🔰 گزارش تصویری از همایش طلایهدار مقاومت
1⃣ لینک تصاویر خبرگزاری حوزه
2⃣ لینک تصاویر خبرگزاری ابنا
╭────────────────
🆔 انجمن علمی تاریخمعاصر و انقلاباسلامی حوزه
https://eitaa.com/tarikh_57
╰────────────────
🔺 گزارش | شرح محتوای همایش "طلایهدار مقاومت"؛ از تاثیر فلسفه سیاسی امام در شکلگیری جبهه مقاومت تا خطری که حوزه را تهدید میکند
✍ گزارش تفصیلی خبرگزاری حوزه
✍ گزارش تفصیلی خبرگزاری ابنا
✍ گزارش خبرگزاری صدا و سیما
✍ گزارش خبرگزاری ایرنا
╭────────────────
🆔 انجمن علمی تاریخمعاصر و انقلاباسلامی حوزه
https://eitaa.com/tarikh_57
╰────────────────
🟢 تکامل فلسفه سیاسی در اندیشه امام
💥 دکتر موسی نجفی در همایش "طلایهدار مقاومت" | ۸ خرداد ۱۴۰۴ - انجمن تاریخ معاصر حوزه🔻
1⃣ «در ابتدا بحثم را با این سوال جدی آغاز میکنم که چرا انقلاب در دهه ۴۰ به پیروزی نرسید و خط امام به طور لازم درک نشد؟ چرا بااینکه در ۱۵ خرداد ۴۲ شهدای زیادی داشتیم ولی در دهه ۵۰ موفقیت حاصل شد؟ چرا مردم در دهه ۴۰ به حقیقت گفتههای امام، چنانکه باید نرسیدند ولی در دهه ۵۰ عمیقاً دریافتند و انقلاب کردند؟»
2⃣ پاسخ به این سوال، به بررسی سیر تطوّر و مراحل انقلاب اسلامی نیاز دارد. اگر بخواهیم پیدایش انقلاب را ریشهیابی کنیم و به یک نظریه زیربنایی برسیم، بهترین نظریه، نظریه "بیداری اسلامی" است؛ یعنی انقلاب اسلامی، از یک سو، معلول بیداری اسلامی است و از سوی دیگر نیز علت بیداری اسلامی میباشد؛ بدین صورت که این انقلاب، هرچند اجمالاً معلول بیداری اسلامی است ولی تفصیلاً خودش بیداری اسلامی جدیدی را رقم میزند. حال اگر در یک روند تاریخی، آغاز بیداری اسلامی را از زمان واقعه هجوم ناپلئون به مصر در نظر بگیریم و به عنوان یک حرکت تاریخی - هویتی در جهان اسلام تحلیل کنیم، این موج، به چهار مرحله در بستر تاریخ میانجامد: ۱. حرکت نظامی ۲. حرکت سیاسی ۳. حرکت فرهنگی و بالاخره: ۴. حرکت تمدّنی. انقلاب اسلامی در واقع مرحله و موج چهارم بیداری اسلامی است که مرحله تمدّنی آن، با همین انقلاب شروع میشود.
3⃣ در مرحله بعد، برای درک فلسفه سیاسی امام خمینی (ره)، باید فرق بین نظریه سیاسی و فلسفه سیاسی ایشان را دریابیم و در منظومه فکری امام، چگونگی تبدیل نظریه سیاسی ایشان به فلسفه سیاسی را کشف کنیم. ابتدا این دو را با هم مقایسه کنیم:
الف) نظریه سیاسی: بیشتر ناظر به بحران است که یک متفکر، بحرانی را در جامعه میبیند و آن را به جامعه گوشزد میکند. در این مرحله بیشتر با واکنش و عکسالعمل در برابر بحرانها و مشکلات جاری در جامعه روبرو هستیم که نوعی انفعال است. مثل اینکه متفکری، بحران اقتصادی جامعه ما را ببیند و در واکنش به آن، اقتصاد مقاومتی را به عنوان یک نظریه مطرح کند (البته از بُعد واکنش، نه به عنوان فلسفهسیاسی و کنش فعال)
ب) فلسفه سیاسی: در بُعد فلسفه سیاسی یک متفکر و رهبر، فعال، کلان و مستقل میاندیشد و عمل میکند لذا میتواند در این فضا، یک نظام اساسی برای خلق حاکمیت جدید ایجاد کند.
