#امام_حسین_علیه_السلام
#عاشورا
#شب_دهم_محرم
السلام ای بدن بی سر گرما دیده
السلام ای سر مجروح کلیسا دیده
با چه وضعی ته گودال کشاندند تو را
ما شنیدیم ولی زینب کبرا دیده
ای به قربان نگاهش که از این دشت بلا
هر بلایی به سرش آمده، زیبا دیده
زینت دوش نبی بودی و بی وجدانها
سر بریدند و گرفتند تو را نادیده
ای که شد مهریه ی مادر تو آب فرات
ترک روی لبت را لب دریا دیده؟
خنجر انداخت مسیحی و، مسلمان برگشت
به گمانم ته گودال مسیحا دیده
ای عزیزی که تنت پیش همه عریان شد
بر سر پیرهنت فاطمه دعوا دیده
دختری که همهی دلخوشیاش بابا بود
عوض دیدن بابا، سر بابا دیده
✍️شاعر؟؟؟
http://eitaa.com/joinchat/2983329811C10bcbd20fd
#غریب_حسین😭
#گودال
سه ساعت شده جان به لب مادرت
سه ساعت چه کردند با پیکرت
سه ساعت به جان هم افتاده اند
چه جنگی است اینجا برای سرت
عطش با دو چشمت چه کرده حسین
دلت تنگ عباس آب آورت
عصا خوردی و طعنه زد حرمله
چه شد پس عصایت ، علی اکبرت
همه جوره امروز حیدر شدی
به قربان احسان انگشترت
تو را این سه شعبه زمین گیر کرد
بمیرم برای علی اصغرت
تو ای از قفا سر بریده ببخش
اگر بوسه ام داد درد سرت
✍️#محمد_حسین_رحیمیان
http://eitaa.com/joinchat/2983329811C10bcbd20fd
#مناجات_با_امام_زمان_عج
#حضرت_ابالفضل_علیه_السلام
#محرم
گرچه همه رد می کنند از خود گدا را
آقا محبت کن صدا کن اسم ما را
من نوکر خوبی برای تو نبودم
خیلی اذیت کرده ام آقا شما را
کج می روم وقتی هوایم را نداری
کج می گذارم روی هم سنگ بنا را
بنشان هم اکنون مادرم را در عزایم
آزار دادم من تو را -صاحب عزا را-
پشت درم، درمانده ام، در را نبندی
از خود مرانی این گدای خرده پا را
بی آبرویی آمده؛ ای آبرو دار
بی وقت آمد، آمده وقت مدارا
اول گرفتی دست های خالیم را
آخر پذیرفتی مَنِ یک لاقبا را
چشمی که گریه می کند دارو ندارد
درمان نکن این عاشق درد آشنا را
یکبار شد چشم انتظارت را نبخشی؟...
وقتی به لب دارد نوای کربلا را
محض گل روی ابوفاضل عوض کن
حال و هوای نوکر سر به هوا را
****
زهرا کنار علقمه؛ پهلو گرفته
چون دیده دریا و دو تا دست جدا را
ای کاش می شد از تن او در بیارند
آرام، تیر و آهن و سرنیزه ها را
مشکی که پاره بود را بردند خیمه
گفتند این هم مشک و این آب گوارا
✍️#رضا_دین_پرور
http://eitaa.com/joinchat/2983329811C10bcbd20fd
#امام_حسین_علیه_السلام
#عاشورا
#محرم
دامنِ هر کوفیِ نامرد، ده ها سنگ بود
بر سرِ پیراهنِ صد پاره اش هم جنگ بود
ذره ای پیراهنش جای رفو کردن نداشت
آن تن پامال دیگر پشت و رو کردن نداشت
اسب خود را شمر پیش چشم آقا آب داد
با نوک نیزه تن آقای ما را تاب داد
کوفیان بعد از علمدارش زبان وا کردهاند
زخم های سینه اش دیگر دهان وا کردهاند
آنقَدَر زد ... آنقَدر زد ... از نفس افتاد شمر
تشنه بود آقا ولی نیزه به خوردش داد شمر
نیزه هاشان را به روی قلب آقا کاشتند
فرصت کافی برای مثله کردن داشتند
دید زينب، هستی اش افتاده تنها، بی پناه
«یا بُنیّ» «یا بُنیّ» مادر آمد قتلگاه
✍️#احسان_نرگسی
.
