eitaa logo
گذرگاه «انجمن علمی‌پژوهشی تاریخ‌جامعةالزهرا(س): قم»
1هزار دنبال‌کننده
3.1هزار عکس
139 ویدیو
310 فایل
گذرگاه «کانال‌انجمن‌علمی‌پژوهشی‌تاریخ‌جامعةالزهرا(س)؛ قم» 📜پل ارتباطی @tarikh_jz مالکیت فکری و محتوایی کانال، متعلق به انجمن علمی تاریخ جامعةالزهرا(س) است. انتشار فایل‌های صوتی، تصویری، عکس نوشته‌ها و پست‌ها صرفا با ذکر منبع بلامانع است.
مشاهده در ایتا
دانلود
نقد مقاله اتان کلبرگ ناقد: دکتر "محسن الویری" از بررسی و دقت در نگرش کلی نویسنده محترم( اتان کلبرگ) به امامیه در سه قرن نخست هجری چنین بر می آید که گویی وی ، امامیه را مستقل از جریانهای سیاسی- فرهنگی این سه قرن در نظر گرفته و بر آن اساس چنین تحلیلی ارائه داده است. تقریباَهمه مورخان این مدعای امامیه را پذیرفته اند که شیعه پس از شهادت علی علیه السلام، مرحله دشوار وسختی را در زندگی سیاسی و فرهنگی خود آغاز کرد. یکی از بندهای صلح نامه امام حسن علیه السلام با معاویه، رعایت امنیت پیروان و خاندان علی علیه السلام در سرزمین اسلامی بود، نشان دهنده این است که این فرقه از همان آغاز، سایه خطر و تهدیدی جدی را بر سر خود می دیده است. دانشمندان اثنی عشریه می گویند که امامان آنها که خلافت را حق خود می دانستند، در کنار مبارزه برای بدست آوردن خلافت، وظیفه خود را در تبیین معارف دینی و ابلاغ احکام و وظایف مردم به آنها و هدایت معنوی، سیاسی و فرهنگی مردم وا ننهادند و راز مخالفت شدید دستگاه خلافت اعم از اموی یا عباسی با امامان شیعه و طرفداران آنها نیز تعارض اهداف و خواسته ها و تعالیم آنها با برنامه و روش دستگاه خلافت بوده است.طبیعی است که امامان شیعه به عنوان رهبران این فرقه بیش از دیگران تحت نظارت و مورد حمله خلفا بوده باشند. این امر همواره امامان را در شرایط سختی از نظر حفظ جان خود و فراهم کردن پوشش لازم برای ادامه فعالیتهای سیاسی- فرهنگی قرار می داد که به اصطلاح به شرایط تقیه معروف است. #مستشرقان #اتان_کلبرک @tarikh_j
رعایت تقیه در مقطعی از تاریخ شیعه جزء لوازم دین شمرده شد، در کنار تضمین امنیت امامان و پیروان آنها، به نوبه خود موجب کتمان حق، ابهامها و اختلافات، همنوایی با مخالفان و بعضاَ کجرویهای زیادی در میان امامیه شد. امامان شیعه با علم به این مشکلات، به خاطر کسب منافعی بالاتر و والاتر و جلوگیری از ضربه های دستگاه خلافت بر پیکره شیعه نمی توانستند و نمی خواستند به شکل واضح، علنی و آشکار به روشنگری بپردازند . آنها همواره و به شکلهای مختلف، بر اصل امامت پای می فشردند ومردم را به آن توجه می دادند، ولی شئون جزیی تر و حساس تر مربوط به آن مانند نام امامان، تعیین امام بعدی وحتی تعداد امامان ، از جمله مهمترین مسائلی بود که در آن حتماَ رعایت تقیه می شد و به همین خاطر، همواره ابهاماتی در این زمینه ها وجود داشت، بویژه پس از رحلت هر یک از امامان که گفته اند همه آنها طبعاَ بجز امام دوازدهم از سوی دستگاه خلافت به قتل رسیده یا مسموم گشته اند. از آنجا که دستگاه خلافت در پی شناختن امام بعدی بود، مخفی کاری امامیه و بویژه تردیدها و اختلافات ناشی از آن بیشتر می شد. @tarikh_j