4⃣ به نظر میرسد امام خمینی (ره)، در دهه ۴۰ بیشتر نظریه سیاسی داشت و به بحرانهای موجود جامعه مثل لوایح انجمنهای ایالتی و ولایتی و بحث نظام شاهنشاهی و امثال آن، واکنش نشان میداد. لذا بعضی از مردم چه بسا میگفتند حالا بعد از مقابله با ماجرای انجمنها چه هدفی در پیش دارد و در نهایت چه راهکاری ارائه میدهد؟ حتی در کتاب کشف اسرار هم باز میبینیم رگههایی از اهدافش هست ولی اینکه ایشان چه میخواهد بگوید و چه آیندهای را برای حاکمیّت جامعه ترسیم میکند، مشخص نیست. حالا در این ۱۵ سال تا بهمن ۵۷ چه اتفاقی رخ داد که این نظریه به فلسفه سیاسی تبدیل شد؟ امام که همان امام بود؛ رژیم و آمریکاییها که مثل همان قبل بودند و مردم ایران هم که فرقی نکرده بودند. پس چه اتفاقی رخ داد؟ در این فرصت، امام خمینی نظریه سیاسی خود را با نظریه ولایتفقیه تکمیل کرد. بحث حکومت اسلامی و درسهای ولایتفقیه امام یک اتفاق تازه بود که در این میانه افتاد و مبارزه را از حالت واکنشی و انفعالی به مبارزه فعال تبدیل کرد. در حقیقت، نقطه اصلی فلسفه سیاسی امام همین است. [این وجود مقتضی]
5⃣ ضمناً مانعی هم بر سر راه جامعه بود که کم کم ضعیف شد و بعداً کنار رفت و آن هم اندیشههای چپ و مارکسیستی بود که مخصوصاً در فضای بعد از نهضت ملی نفت، فضای ناقصی به وسیله حزب توده به وجود آمده بود. مارکسیستها در دهه ۴۰ و ۵۰ میخواستند انقلاب در انحصار خودشان باشد ولی امام انقلاب را کاملاً مردمی و فراگیر کرد و در رهبری نهضت یک نگاه جدیدی به مردم آورد و انقلاب را از حالت طبقاتی یا صورت مسلحانه دور کرد. نفوذ اندیشههای چپ (فرهنگ شرق) یکی از موانعی بود که اجازه نمیداد، برخی مردم امام را دقیق ببینند. امامِ فقیه، اصلی به نام ولایت فقیه را آورد که دیگر، نه مبارزه در گروی نظام طبقاتی شرق بود و نه نیازی به مدل غربی "مثل صعود با تشکیل حزب و پارلمانتاریسم" داشت. در این ۱۵ سال، به مرور نظریه حکومتی امام کاملتر شد و اندیشههای دینی توسط بزرگانی مثل شهیدمطهری در جامعه جا افتاد. مردم احساس کردند که امام در کنار سرنگونی رژیم (وجه سلبی) طرح جدیدی هم دارد (ایجابی)
5⃣ اندیشه مقاومت در ذات انقلاب اسلامی نهادینه شده و نقطه تکامل نهضتهای ضداستبدادی و ضداستعماری معاصر مثل نهضت تنباکو، مشروطه و نفت است. اصلا ذات انقلاب، تمدن سکولار و هژمونی ابرقدرتهای غرب را به چالش میکشد و با طرح و لبخند سازشکارانه طیف غربگرا از بین نمیرود!
