به ندرت در هر صد صد نفر یک نفر ارزش آن را دارد که با او بحث کنی بگذار دیگران هر چه دوست دارند بگویند زیرا هر کسی آزاد است که احمق باشد
✍آرتور شوپنهاور - فیلسوف آلمانی🇩🇪 (1788_ 1860)
✍🏻 #Yasin
🆔 @Tarikhism | تـاریخیسـیم
آرتور شوپنهاور
⚜⚜⚜
🔴امروز سالگرد مرگ آرتور شوپنهاور یکی بزرگترین فیلسوف های قرن ۱۹ و یکی از پر نفوذترین فیلسوفان در تاریخ بود
⚫️او در سن نوجوانی پدرش خودکشی کرد و مادر هم ازدواج مجدد کرد با اینکه آرتور مخالف بود بعد کم کم وارد دانشگاه شد و انجا به فلسفه علاقه پیدا کرد و تبدیل شد به یکی از بزرگترین کسانی که ما تا با امروز می شناسیم ، او هیچوقت در زندگی اش ازدواج نکرد چون معتقد بود که یک کاری بیهوده ای است و فایده ندارد و در نهایت در روز ۲۱سپتامبر ۱۸۶۰ از دنیا رفت
📚منبع:کتاب تاریخ فلسفه اثر ویلدورانت
✍🏻 #Yasin
🆔 @Tarikhism | تـاریخیسـیم
حرف زدن و هیچ نگفتن نیمی از هنر دیپلماسی است
✍ویلدورانت_فیلسوف و تاریخ نگار امریکایی🇺🇸(1885_1981)
✍🏻 #Yasin
🆔 @Tarikhism | تـاریخیسـیم
هوارد باسکرويل
🔴معلم امریکایی بود که برای تدریس از امریکا به ایران آمد و به تدریس مشغول شد. چند وقت بعد با شروع شدن جنبش مشروطه او پا به پای مردم تبریز در برابر حکومت محمد علی شاه قاجار ایستاد و تمام توانش را برای مشروطه گذاشت و سر انجام در راه مشروطه توسط سرباز های محمد علی شاه شهید شد و به شهید امریکایی معروف شد
📚منبع:کتاب باسکرویل و انقلاب ایران
✍🏻 #Yasin
🆔 @Tarikhism | تـاریخیسـیم
تنها فرق من با این مردم زادگاهم است و این فرق بزرگی نیست
✍هوارد باسکرویل_معلم امریکایی🇺🇸 (1885_1909)
✍🏻 #Yasin
🆔 @Tarikhism | تـاریخیسـیم
کشتار جعفری
🔴یک کشتار جمعی بود که توسط رافائل تروخیو دیکتاتور کشور دومینیکن در زمان 2 اکتبر سال 1937 و در کل کشور دومینیکن اتفاق افتاد
🔵این کشتار و نسل کشی به دلیل نژاد پرست بودن تروخیو و کمتر شدن جمعیت هائیتی ها در دومینیکن بود شیوه کشتار هم به این صورت بود که در ان منطقه کلمه گیاه جعفری( شِیبولتی)تلفظ ان بین کشور هائیتی و دومینیکن فرق داشت
🟣سربازان تروخیو از مردم منطقه هائیتی نشین کلمه شیبولتی رو می پرسیدند اگر با تلفظ دومینیکن جواب می دادن یعنی اهل دومینیکن هستند ولی اگر با تلفظ هائیتی جواب می دادند معلوم می شد که انها اهل کشور هائیتی هستند
🟢کشتار در 7 اکتبر تمام شد و فقط یعنی 5 روز طول کشید که چیزی حدود 20000 نفر در این نسل کشی به قتل رسیدند
📚منبع:جنایت و مکافات در سراسر جهان ص 133 تا 142
✍🏻 #Yasin
🆔 @Tarikhism | تـاریخیسـیم
27.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
۲- مردم بورژوا و جامعه سوداگر
🔻سلسله پویانماییهای کدام الگوی معیشت؟
این پویانمادانش در ابتدا به معرفی طبقه بورژوا یا مرچنت و به نحوه شکلگیری تفکر مرکانتیلیسم میپردازد. و سپس چگونگی و تبعات تغییر الگوی معیشت مردم بر اساس این تفکر را ارایه مینماید. در نهایت نیز نگاه جامع و کاملاً متفاوت اسلام را در مقابل این نوع از تفکر بیان میکند.