قراین بسیاری این ادعای امامیه را تایید می کند. به عنوان نمونه: برقی در کتاب المحاسن خود حدیثی نقل کرده که وقتی عمربن مسلم از امام صادق علیه السلام نام ائمه را می پرسد آن حضرت از امیرالمومنین تا امام باقر علیهم السلام را نام می برد. وقتی عمربن مسلم در مورد جانشین امام باقر علیه السلام می پرسد با احتمال اینکه امام صادق علیه السلام جانشین او باشد تا چهار بار سئوال میکند، امام هر بار با پاسخی سربسته ضمن رد نکردن این احتمال از تصریح در امامت خود سرباز میزند.( نمونه های دیگری در این مقاله ذکر شده که برای کسب اطلاعات بیشتر می توانید به آن مراجعه کنید). طبیعی است در چنین شرایطی اخبار مربوط به امام دوازدهم که گفته می شد براندازنده حکومت ظلم و جور است، از حساسیت بیشتری برخوردار باشد. به موجب حدیثی در کتاب غیبت نعمانی، حتی امامان پیشین که فاصله زمانی نسبتاَ زیادی با ولادت و غیبت امام دوازدهم داشتند، برای رعایت مسائل امنیتی از معرفی دقیق امام دوازدهم اجتناب می کردند. با توجه وتکیه به مطالبی که گذشت، می توان احتمالی جدید درباره ریشه ها و مراحل گسترش نظریه دوازده امام و غیبت دوازدهمین امام در بین امامیه مطرح نمود. که اولاَ نظریه دوازده امام به صراحت، و نظریه غیبت به طور ضمنی و تلویحی در منابع اولیه امامیه( منابع قرن سوم) مطرح شده است. ثانیاَ مولف مقاله با اغماض از وجود چنین احادیثی، صرفا به دلیل دست نیافتن به این نظریه ها در منابعی که قسمت عمده آن از بین رفته و به دست ما نرسیده، حکم به عدم قطعیت این نظریه نزد امامیه نموده است وچنین حکمی قابل اعتماد نیست. ثالثاَ تحلیل او( کلبرگ) درباره انگیزه های گرایش امامیه بسیار سئوال برانگیز و آکنده از ابهام و به نظر ناقص و نارسا باشد. تنظیم: سید زهرا محمدی @tarikh_j
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
مجموعه منسوب به بی بی شهربانو، محوطه‌ای است مستطیل شکل (شمالی ـ جنوبی)، به طول 33متر و عرض 22 متر که با دیواری سنگی متعلق به سدهٔ چهارم محصور گردیده و از شمال به کوهستان محدود می‌شود. در بخش جنوبی آن چند بنای محکم سنگی با پوشش گنبدی از سنگ و آجر وجود دارد. محوطه اصلی با احداث دیوارهای جدید، رواق‌ها، اتاق‌ها، راهرو و غیره در دوره‌های گوناگون به دو قسمت تقسیم شده‌است. بنای اصلی بقعه از سنگ و گچ ساخته شده و تاق‌های آن آجری است. از سبک و وضع بنا برمی آید که هسته اصلی آن در دوره ساسانی ساخته شده باشد و در سدهٔ چهارم از آن برای آرامگاه استفاده شده و قسمت‌هایی به آن افزوده‌اند. این بقعه مشتمل بر حرم کوچک چهارگوشی است با ابعادی در حدود 25ر3متر. مدخل اصلی حرم رو به مشرق و دارای سردری است متعلق به روزگار صفوی، اما گنبد کاشی‌کاری و برخی گچ‌بری‌ها و تزیینات آن از آثار دوره قاجار است. جلو سر در، دهلیزی قرار دارد که در گذشته به صورت ایوانی بوده و بخشی از حیاط اندرون بقعه به شمار می‌آمده‌است. در جنوب همین دهلیز بنای مربع سنگی استواری متعلق به قرن چهارم وجود دارد. دکتر محمد حسین رجبی دوانی، کارشناس تاریخ اسلام نکته مهمی را درباره قبر مادر امام چهارم بیان کردند که در ادامه می‌توانید سوال و جواب را با هم بخوانید: آیا مرقد همسر امام حسین(ع) در بالای کوه "بی‌بی شهربانو" در نزدیکی تهران واقع است؟ عاقبت حضرت شهربانو(س) همسر امام حسین(ع) چه شد؟ اشتباهات فاحشی در این خصوص وجود دارد. اولا مادر امام سجاد(ع) هنگام وضع حمل ایشان از دنیا رفتند و درواقع امام سجاد(ع) مادر به خود ندیدند. بنابراین اینکه گفته می‌شود حضرت شهربانو(س) با امام حسین(ع) همراه بودند و در روز عاشورا وقتی اباعبدالله(ع) به شهادت رسیدند سوار بر اسب شدند و ایشان را تا ایران تعقیب کردند تا در این منطقه وارد کوه شدند و کوه به هم آمد افسانه‌ای بیش نیست و غیرقابل قبول است. اگر بنا بود کسی از فاجعه کربلا و اسارت و فاجعه‌ای که بر سر اهل بیت امام حسین(ع) آمد نجات پیدا کند، در درجه اول امام سجاد(ع) است و بعد از آن بانوی بزرگ اسلام حضرت زینب کبری(س) است. پس معنا ندارد که آنها در غل و زنجیر باشند و همسر امام بخواهد نجات یابد؛ بنابراین داستان از اساس جعلی است. سوالی که پیش می‌آید این است: این بنایی که امروزه در آن آثار تاریخی هم هست چه سابقه‌ای دارد و اگر متعلق به حضرت شهربانو(س) نیست پس چیست؟ باید گفت بنابر تحقیق اهل فن، این بقعه آرامگاهی است متعلق به ایرانیان زرتشتی پیش از اسلام که ظاهرا اموات خود را آنجا می‌آوردند و در دخمه‌ای قرار می‌دادند. اما نخستین اثر اسلامی که در اینجا مشاهده شده متعلق به قرن ششم است که برخی از اموات مسلمان را در آن دفن می‌کردند و هیچ ارتباطی به همسر بزرگوار امام حسین(ع) ندارد. @tarikh-j تنظیم: فاطمه میری
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
میشل کعدی از نویسندگان مسیحی لبنان و استاد دانشگاه بیروت است که آثار زیادی را درباره اهل بیت(ع) تألیف کرده که از آن جمله «امام زین العابدین (ع) و اندیشه مسیحیت» است. کتاب الامام زین العابدین و الفکر المسیحی که به بازار نشر راه یافته است اثری است با اهمیت و در خور توجه ، هم از نظر موضوع که به نوعی به شناخت رابطه و بررسی چگونگی پیوند میان دو دین الهی می پردازد و هم از منظر جایگاه نویسنده آن که ادیبی پرآوازه از پیروان دین مسیحیت در لبنان می باشد. دکتر میشال سلیم کعدی ، ادیب و شاعر شهیر لبنانی که صاحب کتب مختلفی در موضوعات شعر و ادب و فرهنگ می باشد تا قبل از این به نوشتن چندین کتاب در خصوص زندگی و ویژگی های اهل بیت پیامبر توفیق یافته است از جمله کتاب” ریاحین الامامه” و” الامام علی نهجا و روحا و فقها ” وی در کتاب جدید خود به تبیین جایگاه حضرت زین العابدین در عصر زندگی آن امام و همچنین تاثیرات ایشان بر روی فکر و اندیشه اسلامی و در طول قرون بعد از حیات و بیان ویژگی های شخصیتی و فعالیت های سیاسی اجتماعی تبلیغی ایشان پرداخته است. @tarikh_j
آنچه در این کتاب مورد توجه نویسنده بوده است یافتن ابعاد مشترک بین تفکر مسیحی و نظام اندیشه ای امام زین العابدین و بیان اشتراکات برای نشان دادن واحد بودن گوهر ادیان ابراهیمی است. او در این کتاب خواننده را ابتدا به پاک کردن اوهام و تخیلات باطل که در اذهان نسبت به اسلام رسوخ کرده است و دوری از تعصبات فرا می خواند و در تعریفی زیبا اسلام را اینگونه معرفی می نماید : الحدیث عن الاسلام ، حدیث انتقال الانسان من الجهل الی المعرفه و المحبه و التعامل الصحیح و التواصل المودی الی طریق الخلاص و الرجا الذی یرسم الله محبه- سخن پیرامون اسلام ، بیان حرکت انسان از جهل به سمت علم و معرفت و محبت و روایط درست انسانی و پیوندهای مثبت برای رسیدن به آزادی و امیدی میباشد که خداوند از روی محبت آن را برای بشر ترسیم کرده است. این کتاب را می توان تلاشی مستمر از دکتر میشال کعدی اندیشمند مسیحی لبنانی در جهت هموار سازی مسیر گفت و گو بین ادیان الهی دانست. تنظیم:صدیقه قصاب ساروی @tarikh_j