🔰 خطر تحریف امام خمینی، بزرگ اما پنهان است
💥حجتالاسلام والمسلمین سیدحمید روحانی در همایش طلایهدار مقاومت | ۸ خرداد ۱۴۰۴؛ انجمن تاریخ معاصر حوزه🔻
1⃣ امروز با خطری پنهان اما عظیم مواجه هستیم که هدف آن، تضعیف بنیانهای فکری و عقیدتی انقلاب اسلامی است. یکی از شگردهای مخالفین، تولید منابعی است که به اسم زندگینامه امام منتشر میشود ولی دنبال تحریف زندگی و خط امام است. میخواهند مثل تاریخ مشروطه، تاریخ انقلاب را تحریف کنند. ما باید تحریف را افشا کنیم و نگذاریم برخی نویسندگان و حتی برخی عالمنمایان، چهره امام را خنثی و سازشکار جلوه دهند. زندگی امام حتی در جزئیترین لحظات زیر نظر دستگاههای اطلاعاتی و جاسوسان خارجی بود و اسنادش موجود و نکاتش روشن است. حوزه باید در برابر هرگونه تحریف وانحراف از خط اصیل امام خمینی (ره) با بصیرت و قاطعیت بایستد
2⃣ حجتالاسلام والمسلمین روحانی با انتقاد از برخی تلاشها برای تقلیل شخصیت امام به یک چهره صرفاً سیاسی و اجتماعی، تصریح کرد: امام خمینی رهبری جامع، عمیق و الهی بود که رمز موفقیتش در ایمان، شناخت دقیق زمانه، فریاد برحق و حرکت خالصانه در مسیر الهی است. رمز پیروزی امام، خصلت دشمنشناسی، مردمشناسی، جامعهشناسی، جریانشناسی و تهذیب بود. امام از متن جامعه برخاست و دشمن واقعی را بدرستی شناخت. متاسفانه یکی از آسیبهای جدی امروز این است که بسیاری از افراد سرشناس، گاه در این عرصه ضعیف هستند و جامعه و مردم زمان خود را نمیشناسند
3⃣ امام در افشای خطر صهیونیسم و نفوذ آمریکا، شجاعت داشت و مسئله فلسطین و مبارزه با صهیونیسم را به موضوع اول جهان اسلام تبدیل کرد
🔰 حجتالاسلام والمسلمین رحیمیان مطرح کرد؛
👈 امام خمینی، الگوی ثبات و قیام برای خدا
👈 وقتی امام پس از ایست قلبی، به طور معجزهآسا بازگشت!
در همایش «طلایهدار مقاومت» حجتالاسلام والمسلمین رحیمیان با مرور ابعاد منظومه فکری و سیاسی بنیانگذار جمهوری اسلامی، بر جایگاه ویژه امام در تبیین راهبرد مقاومت الهی تأکید کرد.
به گزارش خبرنگار گروه سیره امامین انقلاب خبرگزاری رسا، حجتالاسلام والمسلمین محمدحسن رحیمیان در همایش طلایهدار مقاومت با موضوع امام خمینی، جبهه مقاومت و نظام سلطه که به همت انجمن علمی تاریخ معاصر و انقلاب اسلامی حوزه علمیه، در ساختمان انجمن های علمی حوزه علمیه قم، برگزار شد، به بیان ابعاد منظومه فکری و سیاسی حضرت امام خمینی (ره) در حوزه مقاومت پرداخت.
حجتالاسلام والمسلمین رحیمیان با اشاره به باور عمیق امام خمینی به قرآن، وحی، و رسالت پیامبر اسلام (ص)، تاکید کرد که امام به آیات الهی، بهویژه آیاتی مانند لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الْیَهُودَ... باوری عینی و عملی داشت و این باور در مواضع سیاسی و اجتماعی ایشان بهخوبی نمود پیدا میکرد.
وی با انتقاد از برخی چهرههای معروف که در مقاطع مختلف دچار تزلزل در مواضع خود شدهاند، امام را تجسم واقعی ثبات، استقامت و پایداری در مسیر حق دانست و افزود: بر خلاف برخی افراد که در برهههای گوناگون مواضع متضاد داشتهاند، امام خمینی همواره بر موضع حق ایستادگی کرد و هیچگاه در اصول خود دچار تغییر نشد.
