پارت ۲
🔴فیدل کاسترو گفت که این انقلاب با هدف آزادسازی کوبا و سرنگون کردن دولت باتسیا (دیکتاتور ان زمان کوبا) قرار است انجام بگیرد چه گوارا هم قبول کرد کمک کند چه گوارا هر لحظه که از عمر خود می گذشت نفرت او نسبت به آمریکا بیشتر می شد و درباره انقلاب کوبا هم گفته بود که باتیستا دست نشانده آمریکا است و باید دست آمریکا رو قطع کنیم انها اولین حمله مسقیم خودشان را به دولت باستیا با کمک مکزیک انجام دادند اما شکست بدی خوردند و تقریبا نصف بیشتر انقلابیون کشته و دستگیر شدند و فقط چگوارا و کاسترو و .... فرار کردند انها به روستا های دور افتاده کوبا می رفتند و به مردمان انجا سواد و کار با اسلحه را یاد می داند تا بتواند با اضافه کردن نیرو ارتش خود را افزایش دهند در انجا چگوارا بسیار پیشرفت کرد و رفیق صمیمی فیدل کاسترو شد و یکی از فرمانده های اصلی ارتش شده بود . انها در این مدت بسیار حمله های چریکی کردند که چگوارا در این مدت در جنگ های چریکی ماهر شده بود و در حدی عالی بود که توانست ضربه سنگینی به لشکر باتیستا بزند. در این موقع بود که کم کم چگوارا ان روی بد خودش را نشان داد او اگر می فهمید کسی آنهارا لو داده سریعا اعدام می کرد یا اگر روستایی ها ان هارا لو میدادند اجازه به سربازان میداد تا خانه های روستایی هارا اتش بزننر و در این مدت بسیار خشمگین و سخت گیر شده بود. چگوارا خیلی به سرباز کمک می کرد اگر انها دز جنگ زخمی می شدن انها را روی شونه می انداخت و در حدی کارش را خوب انجام می داد که حتی سربازان رژیم باستیا می ترسیدند که به او شلیک کنند
🔵انها به کار خود ادامه می دادند تا اینکه باتیستا دستور داد تمام زندانیان سیاسی که اسیر شدند را اعدام کند این کار باعث شد تا دیگر امریکا از او حمایت نکند و دیگر اسلحه و امکانات را ندهد در این مدت کاسترو لشکر خود را آماده تا آماده حمله بزرگ شوند انها در اخر های سال ۱۹۵۸ حمله را آغاز کردند که به نبرد لاس مرسدس مشهور شد این عملیات تحت فرمانروایی چه گوارا موفق شد تا ضربه بسیار سنگینی را به لشکر باتیستا بزند این نبرد در حدی فوق العاده بود که رئیس سپاه تفنگداران آمریکا گفت که چه گوارا در این نبرد بی نظیر بود . جنگ شعله ور شد و دونه دونه استان های کوبا توسط انقلابیون و چه گوارا فتح می شد تا نهایتا نیرو ها با اعزام شدن به هاوانا آماده شدند تا حمله پایانی رو انجام بدهند انها در نبرد سانتا کلارا با فرماندهی چه گوارا توانستن سانتا کلارا را فتح کنند و باتیستا با مطلع شدن این خبر به دومینیکن فرار کرد و انقلاب پیروز شد فیدل کاسترو ۶ روز طول کشید تا به کوبا برسد و دونه دونه به شهر ها می رفت تا با مردم دیدار کند و مردم هم استقبال پر شوری از ان کردند. چه گوارا در این مدت به ویلایی رفت تا از حال او ناشی از اسم بهتر شود در این مدت بود او چند کتاب نوشت و با زنی به اسم الیدا مارس وارد رابطه شد و وقتی هیلدا وارد کوبا شد به او درخواست طلاق داد و انها با هم طلاق گرفتن و ارنستو با الیدا ازدواج کرد. بعد از انقلاب کوبا انها تعداد بسیار زیادی سرباز و سیاستمداران دولت باتیستا بود که نمی دانستند با انها چکار کنند فیدل کاسترو چگوارا به مدت ۶ ماه رئیس زندان قلعه لا کابانیا کرد. طبق مجازات ان دهه و دادگاه های نورنبرگ ( دادگاه های جنگ جهانی دوم) هرکس که جرمی مرتکب بشه چه انقلابی و چه کسانی که در دولت باتیستا بودند حکم انها اعدام بود . چه گوارا دستور داد که تمام کسانی که در دولت باتیستا بودند حکم اعدام داد و مردم هم از این اسقبال کردند پس چگوارا ۹۰ تا ۱۰۵ نفر را بدون حکم و دادگاه اعدام کرد که همه این کار چگوارا دوره تاریک زندگی چگوارا و کسانی که اعدام شدند را مظلوم شناختند
