در دور دست
قویی پریده بی گاه از خواب
شوید غبار نیل ز بال و پر سپید
لبهای جویبار
لبریز موج زمزمه در بستر سپید
در هم دویده سایه و روشن.
لغزان میان خرمن دوده
شبتاب میفروزد در آذر سپید
همپای رقص نازک نیزار
مرداب میگشاید چشم تر سپید.
خطی ز نور روی سیاهی است:
گویی بر آبنوس درخشد رز سپید
دیوار سایهها شده ویران
دست نگاه در افق دور
کاخی بلند ساخته با مرمر سپید.
#سهراب_سپهری
#سالروز_درگذشت 🌹
🆔 @tanzyf ♨️
امروز نه کس ز عشق، آگه چو من است
کز شکّر عشقم همه شیرین سخن است
در هر مژهٔ من به رهِ خسروِ عشق
نیروی هزار تیشهٔ کوهکن است
#ملک_الشعرای_بهار
#سالروز_درگذشت 🌹
🆔 @tanzyf ♨️
فصل بهار این چنین بانگ هزار این چنین
چهره گشا ، غزل سرا، باده بیار این چنین
اشک چکیده ام ببین هم به نگاه خود نگر
ریز به نیستان من برق و شرار این چنین
باد بهار را بگو پی به خیال من برد
وادی و دشت را دهد نقش و نگار این چنین
زادهٔ باغ و راغ را از نفسم طراوتی
در چمن تو زیستم با گل و خار این چنین
عالم آب و خاک را بر محک دلم بسای
روشن و تار خویش را گیر عیار این چنین
دل به کسی نباخته با دو جهان نساخته
من به حضور تو رسم روز شمار این چنین
فاختهٔ کهن صفیر نالهٔ من شنید و گفت
کس نسرود در چمن نغمهٔ پار این چنین
#اقبال_لاهوری
#سالروز_درگذشت 🌹
🆔 @tanzyf ♨️
مشرف الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. تخلص او "#سعدی" است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. وی احتمالاً بین سالهای ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده است. در جوانی به مدرسهٔ نظامیهٔ بغداد رفت و به تحصیل ادب و تفسیر و فقه و کلام و حکمت پرداخت. سپس به شام و مراکش و حبشه و حجاز سفر کرد و پس از بازگشت به شیراز، به تألیف شاهکارهای خود دست یازید. وی در سال ۶۵۵ سعدینامه یا بوستان را به نظم درآورد و در سال بعد (۶۵۶) گلستان را تألیف کرد. علاوه بر اینها قصاید، غزلیات، قطعات، ترجیع بند، رباعیات و مقالات و قصاید عربی نیز دارد که همه را در کلیات وی جمع کردهاند. وی بین سالهای ۶۹۰ تا ۶۹۴ هجری در شیراز درگذشت و در همانجا به خاک سپرده شد.
🆔 @tanzyf ♨️
🔅#پندانه
✍️ آدمی را آدمیت لازم است
🔹کنار خیابون ایستاده بودم که دیدم یه عقبمونده ذهنی که ظاهر نامناسب و کثیفی داشت به هرکسی میرسه با زبون بیزبونی ازش میخواد دکمه بالای پیراهنش رو ببنده، اما چون ظاهر خوب و تمیزی نداشت همه ازش اکراه داشتن و فرار میکردن!
🔸دوسه تا سرهنگ راهنماییورانندگی با چند تا مامور وسط چهارراه ایستاده بودن و داشتن صحبت میکردن.
🔹یکی از اونها معلوم بود نسبت به بقیه از لحاظ درجه ارجحیت داره چون خیلی بهش احترام میذاشتن.
🔸این عقبمونده ذهنی رفت وسط خیابون و به اونها نزدیک شد و از همون سرهنگی که ذکر کردم، خواست که دکمهاش رو ببنده!
🔹سرهنگ بیسیم دستش رو به یکی از همکارانش داد و با دقت دکمه پیراهن اون معلول ذهنی رو بست و بعد از پایان کارش وسط خیابون و جلوی اون همه همکار و مردم به اون عقبمونده ذهنی یه سلام نظامی داد و ادای احترام کرد!
🔸اون عقبمونده ذهنی که اصلا توقع این کار رو نداشت خندید و اون هم به روش خودش سلام داد و بهطرف پیادهرو اومد.
🔹لبخند و احساس غروری که توی چهرهاش بود رو هیچوقت فراموش نمیکنم.
🔸بعد از این قضیه با خودم گفتم:
کاش اسم و مشخصات اون سرهنگ رو یادداشت میکردم تا با نامبردن ازش تقدیر کنم، اما احساس کردم اگر فقط بهعنوان یک انسان ازش یاد کنم شایستهتر باشه.
🔹این کار جناب سرهنگ باعث شد اشک توی چشمام جمع بشه و ببینم انسانهایی با روح بزرگ چقدر زیادن.
🆔 @tanzyf ♨️
10.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 شاعری که رضاشاه را استیضاح کرد!
🔹 به مناسبت #سالروز_درگذشت شاعر آزادی خواه، #محمدتقی_بهار
#ملک_الشعرای_بهار
#فرزند_ایران
🆔 @tanzyf ♨️
@shervamusiqiirani - پنجره ها - محمد اصفهانی.mp3
زمان:
حجم:
2.3M
🎶 پنجرهها
✍ #سهراب_سپهری
🎤 #محمد_اصفهانی
🎼 #بهنام_صبوحی
پشت دریاها شهری ست
که در آن پنجره ها رو به تجلی باز است
بامها جای کبوترهایی است، که به فواره هوش بشری می نگرند
دست هر کودک ده ساله شهر، شاخه معرفتی است
مردم شهر به یک چینه چنان می نگرند
که به یک شعله، به یک خواب لطیف
خاک موسیقی احساس تو را می شنود
و صدای پر مرغان اساطیر می آید در باد
پشت دریا شهری ست
که درآن وسعت خورشید به اندازه چشمان سحرخیزان است
🆔 @tanzyf ♨️