✍🏻 #Emad
🆔 @Tarikhism | تـاریخیسـیم
ارنستو چگوارا
⚜⚜⚜
🔴متولد ۱۴ ژوئن سال ۱۹۲۸ بود که در روساریوی آرژانتین و به عنوان بچه اول خانواده به دنیا امد پدر چگوارا معمار بود که اصالت اسپانیایی داشت و مادرش هم که تبار ایرلندی داشت خانه دار بود او در سن بچگی به اسم متبلا شد و بعد از کلی اذیت اسم ان خفیف شد و خانواده چگوارا به یک شهر دیگر نقل مکان کردن . خانواده چگوارا چپ گرا بودن و ارنستو از هم بچگی با ایدلوئژی های سیاسی آشنا شد و تفکرات چپ گرایانه را از همان بچگی به ارث برد او خیلی کتاب میخواند به مکتب بودا و فلسفه یونان علاقه بسیاری داشت . در سن ۱۲ سالگی به کمک پدرش توانست در مسابقات شطرنج حضور پیدا کند و نفر اول در محله خود شد و بچگی به شطرنج علاقه خاصی داشت . با بزرگ تر شدن چگوارا و با اشنا شدن با نویسنده های آمریکایی مختلف به طور کامل عقاید و تفکراتش در همان نوجوانی شکل گرفت مهین پرست چپ گرا شد به کتاب خواندن ادامه داد بسیار پیشرفت کرد در حدی که اون بالای ۱۰۰ کتاب را تا سن ۱۶ سالگی خوانده بود
⚫️در سن ۲۰ سالگی ارنستو چگوارا وارد دانشگاه بوئرس آیرس آرژانتین شد و در رشته پزشکی به کار خود ادامه داد به طور ناگهانی به دنبال سفر و گشتن در شهر ها شد و علاقه زیادی به سفر پیدا کرد و در سال های ۱۹۴۹ و ۱۹۵۱ دو سفر تنها با یک موتور انجام داد که مسافتی حدود ۱۲ هزار کیلو متر را در دو سفر طی کرد در همین سفر ها بود که چگوارا با فقر مردم اشنا شد و روحیه ان نسبت به جامعه بسیار عوض شد. در همین حین بود که با رفیق شفیق خود یعنی آلبرتو گرانادو اشنا شد و تصمیم گرفتن که دور آمریکا جنوبی سفر کنند و به چیز های جدیدی کشف کنند
🟣سفر انها سال ۱۹۵۱ شروع شد و در ۲۰ روز تنها با یک موتور سیکلت توانستن کشور های آرژانتین شیلی پرو، اكوادور کلمبيا، ونزوئلا پاناما و میامی را سفر کنند و به بوئنوس آیرس بازگردند در این سفر چگوارا با مشکلات بسیاری مانند پیاده روی طولانی خراب شدن موتور و... روبرو شد اما با چیز های بدتری مانند فقر شدید مردم و سختی های جامعه را در کشور های مختلف با چشم دید و در کشور بولیوی با مردی اشنا شد که شاید اگر ان مرد ان روز ان حرف هارا به چگوارا نمی زد شاید چگوارا هیچی وقت سمت جنگ و انقلاب نمی رفت در یکی از شب در کشور بولیوی در یک مکانی نشسته بود یک مرد به سمت چگوارا امد و چگوارا به ان مرد گفت: «کیستید؟» خندید و گفت: « من منم!» و ادامه داد: « مردم را دریاب هرگز سازش نکن آری کسانی که سازش نمیکنند، می میرند اما مرگشان عین حیات و زندگانی است. آری تو نیز میمیری اما در چهره ات نشانی از مرگ نخواهد بود. از گلوله نترس تو روح گلوله ای گلوله از زبان تو سخن خواهد گفت و از عمل تو شلیک خواهد شد. تو همان اندازه مفید هستی که من هستم. آه تو نمی دانی که تا چه اندازه کمکهایت به مردم مفید است؛ مردمی که تو را قربانی خواهند کرد و از انجا بود که چگوارا تصمیم گرفت کمک مردم کند و یک انقلابی شود