🟢کار دیگر انقلابیون اصلاحات ارضی ک رابطه خارجی با کشور های دیگر بود . اول چگوارا قانون هایی برای اصلاحات ارضی وضع کرد که اگر دهقانان بیشتر از حد خود زمین داشته باشند باید به دولت تحویل دهند بعد از ان چگوارا به سراغ رابطه با کشور های دیگر رفت اون در ۱۲ ژوئن ۱۹۵۹ در سفری سه ماهه به ۱۴ کشور که اکثراً عضو کنفرانس باندونگ بودند مانند مراکش سودان، مصر سوریه، پاکستان هند سریلانکا برمه تایلند اندونزی ژاپن یوگسلاوی یونان و شهرهای سنگاپور و هنگ کنگ رفت . بعد از بازگشت چگوارا به کوبا متوجه شد که فیدل کاسترو قانون اصلاحات ارضی را آغاز کرده و زمین های اضافی از کشاورز ها میگیرن این کار کاسترو باعث شد که مخالفان راست گرا اروپایی با دولت کوبا دشمن شوند اول حرف ها درباره کوبا زیاد اما کار به تنش هم کشید در ۴ مارس ۱۹۶۰، دو انفجار بزرگ در کشتی باری فرانسوی لا کوبر که حامل مهمات بلژیکی از بندر آنتورپ بود و در بندر ها وانا پهلو گرفته بود، این تهدیدها را تشدید کرد. چه گوارا شخصا در این حادثه حضور پیدا کرد و به مردم زخمی کمک کرد در این حادثه حدودا ۷۶ نفر کشته و زخمی شدند
پارت ۳
🔴بعد از این حادثه کاسترو به چگوارا گفت سرعت اصلاحات ارضی و از بین بردن ضد انقلابی هارا افزایش دهد که این کار هم با موفقیت به پایان رسید . بعد از ان به سراغ سطح سواد مردم کوبا رفتند انها تعداد بسیار زیادی مکان های آموزشی در هر زمینه ساختند و تا حد زیادی سطح سواد مردم کوبا را افزایش دادند که با سال تحصیل در کوبا معروف شد. بعد از تمام این کارها دوباره چگوارا به سفر های خارجی که ان کشور ها بیشتر در بلوک شرق بودند رفت تا رابطه کوبا را با انها بهتر کند این کشور ها مانند او از چک سلواکی اتحاد جماهير شوروی کره شمالی مجارستان و آلمان شرقی بازدید کرد و توانست تا در آغاز سال ۱۹۶۰ کار مثبتی را برای کوبا انجام داده باشد چه گوارا رئیس بانک ملی کوبا شد و اولین شخص اقتصادی کوبا بود اون برای مهار تورم کوبا کار های زیادی انجام داد ولی موفق نشد و اصلا از لحاظ اقتصاد نتوانست کشور اداره کند و خیلی از خود انقلابی ها از اون نقد می کردند چگوارا در سال ۱۹۶۱ از رئیس بانک ملی استفعا داد و فهمید که مرد جنگ است نه مرد اقتصاد. در همان سال در خلیج خوک ها در کوبا حمله شد که چگوارا آمریکا را مسئول این حمله دانست و نامه ای را به رئیس جمهور آمریکا( جان اف کندی) ارسال کرد و در ان دولت آمریکا را نقد کرد . مشکل دیگر کوبا مشکل موشکی بود که چه گوارا توانست با رابطه ای که با کشور های کمونیستی داشت تعداد بسیاری موشک را از شرق دریافت کند تا مشکل موشکی کوبا هم رفع شود. در بین سال های ۱۹۶۲ تا ۱۹۶۴ چه گوارا در سازمان ملل حضور پیدا کرد و برای کوبا سخنرانی کرد که یکی از این سخنرانی ها کوتاه ترین سخنرانی سازمان ملل شد که در ان فقط از چند کلمه استفاده کرد
یا مرگ را سرزمین مادری
🟢این جمله چگوارا بسیار معروف شد و در سخنرانی های بعدی چگوارا در سازمان ملل از بقیه کشور ها خواست تا به کوبا کمک کند تا مشکلات این کشور بر طرف شود . با شروع شدن سال ۱۹۶۴ چگوارا دوباره به سفر و رابطه با کشور های دیگر را شروع کرد او به کشور های امریکا فرانسه جمهوری خلق چین کره شمالی جمهوری متحد عربي الجزاير غنا گینه مالی داهو می کنگو برازاویل تانزانیا و در اخر به کشور ایرلند سفر کرد و انجا در خانه اجدادی خود رفت و در پراگ ایرلند ماند. پس از سفر طولانی خود او برای آخرین بار به کوبا برگشت و طی سخنرانی به تمام مردم کوبا اعلام کرد میخواهد در کشور های دیگر حاظر شود و برای انها بجنگد و کجا بهتر از کنگو چگوارا به مردم اعلام کرد که مانند کوبا برای کنگو به جنگ می رود و کار او با کوبا تمام شده است در سال ۱۹۶۵ چه گوارا کوبا را برای همیشه ترک کرد و وارد کشور کوبا شد
