درسته که ابتهاج میگه:
«خون می چکد از دیده در این کنج صبوری
این صبر که من میکنم افشردن جان است ...»
اما تو
آروم باش،
ببین،
بشنو،
بگذر،
خرده نگیر
و یادت بمونه که گاهی صبر خودِ تلاشه🤍
@tarrkhoon; ִֶָ
این متن خیلی حق و عجیب بود:
" قبل از ازدواج باید به تفاوت های ظاهری، خانوادگی، تحصیلی، فرهنگی و... فکر کرد.
بعد از ازدواج هم باید به شباهت ها و پیدا کردن اونا فکر کرد.
کاری که اغلب ما دقیقا برعکس انجام میدیم
قبل از ازدواج به دنبال شباهت ها هستیم
بعداز ازدواج به دنبال تفاوت ها"
@tarrkhoon; ִֶָ
داشتم کتاب«در انتظار بوجانگِلز» اثر اولیویه بوردو رومیخوندم..
این تیکه اش واقعا حق بود:
"مادرش به او یاد داد که همه را «شما» خطاب کند..
چون معتقد بود که «تو» گفتن زمینه ساز سلطه دیگران بر ماست!
به او گفته بود «شما» اولین سد امنیت در زندگی است..!"
@tarrkhoon; ִֶָ
یه عزیزی میگفت:
"وقتی شما برای بار دوم قلبت رو به کسی میدی از بارِ اول اعتماد خیلی بیشتری میخواد. وقتی قلبی که یکبار به تمامی خُرد شده و به سختی سرهمش کردی رو با دستهای خودت به یه نفر دیگه میبخشی یعنی اون طرف اونقدر بهت حس امنیت و آرامش داده و حامی بودن رو یاد گرفته که میتونه یه چسب زخمِ بزرگ بشه روی تموم خاطراتت گذشته ات و نوری باشه که تموم زندگیت دنبالش بودی..!"
@tarrkhoon; ִֶָ
عشق شاید اشتباهی بین ما باشد
ولی گاه گاهی حال ما را اشتباهی خوب کن.. :)
@tarrkhoon; ִֶָ