خدمات مستشرقان: احیای میراث فرهنگی اسلامی و تصحیح کتب قدما و چاپ و نشر آن، ترجمه کتب اسلامی از زبان های عربی و فارسی و اردو و دیگر زبان های شرقی به زبان های انگلیسی و غربی، گسترش اموزش عربی و فارسی، ارایه روش های نوین علمی، اعترافات به فرهنگ اسلامی و مسلمانان، عرضه محصولات تمدنی و صنعنی جهان ص53-54 خیانت مستشرقان: تحریف مفاهیم اسلامی، مطرح کردن فرقه های انحرافی و ضعف آنها و تعمیم دادن به دین اسلام، کشف موفقیت های اسلامی و خنثی کردن آن در طول جنگ ها، تشکیک در باورهای مسلمانان، تحریک تعصب قومی و مذهبی، راهنمایی دادن به دشمنان اسلامی، شناسایی سرزمین های اسلامی و بستن قراردادهای استعماری، فعالیت مسیحیت منطبق با فضای کشور. ص 54-55 کتاب آشنایی با استشراق و اسلام شناسی غربیان نویسنده: دکتر محمد حسن زمانی @tarikh_j
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
تحلیل آراء انتقادی فرد دانر درباره جمع قرآن کریم نویسنده: باعزم، محمد؛ مصلایی پور، عباس؛ کاظمی، نجمه؛ پاییز و زمستان 1397 - شماره 19 علمی-پژوهشی (وزارت علوم)/ISC (21 صفحه - از 211 تا 231) واکاوی تاریخ جمع‌آوری قرآن کریم و چگونگی انتقال آن از دوره پیامبر اکرم (ص) به صحابه و تابعین و نسل‌های بعد، همواره یکی از موضوعات چالش‌برانگیز در دوره‌های مختلف، تطور تاریخ قرآن کریم بوده و پژوهشگران مسلمان و غیرمسلمان به تحلیل این موضوع پرداخته‌اند. فرد دانر مدیر انجمن مطالعات خاورمیانه شمال آمریکا، کتابت قرآن و جمع‌آوری آن در دوره پیامبر اکرم(ص) را مورد اتفاق همه اندیشمندان ندانسته و معتقد است اولین بار توسط عثمان بن عفان بروز عملی پیدا کرده است. همچنین، به دلیل انتقال قرآن به دوره‌های بعد از طریق نقل شفاهی، همین امر باعث شده است تا مسلمانان در مورد متن قرآن دچار اختلافات مبنایی شوند و مسأله اختلاف قرائت بوجود آید. در پژوهش حاضر با مراجعه به منابع اصیل و مورد اتفاق اسلامی، بویژه اخبار جمع قرآن و گزارش های مربوط به توحید مصاحف، دیدگاه های فرد دانر به نقد گذاشته شده است. لینک کوتاه:http://noo.rs/crZNh @tarikh_j
ویلیام مونتگمری وات ویلیام مونتگمری وات اسلام شناس معاصر و استاد بازنشسته مطالعات عربی و اسلامی دانشگاه ادینبورگ، در سال 1909 میلادی در اسکاتلند متولد شد و تحصیلات خود را تا دوره دکترای فلسفه پی گرفت و رساله دکترایش را درباره «جبر و اختیار در آغاز اسلام » گذرانید. وی مدت چهار سال به تدریس فلسفه در دانشگاه اشتغال داشت. وی سپس به مطالعات بیشتری درباره اسلام گرایید و به عنوان یکی از دستیاران اسقف آنگلیکن (وابسته به کلیسای پروتستان انگلیس) در بیت المقدس به پژوهش پرداخت. مونتگمری وات در سال 1947 به سمت «رئیس بخش مطالعات عربی و اسلامی » در دانشگاه ادینبورگ برگزیده شد و سالها این سمت را حفظ کرد و در اوایل دهه 1980 به بازنشستگی نایل آمد. به اعتقاد مونتگمری وات، اسلام دینی است توحیدی که بر پایه وحی الهی به پیامبر واحد استوار است و به نظر می رسد که قرآن نیز می پذیرد دیگر ادیان [خصوصا یهودیت و مسیحیت] هم بر پایه وحی الهی و بر پیامبر واحد بودند.  