🌻امروز در ضمن روز خاتم بخشی حضرت علی علیه السلام در رکوع نماز ونزول ایه ولایت آیه ای که صراحتا امامت حضرت علی علیه السلام را بعد از نبی معظم اسلام صلی الله علیه و اله بیان میکند و روز نزول ایه تطهیر در شأن پنج تن و حدیث کساء میباشد.ایه ای که نشانگر عصمت اهل بیت علیهم السلام از هر عیب و گناه وبدی میباشد
@tareagheerfan
4_5897937262250820040.mp3
3.64M
🔻۲۴ذیالحجه؛ روز نزول آیه تطهیر و جریان حدیث شریف کساء
⏱مدت زمان: ۸دقیقه
آیت الله مهدوی حفظه الله
با ادامه موضوع زندگینامه عارف بالله شیخ مرتضی طالقانی رحمت الله علیه با ما همراه باشید🌷
8.76M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تا رسد دستت، به خود، شـو کارگـر
چون فُتی از کار، خواهی زد به سر
✅داستان درگذشت مرحوم طالقانی
@tareagheerfan
🔰رحلت عالم عارف شیخ مرتضی طالقانی از زبان شاگرد بزرگوارشان علامه جعفری رحمت الله علیهما:
استاد بسیار وارسته از علائق مادّه و مادّیات، و حکیم و عارف بزرگ مرحوم آقا شیخ مرتضی طالقانی _ قَدَّسَ اللهُ سِرَّه _ که در حوزۀ علمیّۀ نجف اشرف در حدود یک سال و نیم خداوند متعال توفیق حضور در افاضاتش را به من عنایت فرموده بود، دو روز به مسافرت ابدیاش مانده بود که مانند هر روز به حضورش رسیدم. وقتی که سلام عرض کردم و نشستم، فرمودند: برای چه آمدی آقا؟
عرض کردم: آمدهام که درس را بفرمایید.
شیخ فرمود: برخیز و برو، آقا جان! برو! درس تمام شد.
چون آن روز، دو روز مانده به ایّام محرّم بود، خیال کردم که ایشان گمان کرده است که محرّم وارد شده است _ و درسهای حوزۀ نجف هم برای چهارده روز به احترام سرور شهیدان امام حسین علیه السلام تعطیل میشد _ و لذا درسها هم تعطیل شده است. عرض کردم: دو روز به محرّم مانده است و درسها دائر است.
شیخ در حالیکه کمترین کسالت و بیماری نداشت و همۀ طلبههای مدرسۀ مرحوم آیة الله العظمی آقا سیّد محمّد کاظم یزدی _ که شیخ تا آخر عمر در آنجا تدریس میکرد _ از سلامت کامل شیخ مطّلع بودند، فرمودند: آقا جان! به شما میگویم درس تمام شد! من مسافرم. خر طالقان رفته، پالانش مانده! روح رفته، جسدش مانده!
این جمله را فرمود و بلافاصله گفت: «لا إله إلا الله» و در این حال، اشک از چشمانش سرازیر شد و من در این موقع متوجّه شدم که شیخ از آغاز شدن مسافرت ابدیاش خبر میدهد با این که هیچگونه علامت بیماری در وی وجود نداشت و طرز صحبت و حرکات جسمانی و نگاههایش کمترین اختلاف مزاجی را نشان نمیداد.
عرض کردم: حالا یک چیزی بفرمایید تا بروم.
فرمود: آقا جان فهمیدی؟ متوجه شدی؟ بشنو:
تارسددستت،به خود،شـوکارگر
چون فُتی از کار، خواهی زد به سر
بار دیگر کلمه «لا إله إلا الله» را گفت و دوباره اشک از چشمان وی به صورت و محاسنش سرازیر شد... .
