انسان حتما به وطن خود پناه می برد ..
وطنی که روح در آن سکینه مییابد ..
بر این بازگشتها تمرکز کنید،حتی
اگر هرگز طعم آن را چشیده باشید
باز هم طعم حضورتان عطر دیگری
را لمس میکند، این بازگشت حقیقتی
از ذکر است ولو مثل یک رودِ عمیق از
آسمان باشد، باز هم با سال قبل فرق
میکند .. این یک محلِ زندگی است برای
روح ، با وجود تکرار ذکرهای ملاقات اما
برای هر سال گویی که تا به حال ندیده
بود و خیابان قلبهی او باز هم طعم اشکِ
حضور جدیدی را می داد .. من خویش را
میان #نگاهِ_ابی_عبدلله او تعریف کردم ..
شوق ،دلتنگی، ملاقات ، دویدنها،
تکالیفِ ناشناخته،وصال،شکستها،
اشکها، لبخندها،خواندنِ چشمها،
فراق و نشدنیهای زیبا، همه وهمه
بخشی از ادبیاتِ در مسیر بودن است ..
تا به وسعتِ درک حضورن دیگران را هم
که جزئی از مسیرند را به مسیر دعوت کنی ..
12.21M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این سرزمینِ من است که به اشکهای
چشمههای زمزمِ از جراحت ها و دردهای
تو محتاج است ، تا بوی خوشِ بینظیر
عطر تربتِ نمدار شده از بارانِ ابرهای
آسمانِ قلبت را به تعداد نفسهای
من متصل کند، تا حیات بگیرم ..
چهقدردلتنگبوی عطرخاکنمگرفته
شدهایم، آن زمانی که باد خبر آمدنش
را میدهد ..
انسان براساس موقعیتی که خودش
ترسیم میکند در عالم خلقت،واقعیت
متن حضورش را تعریف میکند ..
این برای انسان مهم است که فاصله
با ضمیر پنهان در آیاتِ خلقت را در
مختصات #نگاهِ_ابی_عبدلله پیدا کند ..
تا موقعیتِ اصلی حضورش را بیابد ..
VID_20240815_112219_915-mc.mp3
1.01M
#درخواستیاز گَلبَم .. 🌿
ما آمدهایم تا دانههای
تسبیحِ میان دستانِ
شما شویم ..
آفرینش آن زمانی آغاز میشود که
دیگری مهم میشود ، دیگری که
بخشی از وجود توست ، حس تو
او را در مختصات #نگاهِ_ابی_عبدلله
جزئی از پازل حضور می داند ..
اینجاست که انسان به فراتر از خود
و نگاهِ خودمحور خویش میاندیشد ..
و مجهولاتِ پنهان کشف میشود..
انسان همه متن حضور است ..
گاهی برای فهم متن حضور یک روحِ
پیچیده باید بارها آن را بخوانی و در
مدار مسیرش قرار بگیری و تماس
جسمانی¹ هم داشته باشی تا با اثر
حضور آن روح ، کلمات حضورش
را کشف کنی و آیهای از آن شوی ..
شاید برای همین ملاقات و زیارت²
آفریده شد ..
¹؛ باچشم و گوش، نگاه وصدای
مرتبط با او را لمس کنی .. #زیارت
²؛ خود مسیر بخشِ پنهانِ عمیقِ
زیارت است ..