⚫️چگوارا درسال ۱۹۵۳ به دانشگاه خود برگشت و مدرک پزشکی خورد را گرفت و دوباره راهی سفری شد که بیشتر جنبه کمک به مردم را داشت راهی شد این بار به کشورهای دوباره راهی سفر شد. این بار به بولیوی پرو اکوادور پاناما کاستاريكا نیکاراگوئه هندوراس و السالوادور. چگوارا در راه سفر بود که با مواجه شدن با فقر دهقانان گواتمالا در انجا ماندگار شد تا به انها کمک کند در همین هین با دختری به نام هیلدا گادآ آکوستا اشنا شد و چیزی نگذشت که باهم ازدواج کردند هیلدا یک چپ گرا بود و عضو گروه جنبش چپ گرایانه ائتلاف انقلابی مردمی آمریکا (APRA) بود . چگوارا توانست با کمک هیلدا با چند نفر از سیاستمدارن دولت ارنبز (دولت گواتمالا) دیدار کند و همچنین با چند تن از تبعیدیان انقلاب کوبا که همه ی انها با فیدل کاسترو ( رهبر انقلاب کوبا) دیدار کند و از انجا بود که به ارنستو لقب چه دادند در آمریکا تبلیغات زد اربنز رئیس جمهور گواتمالا زیاد شد و نهایتا اربنز استعفا داد و کنار گیری کرد رئیس جمهور جدید گواتمالا مخالف بسیار سر سخت کمونیست بود و تمام حذب کارگری کمونیست ها را در گواتمالا تخریب کرد چگوارا با کمونیست ها که به دنبال برگردانند اربنز بودن با دولت فقط گواتمالا داخل جنگ رفتن و چگوارا داوطلبانه در جنگ به سرباز ها خدمات پزشکی می دادد و بدون اینکه پولی بگیرد سرباز هارا احیا می کرد و انها را مدارا می کرد . در گواتمالا کمونیست ها شکست خوردن و چگوارا به مکزیکوسیتی( پایتخت مکزیک ) سفر کرد
🟤چه گوارا در مکزیکوسیتی در یک بیمارستان مشغول به کار شد و در بخش اطفال به کار خود ادامه میداد در این مدت چگوارا دوستی خود را با تبعیدیان کوبایی در گواتمالا را افزایش داد و با رائول کاسترو برادر کوچکتر فیدل کاسترو ملاقات کرد و تصمیم گرفت که در انقلاب کوبا نقش داشته باشد و به انها کمک کند او با کمک رائول با فیدل کاسترو هم ملاقات کرد و درباره انقلاب از او پرسید
پارت ۲
🔴فیدل کاسترو گفت که این انقلاب با هدف آزادسازی کوبا و سرنگون کردن دولت باتسیا (دیکتاتور ان زمان کوبا) قرار است انجام بگیرد چه گوارا هم قبول کرد کمک کند چه گوارا هر لحظه که از عمر خود می گذشت نفرت او نسبت به آمریکا بیشتر می شد و درباره انقلاب کوبا هم گفته بود که باتیستا دست نشانده آمریکا است و باید دست آمریکا رو قطع کنیم انها اولین حمله مسقیم خودشان را به دولت باستیا با کمک مکزیک انجام دادند اما شکست بدی خوردند و تقریبا نصف بیشتر انقلابیون کشته و دستگیر شدند و فقط چگوارا و کاسترو و .... فرار کردند انها به روستا های دور افتاده کوبا می رفتند و به مردمان انجا سواد و کار با اسلحه را یاد می داند تا بتواند با اضافه کردن نیرو ارتش خود را افزایش دهند در انجا چگوارا بسیار پیشرفت کرد و رفیق صمیمی فیدل کاسترو شد و یکی از فرمانده های اصلی ارتش شده بود . انها در این مدت بسیار حمله