پسفردای آن روز، ما در مدرسۀ مرحوم صدر اصفهانی... اولین جلسۀ روضۀ سرور شهیدان امام حسین علیه السلام را برگزار کرده بودیم. مرحوم شیخ محمد علی خراسانی که از پارساترین وعّاظ نجف بودند، آمدند و روی صندلی نشستند، و پس از حمد و ثنای خداوند و درود فرستادن بر محمد و آل محمد صلی الله علیه وآله گفتند: اِنّا لله و انّا إلیه راجعون. شیخ مرتضی طالقانی از دنیا رفت
@tareagheerfan
#عبادت_و_بندگی
مرحوم آیت الله مرعشی نجفی چنین نقل می کنند:
شیخ زاهد بود و عابد ، و از پیرایه های دروغین دنیای فرومایه، روی گردان.
بسیار روزه می گرفت و بسیار به عبادت می پرداخت و از زندگانی به کمترین قانع بود و کوتاه سخن آن که او مردی آسمانی و ملکوتی و روحانی بود به گونه ای که هر کس شبانگاهان و سحرگاهان او را می دید، از حال عبادتش منقلب می گشت، اگر چه از أشقی الاشقیاء می بود.
✅ @tareagheerfan
#کوشش_و_پشتکار
⚪️مرحوم شیخ بسیار پر کار بود به گونه ای که یا در حال درس و بحث و یا عبادت بود.
یکی از بزرگان می فرماید:
روزهای چهارشنبه در حجره را بر خویش می بست و خلوت می کرد و کسی نمی دانست به چه مشغول می شود، تنها می فهمیدیم که به مراقبه و عبادت مشغول است.
🔷وی بسیار وقت شناس و برای ساعات عمرخویش ارزشی بسیار قائل بود به گونه ای که در غیر ساعات مقرر برای درس و ملاقات، کسی را به حضور نمی پذیرفت ، حتی یکی از بزرگان نقل می فرمودند که روزی در ساعت عبادت، که ایشان حجره را برای خویش خلوت می کرد، یکی از مراجع عصر به دیدارش امد.
شیخ از پذیرش امتناع ورزید و فرمود: «وقتی دیگر بیایند.»
@tareagheerfan
#فروتنی
✅فروتنی، یکی از خصلت های عارف بزرگ شیخ مرتضی طالقانی، بود؛ به گونه ای که یکی از پرورش یافتگان محضرش می نویسد:
«او آن چنان متواضع بود که حتی یکبار نگذاشت کسی دست او را ببوسد.
با این که از مدرسان بلند مرتبه نجف بود، هر طلبه ای که از او درخواست درس می کرد، هرگز خود داری نمی نمود؛ اگر چه آن درس کتاب جامع المقدمات ـ که ابتدایی ترین کتاب طلاب در ادبیات است ـ با کمال میل قبول می کرد و دست رد به سینه کسی نمی زد.»
@tareagheerfan
🌻مرحوم عارف زاهد و فقیه حکیم حاج شیخ مرتضی طالقانی همراه با عده ای از علما از جمله آیت الله العظمی خوئی به افطار دعوت بودند، وقتی غذا آماده میشود و همگی سر سفره مینشینند حاج شیخ مرتضی طالقانی میفرماید: نمک در سفره نیست و اقدام به تناول غذا 🔹نمیکنند. با اینکه بین مجلس افطاریه تا آشپزخانه بسیار فاصله بوده ( و ظاهراً از خانه ای دیگر غذا میآورده اند ). به هر حال مرحوم طالقانی دست به غذا دراز نمیکند و دیگران حتی آیت الله خوئی نیز به احترام ایشان غذا شروع نمیکنند و طول میکشد تا نمک را بیآورند. بعد از ختم جلسه و هنگام رفتن، آیت الله خوئی خطاب به ایشان میفرماید: حضرت آقا، اگر شما به این اندازه به ظاهر سنت مقید هستید که اگر کمی نمک تناول نکنید غذا نمیخورید، پس در این گونه مجالس کمی نمک با 🔹خود همراه داشته باشید تا مردم را منتظر نگذارید. آقای طالقانی فوراً دست به جیب برده و کیسه کوچکی را درآورده و میفرماید: با خودم نمک داشتم ولی میخواستم سنت اسلامی پیاده شود و متروک نباشد.
@tareagheerfan