حجتالاسلام والمسلمین رحیمیان ادامه داد: ما در مجله پاسدار اسلام در بیش از صد شماره، عنوان امام خمینی صابر و استوار از آغاز تا کنون را بر صفحه دوم مجله درج میکردیم؛ زیرا این ویژگی امام برای ما الهامبخش بود. حتی پس از ارتحال ایشان، تا سالها این عنوان را حفظ کردیم.
وی تأکید کرد: وقتی سرچشمه فکر، قرآن و وحی الهی باشد، طبیعی است که حاصل آن نیز ثبات و پایداری باشد. امام خمینی شخصیتی بود که از آغاز نهضت تا پایان عمر، هیچگاه از مواضع حق عدول نکرد.
حجتالاسلام والمسلمین رحیمیان با استناد به تجربههای شخصی و بررسی اسناد تاریخی، از ثبات قدم امام در مواضع سیاسی، اجتماعی و دینی به عنوان الگویی ممتاز برای رهبران دینی و سیاسی جهان اسلام یاد کرد.
وی با اشاره به متن یادداشت تاریخی که حضرت امام در سال ۱۳۲۳ هجری شمسی آن را به تقریر در آورد، افزود: این نامه نشاندهنده ثبات فکری و راهبردی حضرت امام خمینی در طول بیش از چهل سال است، همان مفاهیمی که امام در سال ۱۳۲۳، در دوران اختناق طاغوتی بیان کردند، در سالهای پایانی عمر شریفشان نیز با همان زبان و محتوا تکرار شد. این ویژگی مهم، یعنی ثبات در راه حق و پایبندی به اصول، همان چیزی است که پایهگذار مقاومت حقیقی و ماندگار میشود.
حجتالاسلام والمسلمین رحیمیان سپس بخشهایی از این نامه تاریخی را مرور کرد و به جملهای کلیدی از آن اشاره کرد: قیام برای نفس است که چادر عفت را از سر زنان مسلمان برداشت، و اکنون نیز این امر خلاف دین و قانون در کشور جاری است، بیآنکه کسی علیه آن سخنی بگوید.
وی با تأکید بر هشدار صریح امام درباره ترک قیام برای خدا و گرفتار شدن در دام نفسانیات، گفت: امام خمینی، مسیر اصلاح فرد و جامعه را تنها در قیام خالصانه برای خدا میدانستند. همین مبنا، شالوده مقاومت دینی در نگاه امام بود.
حجتالاسلام والمسلمین رحیمیان خاطرنشان کرد: این سخنان، اگرچه ۸۰ سال پیش بیان شده، اما بهطرز شگفتانگیزی مصداق امروز ما نیز هست؛ و این نشاندهنده عمق و زنده بودن پیام امام و ضرورت بازگشت به منظومه فکری او در مواجهه با مسائل روز جامعه است.
وی تأکید کرد که امروز روز قیام است؛ اما نه هر قیامی، بلکه قیام اصلاحی برای خدا. اگر فرصت را از دست بدهیم، و قیام برای خدا نکنیم، اگر مراسم دینی و فرهنگ اصیل اسلامی را به جامعه بازنگردانیم، فردایی تاریک در انتظار جامعه اسلامی خواهد بود.
حجتالاسلام والمسلمین رحیمیان در ادامه، بر ثبات قدم حضرت امام در طول چهل سال مبارزه و زعامت تأکید کرد و گفت: این همان امامی است که در رنجنامهاش در ۸۰ سال پیش هشدار داد، و همان امام در آخرین سالهای عمر شریفش، باز همان مواضع را با صراحت بیشتری بیان کرد. ثبات راه امام، اوج راه امام است.