http://eitaa.com/joinchat/2983329811C10bcbd20fd
#وداع_امام_حسین_با_اهلبیت
#عاشورا
#محرم
میروی اما بدان جان مرا هم میبری
خیمه را با رفتنت در بُهت و ماتم میبری
روبرو با لشکری بیرحم میگردی مرو
خواهرت را در میان لشکر غم میبری
تاقت بارانی از نیزه ندارد این زره
کهنه پیراهن نپوشی احترامم میبری
قلبم از حال وداعت در تپش افتاده است
همره خود جانِ ما را نیز کم کم میبری
هر قدم، دارد دل من نیز میریزد بهم
جاریِ چشمِ مرا با خویش نم نم میبری
داغِ عالم سوز دارد نالههای دخترت
تا کجا ما را پیِ غمهای عالم میبری
چهرهات زنگ غروب و میروی تنگ غروب
آه خورشید حرم، بر نیزه جانم میبری
نیزه ها آمادهی بوسیدنِ حلق تواند
بوسهی زیر گلو را تا به حلقم میبری
سر نمیماند برایت زیر این شمشیرها
همرهِ راسِ بریده، تا کجایم میبری
رشتهی دل دستِ تو، از کعبِ نِی خوردن چه باک
تا بماند جاودان، این حبلِ محکم میبری
میسپاری بر که ما را ای عزیز فاطمه
بینِ این نامحرمان، بی یار و محرم میبری
از حریمت بعدِ تو، بوی اسارت میرسد
سوی شام کوفه با خود گفتگویم میبری
دانم ای خون خدا، تبیینِ نهضت با من است
بهرِ این فریاد، تا بزم شرابم میبری
با یزیدِ پست خواهم گفت دستم بستهای
پس چرا با ناسزایت آبرویم میبری
✍️#محمود_ژولیده
http://eitaa.com/joinchat/2983329811C10bcbd20fd
#وداع_حضرت_زینب_با_بردار
#خداحافظی_از_کربلا
#اسارت😭
ناباورانه میروم و میگذارمت
با تازیانه میروم و میگذارمت
با صد نشانه میروم و میگذارمت
اشکی روانه میروم و میگذارمت
چون چاره نیست، زخمِ تنت را رها کنم
این جسمِ بیسر و کفنت را رها کنم
شد زخمهای بر بدنت، خارِ چشم من
این تیرِ خورده در دهنت، خارِ چشم من
غارتگرانِ پیرهنت، خارِ چشم من
نیزه شکستههای تنت خارِ چشم من
ای نازنین برادر من، الوداع حسین
ای سایهی روی سر من، الوداع حسین
هرگز نگویمت، که رها کردهای مرا
کیِ از نگاهِ خویش، جدا کردهای مرا
از زیر نیزهها، تو صدا کردهای مرا
از حنجرِ بریده، دعا کردهای مرا
حالا که میروم، تو دعا کن برای من
این ناقه را، خمیده بنا کن برای من
اینجا هنوز، قدرتِ تو یاری ام دهد
در این غبار، غیرتِ تو یاری ام دهد
در بینِ لشکر، عزتِ تو یاری ام دهد
غصه مخور، که مِحنتِ تو یاری ام دهد
آری، میانِ اینهمه نامحرم ای شهید
با لطفِ تو، دلم بشود محکم ای شهید
کاری کنم حسین، که این چشمهای هیز
هرگز به عترتَت، نرساند نگاهِ تیز
لازم به تیغ نیست، تو از جای برنخیز
نفرینِ من کند سرِ بدخواه، ریز ریز
مادر کنارِ ما، ز رَهی دور آمده
بهرِ کمک، به هالهای از نور آمده
تنها غمی که بر دلِ ما شعله میزند
دشمن بما ز حرفِ بدَش زخمه میزند
آنکه به مویِ صورتِ تو پنجه میزند
دارد به شَانِ آل علی خدشه میزند
زخمِ زبان، ز نیزه و شمشیر بدتر است
این ناسزا، ز بارشی از تیر بدتر است
کوفی هنوز هم، سرِ جنگ است یاحسین
بعد از تو، سهمِ قافله سنگ است یاحسین
حالا که با تو، وقتِ درنگ یاحسین