به عقیده وات، هر چند قرآن به صراحت از ادیان یهودی و مسیحی سخن می گوید و پیامبرانشان را پیامبران الهی می خواند، در میان مسلمانان سنتی، این عقیده وجود دارد که کتب مقدس (تورات و انجیل) تحریف شده اند و این عقیده بدون شک به این نقطه نظر کمک کرده است که غرب از نظر اخلاقی فاسد می باشد و اینکه تنها اسلام دین حقیقی است و هیچ دین و مذهبی، خارج از اسلام، راستین نمی باشد.  @tarikh_j
مونتگمری وات معتقد است بازگشت به اسلام از ویژگیهای مهم دو دهه اخیر است. این احیا دارای خصلت بنیادگرایی و یا سنت گرایی است. بنیادگرایی اسلامی با سنت گرایی مسیحیت که اساسا پدیده ای پروتستانی است، شباهت ندارد; «انتگریسم »Integrism (نوعی اصطلاح خاص کاتولیکها است که هرگونه تحول و تکامل را رد می کند، نیز می تواند نظریه کسانی به شمار آید که دولت را به اطاعت از مذهب فرا می خوانند.) یا تمامیت طلبی نزدیکترین اصطلاح زبان فرانسه و کاتولیک رومی به احیای اسلامی است، اما مفهوم آنها باز هم اندکی با هم متفاوت است. به نظر می رسد یکی از عوامل مهم و نهفته در شالوده احیای اسلامی، رواج این احساس در میان مسلمانان عادی بوده که فکر می کردند هویت اسلامیشان به مخاطره افتاده است. جهت یا بعد مذهبی هم در این احیا سهمی ایفا کرده است. احتمالا بسیاری از مسلمانان عادی از تفصیلات انتقاد دینی مسیحیان بر اسلام آگاهی نداشتند، اما بسیاری از آنان می دانستند که مسیحیان غربی اکثر عقاید اسلامی را رد می کنند و اسلام را یک دین راستین نمی شمارند و می پندارند از مسیحیت عقبتر است. گذشته از انتقاد مسیحیان نسبت به اسلام، می دانیم بعد از «عصر روشنگری »، رگه های ضد مذهبی در تفکر اروپایی پیدا شد و اسلام را قرون وسطایی، کهنه و فاقد ارزش تلقی کرد.  به اعتقاد وات، یکی از جنبه های احیای اسلامی، طرد رسوم معین و پذیرفته شده از غرب است - نه ربا، نه مشروب و نه لباس غربی برای زنان. به هر حال، نباید چنین مواردی را اساسا ضد غربی یا ضد مسیحی تلقی کرد، بلکه باید آن را هواخواهی از مسلمانان دانست. @tarikh_j
مسلمین در احیای اسلامی، احتمالا از ضمیر ناخودآگاه، اصرار دارند با آنان، از نظر انسانی و مذهبی، چنان رفتار شود که با غربیان و مسیحیان رفتار می شود. وصول به این خواسته، دشوار است; زیرا مسیحیان فکر می کنند مذهبشان از مذاهب دیگر برتر است. (البته مسلمانان نیز به برتری مذهب خود اعتقاد دارند.)وی معتقد است، اگر مسلمانان خواهان آنند که نقش فعالی در آینده جهان ایفا کنند - که البته آنها قادر به این کار هستند - باید دیدگاه جدیدی نسبت به دیگر ادیان اتخاذ نمایند. این دیدگاه درخصوص دیگر ادیان، باید همچنین به دیگر جنبه های فرهنگ بشری که مرتبط با دین است نیز گسترش یابد.  به نظر وات، به رغم قوت بنیادگرایی در چارچوبه احیای اسلامی، در میان برخی از گروههای مسلمان، علائمی از حرکت به سوی گفت و شنود با سایر ادیان و بالاخص با مسیحیت دیده می شود. بنیادگرایان نمی توانند بدون به خطر افکندن اعتقادشان به برتری و خاتمیت اسلام، در این تبادل نظر شرکت کنند و آنان مایل نیستند این خطر را بپذیرند. در میان «لیبرالها» غالبا برای تبادل نظر، سعه صدر مشاهده می شود; ولی بسیاری از آنان اساسا به تجدید تفکر در جنبه های خود - تصویری سنتی از اسلام علاقه مند هستند (و فقط آن را صحیح می دانند) و فرصت چندانی برای تامل در باب مناسبات مسلمانان و مسیحیان اختصاص نمی دهند.