با یه درجهای از آب دوش میگیرم که اگه یه پیاز و دوتا هویج بندازن کنارم بوی زهمم گرفته میشه.
@tarrkhoon; ִֶָ
در اندوه خویش آرام بنظر میرسید در حالی که قلبش از جنگهای بیپایان خسته بود:)
@tarrkhoon; ִֶָ
یروز تو میفهمی من مثل بقیه نبودم و اون روز ، تو برام مثل بقیهای .
@tarrkhoon; ִֶָ
وسط گریه کردن صدام کردن رفتم نشستم هندونه خوردم اومدم ادامه دادم. چقد سخته زندگی با خانواده.
@tarrkhoon; ִֶָ
پریود تمام تلاشی که در طول ماه برای بهتر شدن روابطم با انسانها انجام میدم رو هیچ و پوچ میکنه.
@tarrkhoon; ִֶָ
دراینمدت،زندگیبهگونهایسپریشدهاست
کهمیتوانمسالهابدونآنکههیچاتفاقغم
انگیزیرخبدهد،غمگینبمانم.🪴❤️🩹
@tarrkhoon; ִֶָ
این متن از کتاب "شبهای روشن" چقدر این روزها قابل درکه:
موضوع نگه داشتن امید در روزها نبود.
موضوع نگه داشتن امید در شبها بود.
شب چیزی داشت که روز نداشت
تاریکی، سکوت، تنهایی
و او میدانست که اگر شبها امید را زنده نگه دارد،
در روز امید او را زنده نگه خواهد داشت..✨
@tarrkhoon; ִֶָ