خیلی دلم برای تو تنگ است یاحسین
لشکر هجوم بر سرِ ما میکند اَخا
ما را به تازیانه، جدا میکند اَخا
این پاره معجران، که روند از کنار تو
تا شام بانوان، همه هستند یار تو
بنگر که دختران، همگی بیقرار تو
گِریند خواهران، به تنِ بیمزار تو
قاتل به طعنههای خودش، میکُشد مرا
با دفنِ کشتههای خودش، میکُشد مرا
✍️#محمود_ژولیده
http://eitaa.com/joinchat/2983329811C10bcbd20fd
#مناجات_محرمی_امام_زمان_عج
#روز_عاشورا
آقا شنیده ام همهء روضه هات را
در مجلس عزا غم و سوز صدات را
انگار بغض روضهء جدّت گرفته است
بعضی فرازهای دعای سمات را
ای نفس مطمئنهء جامانده از حسین!
خواندی چنین برای که "والعادیات" را؟
از صبح تا به شام فقط نوحه می کنی
این زخم های کهنه و درد بیات را
باری شده به شانهء تو گریه لرزه ها
اشکت به هم زده جرَیان فرات را
داری دعا برای تمام بنی اسد
چون عمه جان که کرده دعا آن دهات را
مولا به حق ناحیه ای که مقدس است
در دست خالیم بده برگ برات را
✍️#رضا_دین_پرور
http://eitaa.com/joinchat/2983329811C10bcbd20fd
#مناجات_امام_حسین_ع
#روز_عاشورا
ای روضهروضه داغ تو جانسوز، یا حسین
ای داغ تا همیشه جهانسوز، یا حسین
با روضۀ تو دم به دم آتش گرفتهام
با بیت بیت محتشم آتش گرفتهام
«باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است»
این ماتمی که آتش آن در جهان گرفت
داغی که شعلهاش به پر قدسیان گرفت
داغی که برد تاب و توان از دل همه
شاید که خوانده با دل بی تاب فاطمه
«ای کشته فتاده به هامون حسین من
ای ماه دست و پا زده در خون حسین من»
بودند دیو و دد همه سیراب و ای دریغ
در خیمههای آل عبا تیر بود و تیغ
مهجور مانده است سلیمان کربلا
غوغا به پاست در دل میدان کربلا
نبض زمین و نبض زمان نامرتب است
انگار وقت رفتن خورشید زینب است
محشر شدهست در دل اهل حرم به پا
غرق تلاطم است دگر خاک نینوا
حالا حسین آنکه جهان بیقرار اوست
دل از جهان بریده و خود بیقرار دوست
او میرود که زنده کند خاک مرده را
این خاکیان دل به مذلت سپرده را
او میرود قیامت عظمی بهپا کند
این خاک معصیتزده را کربلا کند
لب تشنه میرود سوی گودال قتلگاه
خورشید میرود که شود روشنای راه
گویا زمان معجزههای پیمبریست
اعجاز او ولی همه از جنس دیگریست
معراج اوست از دل گودال قتلگاه
تنها و تشنه، بیکس و مظلوم و بیسپاه
از خون وضو گرفته و قد قامت الصلات
صف بستهاند پشت سرش عرش و کائنات
برپا شدهست در دل مقتل نماز او
زیباتر است از همه راز و نیاز او
در سجده از تمام جهان دل بریده است
تنها که نیست؛ لشکر کوفی رسیده است
سرنیزهای برای طواف سر آمده
تیری به استلام لب و حنجر آمده
«انا الیه...» بر لب و... عالم به تاب و تب
چشمش به سوی زینب و... عالم به تاب و تب
وقت نماز سر شده بر روی نیزهها
قد قامت الصلات بخوان خاک کربلا
معراج اوست در دل خون دیدنی شده
قرآن آیه آیه چه بوسیدنی شده
«وَ اَم حَسِبتَ» کار جهان را نظاره کن
خورشید روی نیزه! طلوعی دوباره کن!
