید بار امانت کشید. استاد از زیر عینک نگاهی انداخت و استغفراللهی زمزمه کرد. او که پیش از این شرمش می آمد به این تیپ جوانکان ۴۰.۵۰ ساله، نگاه بیاندازد، این بار از سر تکلیف نگاه عمیقی فرمود و زیر لب گفت: عجب چیزیست برای صدارت انشالله. و او را پیش فراخواند. جمله مریدان را اگر کارد میزدی اوره و یدی هم ازشان در نمی آمد، ترک حلقه بنمودند و عطای صدارت را به لقایش بخشیدند. استاد: بایستی برایم طرح و برنامه انتخاباتی بریزی. خوب بنگر از غرب و شرق، ببین رمز موفقیت روسا و سناتوران چه بوده، گردآور تا اجرا نماییم. جوانک سوگلی که آماده ارائه طرح ها بود، پیشنهاد جذب نخبگان و اهل علم را به استاد عرضه داشت. استاد را از این ظرافت و سرعت خوشامد و پذیرفت. استاد: پس برایمان گعده ای با این قشر هماهنگ کن جوانک ژیگول بر کلام استاد اولین خرده را گرفت که زین پس نگویید گعده، بفرمایید میتینگ انتخاباتی. جوانک خرده دوم را هم تا داغ بود چسبانید: استاد بایستی دست از این شلخته بازی برداشته دستی به سر و رو بکشید، محاسن مبارک به خضاب آتوساN6 بیارایید و کفش شبرو به پا بنشانده، تمبان را کنار و جین و کتان به پا پوشید.... استاد ابتدا از جسارت های جوانک برآشفت اما چه کند که تکلیف است و باید برای خدا زیر بارش برود... و آن شد که خواهد شد... https://eitaa.com/joinchat/827720228C9c05fe965e
🎓 زین پس بفرمایید دکتر شکمپرور 🎓 ✍شرح ما وقع ... 🔸شیخ که عادت به چرت و خارش خشتک پس از وعده ناهار داشت این روزها با تردمیل رفتن و پوشیدن شلوار کتان، ترک عادت کرده که خود موجب امراض روحی در وی شده بود. اما هربار که چشمش به جمال ژیگول( صدراعظم) منور میگشت؛جمله اوالم فراموش گشته و محو کمالات وی می گشت و افسوس که چرا پیش از این بر جمال وی نظر نیفکنده... ژیگول: حضرت استاد معظم شیخ: جان استاد، تو مرا همان فری صدا کن ژیگول: استغفرالله. شأنتان اجل است از بردن نام کوچکتان. جمله دانشگاهیان با القاب شیوخ نامانوس اند زین سبب بایستی برایتان لقبی دانشگاهی برگزینیم شیخ: برگزین برگزین ژیگول: دوستی در یکی از شعب دانشگاه پیغام صوت داغستان دارم، نمی از یم دریای کراماتتان را برایش گفتم، جمله اعضای هیئت علمیشان کف بر شده، شما را به مقام دکترای افتخاری برگزیدند. اگر اجازه دهید مدرکش را قاب کرده اتاق را به زیور نام و تمثالتان بیارایم. شیخ : احسنت بیارای بیارای ژیگول: اگر اجازه فرمایید رحمت را از منشی گری و قربان را از امور اداری برداشته و چند بانوی جوان را به امورات دفتر بگمارم تا خلق الله بدانند که شما را با کار و تلاش بانوان ضدیتی نیست شیخ: بگمار بگمار لکن اول حاضرشان کن تا ارشادشان نموده و آداب محرم نامحرمی و حدود حجاب را گوشزد بنمایم. ژیگول : الساعه. چشم. همین الان. دخترکانی با چادران ملی، عربی و خلیجی وارد گشته و جز کف دستی از جمالشان مشهود نبوده ولی همان یک وجب عالم را بهم میریخت. لکن استاد هرچه تأمل نمود نتوانست به حدود شرعی پوششان ایرادی بگیرد. زین باب با حضورشان موافقت نمود هرچند از سر اکراه به جهت تکلیفی بود که بر دوش می کشید. دخترکان که در همان یک وجب صورت، به قدر یک جریب سرخاب و سفیداب به خود مالانده بودند هر کدام به بهانه ای دور استاد طواف رفته، حاج آقا گویان از استاد پرسش ها کرده و از کمالات استاد بهره ها بردند. ژیگول خطاب به دخترکان: زین پس جناب شیخ را با لقب دکتر خطاب کنید و در تمام سربرگها و نامه ها لفظ دکتر را مقدم بر شیخ و استاد و حاج آقا قرار دهید. شیخ که تا پیش از این، مشتی ریش و پشمی را در حلقه داشت بر گذشته خویش آه و افسوسی کشید که چرا از هدایت این قشر از خلق الله غافل گشته و چطور در قیامت جوابگوی غفلت خود باشد؟ لذا خاصتا برایشان میتینگ اخلاق و احکام برپا نمود و حلقه شان از ریش و پشمی ها به برق و ریملی ها تغییر نمود... و آن شد که خواهد شد... https://eitaa.com/joinchat/827720228C9c05fe965e