در بخش دیگری از سخنان خود، وی به خاطرهای تکاندهنده از بیماری حضرت امام خمینی (ره) در فروردین ۱۳۶۵ اشاره کرد و گفت: دکتر پورمقدس نقل میکند که در دوم فروردین آن سال، امام خمینی بهصورت ناگهانی دچار ایست کامل قلبی شد. وقتی پزشکان بر بالین امام رسیدند، قلب کاملاً از کار افتاده بود. طبق قاعده پزشکی، اگر خونرسانی به مغز بیش از ۷ دقیقه قطع شود، مرگ قطعی است. اما امام پس از حدود ۱۰ دقیقه، به طرز معجزهآسایی، به زندگی بازگشت.
↕️↕️
↕️↕️
حجتالاسلام والمسلمین رحیمیان افزود: دکتر پورمقدس میگوید با حالتی دیوانهوار خود را روی سینه امام انداختم، سینهاش صدا میداد… این لحظات بحرانی را تنها چند نفر از نزدیکان امام اطلاع داشتند. امام ۲۹ روز در حال ویژه بودند و این موضوع پنهان ماند.
وی با اشاره به ایام بیماری امام، گفت: در همان دوران بحرانی، کارهای دفتر را به تخت بیمارستان امام میآوردیم. حتی بسیاری از اعضای خانواده و افراد دفتر هم از عمق بیماری ایشان اطلاع نداشتند. شرایط جنگ، حضور رزمندگان در جبهه و موقعیت خاص کشور، ایجاب میکرد همهچیز با دقت پیش برود.
حجتالاسلام والمسلمین رحیمیان افزود:امام با بازگشت معجزهآسا از آن بیماری، بهواقع برای تحقق سه مأموریت الهی بازگشت: پایان جنگ، تعیین مسئله رهبری آینده انقلاب، و تبیین راه مقاومت برای امت اسلام. امام خمینی در دو سال و نیم پایانی عمر خود، با صراحت و قوت بیشتری، مسیر آینده انقلاب را مشخص کردند. این همان مسیری است که امروز به ظهور جریانهایی، چون حزبالله لبنان، انصارالله یمن و دیگر جبهههای مقاومت انجامیده. امام فرمود: راهی جز مبارزه نمانده است و باید دندان ابرقدرتها، بهویژه آمریکا را در هم شکست. یا شهادت یا پیروزی؛ که هر دو در این مکتب، پیروزیاند.
حجتالاسلام والمسلمین رحیمیان در پایان تأکید کرد: امام خطاب به همه ملتها، فریاد زد:ای خوابرفتگان، بیدار شوید!ای غفلتزدگان، برخیزید! اطرافتان را بنگرید؛ آمریکا و شوروی در کمین نشستهاند تا شما را نابود کنند. این همان اندیشهای است که حزبالله از آن متولد شد و انشاءالله تا ظهور حضرت ولیعصر (عج) ادامه خواهد یافت.
╭────────────────
🆔 کانال انجمن علمی تاریخمعاصر و انقلاباسلامی حوزه
https://eitaa.com/tarikh_57
╰────────────────
💥مشروح سخنرانی شنیدنی آیت الله نجم الدین طبسی
🔻🔻
🛑 علاقه به امام خمینی (ره)؛ ارثی است که از پدر به من رسیده است
👈 خاطرات زیبای آیت الله نجمالدین طبسی از امام و سید حسن نصرالله (ره) | ۸ خرداد ۱۴۰۴؛ همایش طلایهدار مقاومت از سوی انجمن تاریخ معاصر حوزه
آیتالله نجمالدین طبسی عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، طی سخنانی با موضوع «الگوی نظری و عملی امام در شکلگیری جریان مقاومت»، به تبیین نقش امام خمینی (ره) در تثبیت و گسترش جریان مقاومت اسلامی در برابر نظام سلطه پرداختند.
