عزیز همراهم سلام!
«تقدیم به عشق❤️»
۴۱ سال تحمُّل درد ملت سلام!
«سازشکار» با سوز ترکشِ دفاع از عزَّت سلام!
چلهنشین «سنگرِ» حیا!
گوشهنشین «حافظ» امنیت ما!
دیدبانِ حریم ناموس ملت!
مدافع حرم، شرف و غیرت!
دارنده سکوی «مدالِ» خدمت!
اوجنشینِ قُلِّه «شوکت»!
ژِنرال پشت به «قدرت»!
«اسیر» بیابان!
آشنای «نخلستان»!
غریب «خیابان»!
خطشکن «میدان»!
عارف «گمنام»!
دلخوشی «صاحب الزمان!»
«فاتح» نبرد با شیطان!
«اسیر»روزهای سختِ «خوزستان»!
«امیر» قلههای سرد «کردستان»!
«اسیر» رزمیدن با «لباس» خاکی!
«عاشق» ملت در مرز آبی!
اسیر «تهمت» وطنفروشان!
امیر «دل» وطنپرستان!
«عزیز» دل خدا، حاج «قاسم» پهلوان!
دیگر دست خودم نیست:
ای آغوش «خدا» را گرفتهای نشان!
سلام ما را به «همه» اهالی «شهادت»🌷برسان!
#حاج_قاسم_زنده_است
ممنون نگاهتانم
✍️علی تقوی دهکلانی
@taqavi57
عزیز همراهم سلام!
#خوابی_عجیب
دیشب خواب «دیدم» در یک باغ پُرثمر و استثنایی هستم.
راه «بلدم» حاج قاسم سلیمانی است؛ ولی من «او» را نمیبینم.
از محضرش پرسیدم: چه جوری شهدا «شهید» شدند چرا ما «نشدیم»؟
فرمود: «نخواستید»!
گفتم: یعنی چه؟
دستی مقابل چشمانم «تکان» داد؛ رمز شهادت برام «آشکار» شد.
مثل تشنهای که آب بخواهد محتاج شدم.
لحظهای به همین شرایط «فعلی» دنیا برگشتم.
دیدم خیلی «فاصله» هست؛ همه جا «تاریک» بود، سریع «برگشتم».
دیدم همه «شهدا» با لباس رزم خودشون، با نیممتر «فاصله» از سطح زمین، پشتسر هم به طرف «ما» میآیند.
پرسیدم: اینها کیاند؟ یکی یکی را معرفی کرد.
هر شهیدی از سکوی نیممتری میآمد پایین، باری را «بدوش» میگرفت.
گفتم: چی میبَرَند؟ فرمود: بارِ مردم...
مثلاً شهید همَّت بار میگرفت، «بلافاصله» یک نوجوانی «عین» خودش؛ در همان جایش، باری را رو «دوش» میگرفت.
گفتم: این دومیها؛ چرا کوچک شدند؟
فرمود: کوچک نشدند اینا بچههاشون هستند «رویش» هستند.
از نظر شکل و قیافه مو نمیزدند.
حاج «قاسم» تک تک شهدا را معرفی میکرد؛ ولی من اصلاً چهره حاجی را ندیدم.
محو «تماشای» شادیها و «شوخیها» شون بودم که بیدار شدم.
دیدم نیمساعت به اذان «صبح» است.
هر عزیزی که این «تعبیر» را میداند یا میشناسند کسی را که تعبیر کند، کمکم نمایند.
ممنون نگاهتاتم
✍️علی تقوی دهکلانی
@taqavi57
عزیز همراهم سلام!
«حاج قاسم قرآنی»
امروز احساسی به من دست داد که: «زمین» بی حاج «قاسم»، احساس سنگینی میکند.
خدمت «قرآن» رفتم تا مطلبی برای «حاجی» بنویسم.
به محض باز کردن قرآن، این آیه به چشمم خورد:
«وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ بِأَنَّ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ فَضْلًا کَبِیرَاً»
گفتم: چه «مصداق» قشنگی از این «آیه» است «سرباز» اسلام، قاسم سلیمانی؟!