🟣چه گوارا بر خلاف کوبا اصلا دوره خوبی در کنگو نگذراند او ابتدا با رهبر های کشور دیگر صحبت کرد مانند جمال عبدالناصر و لوران کابیلا که در انقلاب کوبا به پاتریس لومبابا دیدار کرد و خیلی به لومبابا( رئیس اتقلابیون کنگو)که کمک کرد تا بتواند دولت دیکتاتوری بلژیک را بر کنار کند چه گوارا با ان دیدار کرد و از اوضاع کنگو پرسید چه گوارا احترام خاصی برای لومبابا قائل بود و گفته بود که باید مرگ لومبابا درس بزرگی برای دیگر رهبران آفریقا باشد چه گوارا پس ماندن در کوبا و شرکت در چند جنگ چریکی فهمید که نمی تواند در کوبا کمک خاصی کند و بیماری آسم او هر لحظه حاد تر می شد او با هزار جور درد و رنج توانست به صورت مخفیانه در خانه در سفارت کوبا در پراگ مختصر شود و کنگو را ترک کند او در اروپا با خوان پرون (رئیس جمهور تبعیدی ارژانیتن) دیدار کرد و به او قول داد که به او کمک کند و دوباره او را به آرژانتین بگرداند در این مدت از زمانی که چه گوارا وارد کنگو شده بود تا الان آمریکا هر لحظه دوباره چه گوارا می گشت و میخواست که چه گوارا اعدام شود در دیدار بعدی چه گوارا با پرون او گفت که نقشه ی انقلاب از بولیوی شروع می شود و بعد از ان سراغ آرژانتین می روند پرون به چگوارا گفت که این نقشه خودکشی است اما چه گوارا به حرف پرون گوش نکرد چگوارا در این مدت خاطرات خودش در کنگو را نوشت و مانند کتاب های قبلی خود چاپ کرد
🟤چه گوارا با تمام شدن کار خود در پراگ به صورت مخفیانه و با نام جعلی وارد بولیوی شد ابتدا گروه چریکی خود را درست کرد او مانند کاری کرد در کوبا کرد به مناطق روستا نشین بولیوی می رفت و با آموختن روش جنگ به دهقانان لشکر خود را جمع کند او لشکری ۵۰ نفری ساخت اما در بولیوی چه گوارا اشتباه های بزرگی کرد مهم ترین اشتباه او اعتماد به ادم هایی بود که ان هارا نمی شناخت و یکی از همین ادم ها کار دست چگوارا داد . وقتی او وارد بولیوی شده بود و خبر رسیدن او به بولیوی همه جا پخش شد دولت بولیوی با حمایت آمریکا به دنبال چه گوارا بودند و مبلغی جایزه را برای چگوارا گذاشته بودند در ۷ اکتبر سال ۱۹۶۷ یک خبر چین به دولت بولیوی اعلام کرد که چگوارا در دره یورو است
پارت ۴
🔵در صبح ۸ اکتبر دو لشکر ۱۸۰ نفری دولت بولیوی سریعا دره را محاصره کردند و چه گوارا در این دره ابتدا مجروح شد و بعد اسیر شد یکی از کسانی که در درگیری حضور داشت می گوید که بعد از درگیری چگوارا اسلحه خود را به نشان تسلیم شدن به زمین گذاشت و گفت من چه گوارا هستم به من شلیک نکنید من زنده باشم بیشتر ارزش دارم تا مرده. چه گوارا در مدرسه ای نزدیک در یکی از روستا های ان منطقه بردند از او بازجویی می کردند اما هرچی انها می گفتند چگوارا یا نمی گفت با خیلی آرام دروغ می گفت کسانی که چگوارا دیدن گفتند که در انجا پای راستش تیر خورده بود موهایش نا مرتب و خاکی بود و اصلا حال خوبی نداشت پس از از ۱ روز بازجویی خبر رسید که رئیس جمهور بولیوی ( رنه بارینتوس )دستور داده که چگوارا اعدام شود ولی آمریکا مخالف بود میخواست که چگوارا به پاناما بیاید و انجا اطلاعات بیشتری از چگوارا کسب کنند اما رئیس جمهور بولیوی مخالفت کرد فيليكس رودریگز افسر آمریکا که مسئول گرفتن چگوارا و اطلاعات گرفتن از او بود کلی به چگوارا اسرار کرد که اصلاعات بدهد اما چگوارا هیچ چیز نگفت .