به اعتقاد وی، شاید برخی از مسیحیان احساس کنند، شرکت در گفت و گو به معنای سرپیچی از حکم مسیح است که گفته جمیع خلایق را به انجیل موعظه کنید. ای بسا بعضی از مسلمانان نیز چنین احساسی داشته باشند که مبنای درستی ندارد. در تبادل نظر، هر طرف، مذهب دیگری را تصدیق می کند و شرکت در گفت و گو، در واقع اعلام این تصدیق است.  1. «اسلام شناسی و اسلام شناسان در جهان »، ویژه نامه مرکز اطلاع رسانی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی 2.ویلیام مونتگمری وات، برخورد آرای مسلمانان و مسیحیان، تفاهمات و سوء تفاهمات، ترجمه محمدحسین آریا، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1373، صص 201-200. گمری وات شناسی @tarikh_j
با سلام دوستان و همراهان عزیز مناسبت این هفته تقدیم میشود🌹
یکی از حکومتهای اسلامی که در زمان خلافت عباسی در کشور مصر ایجاد شد، حکومت «اخشیدیان» می‌باشد. این حکومت از سال 323 هجری تا 358هجری (935 تا 969 میلادی)ادامه یافت و سرانجام توسط فاطمیان از بین رفت. @tarikh_j
تأسیس حکومت اخشیدیان ضعف داخلی حکومت عباسی در دوره مقتدر و پس از آن، که موجب رقابت میان استانداران و کارگزاران حکومتی شد و در نتیجه موجب نابسامانی اوضاع داخلی گردید و از طرفی خطر خارجی که از ناحیه فاطمیان برای تصرف مصر احساس می‌شد، سبب شد خلیفه عباسی (راضی)، «محمد بن طغج» را در سال 323 هـ.ق حاکم مصر گرداند تا در مقابل خیزش فاطمیان به سوی شرق مانع ایجاد کند. "محمد بن طغج" ملقب به «اخشید» مؤسس دولت اخشیدیه در مصر و شام می‌باشدو در مقابل حمله‌های فاطمیان به مصر ایستادگی کرد و همزمان روابط حسنه‌اش را با خلافت عباسی حفظ کرد، لذا خلیفه او را استاندار سرزمین شام کرده و به او لقب «اخشید» داد. با این وجود خلافت عباسی به اخشیدیان اطمینان نداشت و از قدرت گیری آنها در هراس بود، به همین منظور خلیفه عباسی «ابن رائق» را به سرزمین شام فرستاد تا با اخشید رقابت کند و قدرت و نفوذ او را محدود نماید. "ابن رائق" اخشید را از دمشق بیرون کرد و بر آنجا مستولی شد، سپس به سوی مصر حرکت کرد و در «عریش» با محمد بن طغج (اخشید) درگیر شد. ابن رائق ابتدا پیروز شد و یاران وی شروع به غارت خیمه‌های مصریان کردند، اما مصریان مجدداً به آنها حمله کردند و یاران ابن رائق به شدت قتل عام شدند، ابن رائق با تعداد محدودی از یارانش از مصر فرار کرده و به سوی دمشق رفتند. @tarikh_j
در درگیری بعدی که بین نصربن طغج (برادر اخشید) و ابن رائق رخ داد، نصر کشته شد، ابن رائق جسد وی را کفن کرد و همراه با فرزند خویش به منظور عذرخواهی به مصر فرستاد و به اخشید پیام داد و قسم یاد کرد که اراده کشتن برادرش را نداشته است! اخشید ابن رائق را بخشید و در صلحی که بین آنها واقع شد، قرار شد «رمله» و ما بعد آن تا دیار مصر برای اخشید و مابعد رمله به سوی دمشق از آنِ ابن رائق باشد. "ابن رائق" در سال 330 هجری به دست ناصرالدوله حمدانی کشته شد، اخشید از این فرصت استفاده کرد و به دمشق لشگر کشید و تا سال 332 بر سراسر آن ناحیه مستولی شد. خلیفه عباسی حکومت موروثی او را در مصر به رسمیت شناخت و او را بر سرزمین شام حاکمیت داد. پس از محمد بن طغج (اخشید) که از سال 323هـ. تا 334 هـ. حکومت کرد فرزندش «ابوالقاسم انوجور بن اخشید» که خردسال بود به حکومت رسید. در این زمان "کافور"امر تدبیر مملکت را بر عهده داشت. سیف الدوله حمدانی در زمان "انوجور" موفق شد دمشق را تصرف کند و اخشیدیان را از آنجا بیرون راند.