چون میفرماید:
«در تمام مدَّت جهادم دو چیز را همیشه در کولهپشتی خود داشتم:
۱- توکُّل
۲-اخلاص»
قویترین «ژنرال» جهان، «خیمه» کُفر و نفاق را با مجاهدتش «زیر» و «رو» کرد.
«مومنِ» مجاهدی که یک لحظه «امید» به خدا و «اخلاص» برای خدا را از «دست» نمیدهد.
قطعاً «بشارت» خدا در این آیه شریفه حقش است و او همنشین اولیای خداست و در بهشت «خود» خدا ساکنه...
عاش سعیدا ومات سعیدا
ممنون نگاهتم
✍علی تقوی دهکلانی
@taqavi57
عزیز همراهم سلام!
«حاجی و ملائک»
امروز بعد از نماز «ظهرین» با خود گفتم: حاج قاسم🌷 الآن کجا باشد؟
خدمت قرآن «زانوی» ادب زدم؛ ای کلام بیچون و چرای خودِ «خدا»؛ کمکم کن، به «دنبال» گمشدهام میگردم!
این آیه را دیدم:👇👇👇
«بیتردید كسانی كه گفتند: پروردگار ما خداست؛ سپس [در میدان عمل بر این حقیقت] استقامت ورزیدند، فرشتگان بر آنان نازل میشوند [و میگویند:] نترسید و اندوهگین نباشید شما را به بهشتی كه وعده میدادند، بشارت باد.»
(فصلت/۳۰)
«خُشکم» زد؛ خدایا! چه جواب قشنگی به من دادی؟
«سرباز» ایران، ۴۱ «سال» پیش وقتی برای دفاع از «اسلام» گفت:
پروردگارم «الله» است؛ و همواره در طول این «مدت» در کولهپشتی خود «توکل» به خدا و «اخلاص» برای خدا را داشت و ثابت «قدم» ماند...
قطعاً «ملائک» بر او نازل شدند و بشارت «بهشت» را به او دادند.
این «وعده» خداست و «وعده» خدا «حق» و «تخلُّف ناپذیر» است.
#حاج_قاسم_زنده_است
ممنونم نگاهتانم
✍️علی تقوی دهکلانی
@taqavi57
عزیزهمراهم سلام!
«حاجی و برزخ»
امروز ۹۹/۳/۲۸ به اتفاق سه تن از «دوستان» به جنگل سرسبز وزیبای دامنه البرز «قشنگ» رفتیم تا «تمشک» بچینیم..
محو «تماشای» زیبایی طبیعت شدم مرور نهج «مُعجزه» خلقت کردم، یادم آمد: آقا «دنیا» را زودگذر میخواند.
حتّی به اهل برزخ میفرماید:
«ای صاحبان سراهاى وحشتزا، و مکانهاى بىآب و گياه و قبرهاى تاريک، اى خاکيان، اى غريبان، اى بى کسان، اى وحشت زدگان» (حکمت/۱۳۰)
با خود گفتم: وادی وحشت و غُربت برزخ، برای «حاجی» و یارانش که نیست؛ چون اونا نفسِ «مطمئنِّه» خدا هستند و در بهشت خودِ «خدا» ساکن میشوند(فجر/۲۷) و زنده بودن «حاجی» و یارانش «تضمین» شده از طرف «خودِ» خداست.(آلعمران/۱۶۹)
فضلی که «خدا» به حاجی و یارانش داده به «کسی» نداده؛ چرا که اَجر «عظیم» به آنها داده.(نساء/۵۹)
اون پاکان، جُزء کسانی هستند که خدا «نعمت» خود را به «وفور» به آنها هدیه فرموده(نساء/۶۹)
و آنها جاودانِگان در «بهشت» هستند.(مائده/۱۱۹)
#حاج_قاسم_زنده_است.
ممنون نگاهتم
✍علی تقوی دهکلانی
@taqavi57
عزیز همراهم سلام!
«شهید»
حاج قاسم «عارف» با عنوان قویترین «ژنرال» دنیا مینویسد:
«خداوند،ای عزیز!
من سالها است از کاروانی به جا ماندهام و پیوسته کسانی را به سوی آن روانه میکنم؛ امَّا خود جا ماندهام؛ امَّا تو خود میدانی هرگز نتوانستم آنها را از یاد ببرم!»