های چریکی کردند که چگوارا در این مدت در جنگ های چریکی ماهر شده بود و در حدی عالی بود که توانست ضربه سنگینی به لشکر باتیستا بزند. در این موقع بود که کم کم چگوارا ان روی بد خودش را نشان داد او اگر می فهمید کسی آنهارا لو داده سریعا اعدام می کرد یا اگر روستایی ها ان هارا لو میدادند اجازه به سربازان میداد تا خانه های روستایی هارا اتش بزننر و در این مدت بسیار خشمگین و سخت گیر شده بود. چگوارا خیلی به سرباز کمک می کرد اگر انها دز جنگ زخمی می شدن انها را روی شونه می انداخت و در حدی کارش را خوب انجام می داد که حتی سربازان رژیم باستیا می ترسیدند که به او شلیک کنند
🔵انها به کار خود ادامه می دادند تا اینکه باتیستا دستور داد تمام زندانیان سیاسی که اسیر شدند را اعدام کند این کار باعث شد تا دیگر امریکا از او حمایت نکند و دیگر اسلحه و امکانات را ندهد در این مدت کاسترو لشکر خود را آماده تا آماده حمله بزرگ شوند انها در اخر های سال ۱۹۵۸ حمله را آغاز کردند که به نبرد لاس مرسدس مشهور شد این عملیات تحت فرمانروایی چه گوارا موفق شد تا ضربه بسیار سنگینی را به لشکر باتیستا بزند این نبرد در حدی فوق العاده بود که رئیس سپاه تفنگداران آمریکا گفت که چه گوارا در این نبرد بی نظیر بود . جنگ شعله ور شد و دونه دونه استان های کوبا توسط انقلابیون و چه گوارا فتح می شد تا نهایتا نیرو ها با اعزام شدن به هاوانا آماده شدند تا حمله پایانی رو انجام بدهند انها در نبرد سانتا کلارا با فرماندهی چه گوارا توانستن سانتا کلارا را فتح کنند و باتیستا با مطلع شدن این خبر به دومینیکن فرار کرد و انقلاب پیروز شد فیدل کاسترو ۶ روز طول کشید تا به کوبا برسد و دونه دونه به شهر ها می رفت تا با مردم دیدار کند و مردم هم استقبال پر شوری از ان کردند. چه گوارا در این مدت به ویلایی رفت تا از حال او ناشی از اسم بهتر شود در این مدت بود او چند کتاب نوشت و با زنی به اسم الیدا مارس وارد رابطه شد و وقتی هیلدا وارد کوبا شد به او درخواست طلاق داد و انها با هم طلاق گرفتن و ارنستو با الیدا ازدواج کرد. بعد از انقلاب کوبا انها تعداد بسیار زیادی سرباز و سیاستمداران دولت باتیستا بود که نمی دانستند با انها چکار کنند فیدل کاسترو چگوارا به مدت ۶ ماه رئیس زندان قلعه لا کابانیا کرد. طبق مجازات ان دهه و دادگاه های نورنبرگ ( دادگاه های جنگ جهانی دوم) هرکس که جرمی مرتکب بشه چه انقلابی و چه کسانی که در دولت باتیستا بودند حکم انها اعدام بود . چه گوارا دستور داد که تمام کسانی که در دولت باتیستا بودند حکم اعدام داد و مردم هم از این اسقبال کردند پس چگوارا ۹۰ تا ۱۰۵ نفر را بدون حکم و دادگاه اعدام کرد که همه این کار چگوارا دوره تاریک زندگی چگوارا و کسانی که اعدام شدند را مظلوم شناختند