ابشان سخنرانی خود را با روایتی زیبا درباره نقش علمای دین در عصر غیبت، آغاز کردند و گفتند: حضرت امام هادی علیهالسلام در کلامی گهربار میفرمایند:
"لولا من یبقی بعد غیبة قائمنا علیهالسلام من العلماء الداعین الیه، و الدالین علیه، و الذابین عن دینه بحجج الله، و المنقذین لضعفاء عباد الله من شباک ابلیس و مردته، و من فخاخ النواصب، لما بقی احد الا ارتد عن دین الله، و لکنهم الذین یمسکون ازمة قلوب ضعفاء الشیعة کما یمسک صاحب السفینة سکانها، اولئک هم الافضلون عند الله عزوجل".
اگر این گونه نبود که پس از غیبت حضرت مهدی - که درود و سلام خدا بر ایشان باد - علمایی به سوی او دعوت کنند، و روش او را برای خواهندگان بیان، و با برهان و دلیل از دین او دفاع کنند، و بندگان ضعیف و ساده دل را از چنگ ابلیسان، و دام دشمنان و همچنین آنها را از دست رانده شدگان از درگاه حق نجات دهند، تمام مردم از حق رویگردان میشدند، و حقیقت ایمان برایشان مشتبه میگشت، اما علمای دین، رشته دلهای شیعیان را در دست دارند؛ همانگونه که کشتیبان، سکّان کشتی را در اختیار دارد. علما نزد خداوند متعال برترین و گرامیترینِ مخلوقات هستند.
تردیدی نیست که هر یک از علمای ربانی به سهم خود گامهای بزرگی در مسیر اعتلای دین و مذهب برداشتند. من بدون اینکه تنقیصی نسبت به سایر بزرگان داشته باشم، معتقدم مصداق بارز این روایتِ امام هادی علیهالسلام، مرحوم امام خمینی است و ایشان مصداق بارزِ «اولئک هم الأفضلون» در این روایت شریف است.
بینی و بین الله، ادی ما علیه (امام "ره" آنچه باید از تبلیغ دین انجام میداد، انجام داد و حقّ آن را ادا کرد).
امام با یک هنر خاص و تاکتیک ویژهای موضوع فلسطین را از دست برخی احزاب و گروههای سیاسی درآورد؛ احزابی که یُباع و یُشتری، یعنی به راحتی قابل خرید و فروش بودند و خودفروشی میکردند. امام موضوع فلسطین را از پشت درهای بسته درآورد و به میدان کشاند و تحویل مذهبیها داد. من یادم نمیرود که در کودکی در نجف بودم و خودم شاهد بودم به حدی جو عجیب بود که مردم از فلسطینیها میترسیدند، چون تبلیغات بدی علیه فلسطینیها به راه انداخته بودند و در عین حال که فلسطینیها را از سرزمین خودشان آواره کرده بودند و به قتل رسانده بودند، باز تبلیغات میکردند که اهالی فلسطین تروریستند. این تروریستی بودن حماس که الان تبلیغ میشود، آن روز هم بود. شدیداً تبلیغ میکردند که مواظب باشید فلسطینیها به خانههای شما میریزند و غارت میکنند... این امام خمینی بود که این فضا را شکست و آن را به مسئله مهم جهان اسلام تبدیل کرد و فلسطین را اولین قضیه مسلمین نمود.
چه کسی این بها را به قضیه فلسطین داد؟ امام بزرگوار.
از من خواستند که خاطراتم با سید حسن نصرالله را تعریف کنم. ایشان واقعا در خط مقدم جبهه مقاومت بود. من سالها با ایشان مرتبط بودم و از نزدیک با افکار و مواضع ایشان و ارادتی که به ایران عزیز و همچنین امام خمینی و مقام معظم رهبری داشت، آشنا بودم. گاه ساعتها دو به دو مینشستیم و درباره ایران و انقلاب، مردم و تشیّع، مباحث و تحلیل علمی مطرح میکردیم. شهید سیدحسن نصرالله دغدغه جدی نسبت به نظام جمهوری اسلامی داشت و بسیار دقیق عمل میکرد.
اجمالاً چند نکته از ایشان را مد نظر دارم. یکی احتیاط و تقوای شدید سیّد است.