«چند نکته»
۱- همه دنیا دید، که تک «ژنرالِ» دنیا خودش را «گُم» نکرد.
۲- از ابتدا تا انتها در «نیَّت» و اخلاص خود «ثابت» قدم بود.
۳- «عنوانها» او را هیچ وقت حتَّی نتوانست «وسوسه» هم بکند؛ عِنان «نفسش» در دستش بود.
۴- عُمری تیر و ترکش و شیمیایی خورده و حتَّی از «تهمت» و اِفترا مصُون «نبود»؛ امَّا دو «درد» بیشتر نداشت:
درد «دین» و درد «ملَّت».
۵- حاج قاسم برای رسیدن به این مقام معتقد بود و با همین اعتقاد زندگی کرد و خود را «سرباز» ملت دانست و به کشور و ملَّتش خدمت کرد او اعتقاد داشت که:
👇👇👇👇
«شرط شهید شدن؛ شهید بودن است.
اگر امروز کسی را دیدید که بوی شهید از کلام، رفتار
و اخلاق او
استشمام شد، بدانید او شهید خواهد شد و تمام شهدا این مشخصه را داشتند.»
ترسناکترین ژنرالِ ارتشهای «جهان» در «تمام» لحظات زندگی، فقط و فقط برای «خدا» در راه شهادت دیده میشد و «وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ»(سبأ/۷۴) خریدارش بود.
#حاج_قاسم_زنده_است
ممنون نگاهتانم
✍علی تقوی دهکلانی
@taqavi57
عزیزهمراهم سلام!
«رَقَّاصی»
«رقص» واژهای است که به حرکتهای «بدن» اطلاق میشود.
مترادف آن:
چکِّه سماع و پایکوبی در فارسی است.
البته «سِمَاع» فارسی است؛ ولی «چَکِّه»، یعنی دست زدن؛ (اصطلاح استانهای شمالی ایران) است.
اصطلاحاً اوج شادی بشر در «دنیا»، به رقص تعبیر میشود.
«جولان» هم به معنای تاختن و پیشتازی و سبقت گرفتن و لگدمال کردنِ هم؛ برای بُردن مسابقه است.
شعری که «حاج» قاسم عزیز «عاشقش» بود، این است:
«رقص» و «جولان»، بر سرِ میدان کنند.
رقص، اندر «خون» خود؛ مردان کنند.
چون رَهند از دست «خود»، دستی زَنند
چون جَهَند از نقصِ خود، «رقصی» کنند.
چه کرد «سرباز» ایران؛ قویترین ژنرالِ ارتشهای جهان، در فرودگاه «بغداد»؟
۴۱سال «رقص» و «جولان» برای «شهادت»؛ بعدش چه رقصی در «خونش» کرد، مالک اشتر «زمان»؟
«بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ؟»
«شعر» مورد علاقه حاجی ما، ریشه در قرآن دارد؛ آیه ۱۶۹، ۱۷۰ و ۱۷۱ آلعمران را تلاوت کن و برای تعجیل در ظهورِ یوسف زهرا(س) صلوات بفرست...
#حاج_قاسم_زنده_است.
ممنون نگاهتم
✍علی تقوی دهکلانی
@tagavi57
عزیزهمراهم سلام!
«یک تذکُّر»
یکی از «عزیزان» بنام «آ سیدجلال حسینی» فرمود:
«چرا نفرمودی شعر از حضرت مولانا هست؟ مراد حاج قاسم معنا و تفسیر عرفانی میطلبد
مثل واژه جولان که خود رقص و سماعی هست
به بالا میرود و لگدمالی به همراه ندارد»
به محضر این عزیز و عزیزانم عرض میکنم:
آنچه واژه «جولان» در لغت بود آوردهام.
(البته این روزها، مراجعه نداشتم به حافظه بسنده کردم).
امَّا از «تذکُّر» صفا کردم.
«اشاره» زیبا فرمود چرا که حاج «قاسم» ما؛ به زیبایی هرچه تمامتر، «پلههای» ترقِّی سلوک را طی نمود و ترسناکترین «ژنرال» عارف در دنیا گشت.
«سرباز» وطن، جمع «اضداد» نمود.
