eitaa logo
زمزمه ترحیم خوانی
43.3هزار دنبال‌کننده
394 عکس
111 ویدیو
2 فایل
مطالب اول کانال👇 https://eitaa.com/tarhimkhani/4 ارتباط👇 @Alikarbalaie
مشاهده در ایتا
دانلود
السلام ای بدن بی سر گرما دیده السلام ای سر مجروح کلیسا دیده با چه وضعی ته گودال کشاندند تو را ما شنیدیم ولی زینب کبرا دیده ای به قربان نگاهش که از این دشت بلا هر بلایی به سرش آمده، زیبا دیده زینت دوش نبی بودی و بی وجدانها سر بریدند و گرفتند تو را نادیده ای که شد مهریه ی مادر تو آب فرات ترک روی لبت را لب دریا دیده؟ خنجر انداخت مسیحی و، مسلمان برگشت به گمانم ته گودال مسیحا دیده ای عزیزی که تنت پیش همه عریان شد بر سر پیرهنت فاطمه دعوا دیده دختری که همه‌ی دلخوشی‌اش بابا بود عوض دیدن بابا، سر بابا دیده ✍️شاعر؟؟؟ http://eitaa.com/joinchat/2983329811C10bcbd20fd
😭 سه ساعت شده جان به لب مادرت سه ساعت چه کردند با پیکرت سه ساعت به جان هم افتاده اند چه جنگی است اینجا برای سرت عطش با دو چشمت چه کرده حسین دلت تنگ عباس آب آورت عصا خوردی و طعنه زد حرمله چه شد پس عصایت ، علی اکبرت همه جوره امروز حیدر شدی به قربان احسان انگشترت تو را این سه شعبه زمین گیر کرد بمیرم برای علی اصغرت تو ای از قفا سر بریده ببخش اگر بوسه ام داد درد سرت ✍️ http://eitaa.com/joinchat/2983329811C10bcbd20fd
گرچه همه رد می کنند از خود گدا را آقا محبت کن صدا کن اسم ما را من نوکر خوبی برای تو نبودم خیلی اذیت کرده ام آقا شما را کج می روم وقتی هوایم را نداری کج می گذارم روی هم سنگ بنا را بنشان هم اکنون مادرم را در عزایم آزار دادم من تو را -صاحب عزا را- پشت درم، درمانده ام، در را نبندی از خود مرانی این گدای خرده پا را بی آبرویی آمده؛ ای آبرو دار بی وقت آمد، آمده وقت مدارا اول گرفتی دست های خالیم را آخر پذیرفتی مَنِ  یک لاقبا را چشمی که گریه می کند دارو ندارد درمان نکن این عاشق درد آشنا را یکبار شد چشم انتظارت را نبخشی؟... وقتی به لب دارد نوای کربلا را محض گل روی ابوفاضل عوض کن حال و هوای نوکر سر به هوا را **** زهرا کنار علقمه؛ پهلو گرفته چون دیده دریا و دو تا دست جدا را ای کاش می شد از تن او در بیارند آرام، تیر و آهن و سرنیزه ها را مشکی که پاره بود را بردند خیمه گفتند این هم مشک و این آب گوارا ✍️ http://eitaa.com/joinchat/2983329811C10bcbd20fd
دامنِ هر کوفیِ نامرد، ده ها سنگ بود بر سرِ پیراهنِ صد پاره اش هم جنگ بود ذره ای پیراهنش جای رفو کردن نداشت آن تن پامال دیگر پشت و رو کردن نداشت اسب خود را شمر پیش چشم آقا آب داد با نوک نیزه تن آقای ما را تاب داد کوفیان بعد از علمدارش زبان وا کرده‌اند زخم های سینه اش دیگر  دهان وا کرده‌اند آنقَدَر زد ... آنقَدر زد ... از نفس افتاد شمر تشنه بود آقا  ولی نیزه به خوردش داد شمر نیزه هاشان را به روی قلب آقا کاشتند فرصت کافی برای مثله کردن داشتند دید زينب، هستی اش افتاده تنها، بی پناه «یا بُنیّ» «یا بُنیّ» مادر آمد قتلگاه ✍️ . http://eitaa.com/joinchat/2983329811C10bcbd20fd
میروی اما بدان جان مرا هم می‌بری خیمه را با رفتنت در بُهت و ماتم می‌بری روبرو با لشکری بی‌رحم میگردی مرو خواهرت را در میان لشکر غم می‌بری تاقت بارانی از نیزه ندارد این زره کهنه پیراهن نپوشی احترامم می‌بری قلبم از حال وداعت در تپش افتاده است همره خود جانِ ما را نیز کم کم می‌بری هر قدم، دارد دل من نیز می‌ریزد بهم جاریِ چشمِ مرا با خویش نم نم می‌بری داغِ عالم سوز دارد ناله‌های دخترت تا کجا ما را پیِ غم‌های عالم می‌بری چهره‌ات زنگ غروب و میروی تنگ غروب آه خورشید حرم، بر نیزه جانم می‌بری نیزه ها آماده‌ی بوسیدنِ حلق تواند بوسه‌ی زیر گلو