🔴فيليكس رودریگز حدود ۳۰ دقیقه پیش از کشته شدن گوارا تلاش کرد تا او را وادار به اعتراف در مورد محل اختفای دیگر چریک ها که آزاد بودند کند اما گوارا پاسخی نداد. سپس رودریگز و چند سرباز دیگر به گوارا کمک کردند سر پا ایستد او را بیرون کلبه بردند. رودریگز و دیگر سربازان با گوارا عکس دسته جمعی گرفتند و رودریگز به گوارا اطلاع داد قرار است اعدام شود کمی بعد یکی از سربازانی که از گوارا محافظت می کرد از او پرسید آیا به جاودانگی خود فکر می کنی گوارا پاسخ داد نه من به جاودانگی انقلاب می اندیشم چند دقیقه بعد تران برای شلیک به او وارد کلبه شد؛ گوارا برخاست و و واپسین کلمات خود را بر زبان آورد میدانم که تو برای کشتن من آمدی شلیک کن بزدل تو تنها می خواهی یک نفر را بکشی تران برای لحظه ای درنگ کرد، سپس M2 کارابین را به سمت گوارا نشانه گرفت و به بازوها و پاهای چه شلیک کرد گوارا که روی زمین به خود می پیچید شلیک بعدی تران زخم کشنده ای در سینه گوارا ایجاد کرد. مطابق گفته رودریگز گوارا در ساعت ۱:۱۰ پس از ظهر به وقت محلی درگذش در مجموع تران ۹ بار به گوارا شلیک کرد پنج بار به پاها یک بار به شانه و بازوی راست و یک بار در سینه و آخرین گلوله به گلو چه گوارا شلیک شد
⚫️چگوارا در ۹ اکتبر سال ۱۹۶۷ در گذشت جسد چگوارا را نگه داشتند تا چند عکس از او بگیرند و چند آزمایش بگیریند که مطعمن شوند چگوارا بوده پس آزمایش معلوم شد ارنستو چگوارا خودش بوده جنازه او ابتدا در بولیوی خاک شد ولی با اسرار همه بعدا در کوبا دفع شد تمام کشور هایی که چگوارا به انجا رفته بود اعزای عمومی اعلام کردند و مردم راهپیمایی های بسیاری را به یاد چگوارا انجام دادند پس از ۳۰ سال مرگ چگوارا در ۱۷ اکتبر سال ۱۹۹۷ در سانتا کلارا کوبا به خاک سپرده شد
🟢چه گوارا پزشک ، یکی از بهترین فرمانده جنگ های چریکی، ناجی مردم ، کمونیست چپ گرا در طول زندگی خود در ۳ انقلاب شرکت کرد و خدمات بسیار زیادی را به مردم ظلم دیده انجام داد هیچکس نمی تواند چگوارا را بفهمد به جرعت می توان گفت که یک مرد کامل و فوق العاده بود. در طول زندگی خود ۵ کتاب منتشر کرد که شامل اسطوره ی عصیان ، خاطرات موتورسیکلت ، انسان و سوسیالیسم در کوبا ، خاطره های جنگ انقلابی ، خاطرات ارنستو چه گوارا در بولیوی. او در حدی در جنگ های چریکی موفق بود که یک کتاب هم کامل درباره جنگ های چریکی نوشت که استقبال مردم قرار گرفته شده است
📚منبع: هر ۵ کتاب خود چگوارا ، زندگی انقلابی، رفیق ، چه گوارا چه کسی بود
✍🏻 #Yasin
🆔 @Tarikhism | تـاریخیسـیم
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ذبیح الله منصوری
شاید فکر کنید فقط چت جی پی تی وقتی اطلاعات نداشته باشه از خودش چرت و پرت در میاره؛ اما میخوام نسخه انسانیش رو معرفی کنم که یکی از نویسنده های جالب تاریخ ایرانه.
کسیکه کتاباشو کسی نمیخونده میومده میگفته اینو فرانسویا نوشتن من ترجمه کردم.
کلا نویسنده اصلی کتاباش یا واقعی نبوده،
یا واقعی بوده همچین کتابی نداشته،
یا همچین کتابی بوده نویسندش یکی دیگه بوده یا جفتشون غیرواقعی بودن😂😂😂
بعد اتفاقات تاریخی رو به صورت داستانی تحریر کرده و به نام یه نویسنده خارجی زده و گفته من اینو ترجمه کردم!