«خدمتِ» حاج قاسم سلیمانی به جهانِ «اسلام»، ماندگار خواهد شد.
یقیناً دشمنان اسلام ناب، در «خون» مُطهَّر حاج قاسم غرق خواهند شد.
احکام «آسمانی» اسلام ناب، جهان «شمول» خواهد شد ولو اینکه «خوشایند» کافران و مشرکان نباشد.(سوره صف/۸و۹)
این «وعده» خداست و «وعده» خدا حق است.
(انبیاء/۱۰۵ و یونس/۵۵)
#حاج_قاسم_زنده_است.
ممنون نگاهتانم
✍علی تقوی دهکلانی
@ttagavi57
عزیزهمراهم سلام!
«یادِ قاسم»
دوست شوخ و فاضلی دارم نامش «قاسم» است.
به شوخی فرمود:
چه جوری با دیدن «طبیعت» بینظیرِ سوادکوهِ «قشنگ»، یاد حاج قاسم میاُفتی؛ ولی با شنیدن «نام» من؛ به یادش نمیاُفتی؟
امسال اون عزیز ما، عازم حج است (اگر چچی سلمان کرونا نگیره)
من با «حج» رفتن عزیزما، به یاد حاج «قاسم» افتادم؛ چون در سوره حج آمده است:
«روز قیامت، هر مادرِ شیر دهندهای از كودكی كه شیرش میدهد، بیخبر میشود و هر انسان یا حیوان بارداری، بار خود را سقط میكند و(ای پیامبر) تو مردم را مَست میبینی در حالی كه آنها مَست نیستند؛ بلكه عذاب خدا بسیار سخت است.»
(حج/۲)
امَّا «سرباز» ایران «حاج» قاسم عزیز را خدا چنین خطاب میفرماید:
«ای جان آرام گرفته و اطمینان یافته! به سوی پروردگارت در حالی كه از او خشنودی و او هم از تو خشنود است، باز گرد! در میان بندگانِ من بیا و در بهشت خودِ من، وارد شو!»
(فجر/۲۷الی۳۰)
#حاج_قاسم_حق_شفاعت_دارد.
ممنون نگاهتانم
✍علی تقوی دهکلانی
@tagavi57
عزیزهمراهم سلام!
«به رنگِ خدا»
امروز حسابی «دلم» برای «حاجی» گرفته است...
وقتی میشنوم «قاضی» فرار میکنه و او را میکُشند.
وقتی «اعترافات» معاون دستگاه «قضا»، اشتهای «غذای» مردم پابرهنه را کور میکنه «دلتنگیام» بیشتر میشه...
چون «حاجی» ۴۱ سال به «دین»، «ملت» و «مملکت» خدمت کرد.
نه تنها نشان «ذوالفقار»؛ بلکه «نشان» قویترین ژنرالِ «دنیا» را برا «ملتش» کسب کرد.
نه برای مردم «رنگ» حزب و جناح عوض کرد نه از «رنگِ» مردمی بودن فاصله گرفت.
نه از مردم «رای» گرفت و نه مردم را پای «صندوق» مُعطَّل کرد و «سوگند» دروغ برای «خدمت» مردم یاد کرد.
نه «چپ» بود ونه با «اصول»گریان چپ میکرد.
نه «خَدَم» داشت و نه «حَشَم»؛ ولی تا دلت بخواد برای «دفاع» از ناموس ملت «حُججی» داشت.
۴۱ سال نه «کُوه» خواری کرد و نه دریا «خواری»؛ چون «زمینی» نمونده کسی بخوره همه را «خوردند»؛ اگر بود حاجی اهل مال «مردم»خوری نبود.
حاج قاسم ویارانش فقط «جان» دادن برا حریمِ «ملت» را بلد بودند.
۴۱ سال «سربازِ» وطن، در دفاع از «ملت»، بیرنگ و بیرنگ بود؛ فقط رنگِ «فابریک» خدایی داشت.
هرکس «رنگ» خدا داشته باشد به ملت، مملکت و اسلام «خیانت» نمیکند.
#ملت_قاسم_سلیمانی_میخواهد.
ممنون نگاه قشنگتم
✍علی تقوی دهکلانی
@tagavi57