را تا به حلقم می‌بری سر نمی‌ماند برایت زیر این شمشیرها همرهِ راسِ بریده، تا کجایم می‌بری رشته‌ی دل دستِ تو، از کعبِ نِی خوردن چه باک تا بماند جاودان، این حبلِ محکم می‌بری می‌سپاری بر که ما را ای عزیز فاطمه بینِ این نامحرمان، بی یار و محرم می‌بری از حریمت بعدِ تو، بوی اسارت می‌رسد سوی شام کوفه با خود گفتگویم می‌بری دانم ای خون خدا، تبیینِ نهضت با من است بهرِ این فریاد، تا بزم شرابم می‌بری با یزیدِ پست خواهم گفت دستم بسته‌ای پس چرا با ناسزایت آبرویم می‌بری ✍️ http://eitaa.com/joinchat/2983329811C10bcbd20fd
😭 ناباورانه میروم و میگذارمت با تازیانه میروم و میگذارمت با صد نشانه میروم و میگذارمت اشکی روانه میروم و میگذارمت چون چاره نیست، زخمِ تنت را رها کنم این جسمِ بی‌سر و کفنت را رها ‌کنم شد زخم‌های بر بدنت، خارِ چشم من این تیرِ خورده در دهنت، خارِ چشم من غارتگرانِ پیرهنت، خارِ چشم من نیزه شکسته‌های تنت خارِ چشم من ای نازنین برادر من، الوداع حسین ای سایه‌ی روی سر من، الوداع حسین هرگز نگویمت، که رها کرده‌ای مرا کیِ از نگاهِ خویش، جدا کرده‌ای مرا از زیر نیزه‌ها، تو صدا کرده‌ای مرا از حنجرِ بریده، دعا کرده‌ای مرا حالا که میروم، تو دعا کن برای من این ناقه را، خمیده بنا کن برای من اینجا هنوز، قدرتِ تو یاری ام دهد در این غبار، غیرتِ تو یاری ام دهد در بینِ لشکر، عزتِ تو یاری ام دهد غصه مخور، که مِحنتِ تو یاری ام دهد آری، میانِ این‌همه نامحرم ای شهید با لطفِ تو، دلم بشود محکم ای شهید کاری کنم حسین، که این چشم‌های هیز هرگز به عترتَت، نرساند نگاهِ تیز لازم به تیغ نیست، تو از جای برنخیز نفرینِ من کند سرِ بدخواه، ریز ریز مادر کنارِ ما، ز رَهی دور آمده بهرِ کمک، به هاله‌ای از نور آمده تنها غمی که بر دلِ ما شعله می‌زند دشمن بما ز حرفِ بدَش زخمه می‌زند آنکه به مویِ صورتِ تو پنجه می‌زند دارد به شَانِ آل علی خدشه می‌زند زخمِ زبان، ز نیزه و شمشیر بدتر است این ناسزا، ز بارشی از تیر بدتر است کوفی هنوز هم، سرِ جنگ است یاحسین بعد از تو، سهمِ قافله سنگ است یاحسین حالا که با تو، وقتِ درنگ یاحسین خیلی دلم برای تو تنگ است یاحسین لشکر هجوم بر سرِ ما می‌کند اَخا ما را به تازیانه، جدا می‌کند اَخا این پاره معجران، که روند از کنار تو تا شام بانوان، همه هستند یار تو بنگر که دختران، همگی بی‌قرار تو گِریند خواهران، به تنِ بی‌مزار تو قاتل به طعنه‌های خودش، می‌کُشد مرا با دفنِ کشته‌های خودش، می‌کُشد مرا ✍️ http://eitaa.com/joinchat/2983329811C10bcbd20fd
آقا شنیده ام همهء روضه هات را در مجلس عزا غم و سوز صدات را انگار بغض روضهء جدّت گرفته است بعضی فرازهای دعای سمات را ای نفس مطمئنهء جامانده از حسین! خواندی چنین برای که "والعادیات" را؟ از صبح تا به شام فقط نوحه می کنی این زخم های کهنه و درد بیات را باری شده به شانهء تو گریه لرزه ها اشکت به هم زده جرَیان فرات را داری دعا برای تمام بنی اسد چون عمه جان که کرده دعا آن دهات را مولا به حق ناحیه ای که مقدس است در دست خالیم بده برگ برات را ✍️ http://eitaa.com/joinchat/2983329811C10bcbd20fd