🟢کار دیگر انقلابیون اصلاحات ارضی ک رابطه خارجی با کشور های دیگر بود . اول چگوارا قانون هایی برای اصلاحات ارضی وضع کرد که اگر دهقانان بیشتر از حد خود زمین داشته باشند باید به دولت تحویل دهند بعد از ان چگوارا به سراغ رابطه با کشور های دیگر رفت اون در ۱۲ ژوئن ۱۹۵۹ در سفری سه ماهه به ۱۴ کشور که اکثراً عضو کنفرانس باندونگ بودند مانند مراکش سودان، مصر سوریه، پاکستان هند سریلانکا برمه تایلند اندونزی ژاپن یوگسلاوی یونان و شهرهای سنگاپور و هنگ کنگ رفت . بعد از بازگشت چگوارا به کوبا متوجه شد که فیدل کاسترو قانون اصلاحات ارضی را آغاز کرده و زمین های اضافی از کشاورز ها میگیرن این کار کاسترو باعث شد که مخالفان راست گرا اروپایی با دولت کوبا دشمن شوند اول حرف ها درباره کوبا زیاد اما کار به تنش هم کشید در ۴ مارس ۱۹۶۰، دو انفجار بزرگ در کشتی باری فرانسوی لا کوبر که حامل مهمات بلژیکی از بندر آنتورپ بود و در بندر ها وانا پهلو گرفته بود، این تهدیدها را تشدید کرد. چه گوارا شخصا در این حادثه حضور پیدا کرد و به مردم زخمی کمک کرد در این حادثه حدودا ۷۶ نفر کشته و زخمی شدند
پارت ۳
🔴بعد از این حادثه کاسترو به چگوارا گفت سرعت اصلاحات ارضی و از بین بردن ضد انقلابی هارا افزایش دهد که این کار هم با موفقیت به پایان رسید . بعد از ان به سراغ سطح سواد مردم کوبا رفتند انها تعداد بسیار زیادی مکان های آموزشی در هر زمینه ساختند و تا حد زیادی سطح سواد مردم کوبا را افزایش دادند که با سال تحصیل در کوبا معروف شد. بعد از تمام این کارها دوباره چگوارا به سفر های خارجی که ان کشور ها بیشتر در بلوک شرق بودند رفت تا رابطه کوبا را با انها بهتر کند این کشور ها مانند او از چک سلواکی اتحاد جماهير شوروی کره شمالی مجارستان و آلمان شرقی بازدید کرد و توانست تا در آغاز سال ۱۹۶۰ کار مثبتی را برای کوبا انجام داده باشد چه گوارا رئیس بانک ملی کوبا شد و اولین شخص اقتصادی کوبا بود اون برای مهار تورم کوبا کار های زیادی انجام داد ولی موفق نشد و اصلا از لحاظ اقتصاد نتوانست کشور اداره کند و خیلی از خود انقلابی ها از اون نقد می کردند چگوارا در سال ۱۹۶۱ از رئیس بانک ملی استفعا داد و فهمید که مرد جنگ است نه مرد اقتصاد. در همان سال در خلیج خوک ها در کوبا حمله شد که چگوارا آمریکا را مسئول این حمله دانست و نامه ای را به رئیس جمهور آمریکا( جان اف کندی) ارسال کرد و در ان دولت آمریکا را نقد کرد . مشکل دیگر کوبا مشکل موشکی بود که چه گوارا توانست با رابطه ای که با کشور های کمونیستی داشت تعداد بسیاری موشک را از شرق دریافت کند تا مشکل موشکی کوبا هم رفع شود. در بین سال های ۱۹۶۲ تا ۱۹۶۴ چه گوارا در سازمان ملل حضور پیدا کرد و برای کوبا سخنرانی کرد که یکی از این سخنرانی ها کوتاه ترین سخنرانی سازمان ملل شد که در ان فقط از چند کلمه استفاده کرد
یا مرگ را سرزمین مادری