کتاب زیاد داره اگه میخواید:
سه تفنگدار ده جلدی قبل طوفان هشت جلدی استالین تزار سرخ و منم تیمور جهانگشا و خواجه تاجدار ووو
✍🏻 #Emad
🆔 @Tarikhism | تـاریخیسـیم
امروز زاد روز الفرد نوبل است کسی که ایده خود توانست طرحی اجرا کند که سال ها است که یکی از بزرگترین طرح های جهان شکل گرفت
جایزه نوبل
🔴الفرد نوبل یک شیمیدان معروف بود که توانست با استفاده از ازمایشات زیاد ماده ای به نام دینامیت را اختراع کند اما هدف الفرد این بود که دینامیت برای حفر کوه ها برای راه سازی استفاده برای جاده سازی و... بود اما بر خلاف ایده خود دینامیت بیشتر در جنگ ها استفاده شد و هر لحظه نوبل منفور تر می شد و الفرد افسرده تر بخاطر اختراع خود. صبح یک روز که الفرد طبق هروز اول روزنامه می خرید و می خواند چیزی دید که شوکه شد در تیتر روزنامه نوشته شده بود (فرشته مرگ مرده است دکتر آلفرد نوبل فردی که برای ایجاد راهی برای کشتن افراد بیشتر در زمان کمتر ثروتمند شده بود دیروز فوت کرد) الفرد که فهمید به چشم مردم یک فرشته مرگ دیده میشود تصمیم گرفت که این ذهنیت را پاک کرد اون قسم خورد که تمام دارایی های خود را صرف صلح مردم کند پس ایده جایزه نوبل به سرش خورد او به کسی چیزی نگفت . نوبل تا زمانی که از دنیا رفت تمام ثروت خود را جمع کرد و قبل از انکه بمیرد که وصیت نامه نوشت که بعد از مرگ ان را پیدا کردند
⚫️این سرمایه باید توسط مجریان وصیتنامه برای خرید اوراق بهادار مطمئن سرمایه گذاری شود تا از سود آن هر ساله به افرادی که در سالهای آینده برای بشریت بهترین بهره ها را به ارمغان می آورند جوایزی اعطا شود. سود حاصل از سرمایه مذکور باید به پنج قسمت مساوی تقسیم شده و به پنج مورد زیر اختصاص یابد یک قسمت به شخصی که به مهمترین کشف یا اختراع در زمینه فیزیک دست زده باشد؛ یک قسمت به شخصی که به مهمترین کشف یا پیشرفت در زمینه شیمی دست زده باشد؛ یک قسمت به شخصی که به مهمترین کشف در زمینه فیزیولوژی یا پزشکی دست زده باشد؛ یک قسمت به شخصی که در عرصه ادبیات با ارزش ترین اثر را با گرایشی آرمان گرایانه خلق کرده باشد و یک قسمت به شخصی که برای ایجاد برادری در میان ملتها و یا حمایت از همایش های صلح طلبانه بزرگترین و بهترین کار را انجام میدهد.
🟣نزدیکان نوبل بعد از خواندن این نامه تعجب کردن که حتی ۱ دلار هم سرمایه خود را برای ارث به کسی نداده پس از کلی دعوا و دادگاه بالاخره وصیت نامه الفرد به رسمیت شناخته شد و پروژه جایزه نوبل استارت خود و نهایتا در ۱۰ دسامبر سال ۱۹۰۱ دقیقا در سالروز مرگ الفرد نوبل این جایزه به نفرات انتخاب شده اهدا شد. پس گذشت سال ها اقتصاد هم به گزینه های جایزه شد و هرسال این جایزه در فنلاند اهدا می شود و تنها جایزه صلح در کشور نروژ اتفاق می افتد
📚منبع:کتاب آلفرد نوبل اثر کتی جو وارگین
✍🏻 #Yasin
🆔 @Tarikhism | تـاریخیسـیم
شب هالووین رو به هیچکس تبریک نمیگم.
وارد شدن چنین رسوماتی در تضاد با فرهنگ ایرانی بوده و تنها نشان از تسلط و نفوذ فرهنگ غرب بر فرهنگ ایرانی است.
هرآنچه امروز بر عقاید نوجوانان ما اتفاق میافتد علت آنرا در خودتان پیدا کنید.