در سال 306هـ کافور به دمشق آمد و سیف الدوله را از دمشق اخراج کرد، در این زمان انوجور نیز با کافور بود. @tarikh_j
غیبت امام زمان علیه السلام از قول ائمه معصوم علیهم السلام ✨ از حضرت موسی بن جعفر عایه السلام روایت شده: وقتی که فرزند پنجم ( یعنی امام زمان علیه السلام) از فرزند هفتم( یعنی موسی بن جعفر علیه السلام) ناپدید شود درباره دین خود از خدا بترسید؛ کسی دین شما را از بین نبرد. صاحب الامر علیه السلام ناچار است که غائب شود (غیبت آن حضرت به قدری طول می کشد) تا آنکه کسی به امامت او هم قائل باشد بر می گردد. غیبت آن حضرت امتحانی است که خدا به وسیله آن خلق خود را آزمایش خواهد کرد. گفتم: ای مولای من پنجمین از فرزند هفتمی کیست؟ فرمود: عقل های شما به درک این موضوع رسا نیست اگر زنده بمانید او را درک خواهید کرد. از ابو جعفر علیه السلام راجع به تفسیر این آیه که می‌فرماید: فلا اقسم بالخنس الجوار الکنس؛ سوره تکویر، ۱۵؛ سوال کردم فرمود: امامی است که در سال ۲۶۰ غائب می‌شود و بعد نظیر ستاره درخشنده طلوع خواهد کرد اگر تو زمان او را درک کردی چشم تو روشن باد. سعده بن صدقه روایت کرده که امام جعفر صادق علیه السلام خطبه خواند و فرمود: بار خدایا زمین تو ناچار است از اینکه حجتی بر خلق تو داشته باشد تا مردم را به طرف دین تو هدایت کند و علم تو را با آنان تعلیم نماید تا حجت و دلیل تو باطل نشود و تا بعضی از اولیای تو بعد از آنکه آنان را هدایت کرد ه ای گمراه نشوند. اطاعت آن حضرت را نخواهند کرد مگر اینکه غائب و منتظَر باشد اگر خود آن بزرگوار در زمان آرامش از نظر مردم غائب شود، علم آن حضرت غایب نخواهد شد و در دل مومنین ثابت خواهد بود و مردم به آن عمل خواهندکرد. @tarikh_j
شرط پذیرش اعمال ✨ ابوبصیر از امام صادق علیه السلام روایت کرده که آن حضرت فرمود: آیا شما را از چیزی آگاه نکنم که خداوند بدون آن هیچ عملی را از بندگان نمی پذیرد. عرض کردم بفرمایید. فرمود: گواهی دادن بر اینکه هیچ معبودی جز خدا نیست و اینکه محمد صلی الله علیه و آله بنده و فرستاده اوست و اقرار به هر آنچه خداوند امر فرموده و اقرار به ولایت برای ما و بیزاری از دشمنان ما- یعنی ما امامان بخصوص- و تسلیم شدن به آنان و پرهیزگاری و کوشش و خویشتن داری و چشم به راه قائم علیه السلام بودن. سپس فرمود: همانا ما را دولتی است که هرگاه خداوند بخواهد آن را بر سر کار می آورد. سپس فرمود: هر کس که بودن در شمار یاران قائم علیه السلام شادمانش سازد باید انتظار باشد و باحال انتظار به پرهیزگاری و خلق نیکو رفتار کند و اوست منتظر. پس اگر اجلش برسد و امام قائم علیه السلام پس از درگذشت او قیام کند،بهره او از پاداش مانند کسی است که آن حضرت را دریافته باشد. پس بکوشید و منتظر باشید؛ گوارا باد شما را ای جماعتی که مشمول رحمت خدا هستید. الغیبه نعمانی/ ترجمه غفاری/ صفحه ۲۸۶ @tarikh_j