eitaa logo
فائض.🇵🇸
153 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
928 ویدیو
4 فایل
وقتی به یاد اوری اغوش گرم ملکوت را دیگر بند زمین نمیشوی تنت قفس میشود برای تپش های قلبت برای نفس های اشتیاقت بشتاب بسوی جانان الی الله بال پروازاسمان توحید با سرعت جنون حسین است https://daigo.ir/secret/3642042853 فرو الی الحسین
مشاهده در ایتا
دانلود
و پاسخ می‌دهد خدا صبر‌ِ تو را به جبرانی شیرین...
۹ آبان ۱۴۰۳
همیشه‌باوضوبود؛ -موقع‌شھادت‌هم‌باوضوبود🚶🏻‍♂! دقایقی‌قبل‌ازشھادتش‌وضوگرفت‌و، روبه‌من‌گفت‌:ان‌شاءالله‌آخریش‌باشه...! وآخریش‌هم‌بود💔(؛!
۱۵ آبان ۱۴۰۳
همسرت رو سه جا میتونی بشناسی : 1. ﺗﻮی ﺟﻤﻌﯽ ﮐﻪ ﺟﻨﺲ ﻣﺨﺎﻟﻒ ﺑﺎﺷﻪ 2. ﺗﻮی ﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ خونواده اش ﺑﺎﺷﻦ 3. توی جمعی که بهترین دوستاش هستن ﺍﮔﻪ ﺗﻮی ﺍﯾﻦ 3 ﺟﺎ تنھا نموندی بهترین رفیقته!! یه حالت چهارم ھم تبصره میزنیم: توی شادی هاش یه قدم برو عقب و چیزی نگو... اگه خودش جاتو خالی دید و صدات کرد بدون بهترین رفیقته.. کسی میگفت:وقتی مردان حرمت مرد بودنشان را بدانند و زنان شوکت زن بودنشان را مردان همیشه مرد میمانند و زنان همیشه زن و آنگاه هر روز ، نه روز "زن" و نه روز "مرد" بلکه روز "انسان" است🌹
۱۵ آبان ۱۴۰۳
۱۵ آبان ۱۴۰۳
- 🪐🌱>>> .روایت‌.عاشقانه🫀💚 همسرم،شهید کمیل خیلی با محبت بود مثل یه مادری که از بچه اش مراقبت میکنه از من مراقبت میکرد . . یادمه تابستون بود و هوا خیلی گرم بود خسته بودم، رفتم پنکه رو روشن کردم وخوابیدم «من به گرما خیلی حساسم» خواب بودم واحساس کردم هوا خیلی گرم شده و متوجه شدم برق رفته..بعد از چند ثانیه احساس خیلی خنکی کردم و به زور چشمم رو باز کردم تا مطمئن بشم برق اومده یا نه . . دیدم کمیل بالای سرم یه ملحفه رو گرفته و مثل پنکه بالای سرم می چرخونه تا خنک بشم ودوباره چشمم بسته شد از فرط خستگی . . شاید بعد نیم ساعت تا ۱ساعت خواب بودم و وقتی بیدارشدم دیدم کمیل هنوز داره اون ملحفه رو مثل پنکه روی سرم می چرخونه تا خنک بشم . . پاشدم گفتم کمیل تو هنوز داری می چرخونی!؟خسته شدی! گفت: خواب بودی و برق رفت و تو چون به گرما حساسی میترسیدم از گرمای زیاد از خواب بیدار بشی و دلم نیومد . .🩶 راویت ِ : همسر شهید کمیل صفری تبار
۱۵ آبان ۱۴۰۳
ــ کل عالم‌و بدیم خدمتتون بدون ایشون؟ +نه ممنون، بدون ایشون ارزونی خودتون...
۱۵ آبان ۱۴۰۳
_همسران شهدا هرشهیدی در سینه اش... زنی را به میدان شهادت می‌برد آمار شهدا همیشه غلط بوده است! هر شهادت دونفر را از پا در می‌آورد شهید و عشقی که در سینه اش می‌تپد..!💔✨
۱۶ آبان ۱۴۰۳
در تکاپوی شهر...
۱۶ آبان ۱۴۰۳
۱۶ آبان ۱۴۰۳