✍️#گروه_ادبی_قتیل_العبرات
http://eitaa.com/joinchat/2983329811C10bcbd20fd
#امام_حسین_شهادت
#قتلگاه
#عاشورا
به قتل صبر، سرم شد جدا رِضاً بِرِضائك
نه ذبح ساده، به ذبح از قفا رِضاً بِرِضائك
به پیش دیده ی مادر، میان گودی گودال
سه ساعت است زدم دست و پا، رِضاً بِرِضائك
نداد کوفه به مهمانِ خویش جرعهی آبی
چه خوش نمود به عهدش وفا رِضاً بِرِضائك
ببین به جرم علی گفتنم میانهی مقتل
زدند بر دهنم با عصا رِضاً بِرِضائك
به شیعیان برسان ضرب نیزه دوخت لبش را
امام تشنهیشان گفت تا رِضاً بِرِضائك
اگر به غارت جسمم به قتلگاه رضایی
ازین عذاب ندارم إبا رِضاً بِرِضائك
گلایه نیست که حتی کفن نمانده برایم
اگر شود کفنم بوریا رِضاً بِرِضائك
بناست تا بدنم زیر آفتاب بماند
به روی ریگ بیابان رها رِضاً بِرِضائك
بناست نیمهی جان مرا برند اسیری
دلم شکسته ازین ابتلا... رِضاً بِرِضائك
✍️#محمدجواد_شیرازی
http://eitaa.com/joinchat/2983329811C10bcbd20fd
#امام_حسین_شهادت
#گودال
#عاشورا
گفته بودند که تنها. زدنت کافی نیست
اینکه در خاک بغلتد بدنت کافی نیست
پیش اینها که به خون تن تو تشنه شدند
تیرهایی که نشسته به تنت کافی نیست
با سرِ نیزه به جان بدنت افتاده
او که میگفت مقطّع شدنت کافی نیست
تابسوزد جگر مادرتو در گودال
زدن نیزه میان دهنت کافی نیست؟؟
باید از غصه ی انگشت تو خون گریه کنم
بغض غارت شدن پیرهنت کافی نیست
شمر با چکمه لگد کرد پرت را..... ای وای
پشت و رو کرد تنت را که سرت را...... ای وای
✍️#ع_رجبی
http://eitaa.com/joinchat/2983329811C10bcbd20fd
#امام_حسین_شهادت
#گودال
#عاشوارا
یک نصفه روز قدر چهل سال خسته شد
زینب کنار رأس برادر شکسته شد
از دور دید ، شمر کجا پا گذاشته
اینگونه شد نماز عقیله نشسته شد
می دید دسته دسته به گودال آمدند
می دید جسم دلبر خود دسته دسته شد
با نیزه ای که روی گلویش گذاشتند
راه نفس کشیدن ارباب بسته شد
خیلی مسیرِ خیمه و گودال را دوید
یک نصفه روز قدر چهل سال خسته شد
✍️#احسان_نرگسی
http://eitaa.com/joinchat/2983329811C10bcbd20fd
#آجرک_الله_یا_صاحب_الزمان
#امام_حسین_شهادت
#عاشورا
#محرم
یوسف ترین من چه شده پیرهن تو را
گودال غرق خون شده آخر وطن تو را
با بغض بوتراب تنت شرحه شرحه شد
اینگونه باورم نشود پاره تن تو را
مانده است روی خاک بیابان حسین من
هر گوشه یک نشانه ای از آن بدن تو را
بابای تو علی پدر خاک باشد و
زهرا ببیند ای گل من بی کفن تو را؟
لعنت به آنکه فاصله انداخت بین ما
لعنت به نیزه ای که گرفته ز من تو را
✍️#حسن_کردی
http://eitaa.com/joinchat/2983329811C10bcbd20fd