یادم هست با سید حسن نصرالله در مجلس خصوصی نشسته بودیم. چند بار با ایشان تماس گرفتند، چون صحبت میکرد، برنداشت. یکدفعه برگهای آورد و نگاهی به آن کرد و خودش برای من تعریف کرد. فرمود الان این برگه را به من تحویل دادند، سریع جوابش را میخواهند. فلانی، از سران شورشی و تکفیری - الان یادم نیست که همین جولانی بود یا نه؟ - که چقدر مسلمان سربریده و الان نسبت به کفریا و فوعه که سالها محاصره بود و شیعیان گرفتار بودند، چقدر شاخ و شانه کشیده بود، که اگر اینجا سقوط کند، این منطقه دخترهاش مال من. الان با لباس مبدل و ناشناخته آمده به حمص و در یکی از
1⃣↕️
2⃣↕️
ساختمانها مستقر است. در آن ساختمان مردم عادی هم بودند. از طرف حزب الله به ایشان گفتند که ما به راحتی
میتوانیم او را با هلیکوپتر نابود کنیم. اما سید حسن نصرالله به دلیل اینکه احتمال آسیب رسیدن به افراد بیگناه در آن ساختمان داشت، حاضر به صدور فرمان حمله نشد. من در آنجا با ایشان بحث کردم که طبق برخی قواعد فقهی مثل قاعده تترّس، میتوان در شرایط سخت هم آن فرد تکفیری را از بین برد و سران حزب الله هم گفتند ما حاضریم اگر کسی از مردم عادی خسارت رفت، دیه او را بپردازیم ولی باز هم سید حسن راضی نشد و اجازه حمله نداد. این در اثر تقوا و احتیاط شدید ایشان بود.
شهید نصرالله در مهدویت بسیار کار کرده و خودش به من گفت تمام جلسات درس خارج مهدویت شما را گوش دادم. حتی برای طرح بعضی از مباحث مهدوی در سخنرانی خود، مشورت علمی میکرد. مثلاً یکبار با من تماس گرفت و گفت میخواهم بحث سفیانی را مطرح کنم و نکاتی مد نظر دارم. ضمناً بعضی از سرفصلهای خارج مهدویت بنده پیشنهاد ایشان است مثل بحث یهود در آخرالزمان. سید حسن نصرالله معتقد بود حتی با وجود همه تبلیغات سوء، آینده اسلام متعلق به شیعه و اهلبیت علیهمالسلام است. او به نقش شهید اول و شهید ثانی در گسترش تشیع در لبنان تأکید داشت و کاملا معتقد بود این بزرگان به نوعی از سوی حضرت ولیعصر (عج) ماموریت داشتند تا مذهب تشیع را در لبنان تقویت کنند.
هرچند مرگ حق است ولی من هنوز باور نکردم که ما چنین شخصیتی را از دست دادهایم.
آیتالله طبسی در بخشی از سخنان خود به خاطرههای تاریخی از پدرشان آیت الله محمدرضا طبسی و امام خمینی در نجف اشرف اشاره کرده و گفتند: پدرم از علاقمندان جدی امام(ره) بود. اگر من به امام خمینی علاقه و ارادت دارم، این روحیه ارثی است و از پدرم به من رسیده است. شاید برای اولین بار باشد که میشنوید وقتی ایشان شنید امام به نجف میآید، خودش برای استقبال رفت. خب، مراجع معظم نجف نمایندگانی میفرستادند که با ماشین به استقبال امام میآمدند ولی پدرم با حضرات آیات آقایان اخوان مرعشی (دامادهای آیت الله سید عبدالهادی شیرازی) شخصا به دیدن ایشان رفت و تا منطقهای که الان به حیدریه مشهور است به استقبال رفتند. جالب اینکه امام سه شب جلوس داشتند. هر سه شب را پدرم رفتند. عکسهای آن الان موجود است. از طرف دیگر پدرم در یکی از مساجد نجف، اول شارع الرسول (ص) نماز میخواند که آن مسجد بعداً تخریب شد. وقتی بنا شد امام نماز جماعت خود را در مسجد آیت الله بروجردی شروع کنند، پدرم نمازشان را تعطیل کردند و رفتند به امام اقتدا کردند. بعد که مسجد شیخ انصاری تشکیل شد، باز هم مرحوم والد رفتند و شرکت کردند. برای بعضی جای تعجب بود که چطور ایشان این همه احترام میکند. پدرم فرمود: باید زیر بغل این آقا را گرفت. آن وقت هنوز امام در نجف ناشناخته بود ولی مرحوم والد سالها بود که در نجف بودند. وقتی امام به کربلا آمد. ایشان میگفت از در قبله وارد حرم شدم و مستقیم به دیدار یکی از علمای مشهور در حرم رفتم، ایشان جلوی پای من بلند شد. گفتم آقاروح الله کربلاست، نماز جماعت خودتان را به ایشان واگذارید و ایشان گفت چشم. چند شبی که امام کربلا بود، جهت احترام به امام، نمازجماعت به ایشان واگذار شد.