آیا شما در پاسداری از فرهنگ و هویت ایرانی تلاش کردید؟
✍🏻 #Amin
🆔 @Tarikhism | تـاریخیســمــ
لیست تمام پادشاهان ایران
توجه این لیست کامل نیست و فقط نام پادشاهان مهم امده است
🔴دوران اساطیری و نیمهتاریخی
- کیومرث
- هوشنگ
- طهمورث
- جمشید
- ضحاک
- فریدون
- منوچهر
- نوذر
- زو
- گرشاسپ
- کیقباد
- کیکاووس
- کیخسرو
- لهراسپ
- گشتاسب
- بهمن
- همای
- داراب
- دارا
عهد باستان
🔵 مادها
- دیاکو
- فرورتیش
- هووخشتره
- ایشتوویگو
🟢 هخامنشیان
- کوروش بزرگ
- کمبوجیه
- بردیا
- داریوش بزرگ
- خشایارشا
- اردشیر اول
- داریوش دوم
- اردشیر دوم
- اردشیر سوم
- داریوش سوم
🟣 اشکانیان
- ارشک یکم
- تیرداد یکم
- اردوان یکم
- فرهاد یکم
- مهرداد یکم
- فرهاد دوم
- اردوان دوم
- اردوان سوم
- مهرداد دوم
- اردوان چهارم
- فرهاد سوم
- مهرداد سوم
- اردوان پنجم
- بلاش یکم
- بلاش دوم
- بلاش سوم
- بلاش چهارم
- اردوان پنجم
⚫️ ساسانیان
- اردشیر بابکان
- شاپور یکم
- هرمز یکم
- بهرام یکم
- بهرام دوم
- بهرام سوم
- نرسی
- هرمز دوم
- شاپور دوم
- اردشیر دوم
- شاپور سوم
- بهرام چهارم
- یزدگرد یکم
- بهرام پنجم
- یزدگرد دوم
- هرمز سوم
- پیروز یکم
- بلاش
- قباد یکم
- خسرو انوشیروان
- هرمز چهارم
- خسرو پرویز
- قباد دوم
- اردشیر سوم
- شهروراز
- پوراندخت
- آذرمیدخت
- یزدگرد سوم
بعد از اسلام
🟤 طاهریان
- طاهر بن حسین
- عبدالله بن طاهر
🔴 صفاریان
- یعقوب لیث
- عمرو لیث
🟣 سامانیان
- اسماعیل سامانی
- نصر دوم
🔵 آل بویه
- علی بن بویه
- عضدالدوله
🟢 غزنویان
- محمود غزنوی
- مسعود غزنوی
🟣 سلجوقیان
- طغرل بیک
- آلب ارسلان
- ملکشاه
- سنجر
🟤 خوارزمشاهیان
- علاءالدین تکش
- محمد خوارزمشاه
- جلالالدین
🔴 ایلخانان
- هلاکوخان
- اباقاخان
- غازانخان
- اولجایتو
- ابوسعید بهادرخان
🔵 تیموریان
- تیمور گورکانی
- شاهرخ
- الغبیگ
- ابوسعید
⚫️ صفویان
- شاه اسماعیل اول
- شاه طهماسب
- شاه عباس بزرگ
- شاه صفی
- شاه سلطان حسین
🟢 افشاریان
- نادرشاه
- عادلشاه
- شاهرخمیرزا
🟣 زندیان
- کریمخان زند
- لطفعلیخان زند
🟤قاجاریه
- آقامحمدخان
- فتحعلیشاه
- محمدشاه
- ناصرالدینشاه
- مظفرالدینشاه
- محمدعلیشاه
- احمدشاه
🔵 پهلوی
- رضا شاه
- محمدرضا شاه
✍🏻 #Yasin
🆔 @Tarikhism | تـاریخیسـیم
داستان اشنایی شمس و مولانا
🔴در زمانی که مولانا در شهر قونیه می گذشت و از بازار می گذشت تمام بازاری ها به احترام مولانا دست از کار می کشیدن و به مولانا احترام می گذاشتن در یکی از این روزها مولانا از بازار داشت می گذشت و با مردم احوال پرسی می کرد در همان حین یک پیرمرد ژولیده و نامرتب به مولانا نزدیک شد و اسبش رو نگه داشت مردم که به خاطر گستاخی مرد خشمگین شده بودند می خواستن به ان مرد نزدیک شن که مرد رو به مولانا کرد و گفت
🔵: مولای این شهر تویی ؟
مولانا گفت بله
پیرمرد : من ازت یه سوالی دارم
مولانا : سوالت رو بپرس
پیرمرد :مقام حضرت محمد بالاتره یا بایزید بسطامی مولانا : معلوم است حضرت محمد
پیرمرد :پس چرا بایزید گفته سبحانی سبحانی ما اعظم شانی اما حضرت محمد گفته ما عرفناک حق معرفتک