🍮قهوه و سان شاین مهمان استاد طناز ☕️ ⏱ ربعی چند به اذان مانده بود و شیخ طنّاز علیرغم اصرار مریدان بر بستن جماعت در منزل ، راه مسجد پپش گرفت و جمله مریدان که به امر شیخ، صندل را بر خود حرام نموده و کفش شبرو با زیره پیو به پا کرده بودند، مغرور و پر ادعا،همراه شیخ راهی مسجد گشتند. از قضا در راه، به کافی شاپی برخورد نمودند که ورود و خروج افرادش، به ناگاه شیخ را میخ کوب نمود و جمله مریدان، ترمزدستی کشیده، قیژی کردند و ایستادند. جوانکانی خوش بر و رو، یکی با گُل و دیگری با عروسک خرس و قلب وارد می گشت و از داخل هم برخی مستانه و حیران خارج می گشتند. و این شیخ بود که آرام و ساکت همواره نظاره گر بود. چون به ساعت نگریست دید هنوز وقت است و جمله مریدان را به صرف قهوه ای یا ساین شاین دعوت نمود. جملگی غرق خجالت بودند که این جا کجا و شیخ کجا... کافه دار که اهل ادب بود، با کمال احترام خدمت شیخ رسید و قصد دستبوسی داشت و دلی پر گلایه که چرا دیگر به ما سر نمیزنی. مریدان تازه پی بردند که شیخ هم آره. برخی زیر لب قصه شیخ صنعان را به بغلی یادآور شده و ابراز نگرانی کرده و همانجا فی المجلس در فضای مجازیشان هشتگ و راه انداختند. اما شیخ همچنان ساکت و آرام فقط نظاره گر بود... برخی مریدان بعد چندی، احساس خطر کرده و از ترس اینکه نکند کسی آنها را در اینجا ببینند به بهانه های مختلف، ترک کافه نموده و راهی مسجد گشتند. اما شیخ طناز همچنان ساکت و آرام فقط نظاره گر بود... جمع که خلوت گشت، الباقی مریدان که عددشان به سه و نیم هم نمی رسید، شاهد اشک های مروایدواری بودند که از گوشه چشمان شیخ جاری بود. وه که چه تفاوت است بین مدعیانی که از ترس چشم مردم ترک مجلسی کرده و شیخی که در آن مکان معلوم الحال اشکش در آمد... از ننگ چه گویی که مرا نام ز ننگ است. وز نام چه پرسی که مرا ننگ ز نام است. کافه دار با آن موهای بسته و شلوار پاره پوره اش، انگار سالهاست مرید شیخ باشد؛ دست بر زانو، کنار شیخ نشسته و سر بزیر انداخت و مثل ما که منتظر آماده شدن سان شاین بودیم او در انتظار کلام استاد... اما شیخ همچنان ساکت و آرام فقط نظاره گر بود.... با صدای اذان بادصبای گوشی جمله مریدان، شیخ متوجه گذر زمان گشت و چند جمله ای نه رو به مریدان بل رو به کافه دار، در ازای قهوه هایش فرمود: چه بسیار روایت که وقتی عازم مسجد هستی؛ زیور بیارای، عطری بزن، شانه ای بر سر، جامه ای نظیف بر تن و با شوق همراه با خوف از او، راهی شو. چه بسیار که ما، با جمال و کمال محض چنین نکردیم و این جوانکان برای معشوقکان نباتی خود فراتر از این ها می کنند. حسرت می خورم، عبرت می گیرم، از بندگی خود توبه می کنم، از عبادت، زهد و تهجد خود استغفار می کنم، اینها را می بینیم که برای رضای معشوقشان چه خرج ها می کنند، چه زحمت ها به خود می دهند، چه آرام، با ادب و تواضع حرف می زنند،چه دقیق، سر ساعت به قرار می آیند، چه محبت ها می کنند، چه هدیه ها می دهند و ما که ادعای قرب او را داریم، اینچنین بی ملاحظه رفتار می کنیم.... شیخ این بگفت و راهی مسجد گشت و جمله مریدان که از خودشان، ادعاها و اعمالشان متنفر و متنبه گشته بودند، سر به زیر، شیخ را همراهی نمودندی که زیر لب می فرمود: هر دو عشقبازیست اما این کجا و آن کجا... https://eitaa.com/joinchat/827720228C9c05fe965e