ای روضه‌روضه داغ تو جان‌سوز، یا حسین ای داغ تا همیشه جهان‌سوز، یا حسین با روضۀ تو دم به دم آتش گرفته‌ام با بیت بیت محتشم آتش گرفته‌ام «باز این چه شورش است که در خلق عالم است باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است» این ماتمی که آتش آن در جهان گرفت داغی که شعله‌اش به پر قدسیان گرفت داغی که برد تاب و توان از دل همه شاید که خوانده با دل بی تاب فاطمه «ای کشته فتاده به هامون حسین من ای ماه دست و پا زده در خون حسین من» بودند دیو و دد همه سیراب و ای دریغ در خیمه‌های آل عبا تیر بود و تیغ مهجور مانده است سلیمان کربلا غوغا به پاست در دل میدان کربلا نبض زمین و نبض زمان نامرتب است انگار وقت رفتن خورشید زینب است محشر شده‌ست در دل اهل حرم به پا غرق تلاطم است دگر خاک نینوا حالا حسین آن‌که جهان بی‌قرار اوست دل از جهان بریده و خود بی‌قرار دوست او می‌رود که زنده کند خاک مرده را این خاکیان دل به مذلت سپرده را او می‌رود قیامت عظمی به‌پا کند این خاک معصیت‌زده را کربلا کند لب تشنه می‌رود سوی گودال قتلگاه خورشید می‌رود که شود روشنای راه گویا زمان معجزه‌های پیمبری‌ست اعجاز او ولی همه از جنس دیگری‌ست معراج اوست از دل گودال قتلگاه تنها و تشنه، بی‌کس و مظلوم و بی‌سپاه از خون وضو گرفته و قد قامت الصلات صف بسته‌اند پشت سرش عرش و کائنات برپا شده‌ست در دل مقتل نماز او زیباتر است از همه راز و نیاز او در سجده از تمام جهان دل بریده است تنها که نیست؛ لشکر کوفی رسیده است سرنیزه‌ای برای طواف سر آمده تیری به استلام لب و حنجر آمده «انا الیه...» بر لب و... عالم به تاب و تب چشمش به سوی زینب و... عالم به تاب و تب وقت نماز سر شده بر روی نیزه‌ها قد قامت الصلات بخوان خاک کربلا معراج اوست در دل خون دیدنی شده قرآن آیه آیه چه بوسیدنی شده «وَ اَم حَسِبتَ» کار جهان را نظاره کن خورشید روی نیزه! طلوعی دوباره کن! ✍️ http://eitaa.com/joinchat/2983329811C10bcbd20fd
به قتل صبر، سرم شد جدا رِضاً بِرِضائك نه ذبح ساده، به ذبح از قفا رِضاً بِرِضائك به پیش دیده ی مادر، میان گودی گودال سه ساعت است زدم دست و پا، رِضاً بِرِضائك نداد کوفه به مهمانِ خویش جرعه‌ی آبی چه خوش نمود به عهدش وفا رِضاً بِرِضائك ببین به جرم علی گفتنم میانه‌ی مقتل زدند بر دهنم با عصا رِضاً بِرِضائك به شیعیان برسان ضرب نیزه دوخت لبش را امام تشنه‌ی‌شان گفت تا رِضاً بِرِضائك اگر به غارت جسمم به قتلگاه رضایی ازین عذاب ندارم إبا رِضاً بِرِضائك گلایه نیست که حتی کفن نمانده برایم اگر شود کفنم بوریا رِضاً بِرِضائك بناست تا بدنم زیر آفتاب بماند به روی ریگ بیابان رها رِضاً بِرِضائك بناست نیمه‌ی جان مرا برند اسیری دلم شکسته ازین ابتلا... رِضاً بِرِضائك ✍️ http://eitaa.com/joinchat/2983329811C10bcbd20fd
گفته بودند که تنها. زدنت کافی نیست اینکه در خاک بغلتد بدنت کافی نیست پیش اینها که به خون تن تو تشنه شدند تیرهایی که نشسته به تنت کافی نیست با سرِ نیزه  به جان بدنت افتاده او که میگفت مقطّع شدنت کافی نیست تابسوزد جگر مادرتو در گودال زدن نیزه میان دهنت کافی نیست؟؟ باید از غصه ی انگشت تو خون گریه کنم بغض غارت شدن پیرهنت کافی نیست شمر با چکمه لگد کرد پرت را..... ای وای پشت و رو کرد تنت را که سرت را...... ای وای ✍️ http://eitaa.com/joinchat/2983329811C10bcbd20fd
یک نصفه روز قدر چهل سال خسته شد زینب کنار رأس برادر شکسته شد از دور دید ، شمر کجا پا گذاشته اینگونه شد نماز عقیله نشسته شد می دید دسته دسته به گودال آمدند می دید جسم دلبر خود دسته دسته شد با نیزه ای که روی گلویش گذاشتند راه نفس کشیدن ارباب بسته شد خیلی مسیرِ خیمه و گودال را دوید یک نصفه روز قدر چهل سال خسته شد ✍️ http://eitaa.com/joinchat/2983329811C10bcbd20fd
یوسف ترین من چه شده پیرهن تو را گودال غرق خون شده آخر وطن تو را با بغض بوتراب تنت شرحه شرحه شد اینگونه باورم نشود پاره تن تو را مانده است روی خاک بیابان حسین من هر گوشه یک نشانه ای از آن بدن تو را بابای تو علی پدر خاک باشد و زهرا ببیند ای گل من بی کفن تو را؟ لعنت به آنکه فاصله انداخت بین ما لعنت به نیزه ای که گرفته ز من تو را ✍️ http://eitaa.com/joinchat/2983329811C10bcbd20fd