مولانا : چون بایزید تنگ حوصله بود به یک جرعه اربده کرد اما حضرت محمد دریانوش بود یا یک جام عقل و سکون خود را از دست نداد
بعد از این سوال و جواب بسیار زیبا مولانا شیفته و عاشق علم و درس عاشقی شمس شد مولانا شمس رو به خانه خود دعوت کرد و از او درخواست کرد که به او هرچه یاد دارم بی اموزد شمس گفت قبول است اما شروطی دارد که خود مولانا این شرط را نوشته است
⚫️مُرده بُدم زنده شدم، گریه بُدم خنده شدم
دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم
دیدهٔ سیر است مرا، جان دلیر است مرا
زَهرهٔ شیر است مرا، زُهرهٔ تابنده شدم
گفت که: «دیوانه نهای، لایق این خانه نهای»
رفتم دیوانه شدم سلسله بندنده شدم
گفت که: «سرمست نهای، رو که از این دست نهای»
رفتم و سرمست شدم وز طرب آکنده شدم
گفت که: «تو کشته نهای، در طرب آغشته نهای»
پیش رخ زندهکُنش کشته و افکنده شدم
گفت که: «تو زیرککی، مست خیالی و شکی»
گول شدم، هول شدم، وز همه برکنده شدم
گفت که: «تو شمع شدی، قبلهٔ این جمع شدی»
جمع نیَم، شمع نیَم، دودِ پراکنده شدم
گفت که: «شیخی و سَری، پیشرو و راهبری»
شیخ نیَم، پیش نیَم، امرِ تو را بنده شدم
گفت که: «با بال و پری، من پر و بالت ندهم»
در هوسِ بال و پرش، بیپر و پرکنده شدم
گفت مرا دولت نو: «راه مرو رنجه مشو
زانک من از لطف و کرم سوی تو آینده شدم»
گفت مرا عشقِ کهن: «از برِ ما نقل مکن»
گفتم: «آری، نکنم، ساکن و باشنده شدم»
چشمهٔ خورشید تویی، سایهگه بید منم
چونک زدی بر سر من، پست و گُدازنده شدم
تابش جان یافت دلم، وا شد و بشکافت دلم
اطلس نو بافت دلم، دشمن این ژنده شدم
صورت جان، وقت سحر، لاف همیزد ز بطر
بنده و خربنده بُدم، شاه و خداونده شدم
شُکر کند کاغذ تو از شَکر بیحدِ تو
کآمد او در بر من، با وی ماننده شدم
شکر کند خاک دُژم، از فلک و چرخ به خم
کز نظر و گردش او، نور پذیرنده شدم
شکر کند چرخِ فلک، از مَلِک و مُلک و مَلَک
کز کرم و بخشش او روشن بخشنده شدم
شکر کند عارف حق کز همه بردیم سبق
بر زبر هفت طبق، اختر رخشنده شدم
زُهره بدم ماه شدم، چرخ دو صد تاه شدم
یوسف بودم ز کنون یوسف زاینده شدم
از توام ای شهره قمر، در من و در خود بنگر
کز اثر خندهٔ تو، گلشنِ خندنده شدم
باش چو شطرنج روان، خامش و خود جمله زبان
کز رخِ آن شاهِ جهان، فرّخ و فرخُنده شدم
📚منبع : غزل شمارهٔ ۱۳۹۴: دفع مده دفع مده من نروم تا نخورم
غزل شمارهٔ ۱۳۹۲: یار شدم، یار شدم، با غم تو یار شدم
🟢بعد از این گفت گو خلوت مولانا و شمس ۳ ماه تموم طول کشید و توی این مدت به طور بسیار کم با دیگران حرف می زدند و اینگونه داستان اشنایی شمس و مولانا شکل گرفت
✍🏻 #Yasin
🆔 @Tarikhism | تـاریخیسـیم
مرگ کلئوپاترا
⚜⚜⚜
🔴کلئوپاترا اخرین زن و فرمانروای مصر که با دو فرمانروا رومی با نام های ژولیس سزار و مار انتونی در رابطه بود و زندگی بسیار عجیبی داشت با مرگ عجیبی هم از دنیا رفت. کلئوپاترا اول با ژولیس سزار در رابطه بود ولی بعد از مرگ ژولیس سزار به سراغ مارک انتونی و هر دو بی نهایت عاشق هم شدند انها بعد بچه دار شدن و به قدرت رسیدن در روم پس از چند جنگ به سراغ حمله به ایران رفتند که یکی از بزرگترین لشکر کشی های روم هم حساب می شود.
