بقایایِ روحیِ که از میدانِ مبارزه
کم آورده ، سمت تو میآید، این
یک بیقراریِ ناشناخته از درون
است که برای ترمیم خویش
کولهباری از خالیها پر شده
را با خود همراه کرده است ..
معتقد است که فقط علاقهی
قوی توست که میتواند تنظیم
کند این روحِ متلاشی شده را ..
من مینویسم که میّت میروم تا
زنده برگردم .. میرم تا ذبح شوم ..
شاید اینگونه عاشقی را معنا دهم،
شایدم روزی مشخص شود که من،
از خودت به سوی تو آمدم .. نمیدانم،
نمیدانم، واقعا توصیفِ حال گاهی
نمیدانم است ..
نزدیکترین وجود به روحم ،همسایههای
روحم،آنکه شبیه شده، و آنکه عشقِ روحم
است که قرار است یکی شود،میداند شناخت
من آسان نیست .. و این دوران و تاریخ این
مسیر برای همهشان سخت شده است،
حتی نفسها در وجودشان سخت جابهجا
میشود، این خاصیت حضورِ این سنّ است
حتی میدانند تنگیِ این نفسها هرانسانی
را زمین میزند، همهیشان در وجودم حاضرند
و میخوانند تک تک حسها و نبضهای زیر
پوستم را، تمام عصبهای منتهی به قلب
و ذهن و اندامهای روحم را، حتی مسیرِ
خیالات و اوهام و افکار به روح را لمس
میکنند تا بدانم الآن وقت زمین خوردن
و توقف نیست ، وقت تنبلی نیست ،
فقط اجازه به ترس از نشدنها نیست ،
میدانند که دردی وجود دارد و دندهها را
میشکند اما چه زیبا به ناله نزدن و ادامه
دادن دعوت میکنند، به تکرار این جمله
زیاد فکر کنم : هیچ چیز در گروِ راحتی
نیست ، حتی راحتی ..
هیچ چیز آسان نیست ، و هیچ چیز
آسان نمیشود، همیشه راحتی و آرامش
و آسان بودن در آغوشِ سختیها قرار دارد..
ما به فریب خویش مشغول میشویم وقتی
باور هایمان با قواعد زندگی همخوانی ندارد..¹
لذا اینجاست که گاهی روح معطل میشود و
کارخانهی وجود تعطیل،کاش لااقل میدانستیم
آرامش در گروِ علاقههای قوی به مقصد است
که سختی ها را چشیدنی میکند .. و چه قدر
این لذتها ماندگار میشوند وقتی که هدفها ماندگار باشند .. #ایستُ_بازرسی_روح
¹؛ علت فرار از چشیدن سختیهای درست،
گاهی فرار از تکلیف رنجی دردناکتر دارد ..
تمام حضورِ انسان اثر است و هر
اثری خوانشی دارد و معنا و تفسیری ..
ناراحتیهای انسان از تقدیراتِ خدا،
نشانه وجود حفرهی ضعف ایمان است..
همهچیز به همان نقشی بر میگردد
که تو به کارگردان عالم میدهی ، به
میزان کوچک بودنِ او در باور ها و
حسهایت ، دیگر گلهمندیهای از
تقدیرها، قلب را افشانههای سیاه
پر میکند .. دیگر کسی ما رایتُ الا
جمیلا نمیبیند، دیگر کسی طعمِ
زیبای صبر و درد و رنج را نمیچشد..
اینگونه است کوچک شدنِ انسان
در هستی پهناور ..
الصَّبْرُ وَ الرِّضَا عَنِ اللَّهِ
رَأْسُ طَاعَةِ اللَّهِ ..
صبر و رضای از خدا
رأس اطاعت خداست..
صبرها همه مقدمهی
درک مقام رضایت است ..
امامسجاد(ع).
وَ أَنَا الضَّامِنُ لِمَنْ لَمْ یَهْجُسْ
فِی قَلْبِهِ إِلَّا الرِّضَا أَنْ یَدْعُوَ اللَّهَ
فَیُسْتَجَابَ لَه .. من ضامنم برای
کسی که در قلبش غیر از رضایت
خدا خطور نکند،که هر دعایی کند،
مستجاب شود.. _امامالمجتبی(ع)
و در این افکارسمی خودت را قرار مده
که ای کاش اتفاقات قبلِ من طور دیگری
رخ میداد .. شکرگزارِتوبهکننده باش ..