eitaa logo
طنزیف 🎒
1.6هزار دنبال‌کننده
21.7هزار عکس
12.3هزار ویدیو
29 فایل
مجله تفریحی سرگرمی خبری و فرهنگی اجتماعی با چاشنی طنز با طنزیف غصه هاتونو پاک کنید تنظیف=پاک کردن ، پاکیزه ساختن ⛔️تبلیغ و تبادل نداریم ارتباط با مدیر https://abzarek.ir/service-p/msg/4321309
مشاهده در ایتا
دانلود
یک پیشنهاد به‌جای سفر به ترکیه یا دوبی و خرج‌کردنِ پول‌ها و کُلُفت‌کردنِ گردنِ دشمنان و راهزنانِ فرهنگ و تمدن ایرانی، برای تفریح به کشورهای حافظِ فرهنگِ ایرانی مثل تاجیکستان، ارمنستان و حتی گرجستان، سفرکنید. 🆔 @tanzyf ♨️
11.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 یکی از عجایب گوشی نوکیا😊 🆔 @tanzyf ♨️
چون چراغی لاله سوزم در خیابان شما ای جوانان عجم جان من و جان شما غوطه‌ها زد در ضمیر زندگی اندیشه‌ام تا به دست آورده‌ام افکار پنهان شما مهر و مه دیدم نگاهم برتر از پروین گذشت ریختم طرح حرم در کافرستان* شما تا سنانش تیزتر گردد فرو پیچیدمش شعله‌ای آشفته بود اندر بیابان شما فکر رنگینم کند نذر تهیدستان شرق پارهٔ لعلی که دارم از بدخشان شما می‌رسد مردی که زنجیر غلامان بشکند دیده‌ام از روزن دیوار زندان شما حلقه گرد من زنید ای پیکران آب و گل آتشی در سینه دارم از نیاکان شما 🆔 @tanzyf ♨️
طنزیف 🎒
کافرستان نامی است که مسلمانان به سرزمین کالاشستان منطقه‌ای در ارتفاعات هندوکش، شرق افغانستان داده بودند. کافرستان به معنای «سرزمین کافران» در زبان فارسی است. در گذشته‌ همه ساکنین این منطقه به باور آپارتایدی علمای تندرو مسلمان همسایه، کافر بودند. در سال در ۱۸۹۶ (میلادی) با ورود و لشکرکشی عبدالرحمان خان پادشاه سابق افغانستان ،مردم این مناطق پس از نبردهای سنگین و شکست از مهاجمان، میان مرگ ، کوچ یا اسلام، به آیین اسلام روی آوردند. کالاشستان پس از تصرف به دست سپاهیان مسلمان امیر عبدالرحمان خان، نورستان نام گرفت. 🆔 @tanzyf ♨️
نمی دانم چرا؟ ولی به گمانم خانهٔ پدری قطعه ای از بهشت است... 🆔 @tanzyf ♨️
9.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 وقتی طرفدارانش سهراب سپهری را نمی‌شناختند! 🔹 به مناسبت سالروز درگذشت شاعر و نقاش معاصر، 🆔 @tanzyf ♨️
برگهایی از موزه اسمیت‌سونیان،آمریکا 🆔 @tanzyf ♨️
@shervamusiqiirani - سپید و سیاه - محمد اصفهانی.mp3
زمان: حجم: 2.3M
🎶 سپید و سیاه ✍ 🎤 🎼 شب سردی است و من افسرده راه دوری است و پایی خسته تیرگی هست و چراغی مرده می کنم تنها از جاده عبور دور ماندند زمن آدمها سایه ای از سر دیوار گذشت غمی افزود مرا بر غمها فکر تاریکی و این ویرانی بی خبر آمد تا با دل من قصه ها ساز کند پنهانی نیست رنگی که بگوید با من اندکی صبر سحر نزدیک است هر دم این بانگ بر آرم از دل وای این شب چقدر تاریک است خنده ای کو که به دل انگیزم قطره ای کو که به دریا ریزم صخره ای کو که بدان آویزم مثل این است که شب نمناک است دیگران را هم غم هست به دل غم من لیک غمی غمناک است هر دم این بانگ بر آرم از دل وای این شب چقدر تاریک است اندکی صبر سحر نزدیک است 🆔 @tanzyf ♨️
اسمش «سینی» و محلش بین دیوار و یخچاله هر کس خلاف این رو ثابت کنه از ما نیست 😁 🆔 @tanzyf ♨️