🔵انها با لشکری ۱۲۰ هزار نفره به ایران حمله کردند که به حمله مارک انتونی به ایران معروف شد مارک همراه با کلئوپاترا به سوی ایران حرکت کردند اما شرایط تغییر کرد و سربازان اشکانی کاری بر سر سپاه روم اورند ۲۵ هزار نفر سپاه روم کشته داد و تا رسیدن به روم و گذر از رود ارس ۵ هزار نفر دیگه هم کشته شدن و سپاهی که ۱۲۰ هزار نفره رفته بود ۹۰ هزار برگشت پس از این خبر فاجعه بار همه مردم و بزرگان روم بر علیه مارک انتونی و مخصوصا کلئوپاترا شده بودند انها تصمیم حمله به اکتاویان گرفتند که موافق بود با امپراطوری شدن رو بود و با حمله اکتاویان در نبرد اکتیوم باز هم به طور فاجعه باری شکست خوردند و بعد از این نبرد مارک انتونی و کلئوپاترا به مصر فرار کردند اما چیزی نگذشت که مصر هم به دست اکتاویان افتاد مارک انتونی با اخرین بازمانده های خود دست به حمله زدند اما شکست خورند سپاه مارک انتونی اسیر شدند ومارک انتونی تنها ماند
🟣در این لحظه با ۲ روایت از مرگ کلوئپاترا و مارک انتونی داریم روایت اول : در این روایت که ضعیف تر است نوشته شده که کلئوپاترا و مارک انتونی باهم یک قراری گذاشتن که وقتی شکست خوردند باهم یک خودکشی عاشقانه داشته باشن و هردو خودکشی کنند اینجا در این روایت اورده شده که وقتی سپاه مارک انتونی اسیر شد یک پیک به مارک میرسد و در ان نوشته شده که کلئوپاترا خودکشی کرده و مارک هم که بسیار شیفته کلئوپاترا بود شمشیر خود را می کشد و در شکم خود فرو می برد پیک هم بدن نیمه جان مارک را پیش کلئوپاترا می برد و انجا مارک می بیند که کلئوپاترا زنده است کلئوپاترا هم پس یک گفت گو عاشقانه یک مار سمی می اورد و مار هم هر دو ان هارا نیش می زند و هرو می میرند که این روایت بسیار صغیف است چون کلئوپاترا زن بسیار زیرکی بود و به همین راحتی تسلیم نمی شد
⚫️روایت دوم: مارک انتونی پس از خواندن پیام پیک همان جا خودکشی می کند و میمیرد اما کلئوپاترا زنده است و به دروغ به مارک انتونی گفته بود که مرده است تا خودکشی کند و او قدرت در دست بگیرد بعد از خودکشی مارک انتونی کلئوپاترا بسیار جواهر به اکتاویان می دهد و به نشانه ی همبستگی یک نامه هم به او می دهد تا مثل کاری که با بقیه کرد این بار هم با اکتاوین کند و با او ازدواج کند اما اکتاوین قبول نمی کند و تصمیم می گیرد تا کلئوپاترا رو به روم ببرد و انجا تحقیرش کند کلئوپاترا با فهمیدن این خبر سریعا دست به خودکشی می زند و میمیرد تا تحقیر نشود و اکتاوین بچه های کلئوپاترا را به جای خودش به روم می برد و تحقیر می کند که این روایت بسیار قوی تر از روایت دوم است. و این گونه مرگ کلئوپاترا مانند یک راز در تاریخ ماندگار می شود
📚منبع:کتاب کلئوپاترا اثر كالين فالكنر
✍🏻 #Yasin
🆔 @Tarikhism | تـاریخیسـیم
ساعت مارکار یزد
⚜⚜⚜
🔴ساعت فردوسی که به خاطر نام سازنده ان پشوتن جی دوسابایی مارکار به ساعت مارکار معروف شد یک ساختمان ، ساعت بزرگ و زیبا در میدان مارکار یزد است.این ساعت همراه با مجموعه دبستان و دبیرستان مارکار در سال ۱۳۱۳ برای زرشتیان یزد افتتاح شد.ساعت مارکار یه بنای مربعی فوق العاده است که ۱۸ متر ارتفاع دارد و با اینکه ۸۰ سال گذشته است اما بنای ان سالم است و اسیبی ندیده این ساعت هر هفته یک بار کوک می شود و هر ۱ ساعت در میدان شروع به زنگ زدن می کند. مهمترین و معروفترین ویژگی این میدان و ساعت این است که در نقطه وسط ایران قرار دارد که بعضی این بنارا به وسط ایران هم می شناسند . و در اخر این بنا در سال ۱۳۱۵ جزو مکان های گردشگری یزد به ثبت رسید و همچنان این ساعت سالم است و کار می کند
📚منبع:کتاب جای نام های یزد
✍🏻 #Yasin
🆔 @Tarikhism | تـاریخیسـیم