🟢این جمله چگوارا بسیار معروف شد و در سخنرانی های بعدی چگوارا در سازمان ملل از بقیه کشور ها خواست تا به کوبا کمک کند تا مشکلات این کشور بر طرف شود . با شروع شدن سال ۱۹۶۴ چگوارا دوباره به سفر و رابطه با کشور های دیگر را شروع کرد او به کشور های امریکا فرانسه جمهوری خلق چین کره شمالی جمهوری متحد عربي الجزاير غنا گینه مالی داهو می کنگو برازاویل تانزانیا و در اخر به کشور ایرلند سفر کرد و انجا در خانه اجدادی خود رفت و در پراگ ایرلند ماند. پس از سفر طولانی خود او برای آخرین بار به کوبا برگشت و طی سخنرانی به تمام مردم کوبا اعلام کرد میخواهد در کشور های دیگر حاظر شود و برای انها بجنگد و کجا بهتر از کنگو چگوارا به مردم اعلام کرد که مانند کوبا برای کنگو به جنگ می رود و کار او با کوبا تمام شده است در سال ۱۹۶۵ چه گوارا کوبا را برای همیشه ترک کرد و وارد کشور کوبا شد
🟣چه گوارا بر خلاف کوبا اصلا دوره خوبی در کنگو نگذراند او ابتدا با رهبر های کشور دیگر صحبت کرد مانند جمال عبدالناصر و لوران کابیلا که در انقلاب کوبا به پاتریس لومبابا دیدار کرد و خیلی به لومبابا( رئیس اتقلابیون کنگو)که کمک کرد تا بتواند دولت دیکتاتوری بلژیک را بر کنار کند چه گوارا با ان دیدار کرد و از اوضاع کنگو پرسید چه گوارا احترام خاصی برای لومبابا قائل بود و گفته بود که باید مرگ لومبابا درس بزرگی برای دیگر رهبران آفریقا باشد چه گوارا پس ماندن در کوبا و شرکت در چند جنگ چریکی فهمید که نمی تواند در کوبا کمک خاصی کند و بیماری آسم او هر لحظه حاد تر می شد او با هزار جور درد و رنج توانست به صورت مخفیانه در خانه در سفارت کوبا در پراگ مختصر شود و کنگو را ترک کند او در اروپا با خوان پرون (رئیس جمهور تبعیدی ارژانیتن) دیدار کرد و به او قول داد که به او کمک کند و دوباره او را به آرژانتین بگرداند در این مدت از زمانی که چه گوارا وارد کنگو شده بود تا الان آمریکا هر لحظه دوباره چه گوارا می گشت و میخواست که چه گوارا اعدام شود در دیدار بعدی چه گوارا با پرون او گفت که نقشه ی انقلاب از بولیوی شروع می شود و بعد از ان سراغ آرژانتین می روند پرون به چگوارا گفت که این نقشه خودکشی است اما چه گوارا به حرف پرون گوش نکرد چگوارا در این مدت خاطرات خودش در کنگو را نوشت و مانند کتاب های قبلی خود چاپ کرد
🟤چه گوارا با تمام شدن کار خود در پراگ به صورت مخفیانه و با نام جعلی وارد بولیوی شد ابتدا گروه چریکی خود را درست کرد او مانند کاری کرد در کوبا کرد به مناطق روستا نشین بولیوی می رفت و با آموختن روش جنگ به دهقانان لشکر خود را جمع کند او لشکری ۵۰ نفری ساخت اما در بولیوی چه گوارا اشتباه های بزرگی کرد مهم ترین اشتباه او اعتماد به ادم هایی بود که ان هارا نمی شناخت و یکی از همین ادم ها کار دست چگوارا داد . وقتی او وارد بولیوی شده بود و خبر رسیدن او به بولیوی همه جا پخش شد دولت بولیوی با حمایت آمریکا به دنبال چه گوارا بودند و مبلغی جایزه را برای چگوارا گذاشته بودند در ۷ اکتبر سال ۱۹۶۷ یک خبر چین به دولت بولیوی اعلام کرد که چگوارا در دره یورو است