روزی از پدرم پرسیدم سوابق شما با ایشان چگونه است؟ ایشان گفتند منظومه را با هم مباحثه میکردیم. از حالات امام در آن دوران پرسیدم گفتند: معمولاً ساکت بودند یعنی انسان کم حرف و پرفکری بود. من نامهنگاریهای پدرم را به چشم خودم میدیدم که به امام خطاب میکرد: سیّدنا، روحی فداک! این تعبیر از کسی که خودش ۶۰ اجازه اجتهاد و روایت دارد، قابل توجه است. لابد امام را شناخته بود و تا آخر عمر هم نظرش همین بود.
بعد از وفات مرحوم والد نزد آیتالله سید کاظم مرعشی رفتیم. آن زمان امام خمینی (ره) تازه رحلت کرده بودند. آقای مرعشی مطالب نابی درباره مرحوم امام بیان کرد. ایشان گفت: امام تازه وارد نجف شده بود، مشکل مالی داشت و شاه نیز اجازه نمیداد پولی به نجف برسد. با این حال امام به طلاب شهریه میداد. در همین ایام شهید صدوقی مبلغ زیادی از یکی از بازاریان یزد فرستاده بود. آن بازاری گفته بود: "این مبلغ را به مرجعی بدهید که اکثریت مردم یزد از او تقلید میکنند." مبلغ را برای امام فرستادند. امام گفت: "من مرجع اکثریت مردم یزد نیستم." من گفتم: شهادت میدهم که هستید. امام از اخویام پرسید، او گفت: نمیدانم. لذا امام گفت: "قبول نمیکنم." ماجرا را به شهید صدوقی رساندیم. ایشان در یزد استشهادیهای جمعآوری کرد. حدود شش ماه طول کشید تا استشهادیه جمع اوری شود و پس از رویت آن، تازه امام پذیرفت که وجوه را دریافت کند.» این دقت و تقوای فقهی امام مثالزدنی است
↕️↕️
3⃣↕️
آیت الله طبسی در پایان با اشاره به ولایتمداری امام خمینی (ره) افزودند: کتاب کشف اسرار مرحوم امام نشان میدهد که ایشان تا چه اندازه ولایتمدار بود. همچنین به یاد دارم پس از شهادت شهید مطهری، در جلسه یادبودی در مدرسه فیضیه نشسته بودیم. مداح هرچه از مقام شهادت و شهید مطهری گفت امام گریه نکرد، اما وقتی نام حضرت علیاکبر (ع) را برد، امام خمینی (ره) بیاختیار گریست
برخی به بهانههایی سعی کردند جلوی روضه حضرت رقیه سلام الله علیها را بگیرند و کوشیدند تا ایشان موضع منفی بگیرد ولی امام به آنان تشر زد که به عقاید مردم کاری نداشته باشید
╭────────────────
🆔 کانال انجمن علمی تاریخمعاصر و انقلاباسلامی حوزه
https://eitaa.com/tarikh_57
╰────────────────